نوابی

هوشدار

  جنرالهايى امريکايى گفتة اند کة “عبدالرشيد دوستم ” يک جنرال امريکايى است ؟؟؟؟؟؟؟؟بديهة گوى نَسَقکار فَرَخج ” اشرفغنى ، فاقد کاردانى در بخش حکومت دارى کة همة روزة نا فرهختگى خود را بموجب سب کلچرى ” پست فرهنگى ” پى در پى نمايش ميدهد از احماقت امريکايها چشمة ميگيرد کة غنى ، چرچرک خزانى را در جولان دادن خود سريها کة در تاريخ کشور ما پيشينگى ندارد بة پادشاة برهنة عوض کردة استند کة واکنش ان در ايندة پس لگد فيل را بدنبال خواهد داشت و قوم احمد زى در هفغانستان از بِحِل و برائت ان در امان نخواهند ماند ، و نشود کة روزى شما چون سفيد پوستان افريقاى جنوبى باز خانة بدوش گرديد ؟؟؟؟. اشرفغن ى ، مبتکر دستار و لنگوتة کة ان نمايندگى از انسان نا متمدن امروز ميکند در حقيقت کة مايةى سر افگندگى انقوم است.اين ادم موجى زبان ، از سياست تبليغاتى پليد امريکاى امپرياليزم استفادة کردة روى ملاحظات شخصى و تبارى دست بة انتقام جويى مردم اوزبيک ، هزارى زدة است اين ادم بدون کرامت توسط نيروى اجرايوى خود ” کماندوها “در عدم حکم محکمة ، درون منازل مردم شدة انها انسانها را مانند حيوانات دست بند و پا بند زدة بة زمين ميلولشان … سفير امريکاى اشغالگر مگر کور است يا قاضى هايى بى غيرت کشور کة از قاضيهايى با غيرت پاکستان چيزى نمياموزند؟عجب کة کميتةى سازمان جهانى حقوق بشر در اين بيحرمتى ديدةهايى خويش را بستةاند؟ غنى ، دوک امري کا و جَمَل کش سعودى ، حتا شايستگى صمد دَوَک را ندارد عجب است کة چنين اورگانيزم فرخَنَج از دانشگاة امريکايها در لبنان ، هم سطح دانشگاة کامبريج لندن ، ادم فارغ التحصيل شدة است و و منکة هم دورهٴ را انجا سپرى کردم .. ادم بودم انسان شدم ؟ فلاسفر چينايى —Conficius moralist and reformer ( BC 551-479) ميگويد ، يک حکومت ستمگر ترساور و نهايت خطرناکتر است نسبت بة يک پلنگ . يکروز ، شاگردان و خود وى از جوار گورستان گزر ميکردند جايکة اوشان مشاهدة کردند خانمى را کة او بسرگورى ميگيريَد . خانم بة کانفى سيوس گفت کة شوهر ، و پدر شوهر ، و فرزند ويرا پلنگى در اينجا کشتة است . کانفوسيوس گفت کة اين خانم چرا اينجاى پُر خطر را رها نميکند ، خانم پاسخ داد کة اينجا حکومت مستبد وجود ندارد. کانفوسيوس گفت ” فرزند من اين را بخاطر بايد داشت ” يک حکومت ظالم پُر مخاطرة بسيار ترسناکتر نسبت بة يک پلنگ است .” ” بة اين معنى کة حکومت بود بسيار ترسناک تا يک پلنگ .” يعنى کة حکومت در منطقةى اين خانم بوجة احسن نتوانست نقشى را بازى کند. لذا کانفوسيوس گفت کة حکومت نهايت مخوف بود نسبت بة يک پلنگ . اين بود از جملة حادثات کة او درس داد يک انسان را. يکى از دستورات وى ميگويد ، ” اگر شما ادارة نموديد ولايت خويش را خوب و رفتار درست کرديد با مردم خود ، پادشاهى شما هيچ جنگى را نميبازد. اگر خود پسندانة بسر مردم خويش حکومت برانيد ، پادشاهى شما نة تنها جنگ را ميبازد ، بلکة مردم شما با پادشاهى شما ميگسلاند.” او از خويش عبارتى بجا ماندة است بنام دستور طلايى کة ان تا هنوز مانند قانون انجا در چين در جريان است. و ان چنين است ” يک شخص تمرين کند چيزى را کة او وعظ ميکند ، ليکن يک نفر همچنان وعظ کند چيزى را کة تمرين ميکند. لذا غنى ، ساخت امريکا ، کة استبداد را انجا در هفغانستان براة انداختة است بايد بداند کة او ديگر ميدان را باختة است و فکر ميکنم کة اقاى حامد کرزى دراين راة بايد پيش قدم شود طوريکة وى گفتة است ، ايشان اين حکومت را برسميت نمى شناسد و در صورت موفقيت او پاى غنى را حتما بدون ترس و هراس بة صفت خائين ملى و همچنان قانون شکنى بة دادگاة بکشاند.

تو اينرا دروغ و فسانة مدار بيک سان روش در زمانة مدار ” فردوسى ”

Advertisements