احتمالاً یک جان کیری ثانی به کابل و شمال سفر خواهد کرد و بحث تدویر لویه جرگه یا حکومت مؤقت به رهبری استاد سیاف قوی تر خواهد شد.

گردش اعتراضات مشابه به قیام، در محور های فاریاب، تخار و جوزجان، طشت بلاهت لجوجانۀ کهنه پرستان سیاسی مستقر در ارگ را از بام فرو انداخت. این گیرودار، تنها بیانگرِ ایستاده گی تاریخی خلق ازبِک نیست؛ چیزهای دیگری نیز در جریان است.

سال پار، کمین ناکام اما مرگباری به جان جنرال دوستم به راه افتاد که دست کم جان۵۰ تن از پاسبانان برگزیدۀ جنرال به خاک هلاکت افتادند؛ شخص جنرال شورای امنیت ملی را مستقیم به سازماندهی آن یورش ناگهانی متهم کرد؛ اما چنین خیزشی سریالی اتفاق نیفتاد.

قوای ناتو به خواهش غنی- اتمر از فرود هواپیمای حامل جنرال به فرودگاه مزارشریف و پرواز طیاره حامل عطا محمد نور به استقامت قندهار جلوگیری کرد؛ اما هیچ اتفاقی نیفتاد.

پس بعد از اختطاف فرمانده نظام الدین قیصاری چه پیش آمده است؟ این گیرودار ها از نظر زمانی، ظاهراً خیلی حساب شده اند. تمامیت قیام ( تا هنوز مدنی) شمال از نظر محاسبات اطلاعاتی، اجلاس مهندسی شدۀ علما درمکه را مستقیم هدف گرفته است. یکی از جنبه های این قیام، دادن پاسخ ابتدایی به توطئه ای بزرگ در مکه است که پای عربستان را به جنگ ایران در خاک افغانستان باز کرده است. این پروژه، آشکارا از سوی وزیر دفاع امریکا حمایت شد.
>مهم ترین حادثه موازی، اعلام قریب الوقوع ائتلاف مرکب از جریان ها و هسته های سیاسی مخالف دکترغنی، با حضور جمیعت، جنبش، وحدت ( شاخه محقق)، حزب افغان ملت و برخی شاخه های تازه تشکیل است که میخ محکمی بر تابوت اعتبار غنی وارد می آورد. مهم ترین چهرۀ غیر جهادی این ائتلاف دکترانورالحق احدی است که از نفوذ چندانی در میان پشتون ها برخورد دار نیست. سایر شبکه های کوچک پشتون درین ائتلاف، فقط در حد زیرمجموعه های جریان غالب می توانند به حساب آیند.

این ائتلاف که بر محور جریان غالب در شمال شکل گرفته، هرچند فرصت طلبان قرار دادی را دو باره به میدان کشیده، با اهداف و نقشه های امریکا نیز همخوانی ندارد؛ بنا برین، دیر یا زود متلاشی و منشعب می شود و هیچ رکن آن در رأس قدرت قرار نخواهد گرفت.

توسعه ایستاده گی مردم در شمال، از نظر جامعه جهانی حادثه متعارف نیست؛ چیزی شبیه مقاومت ویتنام شمالی علیه ویتنام جنوبی تحت حمایت امریکا است. بنا برین، در اول کار، ممکن است یک جان کیری ثانی وارد میدان شود و پیشنهاد برگزاری لویه جرگه و حکومت مؤقت را مطرح کند. رهبری لویه جرگه وحکومت مؤقت در دست تیم دیگری خواهد بود که رئیس آن جز استاد سیاف و متحدان سیاسی اش کس دیگری تصور شده نمی تواند. از همین حالا می توان حدس زد که قصه اجلاس مکه «مفت» شده و پلان انتقال قدرت به طالبان و گلبدین با شکست رو به رو شده است.’گزارشنامه افغانستان

Advertisements