نوابی

ترس چيست ؟

ترس يک احساس نا خوشنود ، رُست ميشود از عقيدهٴ کة چيزى يا کسى خطر را بار مياورد ، مثلا رنج و تهديدى را . از اينجاست کة غَران غُر اواز ، غولان بى خبر اگر نر استند يا مادة از نالةى کم بنيةى ” weak force ” اقاى لطيف پِدرام ميترسند کة وى فاشيست است بايد با سنگ کشتة شود؟ من چندى پيش در همين سايت نگاشتة بودم کة ايا دوکتور لطيف پدرام فاشيست است ؟ البتة کة نة . پدرام چون جمال عبدالناصر از سن کوچکى انقلابى شد و تا حال او يک مرد انقلابى شکوهمند است و خار چشم ديوهايى کتة پاة کج کلچر . فاشيست کسى است کة او قدرت نظامى ، سياسى ، اقتصادى و ديگر را در دست داشتة باشد مثلا سرور کائن ات اقاى غنى احمد زى در ارگ کابل کة از پشتبانى بى دريغ کشورهايى فاشيست ) امريکا ، عرب سعودى ، انگليس ، اسرايل ، پاکستان ( و ديگر زندگى مالکانة و لحن خشن گفتار دارد ، لطيف پدرام کة از چنان امتيازات و پهلو بنديهايى کشورهايى فاشيستى بلکل محروم است ، او مرد صريح لهجة ، شجاع و افضل کلام کة نيازمند هر نوع دستگيرى و ستايش است ؟ فاشيت مذهبى ، عدهٴ ناچيز از ديوهايى ديورندى سبک مغز استند کة دوکتور نجيب رئيس جمهور پشتون خويش را بوضع شنيعى بکشتند ، بوداهايى نازنين باميان را انفجار دادند ، درختان ميوة را بة ارتباط ايةى کتاب محمد از ريشة کشيدند . همان نوکران درة در دست اجنبى ، اويزان از ريش اين شيخ و ان مادر ذنا با پشتون بى غيرت ديگر غنى احمد زى از ملتان در ارگ در يک چغلى استخوان ميخايند. فاشيست کسى است کة در سورهٴ حج ۶۶ ، ترا زندة ميکند ، ميميراند، باز زندة ميکندت ، فاشيست کسان استند کة زنها يعنى مادران را سنگسار ميکنند يا زندة در گور مينمايند؟؟؟؟؟؟؟ ..

  فاشيست -Albright – right وزير خارجةى بيل کلينتون است کة ميگويد : Fifty thousands of Iraqi Children dying as a result of US sanction against Sadam Hussen ” was Worth it”.

  پنجسد هزار کودکان عراقى اگر در نتيجةى بندشهايى اقتصادى امريکا در برابر ” صدام حسين ” ميمرند ” ميارزد “. هاى هران ! ايا کدام وقت اقاى پدرام در کدام مانوفيستو يا دکلاد خود گفتة است کدام کس را با سنگ بکُشيد؟ پس شما شاخ شکستةها ، چرا علت و معلول را پشت پاة ميزنيد ؟ هر انسان اين حق را د ارد تا عقيدهٴ ازاد خود را پيوند بقانون ازادى بيان ، ابراز نمايد . من يا اقاى پدرام ارزوى پاشان شدن عفغانستان را کة ان نهايت درد اور است اگر ميخواهيم ، مرتکيب وبالى نشدة استيم همچنان نام از خراسان يا فيدراليزم يا اريانا بردن را ، چرا کة در قران اللة با در نظر گرفتن احساس مسوليت ، از خويش افضليت نشان دادة ختم اللة على ليسانِهُم نگفتة است ، لذا مناظرات و گفت و شنفت ، عنصر بر جستةى روشنگرى از سر دادن تفاوتها بر مبناى دليل و ازمايشات علمى سر انجام کة بر تاريکى مسلط ميشود و سگ اصحاب کف را بة ادم عوض ميکند؟ هر تعديل ساختمان اجتماعى ، فرهنگى ، اقتصادى ، سياسى را کة لطيف پدرام خردمندانة استدلال ميکند شمار شغالان ، بدون مک ث و تامل از رهگزر رسانةهايى غير مسئول در برابر اقاى لطيف پدرام و ديگر تحليل گران اراستة و حقگو ، شروع بة غوس و پيخ زدن ميکنند ؟ Wall street journal called Massud who wone the cold war and he is the number one. وال ستريت ژورنال ، روزنامةى بسيار نامى امريکا ، مسعود را برندهٴ جنگ سرد و شمارة يکش بخواند پس عدة غُناجيها ، امادهٴ امالة چرا از قهرمان مسعود کة من ويرا مبارز ميخوانم و نة مجاهد غُبطة ميخورند مردم بى فرهنگ کة در منازلشان کتاب و نسخهٴ ادبى از ديدةها غيابت دارد تا حال معنى حرف پِدرام کة ان خوش و خُرَم ، نيکو ، فرخ ، خجستة ، پايندة و ديگر را گويند اگهى ندارند . انجا ويديوى را ديدم کة شخصى ، او پدرام را پَدَرَم بخواند. اقاى اشرف غنى ، کة او بة رهزن گريزى ميماند اعلان ک رد کة زبان پشتو را دوبارة زندة ميکند و Tulip عفغانستان را کة هالينديها انرا بة سرقت بردةاند از انجا واپس ميخواند ، چنين ادم ابلة و نادان از فرقهٴ سوتى خان بايد کة رئيس جمهور حيوانات بشود. خَلَو مغز سفستة گو کة تا کنون غول است بايد در خدمت رئيس جمهور فلپاين Rodrigo Duterte يا رئيس جمهور تاجکستان همسايهٴ ما در شمال امام على “رحمان” درايد تا کة او ادم بشود و بعد انسان ، اين پيخزن تا حال نفهميدة است کة زبان پشتو ، زبان فارسى است مثلا کوچک = کوچنى ، سولى = صلح ، آب = اوبة ، ترش = تريخ ، هندوانة = هندوان ة ، اودس = آب دست و ديگر و ديگر. او از زبان فارسى بسيار ترس دارد نمى دانم چرا … از اينجاست وى نا اگاهانة نالة ميزند کة زبان او در حال مردن است؟ ترس چيست ؟ يک احساس نا خوشايند رُست شدة از عقيدهٴ گويا انجا است چيزى يا کسى کة رنج را بار مياورد يا تهديدى را. ايا شما از خفقان رنج ميبريد ؟ ايا ترس موفقيت شما را محدود ميسازد ، ترس با اموختن ، نيروى حقيقى شما را ازاد ميسازد تا کة چسان ترس را مسلط شد و بازى ميکند نقشى را در حيات شما.

  از ويکى پيديا : ترس احساس است و موجب ميشود تصور خطر يا تهديد را در اقسام بخصوص اورگانيزم ، کة واسطة ميشود ديگرگونى را در ميتابوليک و اعضاى فعال و جود و در نتيجة تحولى در عادت صورت ميگيرد مانند فرار کردن ، مخفى يا منجمد شدن از ترس واقعةى ، جگر خونى از ترس کة انرا فوبيا ميخوانند. اقاى لطيف پدرام اگر در ارتباط قضايايى تاريخى کشور فاش ميگويد ترسى ندارد و مخالفين بى هنر استند کة از وى ميترسند ، انکة کلانترين موفقيت براى وى است. انجا در درون مجلس نمايندگان شليختة خانم فرهنگ زدة ، از پايان ترين قشر جامعة را ديدم کة بسوى لطيف پدرام سنگ پرتاب ميکرد ؟

  Madalyn Murry O’ Hair (April 13, 1919 – September 29, 1995 ), was an American activist, founder of American atheist, and the organization’s president from1963 to 1986. She created the issue o American Atheist Magazin.She was the most hated woman in the United State, who took praye

out of the school.

اين شاة خآنم بى ترس -Madalyn Murry O’ Hair کة در ميان کليسايان ترس توليد کرد از مبارزين برجستة بضد مذهب در امريکا ميباشد کة م ذهبيون سبک سر امريکا از وى نهايت نفرت دارند . خانم دلير، O’ Hair نة تنها دروازهٴ دعا و مناجات مکاتب را در امريکا در سال ١٩۶٣ قانونى بستة کرد بلکة او موسس سازمان اتايست امريکا هم است وى از سال ١٩۶٣ تا سال١٩٨۶ رئيس سازمان اتايست امريکا بود. چونکة مذهبيون زمينة را بوى تنگتر ساختند او ناچار بفرانسة رفت تا از ان طريق بة ماسکو پناهندة شود ولى اتحاد جماهير شوروى نسبت دو فرزندش بة خانم مورى پناهندگى سياسى نداد. در امريکا ، محاکم خرافة پسند در مخالفت با بستن دريچهٴ دعا در مکاتب از سال ١٩٩٩ اغاز بة فعاليت کردندٰ تا ان اسلوب مندرس “دعا ” را دو بارة شامل کريکولوم شاگردان کنند ولى بة ان توفيق نيافتند.

  رئيس جمهور فلپاين -Rodrigo Duterte يگانة رهبر بى ترس در جهان از روى اختراع قصةهاى انجيل خدا را “Stupid God ” بخواند. هيچ کس نميتواند از خشم و غضب بى مانند – Duterte از سران جهان گريز نمايد، چة ان رئيس جمهور امريکا باشد ، رئيس سازمان جهانى ، يا حتا پاپ . رئيس بى ترس فلپاين يک گام پيشتر رفتة خدا را ” خرِف ” ناميد. اين سفر رهبر ٧٢ سالة هدف قرار داد تصور منبع گناة را در انجيل ، اوشان در خطابةى گشايش اجماع تکنالوجى مخابرات و مواصلات در سال ٢٠١٨ بروز جمعة در شهر Davoa ازقصةى ساختگى انجيل در ارتباط با ادم و حوا ياد کرد کة انها چگونة بخوردند ميوهٴ منع شدة را ” ادم بخورد انرا و -malice = بد خواهى و سوى قصد تولد شد کة فکر ميکنم منظور ايشان سازنامان اطلاعاتى امريکا و سازمان جهانى باشد؟ .. Who is the stupid God? خداى خرِف چة کس است ؟ اگر مسئلة چنين است ان پسر فاحشة است ، رهبر بى پردةگو گفت ” تو خلق کردى چيزى مکمل را و تو ميانديشى از حادثةى کة سعى ميشود و ويران ميکنى کار کيفى خود را يعنى تو انسان را خلق ميکنى و بعد گمراهش ميکنى ؟. رئيس جمهور ادامة دادة گفت کة کودکان نسبت بة گناة ذاتى نبايد مسئول شناختة شوند . ان هست کردار پدران و مادران شما ، و شما کة هنوز تولد نشدة استيد ، ليکن اکنون شما عصيان ذاتى داريد. اين چة گونة مذهب است منکة ا نرا قبول ندارم .” جدا از تازشش بسر مذ هب ، رهبر فلپاين توهين کرد سران جهان و مقامات بلند پايةى رسمى را. يکى از بزرگترين ” ضربة را او کة بة اوباما رئيس جمهور امريکا وارد کرد”. يعنى او بود کة معمراقدافى را برقم زارى بکشت . رئيس جمهور فليپين اوباما را son of a b*tch\whore* and telling him to go to hell. ” فرزند فاحشة بخواند و گفت کة او بة دوزخ برود. وى همچنان مانند معمرالقدافى تهديد کرد تا ” سازمان جهانى اتش زدة شود.” و رئيس سازمان جهانى پيشين بانکى مون را ” devil .” بخواند ترسيدن از کسى يا چيزى .. محمد کة ترس از چيزى و کسى نداشت ، خشن گفتار قهار ، کتاب افسانة را از خود بجا گزاشت ، مسلک جعلى او ) بازيچهٴ ک ودکان ( مادر ترس مصنوعى کة مگنيت خويش را همة روزة از دست ميدهد؟ بر عکس فاش گفتن اشخاص ترس شکن چون خانم – Murry O’ Hair , Uterte, Latif Pedram – کة مگنيت اجتماعى را جهانى هنوز نيرومند تر ميسازند کسى ترسندوک ، کة ائين تقلبى او در رقابت با اديان ديگر ماندگار بشود ترس مصنوعى را اختراِ ع کرد ، چنان ترس تُرش کة پيروان نتوانند تا در سورهٴ توبة بسم اللة را علاوة کنند ، اين ترس چون شمشير -damocles کة گشايش اجتماعى و انکشاف ذهنيتها را پوزبند زدة است ؟ مخالفين اقاى لطيف پدرام کة از همين قماش مردم محمدن ساختة شدة استند . محمد ، کسى کة فرانسيز بيکن در مورد وى ميگويد : The full phrase ” if the mountain will not come to Muhammad , then Muhammad must go to th mountain ” arises from the story of Muhammad, as retold by Francis Bacon, in essays , 1625 : Muhammad cald the hill to come to him. ” اگر کوة بة نزد محمد نيايد ، سپس محمد بجانب کوة ميرود” اين بلند ميشود از قصةى محمد ، کة دوبارة بيان ميشود از مقالات ١۶٢۵ فرانسيز بيکن : محمد صدا زد بسر کوة تا ان نزد محمد بيايد.

  ترس عمدى يا جعلى ساخت محمد در بخش رسيدن بقدرت مطلق .. قران ،کتاب وى است کة سر تا پاة از افسانة پُراست . شيخ محمد صاليح ميگويد ، اتهامات ساختگى کة بة پيامبر نسبت دادة شدة است انهمة دروغ ميباشد . متوجة شويد بة اينها مردم خشرة دماغ کة چسان ستايش محمد را بة شکل مبالغة اميز بلند تر از اللة تاپة کردة استند کة ان بوضاحت عدم موجوديت اللة را تمثيل ميکند؟ طوريکة اللة بيچارة در قران گفتة است کة از من دستپاک جور نکنيد. اين شيخ ، بدون علم ، ميگويد: محمد گفتة است چهارچيز است کة شما را بيمار ميسازد و يکى ازانها دروغ گفتن است پس مراجعة کنيد بة کتاب قران ، يا براى مثال محمد گفتة است پُرخورى نکنيد ، پُر گپى نکنيد ، گرسنة نخوابيد ، غمگين ، جگرخون ، گستاخى نکنيد ، اصرار کردن بسر موضوع غلط ، دليل اوردن بدون دانش کافى ، و سدها پند و عبرت ديگر کة محمد داکتر داخلة ، جراح ، جامعة شناس ، روان شناس ، مهندس گوش و گلو ،چشم ، باواسير سوزاک سفليس بالاخرة اديب است اما نسخةى وى کة چلش ندارد. امروز در ِعفغانستان کة ترس از ترس ميترسد ، انفجارات کة جانهايى اطفال ، خانمهايى باردار ، زن و مرد را ميگيرد ترس قصدى کة از محمد بجا ماندة است دستاويزىکة مردم عفغانستان چة زن و چة مر د از ترس سازمان اطلاعات امريکا دروازةهايى خود را باز بگزارند در غير ترس شکنان زياد در کشور کشتة خواهند شد ، لذا اقاىلطيف پدرام و ديگر اصلاح طلبان ، انارخيستها متوجة دور و بر خود باشند ، ناگفتة نبايد گزاشت کة نمايش طالبانيزم در کابل طرحهايى چندين رخةى عربى و امريکايى نسبت دوبارة بکرسى نشاندن شخص عفغان يهودى در کابل ميباشد. هاى مردم ! از قوم معاملةگر ، مذهبى ، و دو زبان رسمى کة عفغانستان هر گز انکشاف نمى کند ، لذا تجزيةى عفغانستان يک نياز حتمى ميباشد طوريکة ژورناليست Brahma Chellany ميگويد: The enevitable partition of Afghanistan

ز بس کشتة و خستة شد جوى خون …. يکى بى سر و ديگرى سرنگون ” فردوسى “

Advertisements