ملک ستیز

چرا تندروان دینی زمینه می‌یابند؟

«علما»ی دین در جامعه ما نسبت به هر جای دیگر در جهان سیاسی شده اند. این گروه جایگاه دین را به یک ایدئولوژی تحویل داده است. ما در افغانستان رهبر دینی را نمی‌شناسیم که از مذهب استفاده ابزاری برای رسیدن به قدرت نکرده باشد. فعالان دینی، یا سیاسی شده اند یا سیاسیون ما به افراطیت دینی پیوسته اند. برای این‌ها دین به عنوان ارزش مطرح نبوده است. البته این نگاه من به نخبه‌گان و رهبران گروه‌های سیاسی- دینی متمرکز است. آنانی‌که به‌نام عالم دین جلوه می‌کنند در دامان قدرت سیاسی لمیده‌اند. یعنی دین‌مداران دولتی و سیاسی هستند. از این‌رو فتوا و پیامی‌که ارایه می‌دهند مرجعیت ندارد.
در این میان مردم افغانستان به سه گروه دسته‌بندی شده‌است:
۱. گروه کلانی‌که اطلاعات خود را از همین رهبران سیاسی-دینی که در دولت و میان مخالفین هستند، بدست می‌آورند. آن‌ها فرزندان خود را قربانی این اطلاعات سیاسی-دینی می‌سازند.
۲. گروه کوچکی‌که اطلاعات خود را از رسانه‌ها، مراکز اکادمیک و رسمی بدست می‌آورند. رسانه‌های افغانستان از کادرهای آموزش‌یافته احزاب سیاسی دینی استفاده می‌برند. این گروه از مراکز دیوبندی و یا شریعت‌مداری قم تغذیه می‌شوند. اطلاعات دینی که این گروه پخش می‌کند نیز غرض‌آلود و مریض‌ می‌باشد.
۳. گروه سوم که خیلی کوچک است، اطلاعات خود را از منابع متعارف، مطالعات و پژوهش‌های فردی، برون از تاثیرگذاری احزاب سیاسی بدست می‌آورد. این گروهء دین‌مداران خیلی محدود می‌باشد.

واقعیت این‌است که تندروان از میان گروه نخست به ساده‌گی سربازگیری می‌کنند. در این میان جهادیزم بازار گرمی دارد. دولت که در تامین امنیت اقتصادی و اجتماعی درمانده است و سیاست کارایی در برابر رادیکالیزم دینی ندارد، روزانه میدان را برای افراطیت دینی خالی می‌کند. فاجعه‌ایکه جبران ناپذیر است.

Advertisements