محمد الله وطندوست

یادداشت هفته

28/5/2018- 2/6/2018

7/3/1397- 2/6/2018

یک:  در بادغیس پنج سال کامل پولیس آن ولایت از گوشت غیر صحی و حرام تغذیه شده است

در این مورد چه می توان گفت؟

آیا آن قرار دادی منفعت طلب خود را مسلمان و هموطن می داندکه به چنین رذالتی دست یازیده است ؟ در حالیکه از نظر عنعنه و و احکام دینی این عمل قبیح ترین و رذیلانه ترین عمل محسوب می گردد و هیچانسان با وجدانی به چنین عمل غیر اخلاقی و غیر انسانی دست نمی آلاید.

از جانبی جلو گیری از چنین اعمال غیر اخلاقی ، غیر قانونی و غیر انسانی مسلما وظیفه پولیس است تا جامعه را از شر چنین شرارت پیشه گان نجات دهد در حالیکه پولیس خود پنج سال کامل فریب داده شده و گوشت حرام و غیر صحی به خوردش داده شده است.

سوال این جاست که آیا از چنین اعمال قبیح صرف با اعلان تلویزیونی می توان جلو گیری کرد ویا ارگان های مسوول موظف اند عاملین آن را گرفتار و به پنجه قانون بسپارند.

مسلما در میان ارگان های امنیتی نیز چنین انسان ها همکارانی می داشته باشند که باید تشخیص و به سزای اعمال شان رسانیده شوند.

ببینیم وزارت داخله و مسوولین ولایت بادغیس در قبال این جنایت کاران به چه اقدامی متوسل می شوندو چگونه جلو چنین عمل نا شایست را می گیرند.

دو:  حاجی گل نبی یکی از متنفذان ولایت لوگر که چندی قبل به دونالد ترامپ مدال شجاعت اعطا نموده بود، از جانب طالبان به قتل رسانیده شده است.

مسلما قتل هر انسانی از جانب هر نیروئی که صورت گیرد قابل تقبیح است. قتل این متنفذ محل نیز سزاوار نکوهش جدی است.

 به ارتباط مسئله باید متذکر شد که ترامپ چگونه سزاوار مدال آنهم از جانب یک متنفذ محلی گردیده بود. آیا تفویض مدال از جانب ارگان های مسوول به متنفذین محلی سپرده شده بود که چنین مدالی ترتیب و توزیع گردیده است؟

آیا تقدیر از عملکرد ترامپ در قبال افغانستان پی آمد و نتیجه یی هم به نفع مردم ما داشته است یا اینکه با اعلان استراژی جدید جناب ترامپ خون ریزی ،قتل و ترور افزایش یافته ، تروریستان بیشتر از گذشته فعال شده اند؟

گزارش های روزانه امنیتی می رساند که با اعلان استراتیژی جدید امریکا در قبال افغانستان  ،به شدت جنگ افزوده شده  مخالفین دولت که از جانب سردمداران رژیم برادران نا راض خوانده می شوند ، به اعمال انتحاری و استشهادی و انفجاری بیشتر از گذشته افزوده اند و به پیشنهاد های اشرف غنی رییس جمهور افغانستان مبنی بر تامین صلح کوچکترین اعتنائی نکرده اند.

اینک ترور حاجی گل نبی خود دلیل قاطع بر عدم کارآئی استراتیژی امریکائی و فریادهای صلح خواهانه دولت افغانستان است.

برای نجات مردم از ترور و وحشت بایست با قاتلین بر خورد قاطع نمود و با زور و فشار تروریستان را بر جای شان نشاند. در غیر ان وضع بدتر از این انکشاف خواهد کرد و مردم بیشتر قربانی سیاست های غلط و نا سنجیده دولت و حامیان بین المللی آن آن خواهند شد.

سه : در سال های کذشته تقلب انتخاباتی معمولا در روز های انتخابات بروز می کرد  و گوسفندان امر خیلی فقط در چند روز محدود چاق ساخته می شدند  و بجای انسان ها موظف می گردیدند  تا ورقه ها را در صندوق ها بیاندازند؟!

 اما در انتخابات سال جاری معلوم است که این تقلبات از همین حالا پلان شده بصورت سیستماتیک پیش برده می شود.حمله بر مراکز ثبت نام، توزیع تذکره های ورقی با ضرب الاجل زمانی محدود، چسپ ورقه های انتخاباتی بر تذکره ها و از همه مهمتر اعتبار دادن به کاپی تذکره ها و بالاخره دریافت تذکره های جعلی با بر چسپ ورقه های انتخاباتی ، ایجاد مراکز توزیع د رمهمان خانه های زور مندان ،همه و همه بمنظور تقلب در انتخابات و گزینش اشخاص مورد نظر دولت درپالمان صورت می گیرد و زیرکانه با اعلان بخشی از این تقلبات و تخلفات زمینه را برای تقلبات گسترده تر آماده می سازند.

معلوم است که تکرار یک عمل قبیح بصورت منظم و سیتماتیک و اعلان گوشه یی از ان از طریق رسانه ها د رصورتیکه تعقیب متخلفین را د رقبال نداشته باشد  بمرور زمان تقلب را به عمل بی اهمیت روزانه مبدل می نماید و در نتیجه متخلفین با خاطر آسوده به اهداف شوم شان دست می یابند.

کاندیدان مردمی مخصوصا کاندیدان برخاسته ازنسل جوان که فارغ از تقلب و تخلف می خواهند با رای مردم به کرسی های پارلمان برسند ، بایست جدا متوجه تزویر زور مندان و همدستان حکومتی آنان باشند و به هیچ وجه نگذارند با فریب مردم ، فساد پیشه گان به اهداف شوم شان برسند. رسانه های جمعی نیز بر علاوه افشای تخلفات ،متقلبین و متخلفین را تا میز محاکمه دنبال کنند و نگذازندکه چهره های متقلب و متخلف به انجام تقلب توفیق یابند.

چهار : بازار رفت و آمد میان کابل و اسلام اباد در این روز ها خیلی گرم و داغ است. می گویند پاکستان به تامین صلح در افغانستان علاقمند  شده حتی خط عمل مشترک را با دولت افغانستان طرح و کمیسیون های مختلف بمنظور تحقق این پروگرام ها ایحاد شده است. چه خبر خوشآیند و اطمنان بخشی که اگر صادقانه عملی شود از هر گونه عمل تروریستی و انفجاری و انتحاری و استشهادی جلو گیری خواهد شد و دو کشور همسایه اسلامی د رامن و امان همزیستی خواهند داشت.اما حرف اساسی اینست که آیا صداقتی در این حرف ها وجود دارد؟ آیا سردمداران هر دو کشور می خواهند نا امنی و جنگ از منطقه رخت بربندد و مردمان دو کشور د رصلح و صفا زنده گی نمایند؟

گمان نکنم چنین صداقتی وجود داشته باشد!

مزدوران سرمایه جهانی که در هردو کشور حاکمیت دارند جز منفعت باداران که آنهم د رنا امنی منطقه نهفته است ، منفعت دیگری را نمی شناسند.

این مسوولین مزدور وظیفه دارند که با این رفت و امد ها اطمنان کاذب ایجاد نمایند و مردم را کماکان با وعده صلح کذائی بفریبند و در آتش جنگ ونا امنی بیشتر نفت بریزند.

پنج : گفته می شود که روزانه یک تن مواد مخدر از جانب پولیس کشف و ضبط می گردد. از جانبی گفته می شود که کشت خشخاش در بعضی نقاط کشور چهار صد مرتبه افزایش یافته است و بصورت عموم در سال های اخیر نود در صد به کشت تریاک افزایش رونما گردیده است. تروریستان از چهل تا شصت در صد مصارف نظامی خود را از مواد مخدر تامین می کنند و سالانه تا چهار ملیارد دالر عاید نصیب قاچاق بران مواد مخدر می گردد.

این ارقام و حقایق که هر روز از طریق رسانه ها ی جمعی انتشار می یابد  گویای این حقیقت افتابیست که دست های اشکار و پنهانی بصورت منظم در وسعت کشتزار ها ی خشخاش مشغول اند و قلدرات و زورمندان بی رحمی در  ترافیک و قاچاق آن دست دارند. ورنه دهقان مظلوم و ساده افغان  نه امکان انتقال این مواد را تا بازار های اروپائی و امریکائی دارندو نه هم جرئت و جسارت گسترش آن را به پیمانه ئی که امروز دیده می شود.

وزارت مبارزه با مواد مخدره و دیگر ارگان های دخیل در این امر نیز جز مصروفیت برای عده یی و تامین منفعت به قشری از قاچاق بران و دلالان کار دیگری نه انجام می دهند و نه می توانند انجام دهند.

نتیجه چنین گسترده گی ، گل های زیبای کوکنار د رکشتزار ها و اعتیاد بیشتر از سه ملیون انسان این کشور به مواد مخدر است که در کارنامه حاکمان امریکائی ـ جهادی ثبت می گردد و صفحه یی از تاریخ کشور را مزین می سازد؟!

شش : در کشور ما از بس که حوادث و اتفاقات آنهم از نوع ناگوار و نا خوشآیند زیاداست که حتی رسانه ها نیز نمی توانند حادثه یی را تا اخیر دنبال نمایند و مردم را بموقع در جریان بگذارند.

کاروان صلح هلمند که با افراشتن خیمه های اعتراضی و تحصن عده یی از جوانان با احساس آن ولایت آغاز و با اعتصاب غذائی ادامه یافت، در این اواخر به راهمپیمائی آغاز نموده است و اینک راه پیمایان صلح خواه هلمندی از شهر لشکر گاه به مرکز زابل رسیده اند. جالبست که در میان راهپیمایان  حوانی که که در اثر انفجار هر دو چشمش را از دست داده است ، نیز اشتراک دارد و مصممانه با دیگران راه دمی پیماید.

 آیا این جوانان که با قبول خطر جدی به این راه پیمائی آغاز نموده اند و فاصله هلمند تا کابل را که به هفت صد کیلو مترمی رسد  می خواهند پای پیاده طی نمایند،حق ند ارند که هر روز پوشش خبری داده شوند و مردم از حرکت ومسیر آنان اطلاع داشته باشند؟

درست است که در میان صد ها مسئله حاد و مبرم دیگر  شاید این مسئله زیادمبرمیت نداشته باشد اما این اقدام خود عمل قهرمانانه ایست که انعکاس روزانه آن می تواند توجه بیشتری را بخود جلب نماید و راه پیمایان قهرمان هلمندی خود را تنها وبی پناه احساس نکنند.

بجای انتشار نشست های تشریفاتی مقامات و انعکاس جلسات بی جاصل ارگان های دولتی و غیر دولتی ، عطف توجه به چنین رویداد ها می تواند دستاورد های بیشتری داشته باشد.

هفت : طوریکه د رجامعه شهروند درجه اول و دوم داریم ، در کابینه دولت خدا داد افغانستان  نیز وزرای درجه اول ودوم و حتی سوم وجود دارند.

فکر نکنید که همه وزرا از صلاحیت ها و امکانات برابربر خورداراند و هر وزیر در ساحه کار خود مطابق قانون صلاحیت عام وتام دارد. نه چنین نیست.

وزرای قوای مسلح معمولا وزرای درجه اول و صاحب صلاحیت های زیاد اند.وزرای منسوب به رییس جمهور یا در قطار وزرای درجه اول و یا نزدیک به آنان از صلاحیت لازم بر خوردار اند. اما وزرای منسوب به سپیدار معمولا وزرای درجه دوم و دارای صلاحیت های محدود تر می باشند. اما جالب اینکه  در میان وزرای منسوب به رییس اجرائیه ،وزرای درجه سوم و حتی بدون درجه هم دیده می شود. در این روز ها شاهد بودیم که عثمانی وزیر انرژی و آب برای افتتاح پروژه های برق در خلم و مار مل نتوانست سفر نماید . مسوولین امنیتی میدان هوائی به وی اجازه پرواز به مزار شریف را ندادند. زمانیکه خواست برای دیدار خانواده به هرات سفر نماید باز هم با مخالفت مسوولین امنیتی مواجه شد . بالاخره عازم منزلش گردید و از خیر سفر بگذشت.

چنین وزیر را شما چگونه وزیری می د انید؟ آیا او نسبت بی کفایتی و عدم لیاقت مورد بی مهری سردمداران ارگ قرار گرفته است ؟ اگر چنین است . به دلیل بی کفایتی می توان سبکدوش نمود و مسوولیتش را به شخص با کفایت سپرد . در حالیکه از رسانه ها شنیده می شود که جناب عثمانی شخص بی کفایتی هم نیست . اما محدودیت های تحمیل شده بر وی آنهم از جانب رییس جمهور او را نه تنها به وزیر درجه سوم ، بلکه به وزیر بدون درجه و فاقد حد اقل صلاحیت تبدیل نموده و قرار معلوم به حصر خانگی سوق داده است.

آیا با چنین حکومتداری می توان به آینده امید وار بود و توقعکرد که مشکلات مردم حل گردد؟

فکر نکنم!

هشت :  زمانی تدویر جرگه های صلح و همآیش تشریفاتی بمنظور تامین صلح بازار گرمی داشت. بعدا شورای عالی صلح و شعبات آن به ولایات بوجود امد و مذاکرات و تماس ها با گروپهای مسلح مخالف رایج گردید.

کنفر انس ها و گرد هآئی های بین المللی بمنظور تامین صلح در کشور جنگ زده ما افغانستان نیز مدتی معمول گردید.

در این اواخر نشست علمای اسلامی و فتوای روحانیون در مورد صلح مورد توجه قرار گرفته است.چند روزقبل د رجاکارتا و در ماه آینده هم د رجده و مکه علمای کرام به این مسئله مهم عطف توجه می فرمایند. در حالیکه نشست جاکارتا جز تائید پرو گرام صلح جناب رییس جمهور افغانستان کار دیگری انجام نداد و در مورد تحریم جنگ و تقبیح اعمال تروریستی جز سکوت ،حرکتی صورت نگرفت.

اینک توجه به جانب عربستان معطوف گردیده ،علمای چهان اسلام در مورد جنگ افغانستان و مشروعیت و عدم مشروعیت آن انشاء الله فتوائی صادر می فرمایند و سرنوشت جنگ و گره کور صلح را می کشایند و باز هم انشاءالله مردم ما از مصیبت بزرگ جنگ و ترور نجات می یابند و به حق این علما از صمیم قلب دعا می کنند؟!

مخصوصا که عربستان سعودی تا مین صلح را در دهه نود میلادی در میان گروه های جهادی کشور ما نیز تجربه نموده دستاورد های فراموش نا شدنی از خود بجا گذاشته است؟!

محمد الله وطندوست

Advertisements