!!…یک ملت یک سرزمین ولی با دوپسوند جداگانه 

دکتر صفوی
رهبران کوریایی شمالی وجنوبی بعد از چندین سال درگیری ها وخصومت ها بدون پا درمیانی بیگانگان باهم دیداروملاقات نمودند ویک دیگر را بخاطر حسن نیت به آغوش کشیدند. امید است این آغوش کشیدن ها به متراکه صلح بیانجامد . مهمترین راز این دیداررا همانا رهبرکوریایی جنوبی قبل از ملاقات رهبر کوریایی شمالی با ترامپ رییس جمهور تشکیل میدهد. باور به اینست که در پشت این عقب نشینی ناگهانی وحتی ناخواسته رهبر کوریای شمالی هیچ شکی وجود ندارد که رول چینی ها در این بازی ها خیلی قوی است ، ممکن است ” چین ” بخاطر منافع ملی خویش دست به چنین اقدامی زده باشد ؛ مبصرین معتقید اند که سفر رهبر کوریایی شمالی به چین که مطبوعات آنرا بعد هاافشا نمود بیانگر این مدعا شده میتواند.وحتی چین در سازمان ملل متحد بخاطر تحریم علیه کوریا موقف اش نه چندان دوستانه بود .ولی به هرشکل امید است این ادعایی ما درابنمورد درست از آب درنیاید . هردوکشوربا اینکه مصمم هستند که در این جزیره سلاح هستوی را باید نابود کنند وبه گفته خودشان ” ما یک خون داریم و باید به خصومت ها پایان داد واتحاد یک کوریا را بوجود آورد “. ولی معلوم نیست آیا امریکا قوایی چندین هزار نفر خویشرا از این چزیره اخراج میکند یاخیر ؟
قابل یاد آوری میدانم که رسانه های غربی دراینمورد نهایت خوشبین به نظر میرسند که لحظه به لحظه کزارشات وتبصره های خویشرا پخش میکنند ؛ ولی رسانه های روسی کمتر درمورد تماس داشتند
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

!!…افغانستان صاحب بانک ” اسلامی” شد

دکتر- صفوی
وقتی این خبررا ازطریق میدیا افغانستان شنیدم درحقیقت بنابردلایلی نظربه وضعیت موجود…. ، وسیستم نظام فروپاشیده اقتصادی افغانستان اصلا باور نمیکردم ، ولی بعدا خود را قناعت دادم و باخود گفتم در کشوری چون افغانستان ناممکن ها به ممکن تبدیل میگردد.این “حلال ” گفتن ها هم از همین ناممکن هاست…وقابل یاد آوری میدانم که این اداره( بانک اسلامی) ازجمله حکمت های که دارد تاحال نظر به ضرورت وشرایطی که نزد خودشان موجود است سه مراتبه اسم خود را در این مدت کم تغیر داده که تا اینجا رسیده است…
پیش از اینکه دراینمورد چیزی بنویسم بیهوده نخواهد بود چشم دید خودرا که خیلی همخوانی وشباهت کامل به این موضوع دارد با شما درمیان بگزارم. … چند روز قبل دریکی از رستوران های این شهر ازجانب دوستی جهت صرف غذا ونیز یک ملاقات تعارفی دعوت شده بودم، پیش از اینکه من خودرا به این دعوت حاضر مینمودم ، نخست باید میدانستم که این رستوران درکدام قسمت شهر موقعیت دارد واسم این رستوران چه است ؟؟؟..وجالب تر ازهمه اینکه دقیقآ درتمامی معلومات این رستوران نوشته بود ” رستوران حلال ” وواقعآ برای من خیلی جالب بنظر میرسید که رستوران جاپانی وآنهم حلال…!! خلص کلام به محل رسیدم بعداز چند دقیقه صحبت غذا را آوردند ؛ اینکه این غذا به میل من بود یاخیرموضوعی دیگریست ……اما جان سخن اینست : صادقانه باید بگویم موظفین این رستوران برای اینکه کیسه مهماندار ما را با یک مهارت کامل خالی کرده باشند کم بود که بگویند : ” ما شراب حلال هم داریم ….”
دقیقا من این بانک تازه یافته اسلامی را ازنظرمعنی ومفهوم بانکی در شباهت کامل به همین رستوران جاپانی میدانم وبس.
شما توجه بفرمایید وقتی بنیاد واصل نظام اقتصادی( بازار آزاد) در تضاد کامل علیه منافع باشندگان این کشور اسلامی که 99 درصد باشندگان اش مسلمان اند قرار داشته باشد ؛ وقتی نعمات مادی دریک کشور اسلامی برپایه اصول انسانی و اسلامی استوار نباشد ؛ پس چطور ممکن است درمورد بانک اسلامی حرفی به میان آورد؟ آیا ممکن است اگر نظام سیاسی یک کشور غیرعادلانه ؛متعصب ، دیکتاتوری آغوشته به فساد بوده باشد ، آیا شما توقع عدالت را ازاین نظام خواهید داشت؟ جواب یقینآ معلوم است که نخیر..زیرا ازبنیاد همه چیز خراب است با شگفتن به اصطلاح یک گل بها ر نمیشود واین خود یک اشتهار است ، مافقط با واژه های غیر ضروری وآنهم فریبکارانه بازی میکنم واین موضوع هم شامل این ماجرا است. بانکهای سنتی اختصاصی وتجارتی افغانستان که دیروز وامروز دراین مملک اسلامی فعالیت میکردند ومیکنند وبرمبنایی سرمایه ملی وداریی های مردم استوار است , مگر درجمله بانک های غیر اسلامی بشما میروند.؟ آیا مفادیکه تاجران ویا دارندگان حسابات از دوران پول وتجارت خویش تا الحال میگرفتند ومیگیرند حرام است ؟ پس اگر این بانک های دولتی وخصوصی دیگر غیر اسلامی اند پس بهتر است هرچه ذودتر باید منحل و بسته شوند وبجایش چند نمایندگی بانک های اسلامی کشور های خلیچ را چون قطر ؛ عمارات , عربستان …..جایگزین نمایند ؛ که هرکدام شان بنام دولت وحکومت اسلامی باچنین روشها خود در سراسر جهان وباالخصوص درممالک اسلامی جنایت میکنند وخونر یزی مینمایند . درغیر آن این به ابن معناست که افغانستان دیریست درحقیقت یک تقلید بی مزه چون تقلید دموکراسی وقانون اساسی کاپی شده را اغاز نموده است ، واین بیانگر اینست که ما ازخود چیزی نداشته اییم ونداریم اگر چیزی هم داریم باید نابود گردد.
فراموش نکنید که به برکت گویا نهادینه شدن دموکراسی واقتصاد پیشرفته ونظام وارداتی اقتصادی وسیاسی بفرمان بازیگران وبنیان گزاران این نظام فرمایشی نظام سیتم بانگداری کشور را برهم زدند واکثرا بانک های تجارتی واختصاص که خدمت به مردم ومولد دربرنامه های عملی شان وجود داشت ومعتبرتراز هر بانک خصوصی داخلی وبانک های بیرون مرزی وسرمایه این کشور بود سقوط دادند ونابود ساختند وبجایش شعبه های به نام بانک وآنهم مافیای را جایگزین کردند.
پیش از اینکه دراینمورد مسایل تخصصی بانکی نکاتی را یاد آورشوم ؛ نخست باید بدانیم که مفهوم وماهیت ویا وظیفه یک بانک به شکل مختصرچیست؟
” بانک نهادی حقوقی است که عملیات‌های پولی، مالی و اعتباری را بر عهده دارد. بانکداری نیز عبارت است از ارائهٔ خدمات و عملیات بانکی مانند: امانت داری؛ نقل و انتقال پول، سرمایه و اوراق بهادار اشخاص حقیقی و حقوقی و به‌کارگیری آن؛ وصول مطالبات اسنادی؛ صدور بروات و حواله‌های تجاری؛ اعطاء و توزیع اعتبارات و وام به اشخاص حقیقی و حقوقی؛ تأمین اعتبار در جهت توسعهٔ تجارتی، کشاورزی و صنعت؛ خرید و فروش فلزات قیمتی و ارز؛ انتشار اسکناس و اوراق بهادار و تنظیم حجم پولِ در گردش؛ و اجرای سیاست پولی و کنترل حجم اعتبارات میباشد….”

وقتی وظایف یک بانک وعملکرد بانکداری چنین است که خیلی به شکل جانانه وخیلی خلاصه برشمرده شده است ؛ پس چه کسی میتواند این وظالف را از یک بانک اسلامی وغیر اسلامی ازهم جدا کند؟ دقیقا معلوم است که این کاربرد سیاسی تحریف شده دارد ویک تعداد کشورهای خلیج دیریست چنین کاری را انجام داده اند وحتی نمایندگی شان درچند مشور بیرون از این منطقه فعالیت میکند… اگر مصارف کارمندان این بانک ها از حساب داریی وپس اندارز دیگران نیست ؛ پس این این بانگ روی چه سرمایه استوار است ؟ مگر این سرمایه ها وامانات مردم بی حرکت اند؟ معلوم است که نخیر . وقتی این پول های حسابداران درفعالیت است به این معنی است که خود مفادی را بوجود می آورد واین مفاد چیست ؟ جالب اینکه ممکن است دارنده گان حساب ازحساب وعملیات خویش مفاد نگیرند ،ولی بانگ مجبور است تامینات خویشرا از طریق دارندگان پس انداز وحسابداران افراد و شخصیت حکمی وحقوقی تامین میکند , پس کجای این عملیات میتواند بانک مسلمانی باشد وچه شباهتی به بانک اسلامی وغیر اسلامی دارد؟. نباید افغانستان را با قطر مقایسه کرد ؛ اگر از نظر ظاهری وکاربرد سیاسی این کشورها گویا ربع نمیدهند وربع نمیگیرند این دولت ها است که میتواند جبران خساره کند ولی در افغانستان از چه حسابی .؟
معلوم است که این نظام نابکار وار داتی در طی قریب بیست سال اخیر توانست هست وبود وشیرازه داشت ونداشت بنیادهای اقتصادی ازجمله بانگداری را نابود کند واین خود یک خیانت ملی بشما ر میرود.
شما توجه فرمایید ؛ این سبکسران دیسانت شده بدون اینکه درکی از جامعه سنتی کشور داشته باشند ، با لشکر اشغالگر ومشاورین بیشمار وارد صحنه شدند همه داشت ونداشت اساسات وبنیادهای این وطن را که سالهای سال بنابر شرایط جامعه ما تطابقت داشت ازبین بردند. بطور مثال بنا بربهانه وبفرمایش مشاورین وهدایت وزارت مالیه سه بانک اختصاصی ویک بانک تجارتی( بانک زراعتی ، بانک صنعتی ؛ بانک رهنی تعمیراتی وبانک انکشاف صادرات) را منحل ساختند ؛ درحالیکه دریک کشور چون افغانستان اینچنن بانکها همچون آب وحیات بشمار میروند. خصوصا بانک زراعتی دریک کشور زراعتی موثر ترین رشد زراعت اقتصاد است به همین ترتیب بانک انکشاف صادرات که کمک به مولدین وفراهم آوری زمینه های انکشاف را در برداشت از بنیاد منحل ساختند که هرکدام شان قدامت تاریخی وخدمات شایانی در رشد وانکشاف کشور شده بودند وبجایش مراکز مافیای را بنام بانک جایگزین کردند که .دولت مافبایی ادارات مافیایی را بوجود آوردند.
وحالانوبت به افتتاح بانک دیگری بنام ” بانک اسلامی” رسید ؛ معلوم نیست که این چه گلی را به آب خواهد داد ؟؟ ” . منتظر میمانم.
بلاخره در این وطن همه چیز ممکن است

 

Advertisements