محمد الله وطندوست

بازگوئی خاطره یی از هفتم ثور

ساعت یازده ونیم روز پنج شنبه هفتم ثور سال 1357 را که چهل سال از آن می گذرد خوب بخاطر دارم.

آن لحظه یی را که اولین فیر تانک وزارت دفاع ملی را نشانه گرفت . لحظاتی را که همکاران در وزارت معادن و صنایع با شنیدن صدای فیر بی خبر از حادثه از اتاق های خود سراسیمه بیرون شدند و در دهلیز ها و در مدخل وزارت هر کسی از دیگری می پرسید که چه حادثه یی ممکن است رخ داده باشد؟

خوب بخاطر دارم  بعد از اولین فیر خاموشی و آرامشی حکمفرما گردید و در دفاتر بازار تبصره ها و تفسیر ها گرم شد.دقایقی بعد دوباره صدای فیر ها بگوش رسید. من با همکار عزیزم ولی جان«بعد ها منشی حزبی شهر کابل» در منزل سوم وزارت معادن و صنایع در موقعیتی که چهار راهی پشتونستان در دید رس ما قرار داشت ، اخذ موقع نمودیم . ولی جان به این تصور بود که نیرو های ارتجاعی درون حکومتی برای سرکوبی رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان که دو روز قبل دستگیر شده بودند،این توطئه را ریخته اند تا زمینه نابودی آنان را فراهم نمایند.

همان لحظه در چهار راهی پشتونستان دو تانک اخذ موقع نمود و سربازان وافسران از تانک ها بیرون شدند و با خوشی وسرور وبا روحیه عالی مژده پیروزی قیام را به مردم می دادند. مردم نیز با فراهم نمودن آب و دیگر نوشیدنی ها همنوائی خود را به سربازان ابراز می داشتند و شعار هائی به نفع قیام کننده گان سر می دادند.در همین لحظات موتر جیپی با یک عراده موتر ذیل از جانب فروشگاه بزرگ افغان نمایان شد. از جانب سربازان مستقر د رچهار راهی امر توقف داده شد اما آنان بیدون اعتنا پیش می آمدند که با فیر مرمی تانک اجبارآتوقف کردندو به گمان اغلب مرمی به جیپ اصابت کرد . از موتر ذیل سربازانیکه لباس پولیس بر تن داشتند با وارخطائی پایان شدندو در اطراف فروشگاه موضع گرفتند.

این حادثه باعث شد که مردم از چهاراهی پشتونستان پراگنده شوند و مامورین وزارت معادن نیزاز دروازه عقبی راه مراد خانی را پیش بگیرند و به هر شکلی که مقدور بود خود را از صحنه دور نمایند.

من و چند همکار دیگر از وزارت عوض اینکه راه منزل را در پیش گیریم ،بمنظور فرونشاندن حس کنجکاوی از کنار دریا خود را به پل باغ عمومی رساندیم و از آنجا جانب سینما کابل که که در کنار دروازه جنوبی ارگ موقعیت داشت رو آوردیم. در کنار هوتل کابل د رمحلی که دفتر تکت فروشی آریانا موقعیت داشت، باز هم با نیروهای مسلح روبرو شدیم و شاهد برخوردی میان قیام کننده گان و مخالفین بودیم. بالاخره بیدون اینکه دقیقا بدانیم که قیام کننده گان کی ها اند صحنه راترک و به منارل مان رهسپار شدیم.

حوالی ساعت سه بعد از ظهر زمانیکه غرض کسب معلومات از سمنت خان  قلعه زمانخان که محل بود وباش من بود به مکروریان اول آمدم،دوستان از انقلاب وقیام حزب دموکراتیک خلق افغانستان صحبت داشتند. مخصوصادوستان خلقی به همدیگر این قیام را تبریک می گفتند . من نیز که از هردو جناح رفقای خوبی داشتم ،از طریق آنان در جریان قرار گرفتم.

ساعت هفت شام صدای حفیظ الله امین از رادیو افغانستان شنیده شد و به تعقیب آن متن اعلامیه شور ای نظامی از جانب جگرن اسلم وطنجار و دگرمن قادر قرائت گردید و جهان از تحول شگرفی در افغانستان آگاه شد.

بیاد آن لحظات فراموش ناشدنی پیروزی تحول ثور را به همه کسانیکه صادقانه در خدمت مردم و وطن قرار داشتند وآنانی که به داعیه حزب دموکراتیک خلق افغانستان وفا دار مانده اند ،صمیمانه تهنیت و تبریک می گویم و امید وار هستم که نسل های آینده با درایت و هوشیاری آرمان های شهدای انقلاب ثور را که محتوای آن را عدالت اجتماعی و رفاه خلق ها تشکیل می داد ،در شرایط نوین بتوانند به پیروزی برسانند.

تاریخ بشریت مملو از پیروزی ها وشکست هاست اما پیروزی عدالت برظلم، پیروزی نور بر تاریکی و پیروزی ترقی برعقب گرائی حکم تزلزل ناپذیر تاریخ است .

اینکه آرمان عدالت خواهی بالاخره به پیروزی می رسد شکی نیست.

اینکه نسل ما آن روز را نخواهند دید باکی نیست.

بگذار نسل فردا در آسمان آبی وشفاف عدالت ،مساوات و شگوفانی فارغ از دغدغه جنگ و فقر زنده گی سعادت مند داشته باشد!

Advertisements