روسیه پس از تسهیل پیروزی نظامی بشر اسد، درجستجوی راه حلی سیاسی برای کشمکش سوریه است تا بتواند خود را در عرصه بین المللی بعنوان برقرار کننده صلح تحمیل کند. اما بنظر میرسد که روسیه، با متحدی که تنها نابودی کامل رقبا مد نظرش میباشد، در دام خویش گرفتارشده است

روسیه فعال شده ونمی خواهد اسیر بن بستی بماند که اعتبارجهانیش درگرو آنست ومیکوشد تا جهانی همسو با خود را طراحی کند. این کشورمسئولیت منازعه درسوریه را بعهده گرفت ومیداند که این عملکرد باید نتیجه بخش باشد. اما این مناقشه، اینجا وآنجا ریشه میدواند، پیچیده تر میشود وبدون آنکه خطرش کاهش یابد، قدرت های بزرگ منطقه ای وجهانی را درصحنه سوریه مستقیما رو در روی هم قرار میدهد. نیکولای کوژانو، کارشناس خاورمیانه در دانشگاه اروپائی سنت پترزبورگ ابراز تاسف میکند که « در سال ٢٠١۵ مسکو واقعا فکر میکرد که بشراسد در عرض سه ماه آینده سقوط خواهد کرد وحکومت از هم پاشیده خواهد شد ومن معتقدم همین مسئله بود که حقیقتا کرملین را نگران میکرد. در حال حاضرشرایط تغییرکرده وجایگاه اسد مستحکم شده است. وحالا اوست که ابتکار عمل را در دست دارد. سوریه ما را، برخلاف تمایلمان، به غوطه شرقی کشاند. ما حالا در تنگنا افتاده ایم

».
شکست کنگره سوچی

محافل کارشناسان روسی خاورمیانه، صرف نظراز درجه نزدیکیشان با کرملین، نسبتا براحتی می پذیرند که مسکو در سوریه به بن بست رسیده است. از همین رو شکست کنگره گفتگوی ملی سوریه در٢٩ و ٣٠ ژانویه گذشته توسط ناظران به سختی مورد انتقاد قرار می گیرد. در مسکو ودرمحافل خصوصی عده ای شکایت از آن دارند که تعدادی از مخالفان سوریه ای، وبویژه کردها وسنی ها، با تشویق پدرخوانده های خارجیشان، از شرکت دراین کنگره سرباز زدند. برخی از مخالفان بشر اسد که از آنکارا رسیده بودند، با دیدن انبوه پرچم های رسمی سوریه با دو ستاره در فرودگاه سوچی، حاضر به ترک آن نشدند.

اما در عین حال تاکید میشود که بعنوان مثال، ٢۵٠٠ نماینده سوریه ای در آن شرکت کردند. واسیلی کوزنتسف، عضو انستیتوی مشهورمطالعات شرقی در مسکو خاطر نشان میکند که « این را نمیتوان همچون شکستی تلقی کرد مگرآنکه از این کنگره انتظار بیش از حدی داشتیم. موضوع مورد بحث گشودن درهای گفتگو بود ونه مذاکره. از چهارموضوعی که طرفین ذینفع برای برون رفت از بحران درباره آنها کار میکنند یعنی گذار سیاسی، تجدید نظردرقانون اساسی، برگزاری انتخابات و مسائل امنیتی وتروریسم، دولت سوریه تاکنون تنها گفتگو درباره آخرین مطلب را می پذیرفت. اما در سوچی، با ایجاد کمیسیونی برای تدوین قانون اساسی، اولین گام در این جهت برداشته شد».

اما برای نیکولای کوژانو، درشکست کنگره جای تردیدی نیست چراکه کمیسیون قانون اساسی خود برپایه های نامطمئنی استوارست. « در واقع مسکو نمیداند مسئله سوریه را چگونه باید حل کرد. از اینرو، برای در دست نگاه داشتن افسارها وپرده پوشی فقدان راه حل، مداوما قوانین بازی تغییر یافته وابتکارعملهای جدیدی براه انداخته میشوند». اما بنظراو، گرچه میتوان شکست کنگره سوچی را به آماده سازی نامناسب آن و عدم شناخت طرفین درگیر کشمکش از مسائل، که باعث تعجب همگی شد، نسبت داد، خواست های متناقض سازمان دهندگان آنرا نیزباید به این دلایل افزود : « سوچی، بین هدف وزارت دفاع که امیدوار بود ازجمله با روند ژنو مقابله کند ونیت وزارت امور خارجه که تمایلی به آن نداشت، بدام افتاد. تلاش های شدید وزارت امور خارجه برای جلب استفان دومیستورا، فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل، به این کنگره را بدینگونه میتوان توضیح داد.»
معضل بشر اسد

اگر کنگره سوچی شاهد تحرکات بسیاری، برای وانمود کردن اینکه همگی راه حل مناسب را میشناسند ونیز برای محک زدن دیگران، بود اما بنظر میرسد که در مسکو به سختی برای یافتن راه نجات تلاش میشود. مطبوعات ملی صحبت از یک سیاست راهبردی جدید میکنند که ظاهرا درکرملین در حال آماده شدن است. بحث با کارشناسان روسی حاکی از وجود امکاناتی دراین حوزه است. روسلان مامدوف، هماهنگ کننده برنامه خاورمیانه وآفریقای شمالی در شورای روسیه برای امور خارجی، اندیشکده حکومت روسیه، بارها تکرار میکند که « بشر فرد دلخواه ما نیست. اگر روسیه ازاو حمایت میکند بدین خاطر است که فعلا جایگزینی برای او وجود ندارد. من از غربی ها می پرسم : آیا شما کسی را دارید که بتواند جانشین او شود؟ حداقل با او وارتشش، هر قدرهم که بی ترحم باشد، ما موفق شده ایم که یک ستون فقرات دولتی و نهادی در این کشور را بر سر پا نگاه داریم.»

ضمن سخنان او، اندیشه انتقال بخشی از قدرت به کس دیگری جز اسد نیز به میان میآید. وبرای اینکار، اگر لازم باشد که اسد در مقامش باقی بماند، قانون اساسی جدید میتواند این پست را از اختیاراتش تهی کند. مامدوف تصریح میکند که « روسیه به پیش راندن یک راه حل سیاسی، اصلاحات در ساخت قدرت، بازسازی ارتش برای تبدیل آن به پایه ای برای سوریه جدید، سوریه پس از جنگ، گرایش دارد». « واطرافیان بشر اسد، نظامیان ودیگران، احتمال دارد که مورد قبول مخالفین قرار گیرند. مسکو به آنها توجه دارد، حتی گرچه بعضی از آنان درمقاطعی کشتی در حال غرق را رها کردند. آنها ضرورتا وبطور قطعی از صحنه بیرون نهاده نشده اند. مسکو تلاش میکند که جستجوی یک راه حل را آسان تر کند. اما در اصل، یافتن راه حل بعهده سوریه ای هاست. آنها هستند که باید تصمیم بگیرند که چه کسی باید رئیس جمهور باشد و قانون اساسی چگونه باید باشد.»

بسیاری، حداقل در میان «شرق شناسان»، میگویند که ازاینکه، بشراسد دیگر قادربه متحد کردن سوریه ای ها نخواهد بود و خود او مسئله ساز است، آگاهند. وگفته میشود که در کرملین وحداقل در وزارت امورخارجه، وحتی وزارت دفاع، مطرح کردن تعویض رئیس جمهورسوریه دیگر موضوعی کاملا ممنوع نیست. نیکولای کوژانو نگرانی خویش را ابراز میکند « اما مسئله بشدت بغرنج شده است. مخالفان سوریه ای به من میگویند که بشردست به پاکسازی پیرامونش زده ودیگرکسی باقی نمانده است. سپس با اتحادهای خیلی پیچیده با قبایل مختلف کشور موفق شده قدرت خود را مستحکم کند. امروزه، کنار گذاشتن او پذیرفتن خطراز هم پاشی جدید همه چیز است.»

این تفکر که ولادیمیرپوتین به گروگان بشراسد تبدیل شده، بطور نسبتا گسترده ای در مسکو رایج است. اما چه باید کرد؟ رها کردن او دیگرممکن نیست چرا که این به مفهوم نفی مبانی تعهد سپتامبر ٢٠١۵ روسیه بوده وخطر فروپاشی تعادل شکننده ای که بدوراسد ایجاد شده است را در بردارد. در عین حال، چیزی که بطورمحرمانه در روسیه گفته میشود، کرملین میخواهد تا آخرین لحظه اثبات کند که نباید به مردم اجازه داد تا بنام یک مردم سالاری که فقط هرج ومرج بدنبال دارد، رهبران خویش را سرنگون کنند. متخصصین روسی، با دسترسی به منابع کم وبیش جدی، گاهگاهی پیچیدگی وضعیت برای خود بشراسد، که بعنوان مثال، برادرش ماهر، مسئول اکثرنیروهای امنیتی، خط مشی سرسختانه ای تحمیل میکند، را نیز پیش میکشند. ظاهرا ماهراسد در ژانویه ٢٠١٧ قصد داشت تا با کمک ایران بر علیه رئیس جمهور دست به کودتا بزند.
یا یک طرف دیگری را خرد میکند، یا مذاکره برگزارمیشود

این وضعیت ورقابت احتمالی با تهران برای تاثیر گذاری برتصمیمات دمشق، آمیخته با تمایل مسکوبرای دست یابی به راه حلی سیاسی در سوریه، روسیه را وادار میکند که در میان مخالفین حکومت در جستجوی کسی باشد که احتمالا در زمان موعود سازش با دولت سوریه را می پذیرد. واسیلی کوزنتسف تاکید میکند که « کنگره سوچی چهارچوب وسیعی برای گفتگوی سیاسی وجامعه مدنی سوریه بود. من فکر نمیکنم که ادامه آن وتبدیلش به یک چهارچوب گفتگوی مدوام ضرورت داشته باشد. هیچکس در میان مقامات روسی خواهان پایان دادن به روند ژنو ویا آستانا نیست. اما برای تصمیم گیران ما، حقانیت دادن به خروج ما از کشمکش سوریه توسط سوریه ای ها ودر سطح ملی اهمیت زیادی دارد.آقای پوتین علاقه مند است که موفقیتش در برقراری صلح، توسط جامعه بین المللی به رسمیت شناخته شود.»

از اینرو، بنظر میرسد که تلاشی برای شناسائی و سپس مذاکره با تعدادی از هفت هزار گروه مبارز در سوریه در جریان است. کنستانتین ترووتسو به ما توضیح میدهد که مثلا « کرانه شرقی فرات، بویژه جایگاه عرب های سنی است. وقتی که داعش منطقه را تصرف کرد، آنها شیخ ها را به گروگان گرفتند تا جوانان را واردار کنند که به داعش بپیوندند. شیخ ها، که مردم شدیدا از آنها پیروی میکنند، پس ازآزادیشان سعی کردند که وارد ساختارهای جدید دولت محلی شوند. وآنجا، آنها خود را در کنار کردهائی یافتند که بخشی از نیروهای دموکراتیک سوریه را تشکیل میداند و داعش را شکست داده ونسبتا با بشر متحدند. مفهوم آن اینست که این بخش از سوریه دیر یا زود تحت کنترل سنی هائی خواهد بود که با رژیم دمشق اختلاف نظردارند. اما همکاری فعلی آنان با یکدیگرکماکان این امید را زنده نگه میدارد که شاید دست یابی به یک سازش امکان پذیر باشد.» این یک بازی با تعداد زیادی بازیگر وبنابراین همراه با ناشناخته های متعدد است. مامدوف بر این عقیده است که « مسئله ای که از سوی دیگر مطرح است، ادغام گروه های مخالف مسلح در ساختارهای دفاعی وفاداربه دمشق است. بدیهی است که این جنبه ازقضایا هنوزگنگ است چرا که نه ازنتایج نبردها ونه ازتصمیم بشر درموردعفوعمومی آگاه نیستیم.»

به هر حال، بنظرمیرسد که مسکوقبل ازهرچیز، تظعیف مخالفان را مد نظر قرار داده است. از نبرد حلب بعنوان الگواستفاده میشود : هر چه بیشتر مخالفان را ضعیف کنیم آنها رغبت بیشتری برای سازش نشان خواهند داد. روسلان مامدوف مجددا تکرار میکند که « بواسطه پیروزی نظامی، مخالفین سرخم کرده و گفتگو با رژیم بشراسد خواهند پذیرفت. درحال حاضردو راه حل در پیش روست : یا یک طرف دیگری را خرد میکند ویا مذاکره ای برپا میشود. این باعث تاسف است اما بنظرکرملین اسد کم زیان تر ازهمه است. چه کسی مایل است که النصره ویا داعش زمام امور در سوریه را بدست گیرد؟ روسیه خواستار یک راه حل سیاسی و یک سوریه لائیک است.»
بازگشت به نقطه آغاز ؟

وقبول اینکه، آنهائی که نمی توانند با رژیم دمشق مذاکره کنند، در حاشیه خواهند ماند. « راه حل سیاسی» مورد نظر مسکو وبویژه شیوه دست یابی به آن بیشتر شبیه یک راه حل صرفا نظامی است. تاریخدان وسناتور رومی (١٢٠ – ۵٨) می نوشت « آنها بیابانی ایجاد میکنند وسپس میگویند که صلح برقرارکرده اند». نیکولای کوژانوو فکرنمی کند که « سوریه به بیابانی تبدیل خواهد شد واین چیزی نیست که مسکو در پی آنست. در غوطه شرقی شاهد آن بودیم. بی شک درمیان روس ها اراده تضعیف مخالفین ومجبورکردنشان به نشستن دردورمیز مذاکرات وجود دارد. اما همگی در اینجا آگاهند که، کسانی که کرملین آنان را تا ژانویه ٢٠١٧ واولین نشست آستانا «تروریست» خطاب میکرد، در واقع مخالفین رژیم هستند وبه همین زودی خلع سلاح نخواهند شد چرا که همگی آنها پدرخوانده های قدرتمندی همچون سعودی ها، ترک ها ویا آمریکائی ها در خارج دارند.»

بنابراین، مسکو نهایتا بر روی این پدرخوانده ها نیز حساب میکند تا دمشق را مجبوربه مذاکره کند. اما هرچه زمان میگذرد، بشر اسد، مطمئن از حمایت ایران وروسیه، قلمروی بیشتری را بازپس گرفته وبیابان سیاسی سوریه را گسترش میدهد. وهمه اینها با چوب لای چرخ گذاشتن درهر پیش طرح گفتگوی ملی که مسکو سعی میکند در آستانا ویا سوچی براه اندازد. واسیلی کوزنتسف خاطرنشان میکند که «رژیم سوریه واقعا مسئله سازست، هیچ انعطاف نشان نمیدهد وهر اندیشه سازش را رد میکند. همه اینها روسیه را خشمگین میسازد.» بن بستی که روس ها امروزه در آن گرفتارند، میتواند به بازگشت به نقطه آغازمنجر شود. علت اصلی مشکل سوریه، این باربیش از همیشه رهبرکشوری است که تهی از تمامی آنانی شده که برعلیه حاکمیت اواعتراض میکردند.
رژیس ژانته
سوريا: موسكو في المأزق

ترجمه از فرانسه بابک دهقان
رژیس ژانته
روزنامه نگار مقیم روسیه، نماینده رادیو فرانسه بین الملل و لوموند دیپلماتیک

 

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

صلح بیش ازهمیشه نامحتمل در سوریه

درحالیکه قراراست به دعوت روس ها سه شنبه سی ژانویه کنگره گفت وگوی های ملی سوریه درسوچی برگزار شود، امیدواری به «پیشرفتی سیاسی» بسیارکم است. مخالفین رژیم وکردها این گردهمآئی را تحریم کرده اند، نبرد در سوریه شدت یافته است وترکیه به تهاجم خویش برعلیه کردها ادامه میدهد

همه چیزازدست رفته بنظرمیرسد. به هنگامی که برخی برقراری صلح ویا حداقل تضعیف درگیری ها را امکان پذیر میدانستند، ورق های جدیدی درسوریه روشده است ، جائی که همدستان قدیمی دیگراتفاق نظرندارند واتحادهای دیروزشکنندگی خویش را برملا میسازند. برای اثبات این نظرکافیست به معرکه حمله نظامی ترکیه درشمال غربی سوریه وبویژه درعفرین و نیز به ازهم پاشی آخرین کنفرانس صلح ژنوتحت هدایت سازمان ملل وگردهم آئی سوچی به دعوت روسیه نگاه کنیم.

در پیش روی ما واحه دمشق قراردارد، مرغزاری که بوستان ها ومزارعش در روزهای خوش پیش ازجنگ با رودخانه بردی آبیاری میشدند واکنون درچنگال شعله های آتش اسیراست. این منطقه که زیرکنترل شورشیان است وتهدیدی برای پایتخت به حساب میاید بی وقفه توسط سوریه وروسیه بمباران میشود. همزمان، درماه دسامبر، ارتش سوریه با حمایت نیروی هوائی روسیه دست به تهاجم وسیعی دراستان ادلیب (جنوب حلب) زده است. بخش عمده ای ازاین منطقه زیرکنترل گروه های جهادگرا وازجمله مهمترین آنها جبهه النصره (شاخه سوریه ای قدیمی القاعده) است. بمباران های هوائی دراین استان نیزباعث جابجائی های جدید اهالی میشود.

داعش، پس ازگریزش ازرقه ودیرالزور، گرچه نیمه جان، وبرخلاف آنچه که دونالد ترامپ درداوس تاکید میکرد، هنوزنمرده است وعملیات پراکنده اش را دنبال میکند. حتی حلب، پایتخت شمال، که دردسامبر۲۰۱۷ به نعمت اتحاد سوریه – روسیه وبا کمک حزب الله، متحد شیعه ایران، «آرام» شده است کماکان درتیررس توپخانه نیروهای شورشی، که در بخش غربی شهروجاده اصلی به دمشق مستقر هستند، قراردارد. اضافه براین، بیش ازنیمی ازجمعیت بیست ویک میلیونی سوریه آواره شده ویا به خارج پناهنده شده اند وموجب دلهره کشورهای اروپائی هستند.

برپهنه ای چنین تاریک، رجب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، ازیک هفته پیش دست به تهاجم گسترده ای درشمال غرب سوریه زده است واین منطقه با اکثریت کرد ونیزعرب زیرآتش تانک ها وهواپیما های ترکیه است. اودرسخنرانی بیست ژانویه خویش، پس ازبرشمردن «تهدیداتی» که مرزهای کشورش را هدف گرفته است، اعلام کرد : « نام سازمان تروریستی اهمیتی ندارد، داعش، حزب کارگران کردستان ویا یگان های مدافع خلق. به لطف خداوند همه آنها را له خواهیم کرد».

درحالیکه بسیاری ازکشورهای غربی خواهان خویشتن داری ترکیه شده اند، آنکارا روزشنبه با لحنی خشن به واشینگتن، متحد اصلیش درآسیای خاوری وناتو، اخطارداده وبا صراحت خواسته است که ازمناطقی که ترکیه درصدد گسترش تهاجم خود به آن است بیرون رود.
موشی که در برابرببرمیغرد

درواقع، مسئول دیپلوماسی ترکیه طالب آن شده است که ایالات متحده «بی درنگ» نیروهای نظامی مستقر شده خویش درمنبج، شهرک بزرگی درغرب رودخانه فرات وتحت کنترل یگان های مدافع خلق ومتحد (موقتی؟) واشینگتن، را بیرون کشد. این شهربا جمعیت کرد وعربش درحدود یکصد کیلومتری شرق منطق عفرین قراردارد. صدها نظامی آمریکائی درآنجا مستقرشده اند وبرخی احتمال درگیری مستقیم با این نیروها را مطرح میکنند. تاکنون، واشینگتن همچون مسکو (واتحادیه اروپا نیز) به درخواست «خویشتن داری» ازمتحد خویش اکتفا کرده اند وبنا برگفته ریاست جمهوری ترکیه، آمریکائی ها قول داده اند که دیگر برای یگان های مدافع خلق سلاح ارسال نکنند. اما ایالات متحده ازطریق فرماندهی مرکزی(centcom) روزیکشنبه درپاسخ به ترکیه اعلام کرده است که قصد ترک منطقه منبج را ندارد وترک ها بدلیل مقاومت کردها، در پیشرویشان دچار اشکال شده اند.

ترکیه اردوغان برگ های متعددی در دست دارد. همزمان با ادامه تماس گسترده با واشینگتن ومسکو، ترکیه میتواند، با گشودن درهای خروجی به روی پناهندگان سوریه ای ودیگر خارجیان، که درحال حاضربه ازای نقدینه درآنجا نگاهداری میشوند، برای اروپائی ها دردسرایجاد کند، چرا که اتحادیه اروپا ازمواجه شدن با سیل جدیدی ازپناهجویان به شدت هراسناک است. اما همچنان که درطول شش سال درگیری در سوریه شاهد آن بوده ایم، وضعیت میتواند به ضررترکیه، یک قدرت منطقه ای که بقول یک دیپلومات اروپائی، با اشاره به لحن شدیدا ملی گرا وعوام پسند رهبران ترک، «نعره میکشد وجست وخیزمیکند»، عوض شود.

به هرحال، عملیات نظامی ترکیه موسوم به «شاخه زیتون»، تنش میان ترکیه وایالات متحده را بویژه بخاطرلفاظی شدیدا ضدآمریکائی آنکارا افزایش داده است. درباره روس ها باید گفت که آنها پس ازپذیرش اتمام حجت – بی تردید با مشورت با ترک ها – برای تخلیه نیروهای خود ازمنطقه جنگ، ونیز بخاطردلسردی از رد پیشنهادشان به کردها برای پیوستن به حکومت دمشق، درحال انتظارند. کردها بدین ترتیب فهماندند که میخواهند خودمختاری نسبتا کامل خویش درمناطق تحت کنترل خود را، که «به قیمت» اتحادشان با ائتلاف غربی ها برای شکست داعش وهمچنین مرگ تعداد زیادی از مبارزین بدست آورده اند، حفظ کنند.

اگراردوغان به اهداف خویش دست یابد، چیزی که در صورت عدم ممانعت «متحدانش» بعید نیست، او۹۲۰ کیلومترناحیه مرزی را، که دوسوم آن درحال حاضرزیرکنترل یگان های مدافع خلق است، تحت تسلط خویش قرارخواهد داد. درماه مارس ۲۰۱۶ نیزترکیه میخواست یک «منطقه امن» با عمقی ۳۰ کیلومتری در داخل خاک سوریه ایجاد کند. تهاجم کنونی بگونه ای تکمیل کردن این طرح میباشد. درآن زمان برخی نگران آن بودند که حلب، که تکلیفش هنوز روشن نبود، به شیوه ترک ها بلعیده شود.

با اعلام اینکه ایالات متحده قصد دارد سی هزارشبه نظامی کرد را تعلیم دهد، متفکرین بزرگ پنتاگون درواشینگتن فرصت مناسبی برای آغازعملیات نظامی آنکارا ایجاد کردند. چنین اعلامیه ای خشم ترکیه را برافروخت وآنان ازاین موقعیت بهره برداری کردند. آمریکائی ها ازآن پس، با روشن کردن – ویا مخدوش کردن – نظرشان، کم وبیش ازموضعشان عقب نشینی کرده اند، اما دیگرکارازکارگذشته بود. کسی تا این لحظه نمیداند که این اعلامیه دسیسه، حماقت، بی تدبیری ویا نقشه از پیش طراحی شده است یا نه.

مضحکی این تهاجم جدید (اولین تاخت وتاز ترکیه دراستان ادلب به پائیز۲۰۱۷ برمیگردد) درآن است که این بارنیروهای ترک، که فراموش نکنیم عضو ناتو هستند، توسط اعضای ارتش آزاد سوریه وبویژه بسیاری ازجهادگرایان (ازجمله پیکارجویان سابق القاعده) همراهی میشوند ، کسانی که یک افسر فرانسوی درهفته نامه طنزآمیز Le Canard enchaîné ۲۴ ژانویه ۲۰۱۸ آنها را « هم زنان کثافت بازسازی شده» می نامد.
شکست دیپلوماتیک یکی پس از دیگری

درچنین شرایطی چرا باید ازشکست مذاکرات ژنو ویا کنفرانس بزرگ ۲۸ ژانویه سوچی تعجب کرد؟ مخالفین رژیم بشراسد، شب جمعه ۲۶ ژانویه دروین (جایگزین ژنو برای نهمین دوره مذاکرات که در سال ۲۰۱۵ آغازشده است) اعلام کردند که کنفرانس سوچی درروسیه را تحریم خواهند کرد. این خبردرحساب توئیتر کمیته مذاکرات روسیه که اصلی ترین گروه های مخالف را دربرمیگیرد بزبان عربی منتشرشده است.

درحقیقت، مذاکرات ژنو ازهمان آغازمحکوم به شکست بود چرا که موضع دوهیئت – که هرگزمستقیما با هم ملاقات نکرده اند – غیرقابل تطبیق بود وتبادل نظرمیان آنها، شدیدا پرخاش گرایانه، گفتگوی ناشنوایان را بخاطرمیاورد.

دولت سوریه با قبول دعوت سازمان ملل وحضوردرکناردریاچه لمان، بی آنکه قصد عقب نشینی در برابر خواسته های اساسی مخالفین، که درموارد متعدد با یکدیگراختلاف نظردارند، داشته باشد میخواست رسما حسن نیت خویش را به اثبات برساند. قانون اساسی جدید، انتخابات، آینده بشراسد، دولت انتقالی : دولت بعثی درهیچ موردی کوتاه نمی آید. یکی ازنزدیکان به حکومت دردمشق اشاره میکند که « و اوتا زمانی که باد موافق ناشی ازشرایط نامساعد داعش وشورشیان بربادبانش بوزد، به چنین چیزی تن نخواهد داد». بشرالجعفری، سفیرسنی سوریه درسازمان ملل ومذاکره کننده ارشد دولت، روزجمعه واشینگتن ومتحدان فرانسوی، انگلیسی، سعودی واردنی آنرا متهم کرد که با ارائه طرح پیشنهادی استفان میستورا، فرستاده سازمان ملل، که درآن کاهش قدرت رئیس جمهورسوریه پیش بینی شده است، میخواهند روند سیاسی را « به قتل برسانند». اوبه مطبوعات گفت که « چنین چیزی به طنزسیاه شباهت دارد»، کشورهائی که « درایجاد حمام خون خلق سوریه مشارکت داشته اند» وانمود میکنند که « راه حلی سیاسی وآینده سوریه را مد نظردارند».

درواقع، بنا برطرح سازمان ملل، هدف «ممانعت ازایجاد خلا درقوانین بنیادی ویا حقوقی درطی روند گذارسیاسی است که مذاکرات کنونی درصدد تحقق آنست». قانون اساسی آینده، مبارزه برعلیه تروریسم، اداره حکومت (واژه ای گنگ برای مطرح کردن یک گذارسیاسی) وبرگذاری انتخابات چهارموضوعی هستند که میانجی سازمان ملل در دستور کار قرارداده است. اما، بنا به گفته فردی نزدیک به رژیم وآگاه ازجریانات « دمشق هیچگاه واقعا علاقه ای به گذار سیاسی (یکی از پیشنهادات مخالفین رژیم که امکان کناره گیری بشراسد درآینده را فراهم میکند) نداشته است». برگزاری انتخابات هم درآینده ای نزدیک ویا قابل پیش بینی درکشوری ازنفس افتاده که نیمی ازجمعیتش آواره شده است و۳۵۰هزارنفردر طول شش سال درگیری درآن جان باخته اند قابل تصور نیست. کنگره پیشنهادی روسیه درسوچی، درواقع ضد ژنو، گرچه به مثابه مکمل آن عرضه میشود – وبرخی از کشورهای غربی نسبت به آن همچون ابزاری برای دورزدن سازمان ملل بدگمان هستند – گردهم آئی ۱۶۰۰ نفررا پیش بینی کرده بود. بنا به گفته سرگئی لاوروف، وزیرامورخارجه، روسیه اضافه برنمایندگان خلق سوریه، دولت ومخالفان آن، « تمام بازیگران اصلی منطقه ای وبین المللی» را به این کنگره دعوت کرده بود. اما امتناع کردها ومخالفین رژیم برای شرکت درآن، کنگره سوچی را به پوسته ای بی محتوی تبدیل کرده وبرای روسیه شکستی سنگین محسوب میشود.

دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، روز دوشنبه با گفتن اینکه « احتمال کمی وجود دارد که دررابطه با حل وفصل سیاسی قضایا درسوریه، پیشرفت فوری حاصل شود» ونیز« تنها یک کوشش صبورانه، قدم به قدم ودقیق میتواند پیشرفت را ممکن سازد»، به این شکست اذعان میکند.
کشوری با اعضای قطع شده

همه اینها داستانی قدیمی بنظر میرسند وآینده سوریه تاریک تراز اینست. به اصطلاح غسان سلامه، دیپلومات واستاد دانشگاه لبنانی فرانسوی، با قطع عضو ممکن وبرنامه ریزی شده بواسطه عملیات نظامی ترکیه، سوریه درخطرتبدیل شدن به کشور« بازهم کمتر» قراردارد.چنین چیزی سابقه دارست چرا که فرانسه با واگذاری منطقه بندری الکساندرت ( که امروزه استان هاتای نامیده میشود) به ترکیه درسال ۱۹۳۰ سوریه را درگذشته ازبخشی ازخاک خود محروم ساخته بود. تکه تکه شدن، با واگذاری موصل درشرق به عراق وسپس دره بقاع درغرب به لبنان، برای تاسیس لبنان برزگی که حالا می شناسیم، ادامه یافت. واین صرفنظرازبلندی های جولان که طی جنگ ژوئن ۱۹۶۷ اسرائیل آنرا ضمیمه خود کرد.

دردمشق وتهران ومسکو ونیزپایتخت های متحدین آنها درشیپور« رژیم فاتح شده است» می دمند. شاید چنین باشد، اما سوریه باخته است. سوریه دختران وپسرانش، بخش عظیمی ازمیراث باستانی زیبایش، روحش وبی تردید هرگونه امیدی به بازتولدش در آتیه ای نزدیک را ازدست داده است. تمامی نیروهای حیاتی آن از نفس افتاده اند وهمه شاخص ها تاریکی وعده میدهند.
هانری ممارباشي
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مسکو، پایتخت خاور نزدیک

در انتظار دونالد ترامپ

اکنون روسیه جایگاهی مرکزی درعرصه خاور نزدیک دارد. حضور نظامی در سوریه و محوری که با ایران و ترکیه ایجاد کرده، آن را به صورت مخاطبی الزامی برای همه کنشگران جنگی که جریان دارد درآورده است. اما، روسیه درعین حال درگیر تناقضاتی است که موجب تفرقه در متحدانش می شود و با درجه ای از نگرانی در انتظار آن است که رئیس جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ درمورد سیاست خود در منطقه تصمیم بگیرد

درخاور نزدیک، فردا کی فرامی رسد؟»: با این عنوان زیبا و کم وبیش شاعرانه است که دراین پایان زمستان در مسکو، در یک هتل مجلل در مرکز پایتخت با چند صد متر فاصله از میدان سرخ و کرملن، بیش از یکصد مدعو از سی کشور گرد آمده اند تا درباره آینده منطقه ای آشوب زده از جنگ و درگیری ها بحث و تبادل نظر کنند. این گردهمایی به دعوت «باشگاه گفتگوی والدای» که یک اندیشکده سیاست بین المللی است برگزارمی شود.

شرکت کنندگان نسبت به سال گذشته از گوناگونی بیشتری برخوردارند و نمایندگان بیشتری از کشورهای خلیج[فارس] حضور دارند. در آنجا به موشه یعلون، وزیر دفاع پیشین اسراییل بر می خوریم که توضیح می دهد که صلح ضرورت ایجاد حکومت هایی مذهبی اعم از سنی، شیعه یا علوی (ولی به خصوص نه یک حکومت فلسطینی) را ایجاب می کند و یا ژنرال آمریکایی پل والی که مشغول تعریف کردن ازدونالد ترامپ است و دیدار اخیر خود با مارین لوپن در پاریس را شرح می دهد. در اینجا می توان علی ناصر محمد، رئیس جمهوری پیشین جمهوری دموکراتیک خلقی یمن (یمن جنوبی)، نبیل فهمی، وزیر امور خارجه پیشین مصر، عمرو موسی، دبیرکل پیشین اتحادیه عرب یا حتی اسماعیل اولد شیخ احمد، فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد به یمن را در کنار هم دید. اعلام شده که باسما کدمانی، مخالف سوری از گفتگوهایی که در ژنو برگزار می شود کنار نهاده شده است. ناگواری دیگر، سید حسین موسویان، یک مقام پیشین شورای امنیت ملی ایران، که در ایالات متحده اقامت دارد، پس از فرمان ترامپ نگران این بوده که اگر به این سفر بیاید، دیگر نتواند به آمریکا بازگردد.

روشنفکران، پژوهشگران و مسئولان عربستان سعودی یا ایرانی، ترک یا مصری، عراقی یا آمریکایی در اینجا حضور دارند و البته حضور روسیه پررنگ تر است و از جمله میخاییل بوگدانوو، معاون امور اعراب وزارت امور خارجه، والنتینا ماتکوینکو، رئیس شورای فدراسیون روسیه (مجلس اعلی) که به ولادیمیر پوتین نزدیک است یا ویتالی نومکین، مدیر انستیتو مطالعات شرقی که یکی از معماران کنفرانس است دیده می شوند. ویتالی نومکین در پایان روز اول به فوریت کنفرانس را ترک می کند تا برای تقویت نمایندگان روسیه در مذاکرات درباره سوریه در ژنو به آنها بپیوندد. چنان که ناظران مختلف گوشزد می کنند، غیبت اروپا چشمگیر است.

نقشی مرکزی در پرونده هایی سوزان

مشارکتی چنین نامتجانس تائید می کند که روسیه درسال گذشته، به خاطر پیروزی های نظامی در سوریه، جایگاهی مرکزی در خاورنزدیک یافته که همگان – از جمله کسانی که حمایت آن از رژیم دمشق را محکوم می کنند- به آن اذعان دارند. روسیه مباهات می کند که با همه طرف ها به گفتگو می پردازد: آیا با حسن نیت برای اجتناب از بروز درگیری بین حزب الله لبنان و اسراییل در بلندی های جولان، چنان که دیدار ٩ مارس بین پوتین و نتانیاهو درمسکو گواه آن است، اقدام نکرده است؟

مسکو به صورت یکی از مراکزی درآمده که در آن درباره داغ ترین پرونده ها گفتگو می شود. درپایان ژانویه، حماس و فتح در آن جا توافقی را برای تشکیل یک دولت وحدت ملی امضا کردند (١). در نیمه فوریه، مسکو پذیرای ششمین کنفرانس برخی از گروه های کرد بود که در حزب کارگران کرد ترکیه (PKK) گرد آمده اند. این گروه ها شامل حزب اتحاد دموکراتیک (PYD، سوریه) حزب حیات آزاد کردستان ایران (پژاک)، حزب دموکراتیک خلق (HDP، ترکیه) و نیز گوران یا اتحادیه میهنی کردستان (UPK) بود و رقیب آن حزب دموکرات کردستان(PDK) که در کردستان عراق در قدرت است در کنفرانس غایب بود.

در آغاز ماه مارس، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه با فیاض السراج نخست وزیر لیبی دیدار کرد و این درحالی است که روسیه روابطی عالی با دشمن اصلی او ژنرال خلیفه هفتر دارد.

دلیل این فعالیت ها چیست؟ چه چیز باعث جنب و جوش مسکو می شود؟ فئودور لیوکانوو، یکی از روشنفکران برگزارکننده کنفرانس و یکی از معتبرترین مفسران روس در سیاست بین المللی توضیح می دهد که هدف فراتر از چهارچوب منطقه ای است: «روسیه خاورنزدیک را عرصه اصلی ای می داند که می تواند درآن به انباشت سرمایه ای بپردازد که بتواند به عنوان یک قدرت در صحنه بین المللی شناخته شود. خاور نزدیک، به رغم ویژگی هایش، بخش تعیین کننده ای برای تجدید سازماندهی جهانی است». روسیه این باور خود را پنهان نمی کند که عصر «پسا- غربی» آغاز شده و می خواهد به حرکت آن شتاب بخشد.

کارکردن با همه دنیا

دراین حین، این استاد روس روابط بین المللی توضیح می دهد که «این به معنای آن نیست که ما “جنگ سرد” جدیدی را آغاز می کنیم. ما در رقابت با ایالات متحده، چنان که اتحاد جماهیر شوروی بود، نیستیم. ما “یالتا”ی جدید نمی خواهیم». در درجه نخست به این خاطر که جهان دیگر نه دو قطبی بلکه چند قطبی است. از سوی دیگر، زیرا در اینجا ما از محدودیت های «قدرت روسیه» – عمدتا در زمینه های اقتصادی آگاهی داریم. و سرانجام برای این که ایدیولوژی، چنان که لیوکانوو و شمار دیگری از مخاطبان روس تصریح می کنند، دیگر یک نیروی محرک نیست. «برای سال های آینده قاعده بازی بین المللی بی ثباتی است. دیگر اتحاد پردوامی حتی در “ناتو” وجود ندارد».

ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید، که کم و ببیش با استقبال کرملن روبروشد، به این بی ثباتی و عدم اعتماد دامن می زند. درحال حاضر، به نظرمی آید که رئیس جمهوری آمریکا بین خواست خود درمورد نزدیکی با ولادیمیر پوتین، گرایش های ضد روسی در کنگره، گفته های خود درمورد «جنگ علیه تروریسم» و دشمنی عمیقش با ایران گیرکرده است. دراین حین، کرملن ازاین تغییر و تحول غریب جاری در واشنگتن سود می برد و از طریق والنتینا ماتوینکو پیامی روشن برای غربی ها می فرستد: «خاور نزدیک خط مقدم جبهه جنگ جهانی علیه تروریسم است، شرّی جهانی که به آنچه که فاشیسم بود شباهت دارد. برای غلبه برآن، ما باید اختلاف هایمان را کنار بگذاریم». و بوگدانوو تصریح می کند که: «ما باید به تحمیل دموکراسی از خارج که ربطی به فرهنگ های محلی ندارد پایان دهیم». او درعین حال تاکید می کند که ما باید «با همه دنیا کار کنیم»، در لیبی، سوریه، یا عراق. البته به استثنای گروه های تروریستی فراملی مانند «سازمان حکومت اسلامی» (داعش) و «القاعده». او می توانست افغانستان را نیز ذکر کند که مسکو، که نگران استقرار داعش در آن است، تماس هایی با بخش هایی از طالبان آغاز کرده که آنها را نیرویی برای مقابله با جهادگری بین المللی می داند.

درعرصه سوریه است که روس ها بیشترین موفقیت خود را به دست آورده اند و با این حال می باید توانایی خود برای تثبیت وضعیت را با ارائه طرحی برای راه حل سیاسی ثابت کنند. برای این کار، آنها در درجه اول روی مثلث به زحمت سرهم بندی شده ایران – ترکیه – روسیه حساب می کنند. به نظر یک دیپلومات روس که می خواهد ناشناس بماند، این اتحاد «غیرمعقول است و برپایه محاسبات تاکتیکی بناشده اما به این معنا نیست که دوام نخواهد آورد. منافع کوتاه مدت این سه کشور با یکدیگر همسویی دارد زیرا در منطقه نیرو دارند و درپی یافتن یک راه حل هستند و سنگینی مالی بحران را می سنجند». مسکو برای ممکن ساختن امضای برقراری آتش بس در سوریه، در دو نوبت، در ژانویه و فوریه ٢٠١٧، در آستانه (قزاقستان) نمایندگان رژیم های سوریه و مخالفان مسلح – از جمله گروه های سلفی که خود تا آن زمان آنها را «تروریست» می نامید، مانند احرار الشام – را گرد آورد. این مصالحه راه را برای ازسرگیری مذاکرات سیاسی در ژنو در پایان ماه فوریه بین رژیم ونیروهای مختلف اپوزیسیون گشود.

متحدان غیرقابل پیش بینی

ولی چگونه می توان با مواضع گاه آشتی ناپذیر متحدان خود ماهرانه بازی کرد؟ یک طرح قانون اساسی ارائه شده توسط مسکو نشان می دهد که حکومت سوریه لائیک خواهد بود و این چیزی است که خوشایند ایران نیست و در آن به خصلت عربی کشور (و به رسمیت شناختن کردها) اشاره ای نشده و این امر هم برای ترکیه و هم ملی گرایان عرب ناخوشایند است. با این حال، محور مسکو – تهران مستحکم تر از محور مسکو- آنکارا به نظر می رسد و خطر به هم خوردن اتحاد با ایران احتمال کمی دارد و این امید که توافق هسته ای ایران [برجام] به تنش زدایی با ایالات متحده بیانجامد وجود دارد و درمورد ترکیه، مسکو فراموش نمی کند که ترکیه عضو «ناتو» است.

متحد غیرقابل پیش بینی دیگر بشار اسد است و این درحالی است که او بقای سیاسی خود را مدیون دخالت مسکو است. آلکساندر آکسننوک، سفیر پیشین روسیه در الجزایر، که در سیاست خاورنزدیک کارکشته است، انتقاد خود از مقامات سوریه را پنهان نمی کند: «راه حل درسوریه باید برمبنای بیانیه ٣٠ ژوئن ٢٠١٢ (٢) ژنو و قطعنامه ٢٢٥٤ شورای امنیت سازمان ملل متحد باشد که برقراری یک “دولت گذار” را پیش بینی می کند که قادر به “انجام کامل وظایف قوه مجریه” باشد. این درحالی است که دمشق، به بهانه های مختلف، از مذاکره درباره این گذار سرباز می زند». این دیدگاه را او در نشریه «نزاویسمایا گازت» در ٢٠ فوریه ٢٠١٧ اعلام کرده است.

سرانجام، زیر فشار مسکو، به نظر می آید که چهارمین دور مذاکرات ژنو که در ٣ مارس به پایان رسید دمشق را وادار به پذیرش اصول یک گذار کرده است. پیشرفتی کوچک که موجب خرسندی استفان دمیستورا، فرستاده سازمان ملل شد که اعلام کرد مذاکرات بعدی در ٢٣ مارس ازسر گرفته می شود. درمورد آینده بشار اسد، از نظر مسکو دراین باره باید بعدا تعیین تکلیف شود و تصمیم آن با مردم سوریه است. آیا دراین مورد اختلاف هایی بین تهران، که خواهان نگهداری بشار اسد به هر قیمت است، و مسکو که موضعی نرم تر دارد وجود دارد؟ یا، چنان که برخی از روزنامه نگاران روس می گویند، اختلاف هایی بین وزیران دفاع و امور خارجه روسیه وجود دارد؟ داشتن تایید این شایعات دشوار است.

آینده در کاخ سفید شکل می گیرد

هرچه که باشد، موضوع برای مسکو در دستور کار نیست، زیرا درمورد آینده در عرصه ای که در غلیان است تصمیم گیری می شود. داعش، به رغم عقب نشینی هایش همچنان نیرومند است. جبهه النصره، شاخه پیشین القاعده که به جبهه فتح الشام تغییر نام داده نیز نیرومند است. ازسوی دیگر تنش های التهاب آمیزی درعرصه درگیری بین ترکیه، رژیم سوریه و ایران وجود دارد. تنش هایی که مسکو می کوشد آنها را بزداید. یک نمونه، وضعیت موجود درمورد شهر الباب است که نیروهای ترک حاضر در سوریه پس از اوت ٢٠١٦ همراه با متحدان سوری خود آن را در ٢٣ فوریه تصرف کردند. آنها تهدید کرده اند که شهر منبج که در دست نیروهای دموکراتیک سوریه و گروهی است که حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) در آن نقش کلیدی بازی می کند را نیز تصرف کنند. درمورد ترکیه مسئله این است که درعین حال هم مانع از به هم پیوستن سه منطقه کرد نشین سوریه شود و ضربه ای به سازمانی وارد کند که شعبه ای ساده از حزب کارگران کرد ترکیه (PKK) به نظر می آید و دشمنی – اگرنه بیشتر – دستکم به همان اندازه داعش خطرناک است. مسکو، با کمک واشنگتن برای یک مصالحه گفتگو کرده است: حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) روستاهای حاشیه منبج که به دست رژیم سوریه افتاده را تخلیه کرده است.

به این ترتیب منطقه حایلی بین ترک ها و متحدانشان از یک سو، و کردها ازسوی دیگر ایجاد شده و از ارتش سوریه به عنوان نیروی بازدارنده برخورد بین آنها استفاده می شود. با این حال نمی توان برخوردها را منتفی دانست، زیرا ترکیه مکرر اراده خود برای پاک کردن کامل منبج از پیکارگران کرد را ابراز کرده و خواهان مشارکت در عملیات بازپس گیری رقه، پایتخت داعش درسوریه، است. گردهمایی مسئولان نظامی ترک، روس و آمریکایی در ٧ مارس در آنتالیا (ترکیه) با هدف تعیین راهبرد مشترک بود. در همان زمان، اعلام شد که ایالات متحده برای نخستین بار تفنگداران دریایی خود را به منطقه اعزام کرده که در آن به جز نیروهای سوریه ای، نیروهای ایرانی، ترک، روس و آمریکایی در کنار هم حضور دارند.

لوکیانوو می پرسد: اما، آیا می توان درباره آینده سوریه «تنها با کنشگران غیر عرب مانند ایران و ترکیه» مذاکره کرد؟ این پرسش از چنان اعتباری برخوردار است که در خود کنفرانس والدای می شد انتقادهایی تند از سوی شماری از نمایندگان عرب درمورد ایران و «توسعه طلبی» آن شنیده می شد. حتی با آن که مسکو موفق شد حضور اردن – و نیز امارات متحده عربی (٣) – در مذاکرات آستانه را کسب کند، غیبت عربستان سعودی سنگینی می کرد. سناتور ایگور موروزوف، عضو کمیسیون امورخارجه مجلس اعلای روسیه توضیح می دهد که: «ما برای وارد کردن عربستان سعودی در مذاکرات به ایالات متحده نیاز خواهیم داشت. درغیر این صورت، با این خطر روبروییم که ناظر ازسرگیری درگیری ها و کمک ریاض و قطر به سازمان های مسلح باشیم». به نظر او وضعیت وخیم تر این است که دستگاه مدیریتی ترامپ، با مدد اسراییل به جنگی در سطح بزرگ علیه ایران اقدام کند که موجب از هم پاشیدن حکومت ها و تشدید درگیری های مذهبی شود. روس ها، به رغم موفقیت هایشان ازاین واقعیت آگاهی دارند که بخشی از آینده در کاخ سفید شکل می گیرد و کسی نمی داند که فردا در خاور نزدیک کی فرا خواهد رسید…

١- در واقع، به نظر می آید که درباره توافق در رسانه ها گران فروشی شده است. بنا به گفته منابع فلسطینی، در این دیدار در مسکو به راستی پیشرفتی در زمینه دستیابی به یک توافق حاصل نشد

٢- « Accord à Genève sur les principes d’une transition en Syrie « , Le Monde, 30 juin 2012.

٣- نزدیکی بین مسکوو امارات متحده عربی درخور توجه است. درماه فوریه، سرگئی چمزوف، رییس روستک – بزرگ ترین مجتمع دفاعی روسیه – به روزنامه نگاران حاضر در نمایشگاه «ایدکس» (نمایشگاه و کنفرانس دفاع بین المللی) در ابوظبی گفت که روستک با وزارت دفاع امارات متحده عربی برای ساخت یک جنگنده سبک نسل پنجم برپایه «میگ-٢٩» مشارکت خواهد کرد. این برنامه در سال ٢٠١٨ آغاز می شود و تولید از هفت یا هشت سال بعد کلید می خورد

Advertisements