عزیز آریانفر

آنچه که کرزی تاکنون درک نکرده است این است که مادامی که بیگانگان کیان امور ما را به دست داشته باشند و رهبری کشور ما را به دست مهره های دیسانت شده، گوش به فرمان سازمان های اطلاعاتی اجنبی، فاقد پایگاه مردمی و دربند منافع محدود شخصی، تباری و سمتی می دهند هیچ شانسی برای رستگاری نداریم.

خود ایشان الگوی برجسته همینگونه رهبران دست نشانده هستند. آیا گاهی از خود پرسیده اند که ایشان را از روی چه برتری ها و شایستگی ها از آمریکا آوردند و بر تختگاه کابل نشاندند؟ روشن است، هیچ! تنها منافع آمریکا در آن برهه ایجاب می کرد تا یک خان قبیله درانی را بیاورند.

خوب، ایشان را آوردند اما ایشان نه تنها هیچ گامی در راستای کشورسازی، ملت سازی و دولت سازی برنداشتند بلکه تا توانستند به دهل تنش های تباری، زبانی، سمتی و قبیله ای کوبیدند و کشور را به لبه پرتگاه نابودی کشاندند.

می شد قانون اساسی و ساختار کارا و پذیرا می داشتیم، می شد کمک های بین المللی دادگرانه تقسیم می گردید، می شد بجای باندهای مافیای قومی امروز احزاب سیاسی فراگیر می داشتیم، می شد کشور ما اصل بی طرفی سنتی مثبت و فعال را پیش می گرفت و اصل بی طرفی در قانون اساسی تسجیل می شد اما ایشان تا توانستند به دهل آمریکایی ها رقصیدند و خوش خدمتی کردند تا پادشاهی در خاندان کرزی ماندگار بماند.

اما حالا هنگامی که سیاست آمریکا ایجاب می کند تا یک خان غلجایی در ارگ بنشیند می فرمایند 17 سال آمریکا همه را فریب داد! اینکه ایشان 17 سال در خواب خرگوشی فرو رفته بودند و فریب آمریکایی ها را خوردند یا به قول اشرف غنی احمدزی ایشان را 14 سال سر فرمان اشترنگ خواب برده بود کوتاهی خودشان است و الا ما در همه این سال ها داد زدیم که فریب آمریکایی ها را نخورید!

اینکه ایشان خوردند و گوش ناشنوا داشتند و دارند گناه ما چیست؟ اگر به موقع به سخنان دلسوزانه و فریادهای بینوایانه ما گوش فرا می داند امروز به این حال نمی رسیدند. از قدیم ها گفته اند خود کرده را نه درد است و نه درمان!

کرزی در مصاحبه اخیر خود با یک رسانه روسی فرموده است: «من تلاش کردم آنها را (آمریکایی ها) از کشورمان بیرون بیندازم اما شکست خوردم» درست است اما اگر یک دولت فراگیر ملی ساخته می شد، اگر ساختار نیرومند دولتی می داشتیم، اگر به احاد مردم زمینه مشارکت دادگرانه در مدیریت کشور و تصمیمگیری ها داده می شد، اگر انحصارگرایی و سمت گرایی نمی شد، اگر کمک های جهانی دادگرانه میان همه ولایات تقسیم می شد، اگر تصامیم در پستوها گرفته نمی شد، اگر شفافیت می بود، اگر مردم از زد و بندهای پشت پرده آگاهی می داشتند بی گمان چنین نمی شد.

ایشان در کجا اعلام کرده بودند که می خواهند آمریکایی ها را از کشور برانند؟ برعکس خودشان بودند که با آمریکا سازشنامه همکاری های راهبردی امضا کردند خودشان بودند که مجلس بزرگان (لوی جرگه) قلابی را برگزار کردند.

بارها داد زدیم و نوشتیم که شیوه حضور نیروهای آمریکایی مشروعیت ندارد مگر آیا ایشان می شنیدند؟ نوشتیم که نیروهای ایتلاف بین المللی براساس فیصله شورای امنیت آمده اند و تنها حضور زیر چتر آیساف مشروعیت دارد نه زیر چتر ناتو. چه کسی با ناتو سازشنامه را امضا کرده بود؟ چرا کرزی مردم را الاغ تصور فرموده است؟

مطلب مرتبط:

آیا کارمل برای روس‌ ها دعوتنامه فرستاده بود؟

حامد کرزی در گفتگویی با تلویزیون NTV مسکو ضمن ابراز ارادت به روسیه گفته است که حتی زمانیکه شوروی به دعوت رییس جمهور وقت ببرک کارمل به افغانستان لشکر کشی کرد دراوج جنگ، مکتب و شفاخانه می‌ ساخت.

اینکه روس‌ ها به واقع در آن زمان چه می‌ کردند و چرا حامد کرزی به آنان علاقمند شده است بماند. ایشان از کجا کشف کرده اند که کارمل به روس‌ ها دعوتنامه داده بود تا لشکرکشی‌ کنند؟

اسناد بجا مانده از حزب کمونیست شوروی نشان می‌ دهد که تره‌کی و امین بارها از مسکو خواسته بودند که به افغانستان نیرو بفرستد. نیروهای شوروی پیش از 6 جدی 1358 با موافقت حکومت وقت در بگرام و خواجه‌رواش مستقر شده بودند.

پس از دسامبر سال 1979 هم مسکو استقرار نیرو در افغانستان را براساس معاهده‌ای موجه می‌ دانست که در 7 دسامبر 1978 بین تره‌کی و برژنف در مسکو امضا شده بود. کارمل در همان سخنرانی شب کریسمس 1979 می‌ گوید که نیروهای شوروی براساس موافقت حکومت‌ های گذشته مستقر شده اند.

بد نیست که سیاستمدارها اول تحقیق کنند و بعد درمورد رویدادهای تاریخی نظر بدهند. تردیدی نیست که کارمل یک سویتیست ولیننیست تندرو بود و حضورنیروهای شوروی برایش توجیه ایدیولوژیک داشت اما سندی‌ وجود ندارد که نشان دهد روس‌ ها به دعوت او آمده بودند.

فردوس كاوش

Advertisements