محمد اسحاق ثنا
بهار نیکو 

این نو بهار نیکو یار من تو باشد 

با کشت و با زراعت کار من و تو باشد
امروز خسم میهن در مسند خداییست 
این حرف خودنماییست عار من‌ و تو باشد
نه عدل و نی عدالت خونست و قتل غارت 
در دام این قساوت شار من و تو باشد( ۱) 
ای زاهد ریایی زین بیش یاوه کم کن 
تا چند دشمن هم کار من و تو باشد 
بلبل به گوش‌بلبل به‌ وخت سحر‌ چنین گفت
دستی که گل شکن شد زار من تو باشد 
سالی که یافت پایان دادم‌ ز دست همسر 
 دیگر نصیب یا رب یار من و تو باشد 
دیدم ترا به گلشن آمد به یادم حرفت 
بی تو ثنا گلستان ناری من و تو‌ باشد .
(۱) شار به معنی شهر
محمد اسحاق ثنا
۲ اپریل شفاخانه برِگهاوس رچمند 
ونکوور کانادا 
Advertisements