عبدالروف ابراهیمی به حیث رییس پارلمان یا عالیترین مرجع قانون، قانونگذار و حافط قانون از دیر وقت بدینسو چهره یک دزد، سارق، اختلاسگر و فاسد را از خود به نمایش می گذارد.
ابراهیمی فعلا از آدم های عادی نیست، او یکی از مهره های ماشین فساد و جنایت دولتی است که تازه نام رسوای چهارمین نظام فاسد جهان را از آن خود کرد.

این رییس پارلمان آنقدر قدرتمند است که به آسانی می تواند یک دهقان بیسواد و بی خبر را از کنار پلوان زمین بردارد و راسأ در مقام ولایت قرار دهد.
ابراهیمی و برادرش مشهور به آمر لطیف از جمله … حزب اسلامی گلبدین در قندوز بودند که مردم قندوز هرگز تاریخ جنایت، قتل و کشتار این خانواده را فراموش نخواهند کرد.

از قول یکی از دوستان روایتی است که پس از اضمحلال حزب اسلامی گلبدین در شمال، این خاندان از گذشته توبه نموده و با تعهدات جدید درب جنرال دوستم را بوسه زدند.
راویان داستان زندگی رییس پارلمان، جناب ابراهیمی چنین گویند که در زمان حکمروایی جنرال دوستم در شمال افغانستان همین آمر لطیف برادر رووف ابراهیمی (والی جدید سمنگان)حکم تشکیل یک غوند را از جنرال دوستم گرفته بود که ماهانه پول اعاشه و مصارف لوجستیکی غوند را از دفتر مالی جنبش بدست می آورد

.
او خودش در قندوز بود و برادرش همین ابراهیمی رییس پارلمان را بحیت نمایندۀ خود معرفی کرده بود. آنگاه در پای این… رام شده کفش و در تنش یونیفورم جهادی بود و همه روزه اینطرف و آنطرف شهر مزار شریف می گشت و آخر ماه از ریاست لوجستیک جنبش، مصارف قطعات خود را بیرون می کرد و در بازار بفروش می رساند.

من در آنزمان در ریاست خارجۀ جنبش ایفای وظیفه می کردم که رییس ما جنرال ملک برادر رسول پهلوان بود. همین ابراهیمی رییس کنونی پارلمان یگان وقت نزد رییس خارجه آمده امر ویزه می گرفت و آنرا برای ضرورت مندان بفروش می رسانید.

روزی از روز ها جنرال ملک به سربازان دروازه امر کرد که هرگاه ابراهیمی آمد او را عاجل نزد من بیاورید. یکی از روزها ابراهیمی به دفتر مراجعه نمود و قوماندان مفرزۀ محافظ بنام خان محمد او را نزد ملک خان برد و ملک خان قبل از آنکه پرسان کند چرا آمدی امر نمود تا او را بار بار از زمین بردارند و برزمین بکوبند.
درجهٔ احساسات ملک خان چنان بالا گرفته بود که لاجرم او خودش وارد ماجرا شد و شخصآ خودش جناب رووف ابراهیمی را زیر لگد گرفت.

بعداً معلوم شد که یکی از دوستان ملک کدام پاسپورت دوست دیگر خود را آورده بود، تاطور عاجل برایش ویزه بگیرد اما ملک خان برایش می گوید برو بچیم در نوبت بان هر روز خو نمی توانم برایت امر فوق العاده صادر نمایم. رفیق ملک خان پاسپورت را از ملک می گیرد و برایش می گوید که باز ببین بچیم من چطور ویزه می گیرم. ملک مزاح گونه میگه می بینیم.

دو روز بعد همان رفیقش می اید و ویزه را برای جنرال ملک نشان می دهد. ملک خان از او خواهش می کند که تو را والله اگر منبع اجرای ویزه را برایم نگویی !!
و او می گوید که صاحب !
پنجصد دالر برای رووف ابراهیمی دادم و او از همینجا برایم کار ویزه ام را تمام نمود.
صاحب پاسپورت برای ابراهیمی مبلغ پنجصد دالر داده بود و او از همین دفتر با مهارت معین و تبانی با افراد معین کار ویزه را اجرا نموده بود.

همان بود که ابراهیمی رییس کنونی پارلمان به نرخ روزلت و کوب شد، صورت اش بخاک مالیده شد و جنرال ملک برای پهره داران دروازه امر فرمود که منبعد این … را اجازه دخول ندهند.

این چهره فاسد اکنون پارلمان کشور را به یکی از فاسد ترین پارلمان های جهان مبدل ساخته است و پارلمان به یکی از بزرگترین منبع فساد در آمده و در اکثر جنایات، غارتگری، اختلاس و حامی تروریسم در آمده است.

(این خبر در بخش تلکس شایعات سایت شبکه اطلاع رسانی افغانستان نشر شده است)

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

هر چه فاسدتر، رهبرتر

حکومت وحدت ملی و رییس جمهوری چون غنی، نتیجه نظام ریاستی بر مبنای بقای قوم پشتون است، همان قدرتی که رهبر را از میان دانه درشتان فاسد برمی گزیند و تروریستان را برازنده این سرزمین

به گزارش  سایت همایون بنقل ازشبکه اطلاع رسانی افغانستان ، تکاپوی سیاسی رهبران و چهره های قدرتمند در ماه های اخیر برای مقابله یا اتحاد با ارگ ریشه در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری آینده دارد و همچنان که حزب اسلامی از ابتدای ورود به ساختار حکومت، آشکارا از هدف تصاحب کرسی های مجلس گفت و کرزی با تمامی توان در پی بازگشت به قدرت است، عطشی سیری ناپذیر سیاستمداران می باشد برای قدرت طلبی.

اینکه عمر کوتاه شانزده ساله دوران جدید افغانستان همان تکرار شکست حکومت های گذشته است به مانند ناامیدی گسترده مردم از نظام و قانون، شکننده در برابر تهدید ها می باشد تا آنجا که اگر توسط گروه های تروریستی سقوط نکرد از درون متلاشی می شود.

سه سال حکومت وحدت ملی با تلاشی خستگی ناپذیر ارگ هر چه اتحاد در حکومت و قومیت ها بود را از میان برد و نقاق و بدگمانی را ریشه ای تر کرد و بر همین اساس، صفی طویل از مخالفانی به وجود آمد با هدفی برای پایان دادن به عمر این حکومت.

در این میان، اگر عبدالله دهه ها به عنوان نماینده ای قومیت تاجیک در راس قدرت ها حضور داشت و به مقام ریاست اجرایی رسید بیش از پایبندی به حزب جمعیت یک پشتون بوده است و کمترین شانس را برای حضور دگرباره در راس قدرت خواهد یافت.

و با کنار رفتن عبدالله از راس سیاست قوم تاجیک، زمینه برای عطا محمد نور مهیا شده که در اتحاد با جنرال دوستم و محقق بدل به رهبری برای جریان مخالف شود، اگر به مانند شکست در توافق با ارگ دلخوش به امتیاز رهبران پشتون نشود.

رهبران در جدل بر سر قدرت ماندن در کنار ایجاد هرج و مرج های گسترده، در اتحادهای ناهمگون و اجباری بار دیگر کشور را در آستانه نابودی کشانده اند که تداعی کننده ای گذشته ای سراسر درگیری است، اتحاد عطا محمد و جنرال دوستم زمانی رخ داد که تنها راه پیش رو برای بقا بود در حالی که دشمنی همچون حکمتیار در حمایت ارگ در یک قدمی قدرت به سر می برد.

از سوی دیگر، دامنه ناامنی ها از جنوب به شرق و شمال توسط گروه های تروریستی و هراس از جابه جایی نیروهای شکست خورده داعش سوریه و عراق به افغانستان، برگزاری انتخابات را به امری ناممکن بدل می کند.

وجود تقلب های گسترده و فساد در انتخابات گذشته بخصوص انتخابات ریاست جمهوری 2014 نه رای مردم بلکه تحمیلی بر مردم بود که از دِل آن، فردی همچون اشرف غنی به قدرت رسید که استعدادی بی همتا در همراهی با تروریستان دارد و براندازی نفاق در حکومت.

در همین راستا، کمیسیون انتخابات در تعیین و عزل کردن های اشرف غنی گرفتار سیاست سلیقه ای ارگ است و چنان آشفته که نشست خبری با حکمتیار برگزار می کند، ظرفیت برگزاری انتخابات پارلمانی در سرطان سال آینده را ندارد.

توزیع شناسنامه های الکترونیک با سنگ اندازی حکومت هنوز در معضل نام “افغان” زمین گیر است تا نه تنها رقم جمعیت قومیت ها نامشخص باقی بماند بلکه زمان برای جابه جایی قومیت های رانده شده پاکستان فراهم شود.

این در حالی می باشد که در صورت برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری باید انتظار چه مجلس و رییس جمهوری از دل حکومت نامشروع و فاسد حکومت وحدت ملی را داشت؟ در حالی که سازماندهی انتخابات توسط ارگ اجرایی شده و کمیسیونی بهتر از کمیسیون انتخابات ریاست جمهوری گذشته بر سر کار نخواهد آمد.

و تا زمانیکه منافع ملی و حفظ نظام برای جناح و رهبران سیاسی اولویت بر منافع شخصی و تباری نداشته باشد، همچنان افغانستان فقیر و وابسته و درگیر با تروریسم خواهد بود و داعش نه خارج از مرزها بلکه ریشه در این جغرافیا می یابد.

حکومت وحدت ملی با سیاست سلطه گری اگر به یک قدمی پشتونیزم کردن حکومت رسیده است اما توان برگزاری انتخابات را ندارد و در صورت برگزاری (که احتمال آن اندک می باشد) چگونه می تواند صداهای مخالف و صف طویل مخالفان را سرکوب کند و انتخابات را در سلطه قرار دهد در حالی که تنها نماد قومیت پشتون می باشد نه اتحادی از میان قومیت ها؟

 

Advertisements