ان شنيدى کة خضر تختهٴ کشتى بشکست *** تا کة کشتى زکف ظالم جبار برست ” مولوى رومى “

اقاى شفيع عيار ” خرد با شما ” پاسخ و پرسشى روز يکشنبة ٢۶ فبرورى را از رهگزر راديوى شما ديدم و شنيدم کة دو قضايا جلب ديد مرا بکرد … يکى لولهٴ گاز ترکمنستان و ديگر کدام دستةها استند کة حکومت غنى لوى مشر ” سرور کائنات ” را سر نگون ميکنند ؟ در نخست اينکة پروجيکت لولةى گاز ترکمنستان ، از گزرگاة نهايت پُر اشوب و جنجالى ميهن کة ديوها ى پشمى کتة پاة در انجا خُسپيدة استند ميگزرد مايةى خورسندى من گرديد ، پروژةى کة من انرا طلسم شکن در تاريخ کشور عفغانستان ميخوانم احداث پروژةهايى ديگر را در پى دارد کة سيماى عفغانستان مد نى را متبارز مينماياند. پروژهٴ بار اور کة دةهاسال قبل بايد مورد بهرة بردارى قرار ميگرفت ولى بر عکس چون حورى ، درگيرى معاملات سياست اقتصادى گرديد ؟

  Life cannot be determined by consciousness, but consciousness by life.

” کارل مارکس ” زندگى از بيدارى برقرار نمى شود ، ليکن بيدارى از زندگى .

هر گاهيکة پروژهٴ با چنين بزرگى از رهگزر غرش ماشينهايى غولپيکر کة هواى جايى را تيرة و گرد الود ميکنند بة يقين کة غولهايى ترياکى دور و بر انجا را ضرور ازخواب بيدار مينمايند تا ايشان متوسل بة بيل و کدال شوند و اجرت بدست ارند و بالترتيب در ايندة زندگى ابرومند براى خويش و خانوادهٴ بينواى خود امادة بدارند و در عين زمان صاحب روحيةى کارگرى بشوند . انها کة با کفهايى پُر از ابلة ، گرد و خاک ، ماندة و کوبيدة با دالر کبود ، اللة اکبر نة بلکة اللة ابتر گفتة بجانب خانةهايى خود بر ميگردند ديگر وقت کافى براى اداى چرنديات ندارند يا اگر بة بانگ ملا گوش فرا خوهند داد چرا کة اوشان اکنون ” کارگران ” بيدار شدة استند. طبيعت حواس ندارد کة بسر ما ستم بکند يا تبعيض را روا دارد بر عکس انسان کة بيدارى خود را از طبيعت ميگيرد بسر طبيعت ستم ميکند يعنى عوض اينکة نبات نجيب در دل زمين پاکيزة بکارد گياة پليد کشت ميکند ، فلهذا جاى کلان اميد وارى است کة معرفى اين پايپ لاين دراز ، بتواند در کوتا مدت روحية و طرز تفکر فرزندان هيرمندى و ديگر را در مسير خود ديگرگون بکند. ما مثال خوبى داريم کة ميگويد : ادم بيکار هم غَر شود و هم بيمار و چليهاى غَر عفغان از چرندستان ديو بندى ، نجف و ازهر کة در رشد بيکارى مردم نقش بزرگ دارند ، اين پروسة هنوز رو بة تقويت مى نهد کة رهبر يک کشور مذهبى باشد.

  دوم .. مورخ -Brian Glyn Williams راجع بة جنرال عبدالرشيد دوستم کتاب نوشتة و هم فيلم يکنيم ساعتة از دوستم درست نمودة است کة اکثر ما و شما انرا بچشمها ديديم کة سناتور -Dana Rohrabachar در ان محفل بطرفدارى از دوستم چنين گفت ” دوستم يکى از جنرالهايى امريکايى است و نامش ثبت دفتر جنرالهايى ماست ” . ايا اين تبصرة هوشدارى براى اقاى سرور کائنات نيست ؟ محترم شفيع عيار ! ما و شما گرد و خاک رنيسانس سالهايى شست کشور خود هست يم و خوب بياد داريم صلى وسلم را و نة از تهٴ ناف ، صلى اللة و علية وسلم را يا ماد اعظم را کة ان زبان ترکيست اگر محمد اعظم گفتة باشم يا اگر کسى در هنگام حيات پيامبر بة وى صلى اللة ، محمد مصطفى ، سرور کائنات ، محمد مقدس گفتة است ؟ انجا بودند چاپلوسان مست و ديوانةها ، منحرف از افسانةها کة حتا نسوار معدهٴ کسى را دارو بخواندند ، لطفا روى اوريد بة اثر زندة ياد على ” دشتى ” ٢٣ سال رسالت بة نقل قول از کتاب قاضى عياض اندوليسى ” الشفا ” اينها مسلمانان در ستيج کوما ، چة ستايش نيست بة شخص ندادة اند کة در تاريخ بشريت نمونة ندارد .. گزشتة از ان سنةى فرارى يا گريز را قدسيت بخشيدة هجرتش نام کردند و ما عفغانها همچنان ؟. بخوانيد حديث صحيح بخارى ٣٧۵ ، جلد بیست سومین را. دوستان ! حقيقت گفتن زهر هيملاک است ، انرا کة سقرات نوشيد و در اين تازةگى در دادگاة هاگ جنرال بوسنيايى Solobdan Praljak کة پکت ناتو با دروغهايى عظيم در غيابت اتحاد جماهير شوروى کشورش را بطرفدارى سياة پشةها پارچة پارچة کرد.

ما جامة نمازى بسر خُم کرديم … وز خاک خرابات تيمُم کرديم شايد کة در ان ميکدةها دريابيم …. انعمر کة در مدرسةها گم کرديم ” امام حامد غزالى “

Advertisements