گردش به چپ در آمریکای لاتین

چپ و راست

سینه به سینه

در امریکای لاتین

نشریه ژاکوبن٬ جفری وبر

برگردان: فروزنده فرزاد

انقلاب منفعل

گرامشی انقلاب منفعل را دوره یی توصیف میکند که ترکیبی است ناموزون و دیالکتیکی از گرایشهای ارتجاعی و تحول خواه. تحول خواهی در پی دگرگون کردن مناسبات و روابط اجتماعی است اما برد اینگونه تغییرات در نهایت محدود است٬ و اگر هم بیان و شکل سیاسی آن تغییر کند٬ ساختار سلطه ی اجتماعی دست نخورده می ماند: به عبارتی «آخرین روز سرکوب و نخستین روز سرکوبی دیگر.»

محتوای طبقاتی انقلابهای منفعل در چارچوبی محدود متغیر است. بدین معنی که خواستهای عمومی (گرایش تحول خواهی) به درجات مختلف در ساختاری مستحیل میشود که دست آخر بنیانهای وضع موجود (گرایش ارتجاعی) را حفظ میکند. انقلابهای منفعل نه قادرند نظم پیشین را بازگردانند و نه میتوانند تحولی رادیکال بیافرینند. در برابر٬ این انقلابها دیالکتیکی بین انقلاب و بازگشت٬ تحول و ایستایی بوجود میاورند. ظرفیتهای بسیج اجتماعی از پایین پذیرفته٬ کنترل و بصورت گزینشی عقیم میشود تا طبقات اجتماعی مسلط ابتکار عمل سیاسی را دوباره در دست بگیرند. از سوی دیگر اصلاحاتی با ماهیتی محافظه کارانه زیر پوشش فشار از پایین انجام میشود و اینگونه رضایت منفعلانه ی طبقات زیر سلطه نیز بدست میاید. در واقع بجای احیای فوری نظم پیشین٬ توازن میان نیروها به گونه یی قطره چکانی و در بستر اجتماعی تغییر میکند٬ چنانکه ظرفیت خود سازماندهی و آفرینندگی جنبش مردمی در روند تعامل با قدرت و بوروکراسی کاملا هدر میرود.

در پایان تازه ترین دور جنبش ترقیخواهی در آمریکای لاتین٬ خیزش دوباره ی چپ در ۱۵ سال گذشته آشکارا دوره هایی از تحول و ارتجاع را بروز داده است.

شرح پایان یک دوره

 

پاسخ بسیاری به افول هژمونی چپ میانه در آمریکای لاتین انکار بوده است. در نگاهی کلی٬ دو گونه برخورد به این مساله غالب است. نخست دیدگاه سوسیال دموکراتهاست که خیزش دوباره ی راستگرایان را شکست هایی گذرا و موقت می دانند٬ برای نمونه به قدرت رسیدن ماریسیو ماکری در انتخابات آرژانتین در ۲۰۱۵ ٬ همان سال پیروزی پارلمانی اپوزیسیون محافظه کار در ونزوئلا٬ ناکامی اوا مورالس در کاندید شدن برای ریاست جمهوری برای سومین بار پیاپی٬ منصرف شدن رافائل کوره آ از شرکت دوباره در انتخابات و کودتای پارلمانی سال گذشته در برزیل.

مارک ویزبورات٬ {اقتصاددان آمریکایی م.}٬ مینویسد: «در ۱۵ سال گذشته واشنگتن برای خلاص شدن از وجود چپ در آمریکای لاتین بسیار کوشیده اما تنها در فقیرترین و ضعیف ترین کشورهای منطقه کامیاب بوده است‌٬ در هائیتی (سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۱۱) ٬ هندوراس (۲۰۰۹) و پاراگوئه (۲۰۱۲) » آمریکای لاتین بیش از هر زمان دیگر از استقلال برخوردار است و شرایط فقرا از هر زمان دیگر در دهه های اخیر بهتر. ویزبورات در ادامه مینویسد: «چپ آمریکای لاتین روابط اقتصادی و سیاسی این کشورها را از بند قدرت فائقه ی شمال رهانید و «استقلال دوم» را پس از رهایی از استعمار اسپانیا و پرتغال در دو سده پیش برای خود رقم زد.» با اتکا به همین پشتوانه ویزبورات پیش بینی میکند که نیروهای سیاسی پیشرو «برای مدتی دراز موثرترین نیروی سیاسی در منطقه خواهند ماند.» چنین دیدگاهی نتیجه ی نزدیک دور دوم انتخابات ریاست جمهوری اکوادور را نشانی از ادامه ی موج صورتی {گردش به چپ در آمریکای لاتین م.} می انگارد. لنین مورنو جانشین کوره آ ۵۱.۶ درصد آراء را بدست آورد در حالیکه گی یرمو لاسو نامزد ارتجاع محافظه کار هم ۴۸.۸ درصد آراء را از آن خود کرد. آنچه که فراموش میشود گردش به راست تدریجی دولت کوره آ در سالهای اخیر است که در تقابل آشکار با جنبش و اتحادیه های مردمی است. امری که همراه با رکود اقتصادی و پایان دوره ی رونق بازار نفت از محبوبیت دولت نیز کاسته است. در انتخابات عمومی سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۱۳ کوره آ با ۵۷٪ آراء در دور نخست پیروز شد. در ۲۰۱۷ مونرو که از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ معاون اول رئیس جمهور بود و آشکارا ادامه دهنده ی سیاستهای کوره آ ٬ تنها با ۳۹٪ آراء در دور نخست پیش افتاد و با وجود جبهه ی پراکنده ی نیروهای راستگرا٬ نتوانست حد نصاب لازم ۴۰٪ را برای آنکه انتخابات به دور دوم نرسد٬ بدست آورد. هرچند مونرو انتخابی کمتر آسیب زننده است اما این احتمال هست که او سیاست های ریاضتی جدیدی پیشه کرده٬ بازپرداخت بدهی ها را در اولویت قرار داده و برنامه ی توسعه ی کوره آ را برای مدرنیزه کردن صنعت استخراج معدن و نفت ادامه دهد.

سوسیال دموکراتها هیچگاه نخواستند بپذیرند که تحول انقلابی حتی در سده ی بیست و یکم نه تنها ممکن که مطلوب است. در نتیجه٬ گردش سالهای اخیر دولتهای چپ و چپ میانه به میانه ی طیف سیاسی را به واقعگرایی و اعتدال تفسیر کردند. از نگاه آنها٬ این دولتها و جنبشهای اجتماعی حامی شان باید ضرورت آنچه را که اجتناب ناپذیر است {نظم سرمایه داری م.} مانند لولا و روسف در برزیل بپذیرند و راه آنها را دنبال کنند. تنها جایگزین سرمایه داری نولیبرال سرمایه داری کنترل شده و با چهره یی انسانی تر است٬ و جز آن شرانگیزی و خیالبافی است.

اما خط فکری دوم که افول چپ در آمریکای لاتین را انکار میکند گروهی از مارکسیستها هستند. اینها بر نقش محوری دولت برای تحول اجتماعی نظر دارند و به دولتهای بولیوی٬ کوبا و ونزوئلا٬ و گاه اوروگوئه و نیکاراگوئه و اخیرا برزیل و آرژانتین علاقمند هستند. از نگاه این خط فکری٬ شکستهای اخیر چپ بخشی از فراز و فرود فرایند انقلابی است و قابل پیش بینی و جز برای کسانیکه به پیشروی خطی در انقلابها باور دارند نباید شگفت انگیز بنماید. این گروه٬ تنش روزافزون میان دولتهای چپگرا و جنبشهای اجتماعی را مادامیکه در چارچوب اهداف دولت بماند تکانه هایی انقلابی و آفریننده تفسیر میکنند که سرانجام به رشد و بلوغ تحول انقلابی کمک میکند. دولتمردان و وفاداران به این دولتها٬ اپوزیسیون چپگرای مستقل و بومی را راست داخلی یا آلت دست امپریالیسم می خوانند. به باور این دسته٬ با وجود وقفه های دوره یی دولتهای چپگرا در مسیر ساختن سرمایه داری صنعتی پیشرفته و در نتیجه فراهم کردن  شرایط گذار آرام به سوسیالیسم هستند. چنین تحولاتی از آسمان نازل نمیشوند و یک شبه هم بدست نمیایند. مرحله ی گذار دهه ها و چه بسا سده ها به درازا بیانجامد.

هیچیک از این روایتها گفتمان آمریکای لاتین را بدرستی درنیافته اند. واقعیت اینست که بحران اقتصاد جهانی با تاخیر به آمریکای لاتین رسیده و هم اکنون هژمونی چپ دچار افولی درازمدت شده است. اینچنین است که تشکلهای راستگرا به میدان آمده اند٬ اما توان ارائه ی جایگزینی هژمونیک را ندارند. این دوره ی تازه ای از بن بست سیاسی است که برآمده از ادامه ی الگوهای چندلایه انباشت سرمایه در منطقه و حفظ موقعیت زیردستانه ی آمریکای لاتین در تقسیم کار جهانی بعنوان تولید کننده منابع خام است. ارزیابی واقعبینانه دولتهای چپگرا و جنبشهای اجتماعی که به صعود این دولتها انجامید نباید تنها به نقد تک بعدی دخالت آمریکا و دشمنی راستگرایان محدود بماند٬ هرچند که هر دو اینها خود بخشهای مهمی از ماجرا هستند.

در عوض٬ باید از راهی که چپ آمریکای لاتین از سالهای نخست دهه ی ۹۰ میلادی تا کنون پیموده آغاز کنیم و به تغییر توازن نیروها بین طبقات اجتماعی٬ هیات حاکمه و نیروهای امپریالیستی طی ۲۵ سال گذشته توجه کرد. چپ فراپارلمانی در اوایل دهه ی ۹۰ میلادی از هیچ شروع کرد و آرام آرام طی بحران اقتصادی ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲ خود را باز تعریف کرد و سرانجام به بحرانی سیاسی برای دولتهای راستگرا در برابر آمریکای لاتین بدل شد. اما رادیکالیسم چپ جنبش بویژه در آرژانتین بولیوی و اکوادور در پی مشارکت بازیگران آن در انتخابات و به قدرت رسیدن دولتهای چپگرا در میانه ی سالهای ۲۰۰۰ در اشکال گوناگون تعدیل شد و از دیگر سو پویایی اقتصادی چین سبب رونق کالایی در جهان هم به چنین تعدیلی کمک کرد. دولتهای چپگرا به آنچه ادواردو گودیناس «دولتهایی ترمیمی» میخواند بدل شدند که اقتصادشان به بهای کالاهای صادراتی وابسته بود و با وجود باز توزیع ثروت٬ ساختار طبقاتی جامعه و سودمحوری و مالکیت به طور جدی دستخوش تحول نشد.

در آغاز٬ بحران جهانی اقتصاد اثر اندکی در آمریکای لاتین داشت. اما در سال ۲۰۱۲ موج بحران به آنجا هم رسید. با نزول بهای مواد اولیه و کالایی و کاهش تقاضا برای آن٬ توزیع آسان ثروت نیز دیگر ممکن  نبود و دولتهای چپ میانه سیاستهای ریاضتی پیشه کردند و در نتیجه هم آن بخش از سرمایه را که با چارچوب پیشرو این دولتها آشتی کرده بود از خود بیگانه کردند و هم پایگاه اجتماعی سنتی شان را.

اینگونه٬ هژمونی چپ میانه با عقب نشینی از این دو جبهه رو به افول گذارد و جنبشهای سیاسی و اجتماعی راستگرا پا به میدان گذاردند. اکوادور٬ آرژانتین٬ برزیل و ونزوئلا نمونه های برجسته ی این واقعیت جدید هستند

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

برنده و بازنده

جنگ عفرین

چه کسانی بودند؟

روزنامه یونگه ولت

ترجمه و تدوین الناز گرجی

در عفرین سوریه جنگی دامن زده شد که در بطن خود یک بازی بزرگ سیاسی و دیپلماتیک را پروراند. کردهای سوریه که قصد استقلال از حکومت مرکزی سوریه را داشتند و امریکا نیز گوشه چشمی به آنها نشان داده بود ناگهان با حمله ارتش ترکیه روبرو شدند. ارتشی منظم و عضو پیمان نظامی ناتو. خوش بینی نسبت به دریافت کمک نظامی و حمایت سیاسی از سوی امریکا، با سفر وزیر خارجه امریکا به ترکیه جای خود را به واقع بینی داد. نه امریکا حاضر است ترکیه را برنجاند و از خود براند و نه ترکیه به صلاح خود میداند که در مانور میان روسیه، اتحادیه اروپا و امریکا برای گرفتن امتیاز امریکا را از دست بدهد و دست خود را زیر ساطور اتحادیه اروپا و بویژه آلمان از یکسو و روسیه از سوی دیگر بگذارد. کردهای سوریه خیلی سریع متوجه این واقعیت شده و تصمیم گرفتند جبهه ای را انتخاب کنند که در آن امتیاز مقابله با داعش و دیگر سازمان های تروریستی را در نظر دارند، یعنی دولت سوریه و روسیه. مذاکرات سیاسی پیش از آن که ارتش ترکیه بتواند موقعیت خود را در عفرین و چند شهر دیگر کرد نشین سوریه تثبیت و تحکیم کند آغاز شد. میان کردهای سوریه و دولت سوریه که خواه نا خواه از حمایت روسیه نیز برخوردار است. بحث اساسی بر سر قانون اساسی جدید سوریه است که در آن حکومت فدراتیو گنجانده شده است. چیزی شبیه فدراسیون روسیه اما تا پیش از حمله ارتش ترکیه و آغاز مذاکرات کردهای سوریه با دولت سوریه، آنها با فدراتیو شدن سوریه و خودگردانی کردها در این چارچوب موافق نبودند و خود مختاری، یا خود گردانی را طالب بودند. ترکیه از این دریچه به عفرین حمله کرد. به بهانه مخالفت با خودمختاری کردهای سوریه و سرودی که یاد کردهای ترکیه داده می شود و از آن مهم تر پشت جبهه ای که کردهای ترکیه برای جنگ با دولت ترکیه پیدا می کنند.

حال، با تفاهمی که در مذاکرات میان کردهای سوریه و دولت سوریه بدست آمد و باحتمال زیاد کانون مرکزی آن قبول قانون اساسی فدراتیو در سوریه آینده و باقی ماندن کردهای سوریه در چارچوب این فدارتیو است، ورق برگشته است. ارتش ترکیه رو دست را خورد و حالا آنها نیز در مذاکرات “آستانه” باید عقب نشینی از خاک سوریه را بپذیرند، بویژه که ارتش آبدیده شده در جنگ با اسرائیل و سالهای حضور در لبنان و جنگ اخیر با داعش و گروه های جهادی آبدیده ترین ارتش عربی شده و مجهز به عالی ترین آموزش های نظامی و پیشرفته ترین سلاح های روسی است و مطابق تفاهمنامه ای که با کردهای این کشور دارد در عفرین و دیگر شهرهای کردنشین سوریه مستقر می شود. آیا ارتش ترکیه بخت خود را در جنگ با ارتش سوریه که مورد حمایت روسیه نیز هست آزمایش می کند؟ در این صورت با کمرنگ شدن مناسبات با روسیه چه خواهد کرد؟ مناسباتی که هم سیاسی است و هم اقتصادی و از آن مهم تر نقطه ضعفی که در برابر امریکا و اتحادیه اروپا پیدا خواهد کرد و دوران مانور میان روسیه و اروپا و امریکا سپری می شود.

این شطرنجی است که فعلا در سوریه و در عفرین در برابر ما قرار دارد.

کردهای سوریه نگران استفاده ارتش ترکیه از سلاح های شیمیائی نیز بودند. “صالح مسلم”سخنگوی فعلی حزب اتحاد دموکراتیک کردستان در مصاحبه با روزنامه یونگه ولت چاپ آلمان، ترکیه را به استفاده از گاز کُلر متهم کرد. سیوان عفرین یکی از پزشکان متخصص بیمارستان عفرین نیز تایید کرد که غیرنظامیانی که وارد بیمارستان شده اند نشانه هایی از مسمومیت با گاز کُلر داشته اند. تاکنون چندین تن از شهروندان توسط این گازها جان باخته اند و این نمونه هایی برای اثبات استفاده از سلاح های شیمیایی در منطقه است.

نمایندهPYD  “صالح مسلم” همچنین تاکید کرده است که ورود به این منطقه برای هرکس که می خواهد این حادثه را بررسی کند باز است و تحقیقات بین المللی نیز در جریان است، که اگر چنین شود ضربه دیگری به ترکیه در افکار عمومی جهان خواهد بود. با این حال واکنش کشورهای غربی در حد عمل  نیست و به جملاتی نظیر “این کار بسیار بعید بود” ختم می شود!

ترکیه در گذشته نیز در طول جنگ علیه حزب کارگران کردستان PPK چندین بار به صورت غیر قانونی از این سلاح ها بهره برده است. از جمله در سال 1999  که یک مورد ثابت شد. ضعف دیگر ترکیه در حمله نظامی به عفرین بهره گیری از گروه های تروریستی مانند داعش است که اگر این مسئله نیز ثابت شود، تمام ادعاهای ترکیه مبنی بر جنگ با داعش نقش بر آب خواهد شد.

نگاه دیگری به جنگ عفرین نشان میدهد که کردهای سوریه نیز تا پیش از تفاهم با دولت سوریه و برخورداری از حمایت ارتش سوریه و دریافت سلاح های مدرن جنگی روسی توانستند بر خلاف تصورات دولت و ارتش ترکیه جانانه از خود دفاع کنند و نشان دهند که پیروزی برق آسائی که ارتش ترکیه و رئیس جمهور این کشور وعده داده بودند خواب و خیالی بیش نیست.

در آستانه مذاکرات و تفاهم کردهای سوری با دولت سوریه صالح مسلم در مصاحبه با یونگه ولت گفته بود که وقتی دمشق در خطر بود سوری ها از روسیه کمک خواستند و اینک زمان آن است  که ما در برابر ارتش ترکیه با ارتش سوریه متحد شویم زیرا عفرین بخشی از سوریه است!

https://www.jungewelt.de/m/artikel/327642.giftgas-auf-afrin.html

+++++++++++++++++++++++++++++++++

انتخابات الجزایر

زیر فشار جنبش

اعتراضی مردم

اومانیته – ترجمه جعفر پویا

در الجزایر؛ نخست وزیر این کشور احمد یحیی در پاسخ به نارضایتی مردم و جنبش های اجتماعی که چند هفته است در الجزایر آغاز شده با لحنی نظامی گفت، وقت آن رسیده که قطار هرج ومرج را متوقف کنیم. او سپس هر گونه تظاهرات در کشور را غیر قانونی اعلام کرد اما مردم زیر بار این تهدیدات نرفتند و کارکنان و کارمندان بخش خدمات عمومی و بخصوص بخش های بهداشتی و آموزش و پرورش با تظاهرات خود در چند هفته گذشته کشور را فلج کرده اند.

جنبشی که از پائیز سال گذشته با تظاهرات معلمان با در خواست بهبود شرایط کار و حقوق آغاز شد و بی پاسخ ماند اینک با فراخوان اتحادیه معلمان در سراسر کشور گسترش یافته است. با توصیه مقامات دولتی قبل از اینکه این فراخوان به یک رویارویی با وزیر آموزش و پرورش تبدیل شود وزیر آموزش و پرورش از مواضع خود عقب نشینی کرد.

نفوذ اسلامگرایان در بخش آموزش و پرورش در سالهای اخیر بطور قابل توجهی کاهش یافته است اما با وجود این تندروهای اسلامگرا حرکت اعتراضی معلمان را تضعیف و مختل می کنند ومانع  پیشرفت مذاکرات با وزیر آموزش و پرورش میشوند. شرایط زندگی و کار معلمان بطور قابل توجهی  با ریاضت اقتصادی و سیاست اقتصادی مبهم دولت تضعیف شده است. جنبش اعتراضی مردم روز به روز گسترش می یابد و اتحادیه ها از اعتصاب کنندگان حمایت میکنند. اتحادیه کارگران برای قانون کار جدید به سود کارگران حمایت می کنند. با فراخوان این اتحادیه  روز 4 آوریل اعتصابات عمومی برای افزایش قدرت خرید مردم اعلام شد و بحث و گفتگو به ابتکار اتحادیه در سراسر کشور آغاز شده است.

در دیگر بخشهای اجتماعی نیز مردم برای حقوق خود با دولت در حال مبارزه هستند. از جمله بازنشستگان ارتش که در انتظار پرداخت حقوق بازنشستگی خود می باشند. در روز 24 ژانویه اعتصاب بازنشستگان توسط دولت غیر قانونی اعلام شد اما این اقدام دولت نیز نتوانست مانع ادامه مبارزه بازنشستگان ارتش شود و دوشنبه گذشته تظاهرات وسیعی در الجزایر برگزار شد.

اکنون یک سال به انتخابات ریاست جمهوری مانده و تحت تاثیر جنبش اجتماعی گمانه زنی ها در باره نتیجه این انتخابات بی وقفه تغییر می کند.

لوسیف سعید، کارشناس سیاسی الجزایری در یک مصاحبه گفته است: مردم الجزایر از طریق این جنبش مدنی، اجتماعی “زمینه اعتراضات اجتماعی” را سازماندهی میکنند که مدت طولانی در کشور ممنوع بود. خواست های اقتصادی و غلبه بر نگرانی های اجتماعی از اولویت های جامعه است و مردم آرزوی تعمیق آزادی های سیاسی و دمکراتیزه شدن کشور را دارند.

 https://humanite.fr/algerie-sur-les-multiples-fronts-sociaux-laspiration-louverture-politique-

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

افشای فساد

و اختلاس مخالفان

دولت یونان

اومانیته – ترجمه آذرنگ

با فاش شدن رسوائی مالی شرکت “نووارتیس”، الکسی سیپراس نخست وزیر یونان ضد حمله خود را علیه مخالفان دولت آغاز کرد.

حزب دمکراسی نو (ان .دی) به رهبری (کیریاکوس میتسوتاکیس) تصمیم داشت و دارد الکسی سیپرایس را که اکنون دولتش با تحریم های بین المللی و جریمه های مالی تنظیم شده  توسط طلبکاران یونان تضعیف شده ببلعد. میتسوتکیس قصد دارد با تبلیغات وسیع و با کمک شرکا (بانک مرکزی و صندوق بین المللی پول) در جریان انتخابات که در یونان برگزار خواهد شد قدرت را در یونان بدست گیرد. اما پس از افشای چندین پرونده فساد مالی – از جمله شرکت های بزرگ آلمانی مانند  زیمنس، راین متال، دیملر و یورو کوپتر در آن نقش داشتند- وضع سیاسی جدیدی در یونان حاکم شده است که طرح ها و آرزوهای  میتسوتاکیس را مختل کرده است.

پرونده های رشوه خواری رهبران گذشته که مدت چند روز است در مطبوعات یونان منتشر میشود توسط نخست وزیر به پارلمان یونان ارائه شد تا مورد بررسی قرار گیرد.  برخی از مقامات در مورد  منبع و مبانی آنها که بویژه از طرف دستگاه قضائی امریکا و سازمان (اف بی اسی) در مورد گروه های چند ملیتی بویژه شرکت دارو سازی (نووارتیس) مظنون به ایجاد یک سیستم عظیم فساد مالی است تردید دارند. این شرکت برای منافع خود از محافظه کارترین مقامات حزب سوسیالیست های  “پاسک” و حزب “دمکرات نو” که تا سال 2015 در قدرت بودند حمایت کرد. نخست وزیر سابق راستگرا آنتونیوس ساماراس و رئیس بانک مرکزی یانیس استونوراس وزیرسابق که مسئول کمیسیون اروپا بود دیمتری آرامبو لوس و دوازده تن از مقامات دولت گذشته  مبلغ 50 میلیون یورو را در مدت کوتاهی به جیب زدند. هزینه این رشوه خواری برای دولت معادل 3 میلیارد یورو می باشد  .

 وکلای سه شخصیت از مقامات ارشد یک شرکت سوئیسی که هویت آنها از طرف مقامات محفوظ است، بخش کوچکی از این پرونده را تاکنون این چنین توضیح دادند “یک ماشین لیموزین از مقامات شرکت نووارس با چمدان مملو از دلار به محل سکونت نخست وزیر سابق ساماراس می آید و رئیس بانک مرکزی و همسرش گزارش های جعلی را برای خرید دارو از این شرکت تهیه می کنند. وزیر بهداشت سابق که هم جرم این پرونده است سفارش بیش از حد واکسن آنفولانزای خوکی را به شرکت دارو سازی نووارس میدهد و فساد و رشوه ادامه می یابد.

با توجه به تحقیقات کنونی معاون پیشین بخش شرکت نووارتس در یونان و رئیس سابق این شرکت غول آسای داروسازی از افراد کلیدی سیستم رشوه خواری و فساد مالی این پرونده است. این فرد با همکاری سرپرست سابق بیمه های درمانی یونان یک سیستم فاکتورهای جعلی و تقلب در مقیاس وسیع را که منجر به انفجار قیمت داروها و حتی کمبود داروها در یونان شد برنامه ریزی و به اجرا گذاشتند. حجم سفارشات دارو بسیار بزرگ است اما هرگز این داروها به بیمارستانها و یا یک سیستم بهداشتی نرسید. به این ترتیب، بر اساس نظرسنجی های فعلی در یونان در آستانه بحران مالی و ریاضت اقتصادی سال 2010 معادل جمعیت اسپانیا دارو خریداری شد در حالی که جمعیت یونان تقریبا یک چهارم جمعیت اسپانیا است. همه رهبرانی که در پرونده شرکت نووراتس نقش داشته اند نگران آینده خود هستند. آنها این اتهامات را رد میکنند و الکسی سیبراس را متهم به تلاش برای اجرای یک عملیات سیاسی بر علیه آنها می کنند. الکسی سیپراس در تلاش است که نقش این رهبران رشوه خوار را با شرکتهای چند ملیتی برای مردم افشاء کند. او میگوید این رهبران با تقلب و چپاول پول عمومی، کشور را غارت کردند و ما را در یک ریاضت اقتصادی غرق کردند. ضررهای دولت بین سال های 2000 تا 2010 در بخش دارو بیش از 23 میلیارد یورو تخمین زده میشود. اگر این 23 میلیارد یورو در بخش عمومی، اجتماعی باقی میماند دولت میتوانست پس از سال 2010 از دام های مالی بانک مرکزی و صندوق بین المللی پول عبور کند!

https://humanite.fr/grece-avec-le-scandale-novartis-tsipras-contre-attaque-650499

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

بیست و پنج سالگی

حزب کمونیست روسیه

روزنامه پراودا – ترجمه آزاده اسفندیاری

امسال حزب کمونیست روسیه فدراتیو 25 ساله می شود. به همین مناسبت گنادی زوگانف رهبر حزب کمونیست روسیه و شماری از اعضای کمیته مرکزی این حزب و برخی از رهبران احزاب چپ و مردمی روسیه در کنفرانس مطبوعاتی که با ابتکار خبرگزاری تاس ترتیب یافته بود، شرکت کردند.

رهبر حزب کمونیست روسیه در این کنفرانس گفت: “ما ادامه دهندگان سنت های ارزشمند کمونیست ها و حکومت اتحاد شوروی هستیم. امروز 170 سال از مانیفست حزب کمونیست که توسط مارکس و انگلس تدوین و ارائه شد، می گذرد. بدون شک ایده کمونیستی تاثیر شگفت انگیزی بر سرنوشت بشریت گذاشت. لنین و استالین توانستند اندیشه های مارکس و انگلس را در کشور ما جامه عمل بپوشانند. ایده کمونیستی مجالی را فراهم کرد تا روسیه که در جنگ جهانی اول به ویرانه ای مبدل شده بود در عرض 20 سال، به رشد 70 ساله دست یابد. پیروزمند جنگ دوم جهانی باشد، فضا را تسخیر کند و به سلاح اتمی و موشک برای تامین امنیت بشریت دست یابد. باید از ایده کمونیستی سپاسگزار بود که مناسب ترین شرایط را برای رشد علوم اجتماعی، آموزش و پرورش و تکامل جامعه در کشورما فراهم کرد.

رهبران روسیه در سال 1991 با غیر قانونی اعلام کردن حزب کمونیست اتحاد شوروی و خیانت به خلق های اولین کشورسوسیالیستی جهان و ایده کمونیستی، دنباله رو باند های بازار سرمایه داری جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا شدند. در آن زمان عده ای از مردم ما با شجاعت گرد هم آمدند و با تشکیل حزب کمونیست روسیه از دست آورد های اتحاد شوروی دفاع کردند و اعلام داشتند:

ما پرچمدار پیروزمندان واقعی در سیاره زمین بودیم.

طی سال های گذشته حزب کمونیست روسیه (پس از فروپاشی اتحاد شوروی) دو بار از تجزیه و متلاشی شدن روسیه جلوگیری کرد. بار اول با ارائه برنامه و چگونگی مقابله با جنگ داخلی روسیه و بار دوم، تشکیل دولت اتحاد ملی توسط پریماکوف، ماسلنکوف و گراشنکو (1). یکی دیگر از ابتکارات حزب کمونیست روسیه این بود که طرح محکوم کردن انحلال اتحاد شوروی را به مجلس دوما برد و به تصویب رساند”.

 (سال 1991 یلتسین، شوشکویچ و کراوچوک روسای جمهور روسیه، بلاروس و اکراین، در استراحتگاه بلاوژسکایای بلاروس و در تماس مستقیم تلفنی با جرج بوش، رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا، اتحاد شوروی را منحل کردند. م ) .

در ادامه این کنفرانس مطبوعاتی یوری آفونین، یکی از معاونان رهبر حزب کمونیست روسیه اظهار داشت: “حزب کمونیست روسیه حزبی است رزمنده، سیاست شناس برجسته و مدرن. تنها نیروی صلاحیتداری است که می تواند با ارائه برنامه های درست کشور را از بحران های عدیده داخلی نجات دهد. حزب ما در عمل نشان داد که تنها نیرویی است که می تواند با ائتلاف دیگر احزاب ملی و میهنی در انتخابات آینده ریاست جمهوری کاندیدای مشترک معرفی کند. مخالفین حزب ما انتظار داشتند با پیر شدن و مرگ نسل کمونیست های زمان اتحاد شوروی، حزب کمونیست از رمق خواهد افتاد و جایی در جامعه روسیه نخواهد داشت اما بر خلاف تصور آنها حزب کمونیست با ارائه برنامه و تلاش های عملی خود توانست، توجه نسل جوان و آینده ساز کشور را به سمت خود جلب کند. تنها در آستانه صدمین سال روز انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر، در سال گذشته بیش از 30 هزار نفرعضویت حزب را پذیرفتند. اخیرا نیز تعداد قابل توجهی از بدل حزب کمونیست روسیه که توسط الیگارش ها ساخته شده بود به دامن حزب اصلی خود باز گشتند. دهها هزار نفر جهت حفاظت از صندوق های رای و جلوگیری از تقلب و در دفاع از پاول گرودینین، نامزد حزب کمونیست و دیگر احزاب ائتلاف چپ و میهن دوست، برای ریاست جمهوری اعلام آمادگی کردند. حزب کمونیست روسیه افتخار دارد که یگانه حزب ضد الیگارشی و ضد سرمایه داری در روسیه است” .

دیگر معاون رهبر حزب کمونیست روسیه، دیمیتری نوویکوف، گفت: “ایده های سوسیالیسم، عدالت اجتماعی و کمونیزم از زندگی انسان ها غیر قابل زدودنی است. بوریس یلتسین تمام تلاش خود را به کار برد تا حزب کمونیست را غیر قانونی کرده و از فعالیت کمونیست ها در کشور جلوگیری کند اما با شکایت فعالین حزب، دادخواهی به دادگاه قانون اساسی روسیه برده شد و در نهایت با فعالیت سازمان ها و ارگان های زیر مجموعه حزب موافقت شد. در یک چنین موقعیتی، حزب کمونیست روسیه توانست از زیر بار فشارهای سنگین و سرکوب و ارعاب، خود را رها سازد و اعلام موجودیت کند. حزب با اعتماد به نفس به فعالیت خود ادامه داد و در شرایط حاضر بیش از 100 نشریه چاپی، افزون بر 200 نشریه اینترنتی و کانال تلویزیونی “خط سرخ” را توانست راه اندازی و مدیرت کند. در عین حال فعالین کادرهای حزبی و کمسومول (جوانان وابسته به حزب کمونیست) در شبکه های اجتماعی فعالیت چشم گیری دارند” .

ماریا دوبورت، از اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه، در مورد برنامه حزب جهت تربیت و آمادگی کودکان و نوجوانان روسیه گفت: “آینده روسیه در گرو تربیت، سلامت روحی – روانی کودکان و نو جوانان است. آنها آینده سازانی هستند که در آتیه، سرنوشت کشور را رقم خواهند زد. لیبرال های مدافع سرمایه داری راه را بر جوانان و نوجوانان کشور بسته اند. از سال 1992 حکومت همه امکانات رشد و آموزش صحیح زمان اتحاد شوروی را بر روی فرزندان کشور مسدود کردند. در 25 سال گذشته حزب کمونیست با فعال کردن و گسترش  200 هزار موسسه آموزشی و تربیتی برای جوانان  و نو جوانان در مناطق مختلف زمینه رشد نسل های آینده کشور را فراهم کرده است” .

در جریان کنفرانس خبری، گنادی زوگانوف به سوال خبر نگاران درباره انتخابات ریاست جمهوری و معرفی یک کاندیدای غیر حزبی (پاول گرودینین)، گفت: “اساس برای حزب ما توانایی یک فرد برای کارهای اجرایی است. گرودینین، سال های طولانی در مسوولیت های اجرایی متفاوت، فعالیت کرده است. از جمله مدیریت کالخوز (موسسه کشاورزی صنعتی) به نام لنین، که موفق ترین کالخوز در روسیه می باشد. وی فرد توانمند و با تجربه ای است. در آخرین کنگره حزب کمونیست که سال گذشته تشکیل شد، تعدادی از شخصیت های حزبی در لیست کاندیداها بودند اما اعضای کنگره با رای مخفی پاول گرودینین را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری انتخاب کردند.

در پایان کنفرانس مطبوعاتی رهبر حزب کمونیست روسیه تاکید کرد: حزب ما حزبی است با واقع بینی اجتماعی، حزب آینده و حزب توده ها.

(1- یوگنی پریماکف تا سال 1999 مسئولیت های حزبی و دولتی متفاوتی از جمله وزیر امور خارجه و نخست وزیری زمان بوریس یلتسین را داشت. در همان سال توانست ولادیمیر پوتین رئیس جمهور کنونی روسیه را به عنوان نخست وزیر به یلتسین معرفی کند. م.)

.

Advertisements