ســالگــره نواســه راکــتیار

راکــتیار حتــی در روز ســالگــره نواســه اش از فــرســتادن استشــهادی به کــابل دریغ نکــرد !

احساس مسولیت اسلامی را باید از مسولین و مجاهدین حزب اسلامی گلبیدین بیاموخت ، ما می توانیم از چندین مثال در باب چنین ایثار و فداکاری های بینظیر نام ببریم که بطور مثال مجاهدین حزب اسلامی حتی در روز عقد نکاح شان برای حملات استشهادی خود را آماده ساخته اند و یا مصاحبه سخنگوی حزب اسلامی برادر مجاهد امین کریم را شاید همه در پرده تلویزیون خورشید دیده باشند که به خبرنگار گستاخ و بی ادب چنان جواب دندان شکن داد که تا زنده باشد فراموش نکند.
خبرنگار احمق در کمال بی شرمی و گستاخی از برادر مجاهد پرسید که چرا خودش در حملات انتحاری و استشهادی شرکت نمیکند ؟
برادر کریم با کمال متانت در جواب آن خبرنگار کودن گفت :
“میدانی که مادرم همین لحظه در حال نزع بود که من منحیث انجام رسالت اسلامی ام در استدیوی تلویزیون شما برای مصاحبه حاضر شده ام آیا ایثار و فداکاری بزرگتر ازین را شما در زندگی تان سراغ دارید ؟”
خبرنگار بیچاره رنگش سرخ شده و از جواب دندان شکن برادر کریم نهایت خجالت زده شد، بلی توان چنین ایثار و فداکاری را فقط مجاهدین جان برکف حزب اسلامی دارند.
هفته قبل مادر برادر کریم برای انجام حج عمره با جمع از مسلمانان دیگر عازم بیت الله شریف شدند خداوند حج ایشان را قبول درگاه شان بنماید.

اصلا قرار بر این بود که مجاهد بزرگوار جناب حکمتیار سالگره نورچشمی شان را با خاطر آرام در فضای گرم فامیلی برگزار نمایند اما بطور ناگهانی تغیری در برنامه حمله استشهادی مجاهدین حزب اسلامی در کابل پیش آمد که برادران مجاهد می خوستند آن را به تعویق اندازند تا حکمتیار صاحب در کمال آرامی بتواند سالگره نواسه اش را تجلیل نماید اما این پیشنهاد به هیچ صورت مورد قبول حکمتیار صاحب قرار نگرفت و ایشان قبول نکردند که مسولیت اسلامی شان را به علت مسائل فامیلی به تعویق بیاندازد لهذا در حین برگزاری جشن تولدی نور چشمی عملیات استشهادی مجاهدین حزب اسلامی را از طریق تلفون در کابل هدایت و رهنمایی کرده و موفقانه به پایان رسانید که در نتیجه سی و پنج نفر کافر و منافق داخلی و یکنفر کافر خارجی روانه اسفل من النار شده و سه نفر استشهادی حزب اسلامی جام شهادت نوشیده و هر کدام به وصال هفتاد و دو حور بهشتی توفیق یافتند.

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

ســـخن گـــوه

مـــن از شـــاه حســـین مـــرتضـــوی آمـــوخـــتم کـــه چـــرا ســـخن گـــوه را ســـخن گـــوه میگـــوینـــد !
اگر بعد از خاتم الانبیا حضرت محمد صلی سلم در نبوت بسته نمی شد بدون شک جلالتماب گرامی محمد اشرف غنی احمدزی امروز منحیث پیامبر عصر ما جهان اسلام را از ظلمت و تاریکی ها بسوی نور و روشنایی، سعادت و رستگاری هدایت میکرد.
من به شرافت و کرامت انسانی و غیرت افغانیم سوگند یاد میکنم که زعیم عالیقدر ما الحاج محمد اشرف غنی احمدزی دومین مغز متفکر جهان روزانه شانزده ساعت متواتر کار کرده و بعد از فراغت از کار طاقت فرسای دماغی مدت چار ساعت در معیت علمای کرام مصروف ذکر وعبادت پروردگارعالم می باشد و بعد از آن چار ساعت باقیمانده را بحال ملت افغان زارزار گریه میکند.
با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

حمــلات انتحــاری واستشــهادی
 
سلسلســه درســهای از مــدرســه راکــت العلــوم پشــاور پیــرامــون تفــاوت هــای مــیان حمــلات انتحــاری و استشــهادی
کتاب رهنمای بهشت بقلم افضل المجاهدین شمع فروزان اهل یقین برادر گلبیدین راکتیار مدیر مسول مدرسه راکت العلوم پشاور که در بازار قصه خوانی پشاور پاکستان به چاپ رسیده پیرامون تفاوت های میان حملات انتحاری و استشهادی با ارائه معلومات موثق با اتکا به متون معتبر اسلامی مسلمین و مومنین را از شک و تردید درین باب به یقین کامل رسانده و تفات های میان این دو عمل را به وضاحت کامل تشریح کرده است.
به روایت کتاب مذکور حمله استشهادی از بالا و با سر دادن نعره تکبیرآغاز شده و درین حمله فقط کافران و ملحدین به قتل رسیده و مومنین و مسلمین از برکت نعره تکبیر از آسیب آن بکلی در امان می باشند.
حکم شرعی آن حلال و پاداش آن در آخرت هفتاد و دو حور انارپستان چارده ساله است.
همچنین به روایت کتاب مذکور حمله انتحاری از پائین و بدون سر دادن نعره تکبیرآغاز میگردد چون مجاهد با داخل کردن مواد منجره در دهان پائینی اش وضویش می شکند و سردادن نعره تکبیر بدون وضو از لحاظ شرعی مجاز نیست که متاسفانه از اثر فقدان نعره تکبیر درین حمله به هر زنده جانی و حتی سنگ و چوب هم می تواند آسیب برسد.
حکم شرعی آن حرام و پاداش آن در آخرت دو حور بی دندان هفتاد و دو ساله می باشد.
با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

بقــه تقلــید از مــار کـرد

انجــنیر دادود به تقلــید از کــرزی و احــمدزی با خــیال پلــو چــوکــی ولایت بلــخ زندگــی را قمــار زد
انجنیر دادود که با دوکانک بکس و دستکول فروشی اش در لندن یک زندگی آرام و بی غل وغش داشت و در طول سالهای متمادی افغانستان و مشکلات آن کشور را بکلی فراموش کرده بود و فقط گاه گاهی به این می اندیشید که اگر او هم در همان سالهای اول حضور جامعه جهانی در افغانستان مانند کرزی، احمدزی و خیلی کسان دیگر که مانند او درغرب دوکانکی و رستورانکی داشتند که با لشکر امریکا به وطن باز گشتند و امروز به پست های بلند دولتی و سرمایه و قدرت غیر قابل تصور دست یافتند می رفت تا حال او هم صاحب مال و منال و جاه و مقامی می شد.
اما باز باخود میگفت که آب رفته را نمی توان با بیل باز گشتاند و باید به همین زندگی عادی امروزش قناعت کرده و خدا را سپاسگذار باشد تا اینکه از قضا روزی تلفونی از ارگ کابل آرام و قرار او را بهم زده و دوباره هوس چوکی و قدرت و ثروت را در وجودش زنده کرد.
انجنیر داود در هوای رسیدن به چوکی ولایت بلخ و دست یافتن به مال و منال بی پایان استاد عطا شب و روز خیال پلو زده و در اولین اقدام خلاف همه گوشزد و سرزنش دوستان و اقارب  دوکانش را به نیم قیمت به فروش رسانده با حال و عیال روانه کابل شد.
اما از بخت بد او کار برطرفی استاد عطا و تخلیه چوکی ولایت بلخ که اشرف غنی محاسبه غلط کرده و آن را خیلی ساده پنداشته بود به درازا کشید و به اصطلاح سنگک شد و حالا بعد از طی دو ما هنوز هم مانند گوشت خر دندان سگ سر درگم و نا معلوم است.
اکنون انجنیر دادود بر حماقت و حرص و طمع خویش از یکسو و بر شیطنت و نیرنگ و فریب اشرف غنی از سوی دیگر نفرین فرستاده و در سرد خانه ارگ زار زار گریه کرده و در زیر لب زمزمه میکند :
ملــک رفــت ودوکــان رفــت و قرضــم صــد هــزار اســت
از دســت قمــار اســت
از دســت قمــار اســت
دوستان و اقارب که  ناله و فریاد او را از سردخانه ارگ شنیدند به او چنین گفتند :
گــریه زار او چــو بشنفتــند
مــردم دور و پیش او گفتــند
گر نصیحت گهی تو بشنیدی
اینچــــنین روز بد نمیــدیدی
با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
 ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
سـرپس ترقـیدن کشـور

ترقــــی هــــای عـــالم رو به فـــرداســت … ببـــین مــا را که ســر پس مـــی ترقـــــیم
اصطلاح چرخ زندگی را بدون شک که هر کس شنیده ولی اکثراً آنرا یک پدیده ذهنی پنداشته و تصور نمیتوانند که چرخ زندگی نه تنها یک پدیده ذهنی بلکه یک دستگاه کاملاً عینی و قابل لمس مانند هر ماشین میخانیکی دیگر متشکل از چرخ ها ، پیچ ها ، زنجیر ها و غیره پرزه جات تخنیکی می باشد.
از سال نزده صد میلادی بدینسوهر کشورعضو سازمان ملل متحد یکپایه چرخ زندگی از آن سازمان بدست آورده و آنر را در یکی از ادارات دولتی چون شاروالی حفظ و نگهداری میکنند .
وظیفه این چرخ درج آمار و ارقام مختلف در رابطه با رشد اقتصادی و پیشرفت های عینی در ساحات دیگر زندگی اجتماعی کشور می باشد.
متاسفانه در کشور های جهان سوم دراثر بروز جنگها و منازعات که اکثراً زندگی اجتماعی این کشور ها را بهم میزند چرخ زندگی هم ازین خسارات مصؤن نمانده و با ایستاد شدن آن زندگی اجتماعی و رشد اقتصادی این کشور ها نیز در ایام جنگ محکوم به سکوت و رکود میگردند ولی اکثراً بعد از سپری شدن منازعات و جنگها مسؤلین دولتی به ترمیم و مرمت چرخ زندگی اقدام  کرده و آن را دوباره بگردش می آرند ، اما طبعاً یک مدت را در بر میگیرد تا پسمانی های دوران جنگ جبران شده و چرخ زندگی دوباره به روال معمول بحرکت افتاده و موازی با آن زندگی اجتماعی و اقتصادی جامعه بحرکت آید.
بعد از جنگهای خانمانسوز داخلی سالهای نود میلادی که دوسنگ هم بالای هم نماند و شهر کابل به خرابه تبدیل گشت طبعاً که چرخ زندگی هم ازین مصائب ناگوار جان بسلامت نبرده و شدیداً صدمه برداشت.
طلاب کرام با تصرف شهر کابل متوجه این سانحه گشته و جهت ترمیم و مرمت آن از تخنیکر های پنجابی طلب کمک کردند.
وزیر امر به معروف و نهی عن المنکر طالبان در یک سفر از قندهار بکابل منجمله از چرخ زندگی نیز بازدید بعمل آورده و متوجه یک اشتباه بزرگ میگردد که میتوان آن را در جمع گناهان کبیره قرار داد ، ایشان فوراً به اطلاع امیر المومنین ملا محمد عمر میرساند که چرخ زندگی در ساختمان شاروالی کابل خلاف عرف اسلامی رو به قبله قرار نداشته و علت اصلی فقدان خیر و برکت و دلیل خشکسالی ها و قحطی های متواتر در کشور می باشد.
امیرالمومنین فوراً فرمان تغیر جهت آن را صادر کرده و طلاب کرام دست بکار شدند اما هر قدر کوشیدند موفق نگشتند که یک سانتیمتر آن را از جایش تکان دهند بالاخره مجبور شدند که آنرا پارچه پارچه کرده و بعد از تغیر جهت آن را دوباره بسته بندی کنند که متاسفانه در اثنای باز و بسته کردن کدام پرزه آن غلط بسته بندی شده و از آن ببعد چرخ زندگی در جهت معکوس در حرکت شده و سیر حرکت جامعه را نیز با خود به قعقرا کشانیده.
حامد کرزی تا حال چندین بار بودجه برای ترمیم آن در نظر گرفته ولی حوادث غیر مترقبه دیگر پیش آمده که مانع عملی شدن آن گردیده و آخرین بار که ایشان به کابل بانک دستور تامین مصارف آن را صادر کرد از شانس بد کابل بانک در اثر رکود اقتصادی ورشکست شده و باز کار ترمیم چرخ زندگی عملی نشد.
شاید دوستانیکه خیلی جوان نیستند بخاطر داشته باشند که در کابل زمان سینما رفتن با پیراهن تنبان ممنوع بود و ازینرو در پیش دروازه هر سینما کسان با پطلون کرایی ایستاده و از این راه کسب معشیت میکردند.
از برکت خرابی های چرخ زندگی در پیش دروازه مجلس نمایندگان همان های که دیروز پطلون کرایی عرضه میکردند امروز پیراهن تنبان ، پتو ، تفدانی ، و قوطی نصوار عرضه میکنند.
چونکه چوکی های اول پارلمان برای نمایندگان پیراهن تنبان پوش و نصوار کش اختصاص یافته بازار پیراهن و تنبان کرایی رونق خوبی داشته ، تفدانی و قوطی نصوار هم بقدر کافی بفروش میرسد اما فراموش نکنیم که همه از برکت خرابی چرخ زندگیست و اگر روزی کسی آن را ترمیم کند دیگر رونق این بازار هم پایان خواهد یافت.
با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

+++++++++++++++

جــوان ســازی اردوی ملــی

اشــرف غنــی در راســتای جــوان ســازی اردوی ملــی افســران جــوان را ترفیــع و جــنرالان کهــن ســال را تقــاعــد داد
جوان سازی در ارگان های دولتی یک امر مهم و حیاتیست لهذا زعیم عالیقدر کشور نیز بادرک اهمیت حیاتی این اصل در راستای پروسه جوان سازی اردوی ملی کشور افسران جوان را ترفیع و جنرالان کهن سال را تقاعد داد.
با کهولت سنی نه تنها قدرت جسمی کاهش یافته و توان و نیروی فزیکی انسان به اضمحلال میرود بلکه خیلی مهمتر از آن نیروی دماغی کاهش یافته و فقدان آن در مواقع حساس می تواند سرنوشت ساز بوده و حتی فاجعه ببار آرد.
مثال بسیار خوب برای اثبات این مدعا جناب جنرال جاوید کوهستانی است که جناب ایشان در اثر کهولت و پیری چنان قدرت دماغی اش را از دست داده و اثری از عقل سلیم در وجودش کمتردیده می شود که در نتیجه همیش به هذیان گویی و یاوه سرایی در مقابل حکومت وحدت ملی پرداخته و از زمین و زمان انتقاد بیجا میکند، حالا تصور کنید که اگر جناب ایشان هنوز هم در همان پست جنرالی اش قرار میداشت این چه فاجعه ای می توانست برای کشور ببار آورد.
برای جلوگیری از چنین حالاتی جلالتماب اشرف غنی یکصد و شصت جنرال اردوی ملی را که تقریبا همه در سن و سال جنرال جاوید کوهستانی قرار دارند افتخار درجه تقاعد یا بازنشستگی را به ایشان اهدا فرمودند تا در جای ایشان نیروی های جوان و تازه نفس جاگزین گردد.
حالا در شبکه های اجتماعی دشمنان حکومت وحدت ملی دست به شایعه پراگنی های ناجوانمردانه زده و ادعا میکنند که انگیزه این اقدام دولت جوان سازی اردوی ملی نه بلکه پاکسازی قومی و تباریست، چه ادعای احمقانه و بی بنیادی !
برای اثبات غلط بودن و بی بنیاد بودن این مدعا کفایت خواهد کرد اگر گفته شود که تمام این جنرالان متقاعد غیر پشتون نیستند بلکه دو نفر گوینده یک زبان نیز در بین شان موجود است گرچه ایشان چند سال پیش به رحمت حق پیوسته اند اما زعیم عالیقدر کشور با احترام به حفظ عدالت و انصاف میان زنده و مرده از ایشان نیز با متقاعد ساختن شان تقدیر بعمل آورد.
حالا هر کسی باید خودش وجدانش را قاضی قرار داده در مورد قضاوت کند که آیا امکان دارد کسیکه از فرط عدالت و انصاف میان مرده و زنده تفاوت قایل نشده و هر دو را به یک چشم ببیند آن شخص می تواند میان پشتون وغیر پشتون تفاوت گذاشته و یکی را بر دیگری ترجیح دهد.
با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

+++++++++++


جــانور هفــت زبان

عجــایب جــانوری دیدم درین ملــک اگــر گــویم کســی باور ندارد !
در جهان خلقت هر از گاهی چشم مان به موجودات عجیب و خارق العاده چون مار دو سر، گوساله سه پا یا چارپای دو پا می خورد که سبحان الله گویان انگشت حیرت بدهان برده و به قدرت و عظمت خداوندی سر تعظیم فرود می آریم.
اما سعادت دیدن جانور هفت زبان را تا هنوز کسی نه در عالم واقعیت و نه در دنیای افسانه و تخیلات شاعرانه داشته و حالا ما در زندگی واقعی برای اولین با چشمان گنهگار خویش شاهد دیدار چنین موجود عجیب الخلقه در میهن بلا دیده خویش می باشیم.
زیست شناسان بزرگ و مشهور جهان برای مشاهده و انجام تحقیقات علمی پیرامون این موجود عجیب الخلقه به کابل آمده و هر کدام آرزو دارند برای تحقیقات گسترده تر وی را برای مدتی در کشور خود به امانت برده و تحقیقات علمی لازم را بالای او انجام دهند اما در تحقیقات ابتدایی که از طرف زیست شناسان خارجی تا هنوز بالای این موجود خارق العاده صورت گرفته به این نتیجه رسیده اند که از زبان های هفتگانه این جانور مایع زهرناکی ترشح میکند که در نیش گژدم و دندان مار افعی و سیاه مار افریقایی مشهور به مومبای سیاه هم همان مایع پیدا می شود.
قدرت سمی ترشحات زبان های هفتگانه این جانور به حدیست که اگر یک قطره آن در آب یا در هوا پخش گردد باعث مسمومیت و حتی نابودی صد ها تن خواهد گشت ازین بابت زیست شناسان در اثنای تحقیقات علمی روی این جانور همیش از لباس های مخصوص که اصلا برای تداوی مریضان مبتلا به وایروس ایبولا در افریقا دیزاین شده بود استفاده میکنند.
پس دعا می کنیم که خداوند ذوالجلال مردم درد دیده و بیچاره افغانستان را از شر این هیولای زهری در پناه و حمایت خویش داشته و ازآسیب های احتمالی از جانب او محفوظ و مصون بدارد.
با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
+++++++++++++++++++++++++++++++++++

مصــاحــبه خــبرنگــار بی بی چهــل با گلــبیدین راکــتیار

توجــه هــموطــنان گــرامــی را به مصــاحــبه خــبرنگــار بی بی چهــل با محــترم گلــبیدین راکــتیار امــیر حــزب اســلامــی افغــانســتان پیــرامــون جــنگ هــای داخــلی دهــه نود مــیلادی جلــب میکــنم :
خــبرنگــار بی بی چهــل :
جناب حکمتیار جنرال دوستم ازینکه در ایام جنگ های داخلی در خرابی کشور سهیم بوده از مردم معذرت خواست، آیا شما هم از ملت پوزش مى خواهيد ؟
گلــبیدین راکــتیار :
جناب خبرنگار اولا اینکه پوزش و عذر خواهی از بندگان خدا شدیدا خلاف روحیه افغانیت و اسلامیت است ، یک افغان مومن مرگ را قبول میکند ولی هرگز به چنین ذبونی و ذلت تن نمیدهد ، افغان مسلمان فقط در پیشگاه خدای متعال سرتعظیم به زمین نهاده از بارگاه او معذرت و پوزش می خواهد.
ثانیا شما حق ندارید مرا که محاسن در راه اسلام سپید کردم و تمام عمر برای اسلام شمشیر زدم و خون کفار به زمی ریختم و بیرق اسلام برافراشتم با یک کافر کمونیست و قاتل شناخته شده که دستانش به خون هزاران طالب کرام رنگین است مقایسه کنید.
او باید از ملت معذرت می خواست چون باعث قتل و کشتار مسلمین و ویرانی شهر کابل گردیده بود اما من یقین کامل دارم عذرخواهی او قبول درگاه الهی نشده و مانند سایر کافران در آتش جهنم خواهد سوخت.
خــبرنگــار بی بی چهــل :
اما گفته می شود که شما هم هزاران راکت به شهر کابل فیر کرده و تعداد بیشماری مردم بی گناه را به خاک و خون نشانده اید ؟
گلــبیدین راکــتیار :
این یک دروغ بزرگ و افترای محض دشمنان اسلام است ما قبل از فیر هر راکت دو رکعت نماز خوانده بعد راکت را رو به قبله و با نعره الله اکبر فیر کرده ایم که فقط در خانه کافر و کمونیست اصابت کرده و به هیچ کلمه خوان محمدی آسیبی نرسانده.
خــبرنگــار بی بی چهــل :
پس اینهمه مردم بی گناه در کابل توسط راکت های کی به قتل رسید ؟
گلــبیدین راکــتیار :
بدون شک که آنها توسط دشمنان قسم خورده حزب اسلامی به شهادت رسیده اند.
خــبرنگــار بی بی چهــل :
مخالفین شما هم همین ادعا را دارند و عامل خرابی های شهر کابل گروه های متخاصم را میدانند پس ما حالا  به ادعای کی باور کنیم و چطور به حقیقت دست یابیم ؟
گلــبیدین راکــتیار :
شما یکبار به ریشم نگاه کنید آیا کسی با چنین ریش مبارک می تواند ادعای ناحق کند ؟
من به همین میراث مبارک پیامبر اسلام سوگند یاد میکنم که همه ادعا های دشمنان علیه من دروغ بزرگ و افترای محض است و من در طول عمرم حتی به یک مورچه هم آسیب نرسانده ام.
خــبرنگــار بی بی چهــل :
پس شما حاضر نیستید که از مردم کابل معذرت بخواهید ؟
گلــبیدین راکــتیار :
اصلا و ابدا !
اگر چیزی بنام مردانگی ، انصاف و مروت وجود داشته باشد مردم کابل باید از من معذرت بخواهند که چنین اتهامات دروغین و بی بنیاد دشمنان اسلام را علیه من باور میکنند.
با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
Advertisements