خاين به لوى افغانستان

برايم نوشته اند چرا در مورد تظاهراتِ پشتونهاى آنسوى سرحد خاموش هستى؟ آيا پشتون نيستى؟؟؟

برادرك هاى گلم اول انسان، دوم افغان، سوم مسلمان، چهارم سويدنى، پنجم اهلِ جهانِ وسيعترم و انسانيت در صدرِ لستِ بودنهايم قرار دارد.

هشت سال سياست و روابطِ بين المللى خوانده ام و ده سال است به حيثِ ژورناليست، روزمره غرق غرقِ خبرهاى سياستهاى افغانستان، منطقه و جهانم.

اگر در ده سالِ گذشته كه افغانهايم (پشتون، تاجك، هزاره، ازبك، تركمن و غيره گوسفندوار قربانىء جهالتِ خودِما و سياستهاى كثيف خارج از سرحداتِ ما و فراتر از آن ميشوند اقلا” يك بار بلى يك دفعه گك ميديدم كه همين برادرانِ پشتون آنسوى سرحد براى دفاع از حياتِ انسانهاى اينسوى سرحد عليهء حكومتِ شيطان صفتِ شان صدا بلند ميكردند و نعرهء شان تا اسلام آباد ميرسيد، يا اگر اقلا” ميديدم كه از ملاهاى خود ميخواستند جلوِ تدريسِ شر در افغانستان را در مدارسِ تربيهء آدمخوران در مناطقِ خود بگيرند، اگر ميفهميدم همين برادرانِ آنسوى سرحد كمپاين وسيع يا اقلا” يك كمپاينكِ محدود را به هدف منعِ استفاده از خودكفان هاى كارخانو و بده بيره در حملاتِ افغان كُش به راه انداخته اند… به خدا به قرآن با چشم سر از مارش آنها اقلا” حمايتِ مفتِ فيسبوكى ميكردم. ولى از سياست خوب واقفم، درامه هاى پشورى و لاهورى را ميشناسم و اينرا هم ميدانم كه صدابلند كردنهاى جارىء برادرانِ پشتون در آنسوى ديورند هيچ صدا و محتواى صادقانه را براى “لوى افغانستانِ كه خوابش ديده ميشود” ندارد.

بنا” خاموش هستم. اينرا هم ميدانم كه ما در افغانستانِ عزيز (پشتون، تاجك، هزاره، ازبك …) با همديگر آنقدر مشتركاتِ داريم از غذاها و دسترخوان گرفته تا رنگِ بيرقِ و سرودِ ملى كه برادرانِ آنسوى سرحد آنرا نه به رسميت و نه بى رسميت ميشناسند، بنا” چيزى براى گفتن ندارم.

بلى، بلى، بلى اگر روزى برادرانِ پشتونم در آنسوى سرحد در تظاهراتِ آزادى خواهى شان عكس هاى احمدشاه بابا، ميرويس نيكه، امان الله خان و غنىء مارا بلند كنند و من حمايت نكنم خاين به “لوى افغانستانم”.

ولى از اينكه پشتونهاى عزيز از حقوق شان واقف شده و تظاهرات شان به اسلام آباد رسيده است و طراحانِ شر در افغانستان را در اسلام آباد و راولپندى تكان داده اند، بيحد خوشحالم و مَن مَن گوشت ورداشته ام. سرنگون باد شرآفرينان براى افغانهاى مسكن گزين زيرِ چترِ سياه سرخ سبز! و اميدوارم گردشِ جارىء پركار در پاكستان به خيرِ افغانستان تمام شود و دايرهء مقبولِ از امن در افغانستان را نقش زند! انتظارِ چيزِ بيشتر را ندارم زيرا شاگردِ مكتبِ رياليزم ام نه معلمِ بى خبر و دو آتشهء مدرسهء ايدياليزم

زرغونه منگل

 

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

حمایت اشتباه از تظاهرات پشتون‌های پاکستان

این روزها پاکستان شاهد تظاهرات بزرگ پشتون‌های مناطق قبایلی است. تخمین زده می‌شود که بیشتر از ۵ هزار معترض از مناطق قبایلی پشتون‌نشین پاکستان مارش بلندی را به سوی اسلام‌آباد آغاز کرده و در پایتخت دست به تحصن و اعتراض زده‌اند.
این اعتراضات در افغانستان هم استقبال شده است. رییس جمهور افغانستان از تظاهرات مذکور زیر نام «مبارزه با تروریسم و افراطیت» حمایت کرده، از جامعه‌ی مدنی پاکستان خواسته است که از مطالبات این جنبش حمایت کند.

خواست‌های معترضان

خواست‌های کلیدی معترضان عبارت اند: از دست‌گیری و مجازات افسر پولیسی که یک جوان پشتونی به نام نقیب‌الله محسود در کراچی را کشت، پاک کردن ماین‌های زمینی ارتش از وزیرستان و بقیه‌ی مناطق قبایلی، معلوم شدن سرنوشت افراد گم‌شده‌ای که از سوی نیروهای امنیتی پاکستان در مناطق قبایلی زیر نام مبارزه با تروریسم و شورش‌گری دست‌گیر شده و تا هنوز هم سرنوشت شان معلوم نیست و برداشتن پوسته‌های امنیتی اردوی پاکستان از مناطق قبایلی که مقررات سخت امنیتی و گشت و گذار را در آنجا وضع کرده است. بر اساس گزارش نیویارک تایمز، کشته شدن محسود بهانه‌ای برای ابراز خشم جوانان پشتون در مناطق قبایلی است که از دیر باز در عملیات‌های متعدد نظامی، بیجاشده‌گان داخلی و اختطاف مردم از سوی نیروهای امنیتی آسیب دیده‌اند. رحیم‌الله یوسف‌زی، خبرنگار پاکستانی به این روزنامه گفته است که مردم مناطق قبایلی سال‌ها نسبت به رفتار دولت احساس کینه و خصومت دارند و قتل نقیب‌الله محسود تنها نمونه‌ای از این رفتارها است.
مناطق قبایلی پاکستان که هم‌مرز افغانستان است، بر اساس قوانین به جا مانده از دوران استعمار بریتانیا در شبه‌قار‌ه‌ی هند، اداره می‌شود. پارلمان و محاکم پاکستان بر این مناطق صلاحیت و نفوذی ندارند. این مناطق توسط یک «مامور سیاسی» که از سوی دولت فدرال تعیین می‌شود، اداره شده و در کنار آن قبایل پشتون امور خود را بر اساس جرگه و عنعنات قبیلوی تنظیم می‌کنند. پشتون‌ها و سایر باشنده‌گان این مناطق دارای حقوق کمتری اند؛ آن‌ها می‌توانند از مناطق خود تبعید شده، خانه و کاروبار شان ضبط شود. تعداد زیادی از مردم در این مناطق به خاطر یک جرم کوچک دست‌گیر و زندانی می‌شوند.
فرهاد علی، معاون جرگه‌ی جوانان پشتون در مناطق قبایلی که یکی از سازمان‌های اصلی برگزارکننده‌ی تظاهرات پشتون‌ها در اسلام‌آباد است، به نیویارک تایمز گفت که آن عده از جوانانی که زیر نام تروریست و افراطی دست‌گیر شده‌اند، باید در محاکم بر اساس شواهد موثق سرنوشت شان و جرمی که به آن‌ها نسبت داده شده است، مشخص شود. نباید تمام پشتون‌ها افراطی و خشونت‌طلب تعریف شوند. در این مورد اسلام‌زیب، یکی از دیگر از جوانان متعرض پشتون می‌گوید که اگر یک سرباز پاکستانی در منطقه‌ای در اثر انفجار ماین زخمی شود، خانواده‌های زیادی دست‌گیر شده، افراد زیادی در آن منطقه لادرک می‌شوند.

حمایت اشتباه

تظاهرات پشتون‌های مناطق قبایلی پاکستان فرصتی را در اختیار ارگ قرار داده است تا با ابراز حمایت از معترضان، نوعی فشار سیاسی را بالای حکومت و اردوی پاکستان اعمال کند. رییس جمهور با ترغیب جامعه‌ی مدنی پاکستان، از جمله‌ی وکلای این کشور می‌خواهد که دامنه‌ی اعتراضات مدنی و سیاسی در پاکستان گسترش یابد. نباید از یاد برد که اختلافات قومی در پاکستان یک واقعیت انکارناپذیر بوده و همین حالا نیز گزارش‌هایی در مورد تنش میان پشتون‌ها و دیگر اقوام در شهر کراچی نشر شده است.
نکته‌ی جالب این‌جاست که آقای غنی از این تظاهرات زیر نام مبارزه با تروریسم و افراطیت حمایت کرده است. ولی با توجه به فهرست خواسته‌های معترضان می‌توان دریافت که آن‌ها در اصل از ظلم و ستم دولت و اردو، که بیشتر در اختیار پنجابی‌ها می‌باشد، بر پشتون‌های مناطق قبایلی خشمگین و ناراض اند. برای دولت فدرال، مناطق قبایلی یک «علاقه‌ی غیر» است که قوانین عادی این کشور بر مناطق مذکور اعمال نمی‌شود. همچنان، پنجابی‌ها و سندی‌ها، پشتون‌های پاکستان را مردم بالقوه تروریست و افراطی تصور می‌کنند، به همین خاطر تعداد زیادی از مردم در این مناطق دست‌گیر شده و تعدادی نیز تا هنوز ناپدید اند.
طبیعی است که دولت و اردوی پاکستان نظم مستقر امنیتی را در مناطق قبایلی که پناه‌گاه اصلی گروه‌های تروریستی‌ای چون تحریک طالبان پاکستان، شبکه‌ی حقانی، طالبان افغانستان و گروه‌های تروریستی آسیای میانه است، زیر نام مبارزه با افراطیت و تروریسم توجیه می‌کند، اما واقعیت این است که در اثر عملیات نظامی و امنیتی اردوی پاکستان، پشتون‌های آن جا، هم از دست تروریست‌ها و هم از دست نیروهای امنیتی این کشور آسیب دیده‌اند و مناطق شان ویران شده است.
در واقعیت امر، حمایت رییس جمهور افغانستان از این تظاهرات را می‌توان ناشی از همبسته‌گی قومی و سیاسی با پشتون‌های پاکستان دانست که در میان دولت‌مردان افغان سابقه‌ی طولانی دارد. هر گاه که نارضایتی قومی و سیاسی در میان پشتون‌ها و بلوچ‌های پاکستان افزایش می‌یابد، حکومت و سیاست‌مداران افغان، به خصوص سیاست‌مداران ناسیونالیست پشتون، فرصت را از دست نداده و به دنبال به دست آوردن مقاصد سیاسی خود می‌برایند. این حمایت‌ها ریشه در تنش‌های موجود میان افغانستان و پاکستان، به خصوص حمایت اسلام‌آباد از طالبان و گروه حقانی، داشته و در این شرایط چنین واکنشی را می‌توان انتظار داشت.
در داخل، اظهارات آقای غنی احساسات همبسته‌گی قومی در میان پشتون‌های افغانستان با پشتون‌های پاکستان را قوی‌تر کرده می‌تواند؛ نکته‌ای که همیشه دولت‌های ناسیونالیست برای تحکیم پایه‌های سیاسی خود در داخل افغانستان استفاده کرده‌اند، اما افغانستان به دلیل جنگ داخلی، ضعف دولت، کمبود منابع، و حاکمیت قدرتمند نظامی و سیاسی در پاکستان، موفق نشده است که با حمایت از بلوچ‌ها و پشتون‌ها چالش جدی‌ای را در برابر حکومت و اردوی پاکستان به وجود آورد. این در حالی است که پاکستانی‌ها در استفاده‌ی ابزاری از برخی گروه‌های سیاسی افغان موفق عمل کرده و زمانی رژیم تحت حمایت شان بربخش‌های بزرگی از کشور حاکم بود.
از این رو، دولت افغانستان باید برای اعمال فشار بالای پاکستان به دنبال ابزار بهتری باشد. حمایت از تظاهرات مدنی نتایج برعکس دارد. پس از این، دولت پاکستان نیز به طور پیوسته حمایت سیاسی خود را از جنبش‌های اعتراضی در داخل افغانستان اعلام کرده می‌تواند که بدون شک موجب نارضایتی و خشم حکومت در افغانستان شده و آن را زیر نام مداخله در امور داخلی خود محکوم خواهد کرد.
از سوی دیگر، بهتر است دولت افغانستان تسلیم وسوسه‌ی سیاست حمایت از گروه‌های قومی در پاکستان نشود. چون، نه تنها از این سیاست نفع مورد نظر خود را به دست نمی‌آورد و از آن ابزار فشار بالای حکومت و اردوی پاکستان ساخته نمی‌تواند، که برعکس بار دیگر این تصور ریشه‌دار را در میان مردم و سیاسیون پاکستان مهر تایید می‌زند که گویا افغانستان در همکاری با هند در صدد تجزیه‌ی پاکستان است.8 صبح

Advertisements