جهان خوفناکی

که اکونومیست

وعده آن را میدهد

راشیا تودی – ترجمه رضا نافعی

بنظر می رسد “اکونومیست” مجله بانفوذ نخبگان، خبر از بلای تازه ای می دهد که در راه است. دیگر دم زدن از کلی بافی های معمول در باره آزادی به کنار می رود و  جای آن را ترس آفرینی با طرح سناریوهای هراسناک و تهدیدات جنگی خواهد گرفت.

در حلبی آبادهای کلان شهرهای آینده، زد و خورد های اجتماعی، “محله به محله”  خواهد بود.

سقوط آب و هوا، جنگ سالاری، بدبختی و جنگ های مذهبی زمین را ویران خواهد کرد. اگر این ویرانی ها را بمب های اتمی بوجود می آوردند دست کم  می توانست “قابل توجیه” باشد.

در هر صورت جنگی “با وسعت و شدتی که از جنگ جهانی دوم به بعد دیده نشده “، می تواند اکنون پشت در باشد.

آنچه خواندید نقل قولهائی از آخرین فیلم آخرالزمانی هالیوود نیست، بلکه سناریوهایی است که مجله انگلیسی “اکونومیست” وقوع آنها را ممکن میداند.

موضوع اصلی شماره اخیر این مجله که تحت عنوان “جنگ بعدی” عرضه شده، تصویریست بی اندازه بدبینانه از جهان.

پس از خواندن این درسنامه برخی از شهروندان به فکر افزایش ذخیره آب در پناهگاههای خود می افتند و دولت ها به فکر پرکردن  زرادخانه های خود.

روسیه و چین بعنوان دو رقیب چنان تصویر می شوند که نباید به آنها اجازه داده شود “در منطقه نفوذخود” تبدیل به قدرت تعیین کننده شوند. چرا؟ پیام سرپوشیده و غیرمستقیم تصویر این است: این جایگاهی است که برای امریکا رزرو شده است.

اگرجلوی روسیه و چین گرفته نشود و آنها بتوانند از علائق خود در مناطق تحت تسلط خود دفاع کنند بیم وقوع یک هلوکاست اتمی می رود.

طبیعی است که مسکو می خواهد اعتماد به موسسات غربی را از بین ببرد و به جو پوپولیستی دامن بزند. برای رسیدن به این هدف در انتخابات  نفوذ می کند و با بکار بردن “Bot و ترول” در شبکه های اجتماعی بر خشم و پیشداوری دامن می زند.

نشریه مذکور بعنوان پاد زهر و برای “پیشگیری” از دستکاری در افکار عمومی پیشنهاد می کند همکاری فنی با موسسات فنی و با ارتش نزدیک ترشود. ابزار محدود ساختن امکانات حریف های جهانی افزایش شدید بودجه نظامی است.

“اکونومیست” یک روزنامه معمولی نیست، این نشریه بیش ازصد سال است که در زمره نشریات (واقعی) برای راهنمایی سرمایه داران غربی است. سرمشقی که دبیران این نشریه ارائه می کنند اندک زمانی بعد در بسیاری از روزنامه های غربی منعکس می شود. احتمالا باید در انتظار موجی از روزنامه نگاری آخرالزمانی باشیم.

هیستری نابودی و جنگ افروزی در جنگِ اطلاعاتیِ کنونی پدیده های تازه ای نیستند. با این حال آنچه شگفتی برانگیز است رنگ های بشدت سیاهی است که اکونومیست برای ترسیم آینده خود بکار گرفته است.

آنچه در این شمارۀ نشریه بویژه جلب نظر می کند چشم پوشی از بکاربردن “مثبت” قدرت ملایم است که در گذشته نزدیک بیش ازحد مورد استفاده قرار می گرفت.

 اکونومیست بجای سخن گفتن از دموکراسی و حقوق بشر با توسل دور از عقل به هول و هراس ها  دست به دامان ترساندن و ایجاد وحشت می شود و به نظامیگری روی می آورد و خواستار ارعاب بیرحمانه سرسپردگان بدعهد شده است. آنچه تازگی دارد بیان بی پرده و صریح همین سخن است. این لحن “صادقانه” ممکن است به این معنی باشد که کلی بافی های تکراری در باره آزادی در پروپاگاندای غربی چنان فرسوده شده اند که دیگر آن را کارآمد نمی دانند. دست کم، ریا کاری رسانه ای، و دفاع از “ارزش ها ” به زور  بمب و جهاد، می تواند آرام آرام به ته خط برسد.

حالا “اکونومیست” می خواهد خلاء موجود را که موجب فرار از مرکز برخی از متحدان ایالات متحده شده است با تزریق داروی تازۀ خود پرکند، یعنی به پیروی از موعظه ماکیاول با توسل به تهدید صریح. ماکیاول گفته است: مخوف بودن خیلی بی خطرتر از محبوب بودن است. اگر آدمی مجبور به انتخاب یکی از این دو باشد، باید اولی را انتخاب کند.

در یک مورد میتوان به دبیران نشریه حق داد: آری، زمانه امن تر می بود اگر هیچ تغییری رخ نمی داد. اما غول از بطری بیرون آمده. تناسب قوا در جهان چنان پرقدرت به جنبش در آمده که خواست اکونومیست که ای کاش جهانیان بخاطر صلح عزیز هم که شده به پیروی از امریکا ادامه بدهند، کمی شبیه است به “مه فشاند نور و سگ عو عو کند”: حاکی از سراسیمگی است. در واقع هیچ فرمانروائی که به جذابیت خود اطمینان تام دارد چنین مواضعی اتخاذ نمی کند. همین جنبه نیز به موضع گیری اکونومیست ویژگی خاصی می بخشد.

حتی دوران گذار کنونی به جهان چند قطبی را که دورانی  پر خطر است نیز میتوان با خویشتن داری و چه بسا با خوش بینی محتاطانه سپری کرد. اما اکونومیست بجای انتخاب این شیوه ترجیح داده که ترس و وحشت مبهم نیز بر آن بیفزاید!

 https://deutsch.rt.com/international/64585-

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

پیوند مافیای

مواد مخدر

با تروریسم جهانی!

نیکیتا کارتونوف- روزنامه پراودا

ترجمه – آزاده اسفندیاری

گزارش سالانه اتحادیه اروپا، کشور آلبانی را مرکز اصلی تولید و پخش ماری جووانا و دیگر مواد مخدر در اروپا اعلام کرد.

سرویس پلیس اتحادیه اروپا، گردش مالی سال های قبل توسط باند های این کشور را از کوکائین و هروئین تا 24 میلیون یورو اعلام کرد. در این گزارش از روند رو به گسترش مواد مخدر نوع جدید و خطرناک یاد شده و اعلام می دارد، تا به حال تنها یک در صد از مواد مخدر تولید شده در آلبانی توسط پلیس کشف شده است. همچنین مقامات اروپایی اذعان دارند که گروه های مافیای مواد مخدر، با گروه های تروریستی جهانی ارتباط مستقیم دارند و بخشی از نیازهای مالی آنان را تامین می کنند.

در عین حال سرویس پلیس اروپا با یک برنامه بلند پروازانه تصمیم گرفته است، با همکاری همه کشورهای عضو، تا سال 2020 تولید و فروش مواد مخدر را بکلی در این قاره از میان بردارد!

خبرگزاری روسی “رگنوم” در یکی از گزارش های خود اعلام می دارد: کارتل مواد مخدر آلبانی یکی از مشهورترین کارتل های تولید و پخش مواد مخدر در جهان است. این کارتل سال های طولانی است که  75 در صد بازار مواد مخدر اروپا و 50 درصد بازار ایالات متحده آمریکا را در انحصار خود دارد. سالانه صدها هکتار از زمین های کشاورزی کشور آلبانی (پس از فروپاشی کشورهای سوسیالیستی که آلبانی یکی از آنها بود) زیر کشت مواد مخدر قرار می گیرند. تولید ماری جووانا در مقیاس صنعتی انجام می شود و مقامات این کشور ناتوان از کنترل و مقابله با آن هستند.

کانال تلویزیونی “نیوز 24” آلبانی در سال 2016 گزارش داد، تحقیقات روزنامه نگاران نشان می دهد در این کشور دو فرود گاه مخفی وجود دارد که مواد مخدر از آنجا بارگیری شده و به ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی انتقال می یابد.

در سال 2017 پلیس ایتالیا گزارش داد که سازمان های اجرای قوانین آلبانی تحقیقاتی در مورد جا به جایی مواد مخدر در این کشور انجام داده و در 400 صفحه تنظیم کرده اند. شواهد نشان می دهد که مقامات دولتی نزدیک به “ادی راما”، نخست وزیر آلبانی و “سمیر طاهری” وزیر کشور در قاچاق موداد مخدر دست داشته اند. این گزارش باعث رسوایی سیاسی در کشور آلبانی شد و مخالفان خواهان استعفای ادی راما شدند.

ادی راما، نخست وزیر آلبانی همه اتهامات وارده به خود و همکارانش را رد کرده و گفته است دولت به طور موثر و پیگیرانه در حال مبارزه با مواد مخدر و گروه های مافیایی مرتبط با باند های تبهکار است.

اسناد منتشر شده توسط سرویس پلیس اتحادیه اروپا در ارتباط با همکاری دولت آلبانی با تبهکاران مافیایی مواد مخدر، منجر به آن شده است تا مخالفت جوامع مبارزه با عملیات جنائی جهانی علیه مقامات دولتی این کشور برانگیخته شود.

http://gazeta-pravda.ru/issue/11-30654-2-5-fevralya-2018-goda/albanskiy-narkokartel-protsvetaet/

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

ترکیه در تله

جنگ عفرین

در خاک سوریه

یونگه ولت –  الناز گرجی

بیش از دو هفته است که ارتش ترکیه با همکاری گروه های اسلامی منطقه به کردستان در شمال سوریه حمله کرده اند و علی رغم برتری در جنگ افزار و استفاده از حملات هوایی فقط توانسته اند چند روستا را آن هم با تلفات زیاد به تصرف در آورند.

خبرگزاری کردی AFN  گزارش داده که مردم عفرین تنها نیستند. آنها از کردهای شهرهای دیگر خواسته اند به عفرین ملحق شوند تا ارتش اشغالگر ترکیه بیرون رانده شود.

به گزارش خبرگزاری ها چندین کاروان از داوطلبان به سوی عفرین حرکت کرده اند. عبدالرحیم ساروخان رئیس منطقه خودگران کردستان سوریه به خبرگزاری ها گفته است که تا زمانی که تجاوز و جنگ علیه مناطق عفرین و روژاوا کاملا خنثی شود مقاومت ادامه خواهد یافت. ما همانگونه که از کوبانی حمایت کردیم در عفرین نیز در برابر تجاوز نظامی خواهیم ایستاد.

روز یکشنبه داوطلبان شنگال و قامشلی و حسکه پس از دیدار و گفتگو به طرف کوبانی به حرکت در آمدند.

در عفرین، همزمان با جنگ مقاومت در برابر تجاوز، هزاران نفر از مردم شهر علیه حملات ترکیه دست به تظاهرات زدند. شعار عمده تظاهرات دعوت به اتحاد و همبستگی برای دفاع در برابر ارتش متجاوز بود. مردم عفرین علیرغم حملات هوایی دو هفته ایی ترکیه حاضر به ترک خانه و شهرشان نشده اند.

“بدران چیا کرد” نیز به نمایندگی از جنبش دموکرات در این تجمع اعلام کرد: حملات القاعده و النصرت و داعش و حملات ترکیه بر اراده مردم کرد هیچ تاثیری نداشته و نخواهد داشت. ما حملات ارتش ترکیه به مرز خود را تجاوز ارتش ترکیه به کل سوریه میدانیم.

در همین حال در ترکیه، رسانه ها بازتاب های بین المللی حمله نظامی ترکیه به کردهای سوریه را بطور محدود و به سود دولت ترکیه منتشر می کنند و هیچکدام آنها این حمله نظامی به خاک کشور همسایه (سوریه) را زیر سئوال نمی برند.

سازمان های بین المللی نیز تنها خواستار جلوگیری از تلفات غیرنظامیان هستند.

مشاور ارشد اردوغان رئیس جمهور ترکیه در یک کنفرانس مطبوعاتی در استانبول، تلویحا اشاره به شکست تصور پیروزی برق آسای ارتش ترکیه در عفرین و حمایت از این تجاوز کرد و گفت: همه چیز خوب پیش می رود و پشتیبانی ها اگرچه نه کاملا، اما خوب است!

این در حالی است که در ترکیه تاکنون تنها نزدیک به 500  نفر در فضای مجازی که با این جنگ مخالفت کرده بودند دستگیر شده اند. در جریان تظاهرات ضد جنگ نیز عده ای دستگیر شده اند که تاکنون شمار 124 دستگیر شده تائید شده است.

https://www.jungewelt.de/m/artikel/326748.marsch-auf-afrin.html

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

چین، جای خالی

شوروی را پر می کند

سرگیی کاژمیاکین روزنامه پراودا

ترجمه – نعمت بوستانی

در سال های اخیر جمهوری خلق چین با بستن قرار داد های توسعه صنعتی و تولیدی با دولت تاجیکستان و دیگر جمهوری های اتحاد شوروی سابق گوی رقابت را در زمینه سرمایه گذاری از دیگر کشورها ربوده است.

 یکی از اولین قرار داد های چین با تاجیکستان، احیای کارخانه آلومینیوم سازی است که زمان اتحاد شوروی ساخته شده بود. پروژه کارخانه آلومینیوم سازی، برای اولین بار در آسیای میانه و در تاجیکستان بنا گردید. این کارخانه، ابتدا توسط متخصصان منیزیوم و آلومینیوم اینستیتوت شهر لنین گراد طرح ریزی و در سال 1975 دراین کشور ساخته شد.

پس از تجزیه شدن جمهوری های پانزده گانه اتحاد شوروی، جمهوری تاجیکستان با اعتبار مالی تولیدات کارخانه آلومینیوم سازی خود توانست با وجود جنگ های داخلی، اقتصاد خود را سر و سامان بدهد. در چند سال گذشته، این کارخانه به سختی توانست بیش از نیمی از ظرفیت خود تولید کند و به فروش برساند تا جایی که تولید آلومینیوم در سال 2016 به 30 در صد رسید.

ظرفیت تولید این کارخانه در ابتدا سالانه 517 هزار تن فلز بود اما تولید سال گذشته در مقایسه با سال 2016 تا یک سوم کاهش پیدا کرده است. دلائل کاهش تولید را می توان به چند دسته تقسیم کرد. مهم ترین آن ها فرسودگی دستگاه ها و قطع گاز از طرف جمهوری ازبکستان که سوخت این کارخانه را تامین می کرد.

کاهش بی سابقه تولیدات استراتژیک و پائین آمدن در آمد، موجب شد تا مقامات تاجیکستان در صدد یافتن راه حلی جهت برون رفت از تنگناهای مالی بر آیند. امام علی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان در آخرین سفر خو به جمهوری خلق چین قرارداد توسعه و راه اندازی کارخانه آلومینیوم را با شرکت های چینی امضا کرد. در حال حاضر شرکت های چینی مشغول ترمیم و توسعه کارخانه هستند که قرار است این کارخانه تا سال 2020 به طور کامل تکمیل و راه اندازی شود.

کارخانه آلومینیوم سازی با جدید ترین تکنولوژی روز باز سازی خواهد شد و قرار است تولیدات آن و کارگاه های جنبی، به 503 هزار تن در سال برسد. در پروژه چین- تاجیکستان قرار است تا هزار و صد نفر از اهالی محل مشغول به کار شوند.

با سرمایه گذاری و تکنولوژی جمهوری خلق چین کارخانه به کار خود ادامه خواهد داد. با مدرنیزاسیون و طرح های جدید توسعه موسسه، انتظار می رود تا در آینده تولید به یک میلیون تن در سال برسد.

راه اندازی کارخانه تولید آلومینیوم، تنها یکی از پروژه های صنعتی جمهوری خلق چین در تاجیکستان می باشد. در حال حاضر چین در منطقه سغد تاجیکستان در حال ساخت یک کارخانه ذوب آهن است. در منطقه خالتون علاوه بر دیگر طرح های صنعتی، ساخت یک پالایشگاه نفت رو به اتمام می باشد. با سقوط اتحاد شوروی و عدم اراده رهبران روسیه برای احیای روابط همه جانبه با جمهوریهای جدا شده، جمهوری خلق چین به عنوان موتور محرکه توسعه صنعتی در آسیای مرکزی تبدیل می شود.

http://gazeta-pravda.ru/issue/4-30647-18-yanvarya-2018-goda/kitayskiy-lokomotiv-tadzhikskoy-industrii/

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

پاکستان به زبان

انفجار در افغانستان

با ترامپ سخن می گوید

اومانیته- ترجمه جعفر پویا

در یکی از آخرین جملات تروریستی طالبان در کابل پایتخت افغانستان بیش از 100 تن جان باختند . حضور شبه نظامیان طالبان در منطقه نشان دهنده عدم موفقیت استراتژی جنگی غربی ها در هفده سال گذشته در افغانستان است .

سه حمله مرگبار و ویرانگر در عرض دو هفته در کابل روحیه مردم و وضعیت سیاسی دولت را  بیش از گذشته  تضعیف کرده است. فیلم هاو عکس های منتشر شده از آخرین حملات هولناک است . مردان  وزنانی غافگیر شده با چهره های از خون پوشیده است. اجساد زمین را پوشانده است،  وسایل نقلیه قطعه قطعه شده …

وزیر کشور به همراه رئیس سازمان اطلاعات برخی جزئیات را در مورد حملات تروریستی اعلام کردند. به گفته  وزیر اطلاعات تصاویر هوائی دو آمبولاس را یکی پس از دیگری نشان میدهد  که در پست اول پلیس در یکی از مطمئن ترین خیابان های کابل پارک کرده اند و مورد بازرسی پلیس قرار گرفتند و سپس به راه خود ادامه دادند و در پست دوم پلیس یکی از آمبولاس ها در منطقه سفارتخانه سوئد و هندوستان و مقر استقرارهیئت اتحادیه اروپا منفجر میشود . این حمله یکی از شدید ترین حملات سال گذشته در کابل پس از انفجار 20 ژانویه هتل کنتیناتال در این شهر است. رئیس سازمان امنیت از بازداشت 5 نفر که با حمله به هتل کنتیننتال نیز ارتباط داشتند  را اعلام کرد.  وی گفت  فقط یک نفر از تروریستها از مرز عبور کرد وشاید به پاکستان که متهم به مخفی کردن و حتی اموزش تروریستهای طالبان و شبکه های تروریستی وابسته آن است فرار کرده است .

باید پرسید هفده سال بعد از تهاجم امریکا که توسط همه کشورهای غربی حمایت شد انتظار دیگری در امور افغانستان نباید داشت؟  تهاجمی که طالبان از قدرت در افغانستان ساقط شد. اما تهاجم امریکا یک طاعون  جدید را در کشور رواج داد  و افغانستان را بیش از پیش بی ثبات و منزوی کرد  و  ترکیبات چند گانه سیاسی را جایگزین دولت گذشته کرد  که اکنون به هیچ نتیجها ی برای بهبود وضعیت  امنیتی، اجتماعی، اقتصادی  و سیاسی در این کشور نرسیده است. اکنون همه طالبان در سراسر افغانستان مواضع خود را مستحکم میکند و دولت مرکزی در حال افول مداوم است.  دولت مرکزی در سراسر کشور تضعیف شده وطالبان سنگرهای خود را در سراسر افغانستان مستحکم میکند.

درباره عملیات تروریستی اخیر طالبان  مسئولیت آنها را بر عهده گرفته است. دولت افغانستان  آنچنان تضعیف شده  که به تنها امنیت مردم بلکه قادر به حفظ خود نیز نیست.

بموجب توئیت جدید دونالد ترامپ یک استراتژی جدید باید در مورد افغانستان طراحی شود. بدین ترتیب باید پرسید آیا منبع این حملات در ارتباط با تهدیدات اخیر امریکا برای قطع کامل  کمک های مالی به پاکستان در مقابله با تروریسم نیست؟ مسئله ای که نباید از آن شگفت زده شد.  ما میدانیم که چگونه سرویس های اطلاعاتی پاکستان تعدادی از گروهای تروریستی منطقه ای را سازماندهی و آموزش میدهند. کابل تاکنون هزینه سنگینی را پرداخت کرده است. رئیس جمهور امریکا ممکن است برای اقدامات “قاطع” علیه طالبان از کنگره امریکا در خواست کمک کند.  تا زمانی که افغانستان  با  فقر و فساد مواجه است و تا زمانی که میلیونها دلار کمک بین المللی به جیب برخی از سیاستمدان  می رود هیچ عملیات و سیاست نظامی در افغانستان موفق نخواهد شد . مسئولیت هفده سال جنگ و دهها هزار کشته در این مدت را باید  پذیرفت و به آن اعتراف کرد .

از گذشته  طالبان ارتباطات خود را با گروه های اسلام گرا در منطقه، از جمله شبکه حقانی برقرار کرده است. گروهی  که در پاکستان  در مناطق قبیله ای مجاور افغانستان مستقر است  در ظاهر با نیروهای ناتو مبارزه می کند. رهبری آنها را  سیرالعاداد حقانی، که همچنین معاون طالبان افغانستان است برعهده دارد .  گروهی که  مظنون و مسئول حملات خونین در افغانستان است. این گروه توسط پدر سیرا الدین حقانی، جلال الدین، فرمانده مجاهدین بود که با کمک ایالات متحده و پاکستان در دهه 1980 علیه ارتش شوروی در افغانستان جنگیدند .

. )https://humanite.fr/kaboul-recouverte-de-sang-par-les-talibans-649468

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

“ونزوئلا”

انقلاب خسته

در نیمه راه

دشوار پیروزی

اومانیته – ترجمه آذرنگ

دولت ونزوئلا و مخالفان می توانند به یک توافق سیاسی برسند، اگر واشنگتن تلاشهای چند جانبه خود را  برای کشاندن مذاکراه به بن بست متوقف کند.

یک جامعه شناس آرژانتینی بنام “مارکو تروگی” در مصاحبه با “اومانیته” در همین ارتباط دلائل خود را مطرح می کند.

اومانیته- گفتگو بین نیکولاس مادورو و مخالفان (اپوزیسیون) ممکن است با توافق سیاسی بین طرفین پایان یابد؟

مارکو تروگی: گفتگو بین دولت و اپوزیسیون اجازه میدهد قوانین سیاسی جایگزین زور شود.

پس از چند ماه درگیری اپوزیسیون سعی داشت با زور قدرت را بدست بگیرد اما موفق نشد. اکنون   نکاتی که مورد بحث است به رسمیت شناختن و قانونی بودن و مشروعیت مجلس موسسان از طرف اپوزیسیون و حل و فصل مشکلات اقتصادی است. مشکلاتی که تحریم های اعمال شده توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا تشدید شده است. پیامدهای این تحریم ها در وحله اول تحت فشار گذاشتن مردم ونزوئلاست. اپوزیسیون خواستار تغییر کامل شورای ملی انتخابات است و این یکی از مشکلات توافق در مذاکرات است.

اومانیته- چرا برخی از سیاستمداران جناح راست مخالف این گفتگو هستند؟

 مارکو: آنها نگران از دست دادن بدنه خود در جامعه هستند. این بدنه آنها را متهم به سازش با دولت می کند.

 مخالفان دولت بحران داخلی را تجربه کردند. پایگاه اجتماعی این جناح (راست) فکر میکند که رهبران آنها خیانتکار هستند و با دولت برای حل  بحران مذاکره میکنند. گفتگو با همه مشکلات آغاز شده و پیش می رود. وزیر امور خارجه امریکا تیلرسون در حال سفر به امریکای لاتین است تا  درایجاد جبهه جدید ضد مادورو سرمایه گذاری کند. این نشان دهنده وابستگی اپوزیسیون راست به ایالات متحده است. درگیری و بحران اقتصادی در ونزوئلا در سطح ملی واقعی است. ایالات متحده اپوزیسیون را رهبری می کند. وزیر خارجه امریکا تا همین اواخر ریاست شرکت نفت و گاز اکسن موبیل را بر عهده داشت. در قلب درگیری ونزوئلا، مسئله نفت مطرح است. واشنگتن در تلاش است که پروسه انقلاب بولیواری را شکست دهد تا مانع رشد سوسیالیسم قرن 21 شود و به همین دلیل نگران اتحاد و همکاری ونزوئلا با روسیه و چین است و آن را تهدیدی جدی برای منافع ایالات متحده در امریکای لاتین می داند.

اومانیته – در مورد تحریم های اخیر اتحادیه اروپا مردم چی می گویند؟

مارکو: سیاست اتحادیه اروپا شبیه سیاست های ایالات متحده است و هماهنگی دارد. بویژه اظهارات اخیر بریتانیا که خواهان ممنوعیت تجارت با کاراکاس است. همچنین دولت های اسپانیا و فرانسه که تمایل به گسترش اقتدار در امریکای لاتین را پنهان نمی کنند.

هدف ایالات متحده و غرب منزوی کردن ونزوئلا است. آنها تبلیغات ضد مادورو را صد چندان کردند تا افکار عمومی را قانع کنند که مادورو یک دیکتاتور است و میخواهد  مردم را سرکوب کند. آنها با ایجاد بی ثباتی در ونزوئلا زمینه را برای یک کودتا و دخالت نظامی ایالات متحده توجیه و سازماندهی میکنند .

اومانیته – مجلس موسسان قبل از 30 آوریل انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد. این تغییر زمانبندی انتخابات در دستور کار مذاکرات بود و راهی برای خروج از جنگ  و بحران اقتصادی در ونزوئلا؟

مارکو: بله دولت در مقابل یک استراتژی انتقام جویانه سیاسی- اقتصادی از سوی طبقه ای که قدرت اقتصادی را در اختیار دارد مواجه است. اپوزیسیون راست بدنبال خسته کردن مردم و فشار دائم اقتصادی با افزایش قیمت ها و کاهش دستمزدها به مردم است. یک جنگ دائمی روانی و اقتصادی که پایانی ندارد. مردم به مادورو رای دادند اما قدرت اقتصادی آنها نان و کار را از آنها می گیرد. ما در ونزوئلا با یک انقلاب نا تمام رو برو هستیم، که ضد انقلاب داخلی تحت حمایت امریکا نمی خواهد اجازه تکامل به آن بدهد.

اومانیته- ایا دولت مادورو از نظر انتخاب راه اقتصادی مسئولیت سنگینی را تحمل نمیکند؟

مارکو: محاصره اقتصادی ونزوئلا با هدف فلج کردن دولت در مذاکره مجدد با نهادهای غربی برای پرداخت بدهی خود به وام دهندگان بود و به این ترتیب غرب موفق شد شرایطی را بوجود اورد که ونزوئلا را  به عدم پرداخت بدهی خود متهم  کند .  در سطح ژئو پلتیک، کاراکاس  بدنبال ایجاد  یک سیستم جایگزین با کمک روسیه و چین برای تامین نیازهای وارداتی است و  رها شدن دلار.

در داخل کشور نیز مشکلاتی مانند فساد اداری (در شرکت نفت) بسیار مهم است و همچنین حفاظت از مرزهای زمینی و دریائی نیز از دیگر نگرانی های دولت است. فساد اداری باعث کاهش قیمت نفت شده است و شرکت های تولید کننده مواد غذائی دست بخش خصوصی است.  بدین ترتیب چگونه میتوان انتظار داشت که دولت اقتصاد کشور را کنترل کند؟ 95 در صد اقتصاد کشور از طریق تولیدات نفتی با ارز دلار اداره می شود اما این دلارها مستقیما به جیب بخش خصوصی وارد کننده سرازیر میشود که این خود ریشه خرابکاری اقتصادی در ونزوئلا است. در این شرایط پیشبرد پروژههای خروج از سیستم سرمایه داری با مقاومت  قدرتمندان اقتصادی روبروست.

اومانیته – شما چگونه انتخابات آینده ریاست جمهوری را ارزیابی میکنید؟

مارکو: “چاویسم” پشت یک نامزد واحد یعنی “نیکولا مادورو” متحد شده است، در حالی که   راستگرایان اکنون پراکنده و تقسیم شده اند و باهم اختلاف دارند. باید امیداوار بود که نارضایتی مردم از جنگ اقتصادی کاهش یابد تا دولت بتواند به مبارزه خود علیه راستگرایان ادامه دهد. نباید فراموش کرد که انتقام راستگرایان از دولت مادورو یک انتقام طبقاتی است. نیروی چاویسم در جنبش مردمی با کمون ها و کمیته های محلی و همچنین در عرصه تولید وجود دارد. مناقشات سیاسی تنها در صورتی پایان می یابد که سازمان های مردمی فعالیت خود را تشدید کنند. این نهاد های مردمی منبع مقاومت و ساخت دمکراسی و روند تحول در جامعه را تشکیل میدهد. اگر دولت تاکتیک مناسبی را برای اهداف سیاسی دنبال نکند راستگرایان در انتخابات پیروز میشوند. اپوزیسیون در رویای این است که مردم سوسیالیسم را فراموش کنند و میخواهد با تحمیل گرسنگی و بیکاری و افزایش قیمت نفت به این هدف برسد.

 آنها امیدوارند بتوانند مردم را به شورش علیه دولت بکشاند تا روند و مسیر تاریخی و انقلابی ونزوئلا را تغییر بدهند!

 . https://humanite.fr/marco-teruggi-une-revolution-inachevee-face-une-contre-revolution-totale-649880

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

هیچ جنبش و انقلابی

از محدوده مقدمه

مانیفست خارج نیست

صفحه اول مانيفست :

تاريخ کليه جامعه‌هايى که تا کنون وجود داشته[٢] تاريخ مبارزه طبقاتى است.

مرد آزاد و بنده، پاتريسين و پلبين، مالک و سرف، استادکار[٣] و شاگرد – خلاصه ستمگر و ستمکش با يکديگر در تضاد دائمى بوده و به مبارزه اى بلاانقطاع، گاه نهان و گاه آشکار، مبارزه‌اى که هر بار يا به تحول انقلابى سازمان سراسر جامعه و يا به فناى مشترک طبقات متخاصم ختم ميگرديد، دست زده‌اند.

در نخستين ادوار تاريخ، تقريبا در همه جا ما شاهد تقسيم کامل جامعه به صنوف مختلف يا درجه‌بندى گوناگونى از مقامات گوناگون اجتماعى هستيم. در رم قديم ما به پاتريسينها، شواليه‌ها، پلبين‌ها، بردگان و در قرون وسطى، به اربابان فئودال، واسالها، استادکاران، شاگردان و سِرف‌ها برخورد ميکنيم و در ضمن تقريبا در همه اين طبقات نيز درجه‌بندى خاصى وجود دارد.

جامعه نوين بورژوازى، که از درون جامعه زوال يافته فئودال بيرون آمده، تضاد طبقاتى را از ميان نبرده است، بلکه تنها طبقات نوين، شرايط نوين جور و ستم و اشکال نوين مبارزه را جانشين اشکال و شرايط کهن ساخته است.

ولى دوران ما، يعنى دوران بورژوازى، داراى اين صفت مشخصه است که تضاد طبقاتى را ساده کرده است: سراسر جامعه بيش از پيش به دو اردوگاه بزرگ متخاصم، به دو طبقه بزرگ که مستقيما در برابر يکديگر ايستاده‌اند تقسيم ميشود:‌ بورژوازى و پرولتاريا.

از سِرفهاى قرون وسطى اهالى آزاد نخستين شهرها پديد آمدند؛‌ از اين صنف شهرنشينان آزاد نخستين عناصر بورژوازى نشو و نما يافتند.

 

.

Advertisements