تاجیکان پاکستان به پا می خیزند

نورحبیب سواتی: 
«سواتیان تاجیکند، نه پشتون»
این گفت وگو را از دست ندهید.
دکتر نور حبیب سواتی 10 جون سال 1978 در دیهه حال ناحیة دیر مضافات خیبر پختونخوا پاکستان تولد شده است. مکتب میانه را در زادگاه ختم کرده، به کالج حکومتی تیمیرگر شهر دیرداخل شد. کسبش پزشک دندان است. از خردی به کارهای اجتماعی و جمعیّتی مشغول بود. همچنین عضو کمیسیون حکومتی مبارزه با طالبان – امنه جرگة ناحیة دیر مضافات خیبر – پختونخوه است. با تخلّص «ناز» شعر می‌گوید.
صحبت اختصاصی با نورحبیب سواتی، پرزیدنت سوات قوم تنظیم پاکستان 
 
مبارزه تاجیکان بومی پاکستان برای بازگردانیدن هویّت گمشده خود تحوّلات جالبی را از سر می‌گذراند.
سال گذشته مجلّة انگلیسی زبان (the friday times پاکستان) 4، 3 آگوست سال 2017 مطلب عارف حسن آخوندزاده، محقّق تاجیک پاکستانی را تحت عنوان «تاجیکان گمشدۀ پاکستان» به نشررساند (ترجمه آن را همان ماه «سمک» نیز نشر کرد).
بنابرآن، زمان حملة بابرر تیموری به هند مملکت گبر یا سلطنت سوات، که حاکمانش تاجیک بودند، سرنگون شد. به خاطررسیدن به تخت هند بابوراز پشتونهای یوسفزایی کمک خواست. اخیری ها درنوبت خود ازاوتخت سوات را طلب کردند. بابر راضی شد. همین طور، سلطنت 330-ساله تاجیکان سوات (1190 – 1519) برهم خورد و تاریخش نیز به کنج فراموشی افتاد. تاجیکان سوات تابعیت حاکمان پشتون را پذیرفتند.«دیهگانان» اریستاکرتهای تاجیک به یک کشاورز اجارکار – دهقان وتاجیک به پشتون تبدل یافت.
عارف حسن آخوندزاده نه یک بارودو بار بزرگان تاجیک سواتی موضوع احیای هویّت را به میان گذاشتند، امّا دستگیری نیافتند و کارشان هم پیش نرفت. امّا امروزتاجیکان سوات به موفقیّتها دست می‌یابند. این صحبت با نور حبیب سواتی، پرزیدنت سوات قوم تنظیم پاکستان، سازمان رسماً ثبت نام شدة تاجیکان سوات است.
س: اینک، سوات قوم تنظیم پاکستان…این چه سازمان است؟
ج: سوات قوم تنظیم پاکستان سازمان حفظ اجتماعیی است، که تاجیکان سوات را در اطراف اندیشه برگردانیدن هویّت ملّی شان متّحد می‌کند. «سوات قوم» قبیله نیست، بلکه نام خاص تاجیکان وادی سوات است، به مانند تاجیکان افغانستان و ایران و ازبکستان و تاجیکستان. تاجیکان درقیاس با خلق های دیگرمنطقه قبیله ندارند. هرتاجیک، درکدام گوشة دنیا، که به سر می برد، از چشمة یک تاریخ، فرهنگ، ادبیات و زبان آب می‌خورد.
س: اندیشة تشکیل همچنین سازمان کی و از سوی که به میان آمد و ضرورت آن را برای پاکستان درچه می‌بینید؟ 
 
ج: گام های اوّلیه درامراحیای هویّت ملّی «سواتی» چند دهه پیش از سوی چند بزرگ ناحیة دیرمضافات خیبر – پختونخوا پاکستان برداشته شده بود. سال 1986 حاجی زرّین سواتی و شیرین خان سواتی، دوبزرگ تاجیکان سوات، سازمانی را تحت عنوان “تنظیم برای تحفوظ حقوق انسان سواتی”یا سازمان حقوق بشر سواتیان را راه‌اندازی کردند. متأسفانه، فعالیّت های ایشان ثمر نداد و کارهم تا سال گذشته، که مطلب عارف حسن آخوندزاده -“تاجیکان گمشده پاکستان”نشر شد، پیش نرفت. محض مطلب اوتوجّه بی‌سابقه مردم ما را زنده کرد. فکر می‌کنم، فرصت هم رسید!
س: آیا سازمان رسماً ثبت نام شده است؟ 
ج: بلی، حتماً سوات قوم تنظیم دروزارت تأمینات اجتماعی پاکستان وبرپایة قانون جمعیت و سازمانها (1860) 25 اکتبرسال 2017 ثبت نام شد.
س: سازمان آیین‌نامه وبرنامه دارد؟ 
ج: بلی،هستند وما ازروی آنها کاررا پیش می‌بریم. ما فعلا روی اهداف گذاشته شده در امر بهبود زندگی مردم خود کار می‌کنیم. طی سه ماه آخر چندین دفتردرپاکستان و خارج ازآن باز کردیم. دفترهای ما همین حالا در نواحی دیر، منسیهره، درعموم وادی سوات و شهر مردان مضافات خیبر پختونخوه کارمی‌کنند. دو روز پیش دفترمان در شهر راولپیندی مضافات پنجاب نیز افتتاح شد. دیروز دفتر مرکزی مان دراسلام‌‌آباد به کار شروع کرد. هنوزدرآغازکار نماینده گیهای مان درشهرهای ریاض عربستان سعودی، بوستون درایالات متحدة امریکا و لندن دربریتانیا بازشده بودند.
س: دفترها در کشورهای خارجی به کدام خاطرند؟
ج: به خاطرایجاد افکارعموم وجلب توجّه جامعة بین المللی.
س: آیا می‌شود سوات قوم تنظیم را سازمان سیاسی یا حزب تاجیکان پاکستان عنوان کرد؟
ج: نه. در حال حاضر، ما سازمان را در امر «خدمات مردمان تاجیکان پاکستان» کار می‌بریم. هدف و وظیفه‌های آن حزبی نیستند، بلکه مخصوص یک سازمان ملّی یند، که هویّت و احیای جماعت تاجیکان پاکستان را تبلیغ می‌کند. پیشنهاد تشکیل حزب نیز بود، امّا در مرحلة کنونی ما به این آماده نیستیم. فقط وفقط برنامه‌های هویّت ملّی خود را پیش می‌بریم. نیت در انتخابات شرکت کردن را هم نداریم. امّا به رشد عمومی سیاسی، قومی و فرهنگی تاجیکان سوات پاکستان تلاش می‌کنیم. بعدتر می‌توان آن را از حساب جماعت تاجیکان دیهوار بلوجستان نیز توسعه بخشید.
س: شما با تاجیکان دیهوار تماس گرفته‌اید؟ 
ج: بلی، البتّه. ما با آنها در همه سطح مذاکرة غیررسمی داریم. آنها یکی ازقشرهای صاحب‌ نفوذ جمعیّت بلوچیستان اند. تاجران ثروتمندند، امّا تاجیکان نه آن قدراهل. امّا همگی می‌دانند و افتخار می‌کنند، که تاجیکند. این مهم است. رهبر اساسی آنها، هم کسب من دکتر تاریق خان می‌باشد. چهرة دیگرمعروف میر قربان تاجیکزاده است. ما با آنها مذاکره داریم.
س: خوب، شما محض چه کارکردنی اید؟
ج: کارهای ما عادّی و شفّاف خواهند بود. به همان کارهایی دست خواهیم زد، که برای احیای هویّت تاجیکان سوات ضرورند. در نوبت اوّل، ما به ساحة معارف اولویت داده‌ایم. یک «حوض ملّی» یا مکتبهای ملّی را ایجاد می‌کنیم و درآنها تاریخ، فرهنگ و ادبیات تاجیک را تعلیم خواهیم داد.
س: تاجیکان سواتی با کدام زبان حرف می‌زنند؟
ج: سواتیها درمناطق قومی مختلف پاکستان زندگی می‌کنند. درسوات و اطرافش، به شمول وادی پیشاور، سواتیها – تاجیکها پشتو حرف می‌زنند. امّا درهزاره آن طرف دریای سند حدود 40%- تاجیکان به زبان هندک و، یک نمود دیگر زبان پنجابی و هم پشتو صحبت می‌کنند.
س: یعنی سواتی ها زبان تاجیکی فارسی را نمی‌دانند؟
-بلی، اکثریّت آنها. از این خاطر، ما نیت داریم هنوزدرسطح جناح جوانان سازمان – «رستمدار» زبان مادریمان را آموزیم. آموزگار داریم و اگر ضرورباشد آنها را از کشورهای همسایه وارد می‌کنیم.
س: “رستمدار”؟ این چه معنا و چه ربطی با نام رستم داستان اسطوره‌ای دارد؟ 
 
ج: بلی، جناح جوانان به نام قهرمان اسطوره‌ای رستم، پسر زال و پدر سهراب از «شاهنامه» است… هدف آن تبلیغ و راه‌اندازی تربیة بدنی، نظم و ترتیب، آداب و رفتار و دانش خوب میان جوانان تاجیک پاکستان است…
س: مگرآنها نمی‌خوانند و آداب ندارند؟ یا من شما را نادرست فهمیدم؟ از کدام نظم و ترتیب و تحصیل می‌گویید؟
ج: «رستمدار» یک چیزی مانند به بایسکوتها، یا پیانیر و کُمسومول اتّحاد شوروی است. آنها با تربیة بدنی و روحی خود مشغول خواهند بود، امّا صرف به معنای تاجیکی آن. طوری در «اوستا» آمده: «رفتار نیک، گفتار نیک، پندار نیک». ما – کلانسالان می‌خواهیم فرزندانمان را آن گونه تربیه کنیم، که باید باشند. و محض تاجیک، که در طول تاریخ جهانیان او را یک فرد علم و ادب، آداب و اخلاق حمیده و نمونة آدم و آدم‌گری می‌شناختند.
س: جوانان سوات، یا تاجیکان بومی پاکستان چه می‌خواهند و درباره آینده خود چه فکر دارند؟
ج: آنها آینده خود را با پاکستان می‌بینند و می‌خواهند بهترین شهروندان این سرزمین طریق علم و دانش باشند.
س: وقتی تاجیکانی، که در کنار پشتونها و دیگر اقوام پاکستان به پشتو، هندک و و دیگر زبانها تکلّم می‌کنند، از دیگران چه فرق دارند؟ البتّه، من طرز زندگی، تفکر و فرهنگ آنها را در نظر دارم.
ج: اصولاً، سواتیان به مانند دیگران پاکستانییند. امّا آنها هویّت خاص خود را دارند – سواتی! سواتیان تاجیکند، نه پشتون. ما خود را جزئی از پاکستان گوناگون‌میلت ‌حساب می کنیم . وطنمان را دوست می‌داریم و به آن خذمت می‌کنیم. امّا ما می‌خواهیم ما را همان گونه اعتراف کنند، که بودیم و دراصل هستیم. ما تاریخ و فرهنگ و ادبیات غنی خود را داریم، آن چه دیگر اقوام ندارند.
سواتیان «اخلاق» رفتار و آداب، طرز زندگی خود را دارند و از ریشه‌های خود فوق‌العادّه افتخارمی‌کنند. راستی، یک فاجعه بزرگ خواهد بود، اگر ما را در یک سطح پایانتری – «پشتون» دسته‌بندی کنند.
س: تاجیکان سوات از تاجیکان دیگر منطقه، مثلاً، آسیای مرکزی و افغانستان، که طول تاریخ به پاکستان هجرت کرده، آن را وطن برگزیده‌اند، چه فرق دارند؟
ج: سؤال خیلی خوبیست. در آغاز باید شرح دهیم. این یک تاریخ خیلی جالب است! تاجیکان یکی از قدیمی ترین جماعت های بومی این منطقه‌اند. سلمانی ها ازجماعت حکمران «دیهگان» بودند و یک تاریخ روشن دارند. عدّه‌ی ازمورخین برآنند، که تاجیکان شلمانی از کُردستان وسوریه آمده‌اند. به همین قریبی یک تحقیق ژنتیکی عالمان ومحقّقین مستقل بین المللی این نکته را ثابت کرد. آن زمان این منطقه (سّوریه) مرزهای غربی امپراتوری فارس بود. مهاجرت تاجیکان سلمانی به پیشاور (گندهره) تا ابتدای امپراتوری هخامنشیان انجام یافته است، اگرازاین هم بروقتّر نباشد. اریستاکرتیة تاجیک – «دیهگان» از کوروش کبیر منشأ می‌گیرد، که در قرآن «اسکندرذوالقرنین» یادآوری شده است.
گیبری یا گبری یک سلسله شاهانی سلمانی است. بعدتر در دوران اسلام ابتدایی آنها سلطنت خود را تشکیل دادند. گیبریها همچنین «سواتی» مشهور شدند (از کلمة عربی «سود»، که معنای زمینهای حاصلخیز کنار ساحل رودها را دارد). در منطقة گندهره چنین رودخانه‌ها و محلهای زیست آدمان زیاد بودند. تدریجاً مفهوم «سود» (یا بعدتر سوات) – را در برابر همان وادی استفاده می‌کردند، که محل اقامت حکومت سلاطین گیبر بود وساکنانش به «سواتی» معروف شدند. امّا تاجیکان سلمانی، هر کجا نباشند و زندگی نکنند، به عنوان «سواتی» حق دارند.
س: شما جغرافیای“سوات قوم”یا“تاجیکان سوات”- را چگونه تصویر می‌کنید؟ 
ج: تاجیکان سوات همان سلمانی هایی هستند، که دراین منطقة یک زمان معروف به سلطنت سوات/گیبر زندگی می‌کردند. آن از کابل و کاپیسا در غرب تا دریای جیلم و کشمیر در شرق گسترش یافته بود… امّا حالا در جماعه های سواتی مناطقی نظیر منسیهره و بتّگرم محدود می‌شود.
س: امکان دارد، که تعداد تاجیکان سوات را معیّن کنید؟ حداقل، تخمیناً…
ج: سواتیان یک قوم بزرگند. حدوداً 800000 نفرند. امّا تاجیکان پشتون شده در جای های دیگر و مناطق اطراف، که احتمالاً از منسوبیّت قومی اصلی خود خبر ندارند، تقریباً 3 تا 4 میلیون نفر هستند. این همه ارقام تخمینییند. تا به حال یگان نفوس شماری رسمی صورت نگرفته است و درتقسیم بندی قومی پاکستان مفهوم اعتراف شده «تاجیک» وجود ندارد. سواتیان را دربخش «پشتون» ذکر می‌کنند.
س: در کارهای سازمان که شما را همراهی و کمک می‌کند؟
ج: ما را خود سواتیان سرمایه‌گذاری و کمک می‌کنند. هریک آنها می‌خواهد در کارعموم سهم مثبت خود را گذارند.
س: چه موفقیت هایی در کارشما دیده می‌شود؟
ج: طوری گفته بودم، ما کار را سال گذشته از نو شروع کردیم. شش ماه گذشت، امّا دراین مدّت کوتاه شاهد پیشرفت و ابتکارهای فوق‌العادّه بودیم. سازمانهای ابتدایی و دفترها درتمام سطح ها روی کار می‌آیند، خود مردم آنها را تشکیل و به رهبریت مراجعت می‌کنند. این واقعاً بالاتر از آن است، که ما انتظارش را داشتیم!
س: آیا آن چه را، که در ابتدای کار می‌خواستید، به دست آوردید؟
ج: بلی وتوقّوع ما از این بیشتر است!
س: محض چه، اگرسرنباشد؟
-این جا سیرّی نیست. ما می‌خواهیم خود را تاجیک سواتی پاکستان ثابت و خطای تاریخی را، که هویّت ما را از ما گرفت، اصلاح کنیم.
-س: مردم عادّی شما را چگونه قبول دارد؟
ج: آنها می‌دانند، که ما در کار احیای هویّت ایشان صمیمی هستیم. امروزها من زیاد سفر می‌کنم و در چشمان مردم شعله امید و آرزو و باوری را می‌بینم.
س: که شما را بیشتر دستگیری می‌کند: بزرگسالان یا جوانان؟
ج: می‌شود گویم، که همه.
س: تا به حال چه قدرعضو پیدا کرده‌اید؟
ج: ما فعلا چند هزار عضو داریم. حالا ثبت نام رسمی اعضا را شروع نکرده‌ایم. امّا کار توزیع کارتهای عضویت دربرخی مناطق شروع شده‌اند. به همین نزدیکی در باره تعداد مشخّص اعضا می‌توانیم آمار پیشنهاد کنیم.
س: درباره تاجیکستان چه می‌دانید؟
ج: ما، البتّه، می‌دانیم، که برادران قومی ما در شرق خیلی پیش صاحب دولت خود شده‌اند و در کشور پیشرفته‌ی، که به نام تاجیکستان معروف است، زندگی می‌کنند… آن به مرزهای شمالی ما خیلی نزدیک است .
فریدی احمدی
رادیوآسیای میانه
شهردوشنبه
تاجیکستان
 گزارش نا مه افعانستان
Advertisements