این آیت مرگ را بی‌ شک باید رسوا کرد

1.

رییس جمهور؛ دو روز گذشته در قلب افغانستان یعنی در شهر کابل در اثر حمله انتحاری 102 نفر شهید و 173 نفر زخمی شده اند شما چرا حداقل یک روز ماتم ملی اعلان نکردید آیا این حق را قربانیان ما نداشتند چرا اینقدر بی حرمتی و بی اعتنایی روا داشته می شود؟

2.

رییس جمهور؛ به شمول عاملین حمله تعدادی تروریستان که در قتل و ویرانی کشور ما دست داشته و محاکم افغانستان آنها را به اعدام محکوم نموده است فیصله های محاکم را هرچه عاجلتر توشیح و تطبیق نمایید.

3.

امروز در مورد سیاست های مداخله گرانه نظامیان پاکستان و گروه های تروریستی که شورای صلح شما با آنها در حال مذاکره است موقف رسمی حکومت را اعلان کنید آیا شما با مردم خود هستید یا با تروریستان.

حالا برای مردم به خون تپیده افغانستان سخنانی دارم دوستان گرامی با درنظرداشت حوادث اخیر به باور من:
الف) فرصتی مناسب برای افشا و طرد دشمنان داخلی و خارجی افغانستان ایجاد گردیده اگر حکومت گام های موثر و عملی به زودی برنمی دارد در برابر آن آماده یک دادخواهی سرتاسری ملی باشید.

ب) باور داشته باشید دیگر سال‌ های سکوت و روزهای سکوت در برابر این همه جنایات هولناک گذشته است صدای فریادها در بنیاد دگرگونی را دیگر نگذارید با تهدیدها به گلوها خفه سازند آیا آغاز تا انجام این همه جنایت به تمام معنا فاجعه‌ ای ملی‌ و ماتم ملی نیست.

ج) بعد از این بدون کم و کاست ما باید بدانیم چرا و چگونه هزاران مردم مظلوم افغانستان هر روز به خاک و خون می غلتند، ظالمانه و بی‌ رحمانه کشته می شوند.

د) ما به خاطر فریاد دادخواهی، به خاطر این همه کشتار های دسته جمعی در راه روشن شدن حقیقت درباره آنچه در پس و پشت دیوارهای این جنایات نهفته است نگذاریم دیگر در پرده ای از ابهام نگه داشته شوند.

ذ) درست است که بی درنگ بر این همه تباهی ها و پایان سوگ و سازگاری ملی ناممکن است اما تا حقیقت روشن نشود سوگ پایان نمی‌ یابد. شما می دانید که امروز مردم ما در گورستان‌ های بی‌ نام و نشان و شفاخانه های اینجا و آنجا سرگردان اند از این روز بدتر کدام روز است.

ر) خوشبختانه در شرایط موجود شماری دیگر، کنشگران سیاسی و روزنامه‌ نگارانی هستند که صادقانه هدف خود را به خاطر اظهار حقیقت دارند اما با همه تهدیدها کوشش می شود تا به جز تسلیم و بستن زبان گویای ملی خاموشی چاره ای نداشته باشند.

ز) دیگر نمی شود پیکرهای آغوشته به خون را هر بار پیش‌ پای عزم سیاسی کسب و یا حفظ قدرت این یا آن رهبر و جناح تکان داد. باید همه حقیقت روشن و عدالت برقرار شود تا پیکرهای خونین را دیگر به شانه ها انتقال ندهیم.

نتیجه: مسوولین باید بدانند دادخواهی ملی ما بعد از این تنها تکرار شعارها در حمایت از این و آن نخواهد بود، در اصل تنها محاکمه و مجازات عده ی محدودی نخواهد بود انجام فرجام‌ های دادخواهی ملی ما سرانجامی برای همه مردم افغانستان است و با مشارکت همه مردم ممکن است. جامعه در مرکز این دادخواهی‌ است نه قدرت. سازگاری ملی فرجام این دادخواهی است نه جنگ داخلی و دخالت خارجی.

برای ساختن حکومت جامعه‌ ای لازم است که نگذارد این جنایات دست کم با این آسانی و این روش همه روزه بار دیگر تکرار شود. بازسازی جامعه است با ارزش‌ های بنیادینی که سال‌ ها است در کشور ما با تباه کردن هر ارزش‌ های انسانی، با کشتن عدالت و پنهان کردن حقیقت، با زور و تهدید و تبلیغ یک سویه سیاسی، واژگونه و ناروا استفاده شده‌ است.

این آیت مرگ را بی‌ شک باید رسوا کرد و خواهان مجازات‌ اش شد. باید در برابر این وقاحت بی‌ پایان ایستاد اما تنها راه ایستادگی راندن و پایین کشیدن این و آن از قدرت نیست بلکه پایداری، تلاش در ناگزیر کردن همه بازیگران سیاست و قدرت که در اثر بی کفایتی آنها هر روز جنایتی تکرار می شود دلیرانه باید گام برداشت.

احمد سعیدی

 

++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

آزادی زندانیان جنایتکار معنایی غیر از انتحاری ندارد

در بخش نیروهای امنیتی روی کسانی اعتبار می شود که آنان با طالبان یا داعش هستند.

به نقل از یک، محمد محقق معاون دوم ریاست اجرایی حکومت بعد از حمله انتحاری در چهارراهی صدارت کابل در انتقاد از نهادهای امنیتی کشور گفته است که در همه ساختارهای کشور و بویژه در بخش نیروهای امنیتی روی کسانی اعتبار می شود که آنان با طالبان و داعش هستند یا مورد اعتماد و رفیقان آنان هستند.

معاون دوم ریاست اجرایی افزوده است که کسانیکه به نظام پایبند هستند تصفیه می شوند و به بخش های امنیتی راه پیدا نمی توانند.

وی افزود: همین که گروه گروه از زندان‌ها انتحاری رها می‌شود، معنایش این است که برو خود را منفجر کن. آزادی زندانیان جنایتکار که دست‌شان به خون آلوده است، معنای غیر از این داشته نمی‌تواند.

گفتنی است که اخیرا گروه دوم زندانیان سیاسی و نظامی حزب اسلامی از زندان های بگرام و پلچرخی آزاد شدند و نماینده گلبدین حکمتیار در مراسم آزادی آنان گفته بود که آنان در کشور نقش های مهم ایفا خواهند کرد

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

آماده گی امریکایی ها برای جلوگیری از سقوط کابل به نفع طالبان یا نیروهای شمال

مجموعه عوامل دست به هم داده اند تا تغییرات سریع تر شود.
نشانه های افزایش نیروهای پیاده امریکا در قندهار به چشم می خورد. گمان می رود که سقوط کابل قابل پیش بینی است. درصورت سقوط کابل از نواحی نزدیک و از مسیر شمال، نسبت به وفاداری اردو و پلیس و نیروهای امنیتی برای حفظ حکومت کابل اطمینان وجود ندارد. سکوت کرزی و دیگر رهبران سیاسی به این معنی است که یک کارزار گسترده در جریان است. این نظر وجود دارد که قوای پیاده امریکا در صورت وخامت وضع، اجازه نخواهند داد که کابل به دست نیروهای شمال یا نیروی ائتلافی با طالبان سقوط کند.
پیش بینی می شود که فشار های عطا محمد نور درعرصه سیاسی و مانور های مردمی ظرف روزهای آینده جنبه جدی تر به خود خواهد گرفت.
گزارشنامه افغانستان
++++++++++++++++++++++++++
نگذارید بلخ را هم به حمام خون تبدیل کنند

نگذارید که فاشیزم ارگ، بلخ عزیز را مثل کابل مظلوم به حمام خون تبدیل کنند.

فاشیزم ارگ کابل نه وجدان دارد و نه قلب از هر وسایلی وحشیانه استفاده می کند، که بلخ عزیز را مثل کابل مظلوم به حمام خون تبدیل کنند. فاشیزم وحشی نه تنها ثبات و رفاه بلخ را تحمل نمی کند بلکه به فرهنگ شکوهمند تاریخی و همزیستی اقوام برادر و برابر افغانستان در این ولایت نیز حسادت می کند.

از فرزندان شمال و به ویژه نور بلخ تقاضا می شود که به هیچ قیمتی نگذارند دست وحشت فاشیزم ارگ در همدستی به قصاب خونخوار کابل و حامیان خارجی شان به بلخ برسد و بلخ را به حمام خون نظیر کابل مظلوم تبدیل کنند.

نور بلخ و متحدین سیاسی شان نباید وقت خود را با چانه زنی های بی ارزش با ارگ از طریق جمعیت اسلامی افغانستان ضایع بسازند. باید هر چه زودتر کارزار نجات افغانستان از شر فاشیزم حاکم در ارگ کابل را از طریق ایجاد حکومت موقت و انتخابات زود هنگام دست بکار شوند.

هارون امیرزاده

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

به جای افراد طالب چرا سیستم طالب تحریم نمی شود؟

تحریم شش تروریست نه در راستای مقابله با طالب بلکه به احتمال بسیار این افراد با گسترش دامنه فعالیت خود از حدود اجازه امریکا، مورد خشم مافیای این کشور قرار گرفتند تا هشداری باشد به دیگر خودسرها

به گزارش سایت همایون بنقل از شبکه اطلاع رسانی افغانستان ، حمله یازده سپتامبر تا سقوط حاکمیت طالبان سبب تحریم این گروه از جانب امریکا نشد و همواره نام افرادی در لیست سیاه قرار گرفت که هیچ گاه فشاری برای کاهش جنگ و کشتارهای این گروه در افغانستان نبوده است.

اینکه چرا امریکا با وجود ادعای نابودی تروریستان در شانزده سال گذشته حتی اقدام به تحریم این گروه نکرد و برخی از رهبران و مقام های آن را تحت تعقیب قرار می دهد، سوال های است که پاسخ آن ریشه در سیاست شوم این قدرت و قربانی شدن افغانستان دارد.

وزارت خزانه داری امریکا به تازگی شش تن از مقام های ارشد طالبان و شبکه حقانی را به فهرست تروریست های بین المللی افزوده است که عبدالصمد ثانی، عبدالقادر بصیر عبدالبصیر، حفیظ محمد پوپلزی و مولوی عنایت الله به دلیل فعالیت برای طالبان و گلاخان حمیدی و فقیر محمد به جهت روابط با شبکه حقانی تحت تحریم قرار گرفته اند.

این در حالی است که شبکه حقانی نه مستقل از طالبان بلکه در بدنه و رویکرد یکی و جز جدای ناپذیر دستگاه استخباراتی پاکستان می باشد، کشوری که مامن اصلی رهبران گروه های تروریستی است که در نمایشی مضحک مورد انتقاد تند امریکا برای رها شدن از بار فشار جامعه جهانی قرار گرفت اما سیاست و روابط در هم تنیده واشنگتن و اسلام آباد بیش از آنکه در تنش فرو برود روز به روز دلیل برای مستحکم شدن دارد، حفظ و تداوم تروریسم برای فلج کردن خاورمیانه و مقابله با قدرت های منطقه ای هدفی است والا میان این دو قدرت.

در این میان، طالبان که به لطف پاکستان در حمایت امریکا با حکومت ضعیف و معامله گر افغانستان از عواید معادن فیض می برد، شبکه قاچاق گسترده مواد مخدر را مدیریت می کند و از گمرگ گرفته تا مالیات بخش های گسترده کشور را در دست دارد، حکومتی شکل داده ماثرتر از گذشته و موازی با نظام حاکم.

امریکا که در طولانی ترین جنگ تاریخ خود از کمک های میلیاردی و تلفات گسترده در کشور دم می زند و از خود قربانی می سازد، تمویل کننده و به عبارتی بانی گروه های تروریستی است که در این منطقه حساس حضور دارند و در خاک پاکستان ریشه دارند.

و حال سوال مهم، بخش مالی شبکه گسترده تروریستان از کجا تامین می شود در حالی که عواید گمرگ، مالیات، معادن و مواد مخدر تنها تامین کننده بخش کوچکی می باشد؟

شش فرد تازه تحریم شده از تامین کنندگان مهم مالی طالبان و گروه حقانی می باشند که طی سه دهه گذشته فعالیت های گسترده از پاکستان و افغانستان تا کشورهای حاشیه خلیج فارس را مدیریت می کردند.

از سوی دیگر، افزوده شدن این افراد به لیست تروریستان بین المللی که بار دیگر نشان می دهد که پاکستان مامن رهبران تروریست می باشد نه افغانستان چندان مهم نمی باشد زیرا از ابتدا این کشور مکان ظهور و تمویل آنان بوده و اگر جامعه جهانی چشم بر سیاست شوم اسلام آباد می بنند به دلیل قدرت حمایتی امریکا و منافع مشترک است.

اما اینکه چرا باید افراد به جای گروه تروریستی مورد تحریم قرار گیرد ریشه در بازی دوگانه امریکا دارد، بیش از آنکه طالب و به طور کلی گروه های تروریستی برای پاکستان سودآور باشد سلاح در اختیار کاخ سفید و تامین کننده اهداف در خاورمیانه می باشد.

تروریستان تازه ورود به لیست سیاه بین المللی دهه هاست که از مقام های ارشد طالب و شبکه حقانی می باشند که به اندازه شورای رهبری آنان مهم هستند که از یک همراه برای امریکا، بدل به هدف شده اند.

این در حالی است که این تحریم ها نه در راستای مقابله با تروریسم بلکه به احتمال زیاد، این افراد دامنه فعالیت خود را از حدود اجازه امریکا گسترده تر کرده بودند به طوری که به مذاق مافیای کلان این کشور خوش نیامده و هشداری است به دیگر خودسری ها.

امریکایی که ظرف مدت کوتاهی حاکمیت طالب را ساقط می کند، طی شانزده سال نتوانست یک لشکر شکست خورده با حمله های چریکی را از پا درآورد زیرا نیازمند افراط گرایان برای ماندن در افغانستان و رسیدن به رویای رخنه در خاورمیانه بود و به همین دلیل در استفاده از پاکستان خلاصه شده در تروریست پروری، افغانستان را بدل به قربانی مدام کرده است.

در حالی که تنها با تحریم طالب و قطع کردن کمک ها به گروه های تروریستی اکنون نه پاکستان به عنوان دشمن باقی می ماند و نه افغانستانی غرق در خون و کشتار می شد.

++++++++++++++++++++++++++++++++++

کاخ سفید برسند ادامه جنگ افغانستان مُهر دو باره زد

 
ترمپ و مایک پنس بعد از انفجار بزرگ درکابل اعلام کردند که ما اجازه نمی دهیم طالبان دو باره به صحنه قدرت برگردند.
آن ها هرگز نمی گویند ما طالبان را نابود می کنیم و باید نابود کنیم. مفاد اصلی این گفته آن است که سیاست امریکا قطعن در برابر طالبان «تغییر» نکرده و پروگرام ادامه جنگ نیز نه تنها از حاشیه میز برداشته نشده بلکه در وسط میز آورده شده است.
آن ها ظاهرن منتظر یک تفاهم سیاسی با «طالبان» اما در واقع منتظر معامله با مثلث پاکستان، روسیه و ایران هستند؛ اما وضع طوری شکل گرفته که گروه متفقین دیگر حاضر به دادن امتیاز برای امریکا در حوزه افغانستان نیست تا بی درد سر همچنان جا خوش کند و میوه های درخت استراتیژی جدید ترمپ در افغانستان و امور جنوب آسیا را در سبد منافع یک طرفه امریکا بچیند.
این استراتیژی یک روز بعد از اعلام درماه آگست از سوی لاروف وزیرخارجه روسیه باطل اعلام شده بود.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++

فرمایش پاکستان به ارگ بعد از زدن کابل

به گزارش روزنامه تریبیون بعد از حمله مهیب و پرتلفات در کابل از سوی طالبان، پاکستان از حکومت کابل خواسته است که یک برنامه جامع صلح با اعتبار را به هدف پایان دادن به بی ثباتی دایمی در افغانستان آماده کند. پاکستان گفته است که امید وار است رهبران افغانستان در کنفرانس مهم منطقه ای که ماه آینده در کابل برگزار می شود برنامه جامع صلح را به شرکت کننده گان ارایه دهد.گزارشنامه افغانستان
Advertisements