من مطمین هستم که شناخت واژه ای شرم وشرف برای خلیلزاد بیگانه است
دکتر – صفوی
وقتی انسان به زندگی ننگین بار این متعصب سادیست پیشه ازجنایت بشری خاومیانه گرفته الی افغانستان متوجه میشود ، درمیابد که شباهت به گرگ درنده دارد که هرگزاز شکار برای طعمه خویش از هیچ شیوه دریدن وپاره کردن درضمن اینکه تاپای مرگ دست بردار وخسته نمیشود ، حتی درجبین اش شرمی و درقاموس زندگی اش حیای وجود ندارد. اگروجدانی داشت اخلاقآ وی حق ندارد و نباید دیگر به این سرزمین سفرمیکرد ، زیرا وی بقدرکافی جنایت نابخشودنی درحق مردم این جامعه انجام دا ده است … اگر حیثیتی میداشت رسما از عملکرد خاینانه وزخم های بجامانده خویش درمقابل مردم افغانستان معزرت میخواست ، ولی معلوم میشود که ” چشم نیست چوقوری است..” شما به کمترین نمونه ای جنایت تاریخی وی که به زخم خونین تبدیل شده است توجه بفرمایید

 معرفی نمودن جانی ترین یک هیولایی قرن همتبارش ( حقانی) درقصرسیاه نزد ریگن ( پیشوایان دین وآخرت ) به مثابه ” آزادیخواهان”-.
مبتکرین وبرنامه سازان کشت « تخم» دهشت افگنی به اسم القاعده ، طالب ، مجاهد تحت فرمان ، داعش –
طراح به راه انداختن جلسه ننگین ” بن “.که عاقبت اش جنایت تاریخی آفرید – .
بانی لویه جرگه وتحمیل قانون « قبیلوی»زیر نام قانون اساسی -.
طراح برنامه خلع نظامی وخلع قدرت بنام DDR , و PDR مقاومتگران غیر افغان – .
مداخله عریان وآشکاردر سه دوره انتخابات وبا زیر پا نمودن تمانم معیارهای اخلاقی ودیپلوماتیک به نفع یک تبار – .
دست داشتن درقتل های زنجیره مقاومتگران.، توطیه وتهدید علیه رهبران بانفوذ کشور – .
گند بجامانده درعراق –
باورکنید این گندی که وی تا اکنون درکشور ما و بسا کشورهای دیگر بجا مانده است ، بدون شک به این سادگی که تعفن اش منطقه وجهان را اذیت میکند رفع نخواهد گردید ومتیقین هستم که مهار کردن این تعفن که ویروس اش ساری است نهایت مشکل است وچه رسد به اینکه بازهم این درنده هوایی شکار دیگری برسرش زده است.؛ درحالیکه هنوز زخم های خونین بجا مانده مرحم نگرده است …
واقعآ هر انسان باشرف وباوجدان ازاین بی حیایی وجنایت بشری خجالت میکشد ؛ ولی خلیلزاد هنوز که هنوز به این جنایت بیشرمانه ادامه داده و گویی که هیچ اتفاقی رخ نداده است.
طوریکه معلوم مبشود بازهم به جنایت دیکری کمر بسته اند… ، بنآ من ازتمام مردم شریف وخصوصآ مقاومتگران امروزی که برای عدالتخواهی کمرهمت بسته اند خواهش میکنم که برای این گرگ درنده دیگر مجال شکار نداده وهمبتگی خویشرا تا پیروزی حفظ کنید

 

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

موج حق طلبی را درهمان آوان درنطفه خنثی نمودند

موج پیروزی حق طلبی را درهمان ابتدآ درنطفه خنثی نمودند

دکتر- صفوی
اینکه چه کسی و چرا این فرصت طلایی را ازشما گرفت ؛ بهتر است اندکی به گزشته برگردید، به شعارهای میانتهی وفرصت طلبانه دیروزی گوش بدهید واسناد های بجا مانده را از سربخوانید…گرچه آن فرصت طلایی از دست داده دیگر تکرار نخواهد گردید ؛ زیرا زمان قابل برگشت نبوده ونیست .اثبات این ادعای من منطق حکم زمان است که شما هروز درزندگی خویش آنرا عملا تجربه مینمایید.… بطور مثال چند سال قبل یکی از این قصر نشینان لم زده درقدرت دریک گردهمایی وسیع بخاطر نتیجه تقلب انتخاباتی درمقابل اعتراض و خواست برحق مردم برای اینکه بتواند فریاد واحساس عدالتخواهانه شان را خاموش نگه دارد ویا دقیقترش هدف انسانی این مردم پاک دل وپاک سرشت رادرنطفه بکشند ، تا از اینطریق بتوانند زمینه فرمان بیگانگان را درخفا دور ازدید خلق خدا دریک چارچوب قبلا پلان شده عملی نمایند ، به حاضرین این گردهمای که باید سرنوشت ساز میبود ، برعکس بایک نیرنک خاصی چنین خطاب مینمایند : ” ومن ازشما خواهش دارم که شما به مه وخت بدهید ؛ چند روز وقت بدین تامه تصمیم بگیرم که به خیر مردم افغانستان باشد”.
ودرادامه میفرمایند : ” قطه قطه شویم کسی چیزی را بالای ما تحمیل کده نمیتواند ؛ هیچکس.!!؟؟ “.
ادامه شعار این بود : ” مه جان خوده فدایی تان میکنم ، اما حکومت تقلبی را نمی پزیرم”
بلاخره شما دیدید که فرصت های طلایی همه برباد رفت وبه سرنوشت مردم بازی غیر اخلاقی نمودند و بجای آن چند روز وقت ، قریب سه سال سپری گردید ، اما زمان آن ” وخت ” دیگر هرگز نرسید وپایانی هم ندارد.نتیجه اش فرورفتن کشوردرعمق بدبختی وبی سرنوشتی

Advertisements