جزیره ای

سوسیالیستی

در قلب روسیه

یوری ملیتونیان- روزنامه پراودا

ترجمه – آزاده اسفندیاری

پس از انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر و پایان جنگ های داخلی در کشور شورا ها، سال 1921 اولین کالخوز( مزرعه اشتراکی) در شهر استاوراپل روسیه با زیر بنای 18 هزار هکتار پایه گذاری شد. از آن زمان تا کنون تعداد زیادی از مردم منطقه، همچنان برادرانه به کار مشغول هستند و هر کدام به اندازه سهم خود از تولید بهرمند می شوند.

با فروپاشی اتحاد شوروی در دهه نود میلادی این مجموعه کشاورزی با مقاومت کارکنان همچنان پا بر جا ماند و هیچکدام از اهالی به خصوصی کردن موسسه خود رضایت ندادند و بر عقیده خودشان ثابت هستند.

کالخوز مورد نظر یکی از بهترین موسسه های کشاورزی روسیه است و با تولید محصولات کشاورزی، اعم از غلات، سبزیجات، انواع میوه، لبنیات و گوشت فعالیت می کند. فروش محصولات این مزرعه اشتراکی در سال به یک تریلیون روبل (هر 43 روبل یک دلار) می رسد.

زمین های کشاورزی این منطقه برای تولید محصول از مناطق بسیار مناسب برای کشاورزی و دامداری است اما آنچه اهمیت ویژه دارد و ثروت روسیه محسوب می شود، اجتماع انسان هایی است که با کار جمعی برای سرزمین، کار و نیروی خود ارزش قائل هستند.

نادیوژدا شیمانوا 14 سال است که به طور متوالی هر روز صبح با بانگ خروس از خواب بیدار می شود و به کار خود که دوشیدن شیر است می پردازد. هیچ زمان از سختی کار خود گله ندارد و خواهان تغییر شغل خود نیز نمی باشد. حقوق مناسبی دارد و به موقع دریافت میکند، بیمه درمانی دارد و چنانچه مشگلی پیش بیاید مزرعه پشت و پناه او است.

کارکنان کالخوز هر کدام به چند کار تخصصی در ارتباط با کارهای تکنیکی موسسه مسلط هستند. کافی است تا یکی از مدیران، ابزارلازم جهت کار برد خاصی را روی مانیتور کامپیوتر طرح ریزی کند، در آن صورت کارگاه های متعددی هستند که ابزار مورد نظر را خواهند ساخت. به همین مناسبت این موسسه از هر نظر خود کفا است.

یکی از مدیران کالخوز می گوید: انسان ابزار نیست که روزی آن را مورد استفاده قرار دهی و روز دیگر آن را دور بریزی. در این مزرعه انسان به عنوان نیروی مولد جای شایسته خود را دارد. در این موسسه حتی افراد 90 ساله ای هستند که علاوه بر حقوق بازنشستگی از همه امکانات بهداشت و درمان، استراحت و فعالیت های تفریحی مجانی بهره مند می باشند.

در شرایط امروز در روسیه تعداد کالخوزها بسیار کم هستند. بخش بزرگی از زمین های کشاورزی توسط  ثرتمندان خریداری شده و بر اساس قانون سرمایه داری حاکم در روسیه، کارگر در خدمت سرمایه دار باید باشد. مسایل کارگران و یا مشکلات اجتماعی روستا ها و روستائیان برای سرمایه دار بی اهمیت هستند. قانون سرمایه، کسب سود هر چه بیشتر است. مردم برای صاحبان زمین نیروی کار هستند، مادامی که کارآیی دارند، به کار گرفته می شوند واگر سود زایی نداشته باشند اخراج می شوند. نیروی کار امروزی که روی زمین های خصوصی به کار برده می شود با گذشته که کشاورزان زمین را چون میهن خود می پنداشتند از زمین تا آسمان تفاوت دارد.

در کنار مزارع خصوصی که از هر طرف سر برآورده اند، موسسه های کشاورزی دیگری هم در روسیه هستند که جان سختانه از وضعیتی مشابه کالخوز بزرگ برخوردار می باشند و در کار رقابت با مزارع خصوصی گوی سبقت را از آن ها ربوده اند.

ایرینا چویکوا، متخصص اقتصاد کشاورزی در کالخوز ترنوفسکی می گوید: ما در ردیف 300 مزرعه برتر روسیه جای داریم. از سال 2000 تا به حال مزرعه ما با تولید غلات، دانه های روغنی از جمله آفتاب گردان و ذرت جای ویژه ای در اقتصاد کشاورزی روسیه به دست آورده است.

آندره ماکاریف، متخصص ساختمانی کالخوز ترنووسکی است. اخیرا با همسر خود آلیسا دامپزشگ مزرعه ازدواج کرده است. زوج جوان با وام پنج ساله بدون بهره صاحب خانه شده اند و آینده خود را با کار در همین کالخوز رقم زده اند. آلیسا می گوید: ما برای اطمینان از آینده خود در این جا کار می کنیم و با حقوقی که می گیریم همین جا زندگی خواهیم کرد.

ایوان بگاچیف، مدیر کالخوز بزرگ می گوید: موسسه ما یک مزرعه مردمی است که به همه کارکنان تعلق دارد. همه افراد نسبت به کالخوز احساس وظیفه و حس مالکیت جمعی دارند. برنامه ریزی برای کالخوز بر اساس مشاوره و فکر جمعی است و رئیس و یا مدیر نمی توانند به تنهایی تصمیم گیری کنند و یا برنامه ای را به عمل در بیاورند. مدیر باید گزارش کار دهد و موفقیت برنامه را تضمین کند.

مزرعه های جمعی مدرن در منطقه استاوراپل و به طور کلی در روسیه، مناطق ویژه ای هستند. منطقه ثبات، امنیت و امید به آینده. جزیره سوسیالیسم واقع در میان آب های مواج و بی ثبات روابط” خرید و فروش”!

http://gazeta-pravda.ru/issue/5-30648-19-22-yanvarya-2018-goda/ostrov-sotsializma/

++++++++++++++++++++++++++++++++++

جهان را باید از

چنگ چپاولگران

در آورد!

اومانیته – ترجمه آذرنگ

مقاله “پیرلوران” دبیرکل حزب کمونیست فرانسه که در روزنامه اومانیته ارگان مطبوعاتی این حزب منتشر شده است:

«گزارش نابرابری اجتماعی که در ماه دسامبر گذشته در روزنامه اومانیته منتشر شد افزایش چشمگیر ی از نابرابری اجتماعی و شکاف عظیم ثروت را به نفع یک در صد از ثروتمندان نسبت به جمعیت جهان نشان داد. خلاصه ای از سخنرانی پیر لوران دبیر کل حزب کمونیست فرانسه در این مورد .

ما این چنین جهانی را قبول نمی کنیم و این شرایط را نمی پذیریم. حق زندگی با عزت، حق پیشرفت اجتماعی ، اکولوژیک، فمینیست، همبستگی با مردم برای همه مردم جهان ضروری است. من میدانم که شرایط سیاسی در زمان ما مناسب نیست، البته قدرتمندان این مسئله را به ما نمی گویند. زمان مبارزه فرا رسیده است  و ما را به مبارزه با بی عدالتی  اجتماعی دعوت میکند.

چرا ما را مجبور میکنند که برنامه زندگی خود را فراموش کنیم؟ آرمانهای زیبا و خواسته های خود را در این ماه ژانویه در گوشه پنهان کنیم. بنام کدام تئوری و به چه علت دولتی مانع آن میشوند. آیا رویاهای بزرگ مانع پیشرفت بشریت است؟ و یا ما کلا حق پیشنهاد آرمانهای خود را برای ترقی و پیشرفت بشریت نداریم؟ ما در زمانی زندگی میکنیم که انقلاب فنی، تکنولوژیک، علمی، جمعیت شناسی و غیره… فرصت های بی نظیری را برای توانایی های انسان فراهم کرده است. زندگی با عزت و بهره گیری از نیروی کار خود، سلامتی و بهداشت برای آینده ای بهتر، تصمیم گیری آزادانه برای هر فرد،  آموزش و کسب کار، آزادی تغییر شغل، فعالیت برای ابتکارات جدید، شرکت و همبستگی با دیگران آرمان های دوران ماست. انسان باید حق انتخاب داشته باشد و برای سرنوشت خود آزادانه تصمیم بگیرد.

سیاست و منطقی که به ما تحمیل میکنند شایسته بشریت نیست و باید آن را دگرگون کرد. ما کمونیستها در تمام زمینه ها آماده اعلام گزینه هائی بهتر برای بشریت هستیم. من فریاد زنانی که از خشونت های جنسی جانشان به لب رسید را میشنوم. من خشم مردم جهان را در مورد جرایم نژاد پرستانه و جنائی دونالد پرامپ میشنوم. من جاه طلبی مدیرعامل شرکت (لاکتالیس) هشتمین ثروتمند فرانسه و 116 ثروتمند جهان (یکی از همان یک در صد ثروتمندان جهان) را که اکنون سکوت خود را شکسته ومیخواهد مورد بخشش قرار گیرد چون به حجم ثروت خود اعتراف کرده را می شناسم. من با روش غیر انسانی جرارد کلومب (مسئول مهاجران و پناهندگان در فرانسه ) در برابر مهاجران آشنا هستم و بی توجهی انجمن های رسیدگی به پرونده مهاجران را می بینم و می گویم که این جهان متعلق به افرادی نیست که امروز قدرت را در انحصار خود گرفته اند. بشریت شایسته دنیای نوین است. دنیای نوین ممکن است و ما باید آن را باهم بسازیم.

فرار از پرداخت مالیات، از شیوه های ثروتمندان و شرکت های چند ملیتی است. 80 میلیارد یورو تنها فرار مالیاتی در فرانسه ارزیابی شده است. ما تسلیم نمیشویم دولت باید پاسخگو باشد .

ثروت در اختیار شرکت های تولیدی است که با کار کارگران کالاهای  خود را تولید میکنند. کارگران نه تنها از سود این شرکت ها بهره ای ندارند بلکه با دستمزدهای ناچیز قدرت خرید آنها هرروز کاهش می یابد. تولید ناخالص فرانسه در سال معادل 2200 میلیارد یورو است. در مقایسه با سرمایه گذاری در بازار بورس پاریس (س آ س) در عرض بیست تا سی سال گذشته چند برابر شده است و به 1200 میلیارد یورو رسیده است. 73 میلیارد یورو سود خالص بورس پاریس است. ببینید پولها و ثروت در کجا انباشته شده. در حالی که بدلیل کمبود بودجه عمومی، دستمزدها کم می شود و کمک های اجتماعی قطع! هدایای مالیاتی دولت به شرکت های بزرگ تقریبا معادل 25 در صد از بودجه دولت است که به دولت پرداخت نمیشود. این یک نمونه سرقت از مردم فرانسه است. در برابر این سرقت هنگفت پلیس چه کار میکند؟ نمونه های دیگر را خود حدس بزنی. ثروت صد تن از ثروتمندان فرانسه معادل 439 میلیارد یورو است. به عبارت دیگر درآمد طول عمر یک میلیون کارگر فرانسوی معادل 100 نفر از ثروتمندان فرانسه است. این سرنوشت میلیون ها انسان در سراسر جهان است که باید دگرگون شود!

   http://www.economie-politique.org/sites/default/files/708_communistes.pd

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

شب های بی خانمانی

درمحلات ثروتمند امریکا

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

در پس ظاهر پرزرق و برق » سیلیکون ولی» در امریکاست. بحران مسکن بطور مداوم در حال افزایش است. اینجا هرسال مردم بیشتری بی خانمان می شوند. بحران مسکن بیشتر و بیشتر می شود و حتی در بسیاری از موارد گریبانگیر افراد شاغل از طبقه متوسط نیز می گردد.
ناگفته نماند که بسیاری از کسانی که دچار بی خانمانی می گردند امریکائی هستند، امریکائی هائی که گرچه صاحب چند شغل نیز هستند معهذا قادر به پرداخت اجاره مسکن خود نیستند. این نوع تازه ای از خرده فرهنگ است که تا چند دهه پیش ناشناخته بود: با وجود آن که کار داری، سرپناه نداری.
مشکل رو به رشد بی خانمانی در ایالات متحده الزاما با «سیلیکون ولی» که یکی از مراکز تحقیق و توسعه پیشرو جهان است، ارتباط ندارد. طبق طبقه بندی موسسه فوربس از صد موسسه برجسته امریکا یک دوجین آن در همین » سیلیکون ولی» مستقرند از جمله » اپل» » آلفابت ( گوگل) «هیلوت پاکارد» و «اوراکل»، یک سوم از سرمایه گذاری های امریکا در»سیلیکون ولی» متمرکز است. با این همه، درست در این منطقه، بیخانمانی یک مسئله بزرگ است.
انسان متعجب می شود وقتی که می بیند فروشندگان، معلمان، کارگران تعمیر کار، لوله کش ها و بسیاری از کارکنان بخش خدمات، در حال حاضر باید در اتومبیل و کاروان خود در توقفگاههای عمومی اتومبیلها بسر برند چون از عهده پرداخت اجاره سرپناه خود بر نمی آیند.
خبرگزاری فرانسه اخیرا در رپوتاژی در باره این موضوع گزارش داد که : میانگین اجاره در منطقه مترو سن خوزه 3500 دلار در ماه است، اما میانگین حقوق ماهانه 12 دلار در ساعت در صنعت مهمان داری (رستوران داری و اغذیه فروشی و مشابهات آن) و 19 دلار در ساعت در بخش مراقبت های بهداشتی است. مبلغی که حتی هزینه های مسکن را پوشش نمی دهد «
این گزارش در توصیف وضع «آلن ترا» استاد 54 ساله دانشگاه ایالتی سن خوزه چنین می نویسد: او سالی 28 هزار دلار برای تدریس در چهار کلاس انگلیسی دریافت می کند و باید 143 هزار دلار برای باز پرداخت وام دانشجوئی خود بپردازد. به اوراق تمرین شاگردها نمره می دهد و درسی را که باید فردا در Volvo بدهد آماده می سازد. شب در صندلی راننده خودرو به عقب تکیه می کند و خود را آماده خواب می سازد، با «هانک» یکی از دوسگی که در کنارش هستند. «جیم»، همسرش، بلند قد است و اتومبیلشان کوچک، ناچار باید شب رابیرون از اتوموبیل در چادری بسربرد ، همراه با » بادی» سگ دومشان.
در «ماونتن وی یو» (Mountain View)، شهری با 80 هزار جمعیت، 300 خودرو در شهر پراکنده اند،که فضائی تنگ برای زندگی افراد یا خانواده ها هستند.
با هجوم رو به رشد مردم بی خانمان، مقامات، زیرفشاری فزاینده قراردارند، و برای مقابله با این معضل تمام امکانات موجودرا، تا جائی که ممکن باشد، بکار می گیرند.
پس از دریافت یک سلسله شکایات از ساکنان منطقه Palo Alto که در همآن نزدیکی قرار دارد، مقامات مجبور شدند به صاحبان اتومبیل های کاروانی که در کنار خیابان پارک کرده بودند ضرب الاجل بدهند که طی 72 ساعت آن محل را ترک کنند.
بسیار پیش می آید که بی خانمان ها مورد سرزنش قرار می گیرند که مقصر خود آنها هستند که به این وضع دچار شده اند. با این استدلال که چرا با بار و بندیلشان به محل دیگری کوچ نمی کنند که ثروتمند نشین نباشد و قیمت ها سر به فلک نزده باشد. ولی کار به این آسانی نیست که گفته میشود، بخصوص برای چنین کسانی. بی خانمانی در تمام امریکا ، بویژه در کالیفرنیا مسئله ای لاینحل بنظر می رسد. وزارت مسکن و توسعه شهری ایالات متحده امریکا چهار شهر( لس آنجلس، سان دیگو، سن فرانسیسکو و سن خوزه) را از میان ده شهر بر تر را مورد پژوهش قرار داد.
کمی بالاتر از ساحل غربی امریکا نیزمقاماتِ اداریِ دیگری، ، تلاش کردند تا راه حلی برای این مشکل بیابند:
«من بیکاری اقتصادی در شهر ندارم، ولی با هزاران نفر از مردم بی خانمان روبرو هستم که گرچه واقعا کار می کنند، خیلی صاف و ساده بگویم، قادر به پرداخت اجاره یک آپارتمان نیستند». این ها سخنان » مایک اُوبراین» (Mike O’Brien) شهردار شهر » سه آتل » است که در مصاحبه با واشنگتن پست بیان داشته و بدنبال آن گفته است:» این افراد به هیچ جای دیگر هم نمی توانند نقل مکان کنند».

https://deutsch.rt.com/gesellschaft/63588-obdachlosigkeit-die-unbekannte-seite-des-silicon-valley

Advertisements