به پیش بســوی امــارت اســلامــی عــبدالــرحمــن خــانی

اشــرف غنــی با چــت کــردن عطــا آخــرین ســنگ را از ســر راه تشــکیل امــارت عــبدالــرحمــن خــانی اش برداشــت.
اگر وضع اجتماعی امروز افغانستان را که هرج ومرج سیاسی و انارشیزم و بی بند و باری گسترده در هر گوشه و کنار این کشور ویرانه بیداد میکند با دوران قبل از روی کار آمدن امیر عبدالرحمن خان مقایسه کنیم که آنگاه نیز ملوک الطوایفی ، حکومت های محلی و جنگ و نا آرامی های داخلی کشور را به لبه پرتگاه نابودی کشانیده بود مقایسه کنیم به این نتیجه میرسیم که در هر دو حالت برای نجات کشور ازین معضلات به یک حکومت مقتدر مرکزی و زعامت یک رهبر آهنین بازو نیاز بود و نیاز است.
به همگان ثابت شد که ارمغان دیموکراسی و جامعه مدنی ، انتخابات آزاد و پارلمان مانند سایر اقلام صادراتی غرب فقط به هدف تامین منافع غرب بالای ما به فروش رسانیده شده ولی به درد جامعه ما اصلا نخورده و بر عکس داشته های فرهنگی و افتخارات تاریخی و عنعنوی جامعه ما را به چالش کشیده و برای ما درد سر های بزرگی را خلق کرده.
افغانستان کشوریست که مردمانش از قرن ها بدینسو در هم آهنگی مطلق با طبیعت زیبای کشور چون کوه های سر به فلک کشیده جویباران و دریا های پر از آب زلال و آسمان آبی و مزارع سرسبز زندگی کرده و به قانون طبیعت یا قانون جنگل به دید احترام نگریسته و تا حد امکان آن را در زندگی اجتماعی شان نیز پیاده کرده اند.
بر اساس قانون طبیعت یا قانون تنازع بقا یا قانون جنگل عضو قوی جامعه همیش از حق حیات و زندگی بهتر برخوردار بوده و  دیگران هر کسی بقدر قدرت و توان و زور بازو از امکانات جامعه بهره برده که در نتیجه حق به حقدار رسیده و هر کسی به شیر مادر قناعت کرده و همه در صلح و صفا سه قرن در کنار هم زندگی را با همه زیبایی هایش به سر برده اند.
اما با نفوذ و گسترش فرهنگ غرب و سرازیر شدن اقلام صاراتی بیگانه چون دیموکراسی ، جامعه مدنی ، پارلمان و یا مکدونالد ، همبرگر و کوکاکولا درین دیار همه چیز بهم خورد، جای هم آهنگی با طبیعت و رعایت قانون جنگل را پارلمان و انتخابت آزاد گرفت و همبرگر و کوکاکولا و مک چکن جاگزین نان و پیاز و دوغ و بولانی وطنی شد.
در نتیجه دست مان به آسمان نرسیده و پای مان از زمین کنده شد، نه از ارمغان دیموکراسی و جامعه مدنی غرب بهره بردیم و نه به سنن و عنعنات پسندیده جامعه خویش وفادار ماندیم که ثمره اش همین هرج و مرج سیاسی و انارشیزم اجتماعی امروز است که کشور را در لبه پرتگاه نابودی قرار داده است.
حالا جلالتماب و زعیم عالیقدر کشور الحاج داکتر محمد اشرف غنی احمدزی نجات این کشور را از ین منجلاب هلاکت و نابودی فقط در بازگشت به خویشتن افغانی و اسلامی و امارت عبدالرحمن خانی می بیند که برای اسقرار آن حاضر به هر نوع ایثار و فداکاری است و سوگند یاد کرده که هر خس و خاشاک و سنگ و چوب مزاحم را به کمک و همکاری برادر بزرگوار افضل المجاهدین حکمتیار از سر راه شان برداشه و افغانستان را به لوی افغانستان یا گلستان منطقه تبدیل کنند.
با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
Advertisements