موارد اثباتیه ای که دکتر غنی منیجر داعش درافغانستان است

چند نفر از زنان مشرقی، جوزجان و قریه مرزا یکاولنگ همانند زنان ایزدی عراق در برده خانه های داعش شب و روز می گذرانند؟
تاریخچه ریاست جمهوری دکتر غنی به گونه ای برنامه ریزی شده با شروع جهاد داعش در افغانستان مصادف بود. اکنون رئیس جمهور مدعی است که 1800 عملیات علیه داعش انجام گرفته است. پس این همه زنان مشرقی، جوزجان و قریه مرزا یکاولنگ به چه علت همانند زنان ایزدی عراق در برده خانه های داعش در همان مناطق خود شان شب و روز می گذرانند وداعش چند ملیتی ساعت به ساعت درشمال گسترش می یابد؟
از جمله 1800 عملیات فرضی، چند عملیات واقعی بر تاسیسات داعش درجوزجان انجام شده است؟ البته شکی نیست که تلاش برای گریزاندن داعش از ننگرهار به شمال درجریان است.

دربرابر ادعای رسمی دولت روسیه در مورد همکاری شما با داعش چطور اثبات کردید که آن ها دروغ می گویند؟  ادعای رسمی یک کشوربزرگ، سخن فیس بوکی نیست؛ مجموعه ای از اطلاعات مستند وتحلیل شده است.

یکی دگر از موارد اثباتیه این است
غنی ادعا کرد که داعش درحال فرار است. مگر هرگز نگفت که از کدام منطقه به کدام سمت درحال فرار است؟ چرا به جای فراری دادن، نابود نمی شود؟ غنی منیجرماهری است. او نمی گوید داعش از کجا آمد؟ اما پوره مطلع است که منزلگه عملیاتی داعش درشمال ولگدکوب کردن ساکنان بومی است وسپس خیز بعدی اش به آسیای میانه.
>مورد دوم اثبات همکاری غنی با داعش
>ظاهرقدیر، عضو ولسی جرگه، چهره قدرت مند درننگرهار، جنرال دوستم وعطا محمد نور کسانی اند که سران ارگ را به ارتباط با داعش وطالب متهم می کنند. این ها عملن فرماندهان جنگ علیه داعش وطالب اند. فرماندهان شاهدی می دهند که غنی- اتمر شعبه افغانستان داعش را رهبری می کنند.
درشت ترین مورد اثباتیه
>رهبران نظامی ضد داعش- طالب یکی به ترکیه فرار داده شده، دیگرش درقرنتین نیروهای آلمانی از استقامت دشت مارمل است و ننگرهار در دست گلاب منگل داده شده که بخشی از شعبه منیجری داعش است. داعش را به سوی شمال «کِش کِش» می کنند تا نه جایی برای مقاومت دوستم باقی بماند نه فرصتی برای عطا. تا این جا، منیجری شما قابل اثبات است.
بعد از کشتار سوم حوت در1358 درکابل، کشتار رسمی جوانان معترض درجاده های کابل وگذراندن تانک از روی پیکره های آنان یک رکورد خشن داعشی بود. قتل عام فعالان جنبش روشنایی به وسیله مفرزه داعش اثبات تاریخی است. آقای منیجرفقط در کشتن دسته جمهی رهبران جمیعت وشورای نظار چندان دست آورد نداشته است.

حالا شما آقای رئیس جمهور اول «اثبات» را تعریف کنید و سپس اثبات کنید که بخشی از پروژه داعش نیستید گزارش نامه افغانستان

++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

بزرگ ترین اشتباه سیاسی دکترغنی

ارگ که با قدرت مداران محلی بیعت گران کرزی درافتاده، سرحلقه های جنبش ضد طالبان را علیه خود دست به شمشیر کرده است. غنی- اتمردست به اعمالی میزنند که اشتهار مخالفان خود را در میان مردم دو برابر می کند. کارشکنی در سفر عطا نور به قندهار، هیاهویی برانگیخت که بیشتر موقعیت عطا را استوار تر کرد. عطا از جرگه قندهار هیچ چیزی نصیب نمی شد؛ اما ارگ، او را رسماً به رویارویی انتخاب کرد و اتوریته او را قایم تر کرد.
+++++++++++++++++++++++++++++++

تحفه ها برای آقای اشرف غنی؛؛؛ 

اتمر، روسای پارلمان و سنا و مستقبلین رییس جمهور!ویدیو

ضرورت اتحاد سیاسی استاد عطا با حامد کرزی

به نظر می رسد که جبهه ضد طالبان هنوز هم ظرفیت بازی کردن با یک ورق برنده را با تکیه بر محوریت خودش ندارد.
آخرین گزارش ها و برداشت ها مشعر اند که امریکا و ناتو اجازه استقرار یک قدرت مرکب از نیروهای ضد طالب و داعش درشمال را نخواهند داد. بنا برین، توجه به رویکرد های جدید یک ضرورت عاجل است. جنرال دوستم وعطا نور راهی جز ایجاد جبهه واحد با حامد کرزی ندارند.
دکترغنی در رابطه به تبعید جنرال دوستم از افغانستان، حاشیه رانی عطا نور از محور معامله ها، سرکوب خونبار جنبش روشنایی به کمک دسته جات داعش و تیرباران جنبش تغییر و بیرون سازی ضیاء مسعود از جرگه رسمیات، دست آورد هایی داشت که کله غنی- اتمر را پر از باد کرد. این ظفرنمونی ها دراصل برآیند تصامیم امریکا وناتو بود و مطلق به مدیریت خارجی ها وابسته بوده وهست.

اما چرا این سناریو نمی تواند درحق حامد کرزی – خان برحال درانی ها- به کارگرفته شود؟

 موقعیت کرزی از هر نظر دربرابر ارگ و امریکا نیرومند است. کرزی برعلاوه قندهار، بخشی از ائتلاف ضد طالبان و حمایت قاطع روسیه، ایران و هند را هم با خود دارد؛ ائتلاف ضد طالبان اگر از سال 2001 با چند سبوتاژ و خریدوفروش داخلی مواجه نمی شد، از نظر گستره جغرافیایی، قوای نظامی و قدرت رهبری سیاسی قوی تر از کرزی و غنی بود. حالا چنین نیست.

به صحنه آمدن اتمر- غنی ثمرۀ تصمیم سیاسی کاخ سفید و عرق ریزی های تیم کرزی در سازماندهی جعل انتخاباتی و بیعت قومی بود.  با این حال کرزی در موقعیتی است که هم امریکا و هم غلزایی ها را هدف گرفته است. قوم پرستی عریان و ناشیانۀ غلزایی ها زوال زودرس آنان را رقم زد.
 اما چرا میوه این همه خطا ها در سبد کرزی چیده شود؟
دلیلش این است که غنی و کرزی به همکاری جامعه جهانی موفق شدند تا چهارچوب رهبری سیاسی نیروهای ضد طالب را به همکاری سرحلقه های خود این نیروها از چندین جا درهم بشکنند. از آن کشتی شکسته، فقط عطا نور در حاشیه آمو تا امر ثانی برقرار مانده است. این شکست و ریخت ها میراث مارشال فهیم است که در زمان کرزی تمامی آدرس های درحال شگوفایی درجبهه ضد طالب را یکه یکه به نفع شخصی خود اما درخدمت منافع درازمدت کرزی درهم شکست. اکنون از قدرت فهیم فقط یک تل خاکی از خاطرات محو شده باقی مانده است. به این می گویند قدرت بی اقتدار.
 
به نظر می رسد که جبهه ضد طالبان هنوز هم ظرفیت بازی کردن با یک ورق برنده را با تکیه بر محوریت خودش ندارد. فرصت بازبینی و آسیب شناسی هم باقی نیست. عطا نور راهی جز بازو دادن با کرزی و اتحاد با درانی ها ندارد. تجربه اثبات کرد قندهار ( نه پنجشیر وبلخ) همچنان برای ثبات افغانستان قدرتی تعیین کننده دارد. این به معنای آن است که فارمول سنت سیاسی کارآیی خود را حفظ کرده است. اما اتحاد دو باره با کرزی اگر تکرار شخصی بازی هایی از نوع کارهای مارشال فهیم باشد، عمر قدرت بی اقتدار وضمیمه ای ابدی خواهد بود.
گازش نامه افغانستان

ویدیو

Advertisements