مفسدترین ها كانديدای رياست جمهورى آينده هستند

چه تضمينى وجود دارد كسانى كه يكبار با خيانت كنار آمده اند، در برابر تخلف، تخطى و پولشویی سكوت نموده اند بار ديگر در مقام حكومتى خيانت نكنند و با دزدان هماهنگ نشوند

آیا وجدان عمومى جامعه زنگ زده است یا قبح خیانت و جنایت در افکار عمومی فرو ریخته است؟

اين دو شخصيت (محمدعمر داوود‌‌زی وزير داخله اسبق و رحمت الله نبیل ریيس امنيت ملى‌سابق) به صورت شفاف در برابر مردم افغانستان اعتراف مى نمايند كه در جريان انتخابات شاهد تقلب گسترده، تخلف وسيع و خيانت به آراء مردم افغانستان بوده اند و لب فروبسته اند و خاینین را تا سر منزل مقصود همراهى نموده اند و حالا كه هر دو كانديداى رياست جمهورى آينده هستند، مردم را گوسفند فكر نموده اند.

حضرات، بدنام ترين انتخابات را همراهى كرده اند، با خاینين در انتخابات عملا همسویی نموده اند، آرا مردم را ناديده گرفته اند، حالا هم آمده اند و به شعور مردم افغانستان مى خندند.

اگر شما به قانون اساسی احترام مى داشتيد؛ اگر به سوگندتان وفادار بوديد؛ اگر عزت و شرف كشور را مى خواستيد؛ اگر خدمتگذار صادق اين وطن مى بوديد؛ همان زمان هر دو در برابر مردم افغانستان حاضر مى شديد و شرافتمندانه استعفا مى داديد.

اين اعتراف اگر در يك كشور ليبرال دمكراسى، آزاد و قانونمند صورت مى گرفت تا حالا به دادگاه فراخوانده مى شدند، خاینين بازداشت می گردیدند و رییس جمهور سابق به دادگاه فراخوانده می شد. شرم آورتر این است كه جنابان از كانديدای هاى رياست جمهورى آينده هستند. چه تضمينى وجود دارد كه كسانى كه يكبار با خيانت كنار آمده اند، در برابر تخلف، تخطى و پولشویی سكوت نموده اند بار ديگر در مقام حكومتى خيانت نكنند و با دزدان هماهنگ نشوند.

مردم بايد هوشيار باشند كه اين افشاگرى ها بعد از عيد است و فقط كمپاین انتحاباتی است و این حضرات گمان کرده اند که شهروندان افغانستان واقعا‌ گوسفند هستند. مردم باید از اینها سوال نمایند که چرا همان موقع صادقانه استعفا نکردید و از جرم مشهود، جنایت و پولشویی با سکوت و کتمان از مردم دفاع نموده اند.

محمد‌‌عمر داوودزی با حالت نزار و رقت انگیز در پشت شعار وحدت ملی و مصلحت ملی کشور پنهان شده و بر خیانت و جنایت خود پرده می افکند اما تعجب برانگیزتر این است که یک تعداد از آن روز برای اینها کف می زنند و ماراتون رقص راه انداخته اند که راز سر به مهر افشا شده است!

تقلب و خیانت در انتخابات گذشته به اندازه ای مشهود بود که حتی خواجه حافظ شیرازی هم عمق فاجعه را درک نمود چه رسد به مردم افغانستان. مردم افغانستان باید حافظه تاریخی خود را به یاد داشته باشند و به این دو نفر که در زمان قدرت در برابر خیانت سکوت کرده اند هرگز رای ندهند.

خراسانی

 

++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

افشاگری های سازماندهی شده

آنچه نبیل افشا کرد حتی نزدیک به خط قرمز پشتون نبوده چه برسد به فشاری بر ارگ و می ماند سازماندهی پس پرده برای پرتاب مقامی قومگرا و پایبند به اهداف رهبران پشتون به میان جریان مخالف

به گزارش سایت همایون بنقل از شبکه اطلاع رسانی افغانستان، مقام های دولتی بنا به مصلحت های نظام های حاکم اجازه ارایه اسناد و اطلاعاتی که سبب برهم زدن فضای سیاسی کشور شود را ندارند اما از آنجا که افغانستان در بخش اعظم حکومتداری متفاوت از جهان عمل می کند هر از چند گاهی مقام و مسوولی با افشاسازی در صدر اخبار قرار می گیرد.

اینکه رییس جمهور سابق و فعلی در گذشته با تبانی دست به مدیریت انتخابات 2014 زده و راه های تقلب و فساد را هموار کردند تا اشرف غنی به قدرت برسد نه اطلاعات محرمان است و نه برخوردار از ارزش خبری که حتی برای ارگ موجب اندک فشاری شود اما نکته قابل تامل مربوط به شخص افشا کننده می شود، چرا نبیل اکنون چنین اطلاعاتی را در اختیار مردم قرار می دهد؟

و چرا در زمان ریاست امنیت ملی که شاهد زد و بندهای سیاسی میان کرزی و غنی بود دست به اقدام قانونی نزد و یا اطلاعات خود را در اختیار رسانه ها نگذاشت که حداقل از بروز چنین تقلب گسترده انتخاباتی جلوگیری شود؟ چنین سوال هایی سبب می شود که بر نیت مقام خارج از قدرت اجرایی اما پایبند به اهداف پشتون شک و شبهه صورت گیرد.

رییس پیشین امنیت ملی از دل قومیت پشتون و هم راستا با اهدف آن اطلاعاتی را بنا به گفته خود، افشا می کند که نه تنها خط قرمز این قومیت نمی باشد بلکه با گذشته سه سالِ سخت و پرچالش حکومت وحدت ملی و تجربه انتخابات پرتقلب ریاست جمهوری گذشته بر کسی پوشیده نیست که اشرف غنی متقلب بزرگ و کرزی بانی فساد قدرت بوده است.

اما برای نشان دادن چهره ای دغدغه مند نسبت به اوضاع سیاسی و وضعیت مردم می تواند سکوی پرتابی برای رحمت الله نبیل به آغوش جریان مخالف باشد به اینگونه که در روزگار دو قطبی شدن سیاست، نفوذی همچون وی در میان مخالفان برگ برنده ارگ باشد.

همانگونه که داکتر عبدالله به عنوان نماینده قوم تاجیک در حکومت هر چه کرد براساس منافع رهبران پشتون بود زمان استفاده از گزینه ای دیگر به مانند نبیل می باشد که مدت ها است خارج از حکومت، مقام و جایگاهی در میان جریان مخالف به دست آورده است.

اگر اشرف غنی مدت ها قبل از رسیدن به ریاست جمهوری در تبابی با حامد کرزی دست به سازماندهی انتخابات زده است در مقابل شاهدانی همچون بیشمار مقام های مسوول از قوم گرایی گرفته تا ایجاد زمینه ناامنی را در کارنامه خود دارد.

و طی سه سال گذشته این حکومت از چنان استخبارات و اهرم های فشاری سود می برد که هیچ مقامی هرچند بلندپایه و یا در حد و اندازه های مخالفانی همچون عطا محمد و جنرال دوستم، فرصت افشاسازی اطلاعات و اسناد مغایر با منافع ارگ را ندارند چه برسد به رییس سابق امنیت ملی که در زمان قدرت همراه سیاست کثیف فساد و معامله بوده و اکنون در نقش قربانی فرو رفته است.

در این میان، سیاست پشتونیزم قدرت اگر حکومت را در انحصار قرار داده، جریان مخالف را نیز مدیریت می کند که نقش حامد کرزی چه به عنوان رییس جمهور و چه منتقد پررنگ می باشد، وی همان چهره ای دوستدار امریکا و شیفته طالبی که بر مبنای مصلحت های زمانی به مخالف سیاست واشنگتن بدل شده و به دنبال بازگشت به قدرت است.

رحمت الله نبیل به همان میزانی که در حکومت کرزی همراه و هم دست فساد و زدو بندهای سیاسی بوده در کنار خیانت پیشگان دولت غنی قرار گرفت و نمی تواند با اطلاعات سوخته به مانند کتاب سپنتا دم از افشاگری بزند.

دوران جدید افغانستان مملو از حقایق و رازهای برملا نشده به مانند تاریخ چهل ساله گذشته است که در صورت افشا می تواند پیدا و پنهان شانزده سال گذشته را روشن کند اما اینکه چه کسی و چه زمانی با چه میزان صداقت بیان شود، مهم است نه اریه اطلاعتی یک سویه با اما و اگر های فراوان که تنها نام های بیان می شوند که هیچ مرجع و قانونی قدرت به محاکمه کشاند آنان را ندارد.

رحمت الله نبیل بیش از آنکه خواهان افغانستانی واحد باشد همان مقام قوم گرایی است که در راستای اهداف پشتونیزم عمل می کند و هرچند به مانند کرزی در برابر ارگ ساز مخالف بزند نمی تواند فرد قابل اطمینانی برای جریان مخالف باشد

+++++++++++++++++++++++++++++

نبيل از كدام درد مى نالد؟

وجه مشترك اكثريت قاطع رهبران كنونى را سه عنصر معين، جاسوسى و وابستگى خارجى، سوءاستفاده از فاكتور قوميت و دست داشتن در غارت بيت المال و سرمايه هاى ملى تشكيل مى دهد كه با درجات متفاوت، استثنايى در اين زمينه ميان شان وجود ندارد

رييس پيشين امنيت ملى در برنامه سياه و سفيد، پرده سفيد را از روى سياهكارى هاى خود و همقماشان اش برداشت. او كه همواره هم پيك و هم پياله ارباب قدرت بوده از كدام درد مى نالد؟

كرزى در آغاز كارش از مارشال فهيم خواست تا محافظين شهيد مسعود را به محافظت اش بگمارد اما CIA اطلاعاتى بدست آورد كه مارشال قصد ترور كرزى را دارد و با اين بهانه گروهى از كماندوهاى مجرب خود را كه تعدادى سگ آموزش ديده نيز در تركيب شان بود براى محافظت اجيرشان به كابل فرستاد. با بروز حساسيت هاى دينى و اجتماعى در اين زمينه، ماموريت موقت گروه مذكور با آمدن رحمت الله نبيل بحيث مسوول امنيت كرزى كه ارتباطی خليلزاد و از تربيه شده هاى CIA بود، خاتمه يافت.

تيرگى روابط كرزى با اربابان امريكايى اش باعث شد تا كرزى از روى احتياط يا بدگمانى گماشته ارباب اش را از خود دور نموده در سمت رياست امنيت ملى توظيف نمايد اما نبيل كه ماموريت داشت با صداقت و سرسپردگى تا آخر دوره كرزى كار نمود و از همه معاملات ننگين و زدوبندهاى خاينانه اش در انتخابات چشم پوشى كرد و همچون گوسفندى رام و آرام اوضاع را به نفع كرزى رتق و فتق نمود، انتظار داشت كه به پاداش وفادارى اش نقش ميدويدوف پوتين را به كرزى بازى نمايد و كانديد دور بعدى انتخابات شود اما كرزى بجاى او روى عمر داوودزى سرمايه گذارى نموده، اميد وى را به ياس مبدل ساخت.

او بخاطر وفادارى به كرزى در دوره اشرف غنى از سمت اش وادار به بركنارى شد. كرزى از قبل مى دانست كه او يك مهره امريكايى است كه با زلمى خليلزاد سَر و سِر دارد. اشرف غنى با هراس از عكس العمل نبيل كه اطلاعات كافى از تقلبات تيم اش در انتخابات داشت، تلاش نمود تا با تهديد كشاندن اش به دادستانی کل او را به سكوت وادارد.

در اين مرحله نبيل با حمايت مالى و ديكته خليلزاد تشكل “محور مردم افغانستان” را بعنوان پوششى براى خودش و بسترى براى فعاليت هاى سياسى اش تاسيس نمود. او بطور علنی در برنامه سياه و سفيد، رياست جمهورى اشرف غنى را نامشروع، كرزى را خاین و تقلبكار و داوودزى را كه وزير داخله وقت بود، شريك جرم شان معرفى نمود و با چهره حق به جانب خود را شخص صادق، وطندوست و ملى گرا معرفى نمود البته او مدتى است روى اين سوژه كار دارد.

سوگمندانه كه صحنه سياسى كشور جولانگاه قومگرايان متعصب و سرنوشت مملكت و مردم، وجه المعامله و طعمه جواسيس CIA و MI6 است كه بر سر تصاحب و چپاول آن با هم رقابت دارند. در اين ميان افراد و دسته هاى ديگرى نيز از سوى استخبارات منطقه تغذيه، تمويل و هدايت مي شوند كه نقش ثانوى در قضايا دارند.

وجه مشترك اكثريت قاطع رهبران كنونى را سه عنصر معين، جاسوسى و وابستگى خارجى، سوءاستفاده از فاكتور قوميت و دست داشتن در غارت بيت المال و سرمايه هاى ملى تشكيل مى دهد كه با درجات متفاوت، استثنايى در اين زمينه ميان شان وجود ندارد.

منصوری

.

Advertisements