دوکتور جهش

امروز که جنایات امریکا ومتحدین غربی ،عربی ، پاکستانی وداخلی اش همه عرصه های زندگی را کاملن به روی مردم بی دفاع افغانستان بسته و تنگ نموده است مزدور حلقه به گوش امریکا این انسان کودن مصاب به ” انتلکت دیزاور” که شعور وعاطفه ی انسانی اش در لابراتورهای روانی سیا از مغزش پاک شده واوتوسط سیا بیک ماشین یا روبت انسان نما مبدل وپروگرام گردیده است       خم باابرونکرده تنها به تقبح وقایع اکتفا مینماید
این روبت طوری پروگرام شده که تنها با اجرای اوامر میپردازد وبا آمدن وزیر خارجه امریکا دویده دویده با تیم وطنفروش خود
     پیش بادارانش  به پایگاه نظامی بگرام میرود.

 این تیم وطنفروشان قرن بیست ویک که خود فاقد آبرو، عزت ووجدان اند با این عمل غیردیپلوماتیک حیثیت بین المللی افغانستان را برباد دادند.

* –                      ” درآینده نزدیک بشر توانمندی آنرا میداشته باشد که اینوع انسانها را به طریقه “جنیتیک انجنیرانگ بوجود آورد

پدر ملت افغان اگر این بی پدر است     به چنین ملت وریش پدرش باید رید

” میرزاده عشقی ”

+++++++++++++++++++++++
جناب دکتر جهش گرانمایه درود بر شما  

                                                                                                                                  !خواستم با تایید از تذکرات کوتاه ومختصر؛ اما سخت عمیق وپر پهنای شما بپردازم. هرگاه این آقا دارای ” انتلکت دس اوردر”یا اختلال شعور نمیبود وقدری شعوروعاطفه انسانی میداشت بعد از همین حملات مرگبار زنجیره ای روز های اخیر که از صدها هموطن بیگناه و بیدفاع مان قربانی گرفت، وجدان این آقا تکان می خورد و بیدار می شد. باید شجیعانه در برابر مردمش می ایستاد و پوزش طلبیده اعتراف می کردکه: همان طوری که اتهام دومین مرد متفکر جعلی را بر من زده اند؛ من توان پیشبرد این وظیفه ی خطیر را ندارم و شرافتمندانه استعفا می دهم.
اما کجاست وجدان، آبرو ، عزت و در نهایت بازهم همان عاطفه انسانی وبشری ؟
به قول آقای دکتر فرید یونس که همصنفی آقای غنی بود؛ بیشتر از 40 سال پیش، یکی از استراتیژیست های مهم جهان سرمایه( آقای کیسینجر) به این آدمک وعده ی پست ریاست جمهوری را داده بوده است. الان این فقط یک رباتی است که پروگرامیزه شده است.
سیاه و شرکا یش هرکسی را بدین پُست مهم منتصب نمی کند تا همچو حامد کرزی امتحان موفقانه ی کرنش واجیر بودن را موفقانه سپری نکرده باشد.
این مردم اند که میتوانند و باید هم سیلاب شوند و این مهره های مافیایی را همچو خسو خاشاک از سر راه خویش دور سازند.
آن روز به یقین آمدنی و آمدنی است  .

مرغی به بال هیکل ساکت نواگر است
گویی زبی زبانی بودا پیامبر است
این زورق سپهر
این کشتی ی حیات
برموج های غارت و وحشت شناور است
******
نوری

 

Advertisements