نوابی

سرود مردمى ؟

National Anthem

سرود مردمى : اواز ستايش ، وفا دارى يا چمبة کردن را گويند. کة کمپوز شدة است از رشتة لغات مقدس کتاب انجيل کة در يونانى انرا , Antiphonos مينامند . در زبان فارسى درى بة ان سرود مردمى گفتة ميشود ، اواز کة شور ، هيجان ، وجد و ديگر توليد کند انکة با اشتراک چند نفر اجرا ميگردد. از ويکيپيديا : سرود ملى ) همچنان سرود دولتى ، سرود مردمى يا ترنم و نغمةى مردمى ، غزل يا سرود مردمى و يا ملى و ديگر( کة کمپوز موزيک ميهن پرستى دارد =Evokes موجب ميشود و =Eulogizes ميستايد تاريخ ، رسم و رَوش ) سنتها ( و کشمکش نياکان خود را . تا شناختة شود از سوى حکومت ملتى بقسم سرود رسمى ، يا از جانب ملت دولت برقم غزل رسمى ملتى ، يا توسط پيمان از رهگزر استفادةى مردم . اکثر سرودهايى مردمى عبارت از مارشها استند با ستايل ترنمى . کشورهايى امريکاى لاتين ، اسياى مرکزى و يوروپ بسيار ميلان بسوى پارچةى اوپرايى داردند ، ديگران در خاور ميانة ، اوقيانوسى ، افريقا و در کرابين گونة مصروفيت و خوشگزرانى . )١(

Language

A national anthem is usually in the national or most common language of the country . Whether defecto or official, there are notable exceptions. most commonly , states than more national languages may offer several versions of their anthem , for instance.

  زبان : اجراى سرود ملى يک کشور از زبانِ انتخاب ميشود کة اکثريت مردم با ان حديث ميزنند. مثلا” عفغانستان کة اکثر مردم ان زبان فارسى را بلد استند اما سرود ملى ان خلاف حقايق تاريخى کة از تشريح و تعريف ان ، تا سى از حسادت و نادانى اغماض شدة است بة زبان پشتو ميباشد. چة اگر ان =defacto تمرين قدرت باشد يا رسمى ، انجا استند اصطلاحات قابل ملاحظةى. عموما” بيشتر ، دولتها نسبت چندين زبان ملتى پيشکش ميکنند نسخةهايى مختلف سرود مردم خودها را ، براى مثال در پايان کة ما چند نمونة از سرود ملتها را در مقايسة با سرود شخصى اما نة ملى کشورى بنام عفغانستان خود محور ، و همچنان مذهبگرا ، مُلَمَع ى دو شى نا خجستة و پليد سر ميدهيم .

  اندرين يک فن کة دارى ، انطريق پارسى است … دست دست توست کس را نيست با تو داورى ) سنايى (

  سرود نيشناليزم در اقليت بة زبان پشتو در عفغانستان ملى گرايان مذهبى و خود خواة از بسيار جهات انقدر بدون هويت و هيچ حرمت است کة نميتوان برايش مسلک جستجو کرد ، عرف يا سنتى ، جز دزد بدون انصاف ، يا چراغ بدست ؟ سروديکة صرف نمايندةگى ميکند از يک ملت شخصى و دولت شخصى ، است ان توهين و حقارت بة ملتهايى ديگر و عصيانى بزرگتر از اللة اکبر؟ نيشناليزم ، گمانى است ، عقيدة يا ديدگاة ) ايدولوجى ( سياسى کة يک فرد مستلزم کاوش و پيدا کردن هويت ، يعنى اصليت مرد و زن ملت خود ميباشد . دو جوانب نژادها و ريشةهايى نيشناليزم ، يکى جانب بدويت انست کة تعريف ميکند نيشناليزم را يک برگشت يا انعکاس باستانى و تا اگاة شد تمايل انقلابى انسانها را تا سازمان داد دستةهايى خاص را اساس دارند بسر وابستگى و پيدايش ؛ ديگرش جانب عصرى شدن ان ست کة تشريح ميکند نيشناليزم را يک پديدةى جديد کة ايجاب ميکند شرايط ساختمانى جامعةى مدنى را تا بالترتيب زندة بماند. ﴿١﴾

  استند انجا گوناگون تعريفات کة براى کدام منظور يک ملت ساختة ميشود ، هرچند ، کة رهبرى ميکند بصورت مختلف رشتة و بافتةهايى نيشناليزم را . يا باشد عقيدةى تابعيت ( citizenship) کة منحصر شود بيک نژاد ، کلچر ، مذهب ، يا هويت دستةى ، يا کثيرالملتى در يک کشور واحد کة ضرور احتوا ميکند حقوق بيان و تمرين هويت ملى يا مردم را حتا توسط اقليتها . ﴿ ٢﴾ ديگر و ديگر کة در اينجا جا ندارد……… اما در عفغانستْپپپپپپپپپپپتان ، ﴿ انتحارستان و کوکنارستان ﴾ : فقر زدةگى روانى و تنى ، سُبُک سرى و بد اخلاقى از و جدان ضعيف يا ملوث کة انها عناصر برون قاعدة ، پاسخگوى حقايق اجتماعى نيستند ، هر گز در برابر ارزشها ، بويژة ازاديهايى ديگران تمکين نمى کنند ، قلدر و گردن کلفتى کة نميداند دولت چيست و ملت بچة کس خطاب ميشود؟ رهگيرى دور از انصاف کة در رَوش و فرهنگ هيچ نسب و نسلى جستجو شدة نمى تواند. فرهنگ صحرايى کان نة ساخت و نة طبيعت و نة جهت دارد مخالف عقيدةى من و تو بدون تائمل و انديشة کردن از تاختگاة خويش ) ديکتاتور خود محور ( کة در قرن پانزدة شناخت پيدا ميکند، دهات و دهکدة را ميتازد و با پشتبانى قدرتهايى يرونى بفرهنگهايى ديگران بنام بيگانة حرمت نميگزارد . – مورخ Christine Noelle در قسمت کوچيدن قبايل پشتون در ع فغانستان در سدهٴ هژدة مى نويسد: کوچيدن پشتونها بسوى غرب بة جانب قندهار و هرات در سدهٴ پانزدة اغاز ميابد ، و بنا بة شهادت مورخ ، -Henry George Raverty کوچيدن ابداليها / درانيها بسوى قندهار در عصر تيموريها ، شاهرخ ميرزا در سال ١۴٠۴ / ١۴۴٧ و دقيقا” در سال ١۴۴٧ شروع گرديدة است . قاضى صاحب حسين احمد در روزنامةى جنگ سى ابان ١٣٨٩ از بزرگداشت زبان فارسى مى نويسند کة تمام نوشتةها و مکاتبات پدرشان بة زبان فارسى بودة است ، ايشان علاوة ميدارند کة اجداد وى سدها سال در قضا کار کردة اند و همة اثار بجا ماندة از انها بة لسان فارسى ميباشد. قاضى صاحب دانشمند و صاحب منطق از درک عميق کة نسبت بة اهميت زبان فارسى دارند ، مستقيم ا” بة وزارت فرهنگ کشور پاکستان هدايت ميدهند تا انوزارت در ملى ساختن زبان فارسى در پاکستان کوشش بخرچ بدهد. نوکران عرب و امپرياليزم امريکا کة هشتاد در سد جنايت متوجة چنان تبار بى منطق است باز هم کلانتر لنگوتة بسر ، مقامات کليدى ، سرود مردمى از جانب اوشان سازمان دهى مى شود نة تنها ان بلکة مقام و مدالها از سوى مزدوران بة مزدوران همچنان ، کة چنين خرگرى در تمام پادشاهى عصر درانيها مروج نبودة است ..؟ مردم ستم شدهٴ ما نخواهند امرزند Allah Reagan- و پيامبر -Brzezinski ديپلومات موذى ،کاشف ويروس اسلام بيابانى را ، طوريکة او در کتاب بنام امريکا و جهان در برگةى .۶ سطر ٩ مى نويسد: ما بايد پاسخگو باشيم از واقعيت کة ان بسيار پيچيدة است ، و نبايد از ياد برد نقش مثبتى را کة ايران بِلادرنگ پس از نهم سپتامبر ٢٠٠١ بازى کرد و ما بر انداختيم يعنى رها کرديم طالبان ) امتانى ( را کة انها بودند براى ما نهايت سودمند. ازاينجاست کة نظام طالبانيزم برزيزينسکى تا حال در کابل پا برجا است .. نگاة کنيد بة اينها امريکايهايى جادوگر کة چسان زمينة را براى دوبارة اوردن گلب الدين ناقل بکابل هموار نمودند ؟؟؟؟؟. ياهو ، يا هو ، يا هو ، هههههههها ، هى ، هى ، هى ، ها ها هاها ، هيها هيها. ١.. بنگريد بکشور ,Swiss Psalm سرود ملى سويت زرليند کة گوناگون نغمةها از چهار زبان رسمى براى هر کشور دارد ) فرانسوى ، جرمنى ، ايتالوى ، رومانش (. ٢ .. سرود ميهن ى کانادا ، ,O Canada در دو زبان فرانسوى و انگليسى با مخلوط Stanzas يعنى شعر رعايت از دو زبانة ( bylingual) سرودة مى شود ٣ .. سرود ملى جارى کشور افريقاى جنوبى کة بسيار نادر است در ان پنج کشور يازدة زبانهايى رسمى عين سرود استعمال ميشود ) ستانزاى نخست تقسيم شدة است ميان دو زبانها با متباقى سة ستانزاها در مختلف زبانها (. ۴ .. يکى از دو سرودهايى رسمى نيو زيلاند کة با حرف ,Maori ( Aotearoa) ميباشد دومش بة زبان انگليسى .( God defend New Zealand ) ۵ .. -God bless Fiji سرود انگليسى دارد و هم بة زبان فيجى کة هيچکدام ان ترجمة نشدة استند ، زبان فيجى بة ندرت سرايدة ميشود اما انگليسى ان در برابر نمايش ات سپورتهايى جهانى . ۶ ..سينگاپور ، چهار زبانهايى رسمى دارد ، با انگليسى کة ميشود the langua franca ، سرود طبيعى ، مجولا سينگاپُرا ، ملايايى است و صرف قانونى سرايدة ميشود با اصليتش مليزى با وجوديکة مليزى يک اقليت است در سينگاپور. ۶ .. سرود ملى پاکستان بنام ترانةى قومى بة زبان فارسى ميباشد کة فرهنگ امپراتورى مغلى يعنى تيمورى دارد . پاکستان مى فهمد کة سرود ان اردوى فارسى شدة ميباشد. انجا صرف ” Ka” است کة منحصر بة زبان اردو ميشود. ٧ .. سرود ملى هند ” جانا ، گانا ، مانا ” کة غزل ان بنگالى است ، با وجوديکة هندوستان ٢٢ زبان رسمى دارد و هندى کة نخستين زبان رسمى ان ميباشد کة بة ميزان وسيعى با ان سخن زدة ميشود . ٨ .. اغلب زبان عمومى در – Wales انگليسى است ، سرود ان “Hen Wald Fy Nhadau” سرايدة ميشود بة زبان بومى ويلز کة ان زبان ويلش ميباشد. همچنان ديگر و ديگر…………

  تاريخ سرودهايى ملى : انها سرودهايى ملى رو بة اهميت گزاشت در اروپا در سدةى نزدة ، ليکن برخى انها چشمة گرفتة اند اغلب پيشتر . پيشينة ترين ان يعنى سرود ملى تعلق ميگيرد بکشور نيدرليندز کة ناميدة ميشود Wilhelmus و ان نبشتة شدة است ميان سالهايى ١۵۶٨ ، ١۵٧٢ در هنگام انقلاب Duch اما سرود ان رسمى نشد تا سال ١٩٣٢. سرود جاپانى -Kimi gayo سالکردة ترين نغمةهايى هيجانى -Lyrics کة گ رفتة شدة است از غزل عصر -Heian ) ١٧٩۴ و ١١٨۵( ، کة هنوز تا سال ١٨٨٠ بة شکل موسيقى دراوردة نشدة بود. در تباين و مقابلة با ترانةى قومى پاکستان ، سرود ملى کامپوز با موسيقى ١٩۴٩ ، کة غزل ان نوشتة شد در سال ١٩۵٢ ﴿ ۵﴾ ﴿ ۶﴾ جاى نهايت سر افگندةگيست ، فرهنگ کة تاريخ و هويت ندارد دفعتا” از جاگةى کوما رُست ميشود ، اوازش از راديو قاهرة ، ترکية ، هند ، و روسية در هوا مى پيچد ، جنون و تپ و تلاش نا اگاهانة ، دستبرد و تقلبات نا جوانمردانة تا بکُشند فرهنگ عالى و با تاريخ زبان فارسى جهانشمول را کة ان بة پايةى حق شناسى تحليل و تجزيةى جواميع انسانيت ، سازمان هفت بليونى جهان را زيبا ساختة است . پشتونها بايد مديون احسان بزرگوا ر سليمان ) لايق ( باشند ، وى است کة زبان پشتو از مادر فارسى را پا روانک ساخت ، گناة است کة بدون در ديدة گرفتن و مرور نمودن تاريخچةى سرودهايى ملى در جهان ، شهرت و پيشينگى فرهنگ پيشينان و ملاحظات ديگر کة در بالا از انها نام بردة شدة است ، حواس پنجگانة و وجدان ، اصول فلاسفةى اخلاق قضاوت از تاريخ و هنر ) مزة و زيبايى ، غمگينى و شادمانى ( از خاستگاة امير کبير کة او اين ادمها را بة پايةى ملاحظات بة امپراتورى انگليس بفروخت حکم صادر ميشود تا سرود ملى از زبان امپرياليزم درونى ، زبان جنگ و لسان گُول کة همة بد بختيها و پسمانيهايى کشورمان از ان رُست شدة است درست شود و نة از زبان ملتهايى صنعتگر زبان کة قبل از پشتونها در خراسان شر قى ميزيستند و هنوز درخشندة تر ميزى اند؟

﴿ پارسى گو ، گر چة تازى خوشتر است …. عشق را خود صد زبان ديگر است ﴾

بنگريد بة فهم و درک عميق مولانا جلال الدين محمد رومى کة بة زبان پارسى تا کدام مرز ارج گزاشتة است حتا کة وى زبان پارسى را از زبان تازى کة انرا زبان اللة مينامند برترى دادة است . تاريخ گواة است کة تاجکها ، اوزبکها ، هزاريها از ساکنين پيشين در خراسان شرقى ميباشند و نة پشتونها ، کسانى کة در اطراف سدةى پانزدة از انسوى سفيد کوة و کوهايى سليمان درون ملتهايى ساکن در دور و بر شدة اند. سرود ملى بة اسم کشورى بنام عفغانستان کة از جانب شمار هيرم کُلة قوسين بروت بدون رعايت تعريف سرود مردمى و تعريف دموکراسى ، قدامت و پيشينگى تاريخ فرهنگ زبان فارسى در درون ، بيرون و اطراف ما کة بة لسان پکتو دراوردة ميشود ، ميتوان ان مسخرةگى را فرهنگ کُشى ملتها ناميد چرا کة سرود ملى پاکستان ، تاجکستان ، ايران همسايةهايى ما همة بة زبان فارسى ميباشند. در عفغانستان برابر بة امار سازمان جهانى کة فيسدى زياد مردم بة لسان فارسى درى اشنايى دارند سرود ملى ان از ستايشگاة بى پيراية بة زبان پيکتو بازارى ميشود

  A national anthem is usually in the national or most common languages of the country.

  نالة اى کن عاشقانة ، درد محرومى بگو ….. پارسى گو ساعتى و ساعتى رومى بگو ) مولوى (

  چة گفت ، و بة انکس چة ميبايد بگفت ؟ دانشمند سياسى امريکا -Samuel P. Huntington (1928 2008) پيوند بة استدلا لات قابل ملاحظة ، از جنگ ويتنام تةى نام -Political Order in Changing Societies دستور سياسى در ديگرگون ساختن جواميع استدلال ميکند ، انهنگام کة جوامع عصرى ميشوند ، انها زياد پيچيدة و بى نظم ميگردند . اگر جريان مدنى شدن جامعة کة بار مياورد اين بى نظمى را سر نمى خورد با يک پراسيس سياسى و نهاد مدنى … جريانى کة توليد ميکند موسسات يا نهادهايى توانمند را کة ادارة يا سر پرستى ميکنند از اهميت مدنى شدن نتيجةى ان شايد خشن ويرانگر باشد. براى نمونة سرود ملى ساخت حامد کرزى ، انتحار و کشت کوکنار ؟؟؟؟؟؟؟ سفير امريکا اخرين نفر با سوختاندن پنج مليون دالر کة بيرق اتازونى را در تةى قول خود چَغد زدة بود با چرخبال از بام سفارت امريکا از سايگون گريخ ت . ويتکانگها درون سايگون گرديدند ايشان در نخست از پى يافتن قصر جمهورى در تلاش شدند ؟ حتا کة يک مرمى بة استقبال پيروزى بسوى هوا خطا نکردند.

  نيروهايى اتحاد جماهير شوروى همسايةى ما در شمال ، ابرومندانة از کشورمان بدر رفتند گمان نمى کنم در هنگام برون رفت گلولةى بجانب انها پرتاب شدة باشد ، امريکاى امپرياليزم اينک دو دهة است کة انکشور را اشغال کردة است ديدة شود کة او چسان از انجا ، محمد ستان ثانى بيرون خواهد رفت ؟ عفغانهايى بى طبيعت و بى سَمت در خدمت کافران خوب ، زير قوماندةى پاکستانيها کة عفغانستان را با نيروى فزيکى خارجى ، پرو پاگند بسيار پُر هزينةى خارجى ، اللة اکبر امريکايى و دالر در نيفک اشغال کردند … در و ديوار شهرکابل را با ملياردها اتش تفنگ چيچکى نمودند سر انجام حکومت بدامن اتحاد شمال سقوط کرد . ازاينکة حکومت کابل مبادا باز بسوى روسية ، اسياى ميانة، ايران بلغزد کة چنان ستراتيجى سد در سد منافع غرب و عرب سعودى را صدمة ميزند ، اينها دشمنان بودند کة لشکر بيست هزارى طالب را در طريق استقرار نظام طرف دلخواة خويش از سُست عنصرترين تبار درست کردند . شمار سران تبار سياة روى کند مغز ، در گيرو -CIA -کة انگيزةى استقامت دايمى امريکايها و ديگر دار و دستةى انها را در کشور فراهم کردند . اينک نزديک بيک قرن است کة امريکايهايى جادو گر از جاپان بيرون نرفتند و از عفغانستان کة در مدت يک هزار سال ؟ جنرال احمد شاة مسعود ا ز قبل سنجيدة گفتة بود کة ما بهيچ کشور اجازة نمى دهيم تا در امور درونى کشورمان مزاحمت بکند . پس قاتل مسعود کيست و کيها استند کة مادر چيچک زدةى ما را از ضربت شليک مرمى دژخيمان بة دةها کشورهايى کافران خوب بفروختند … هندوستان ديگر ، يکى از مستعمرات سدةى بيست و يک امريکا. مردم در زنجير کة اکنون خويش را نة تنها برندةى جنگ سرد ميخوانند بلکة سرود ملى هم دارند؟

کة گفتار خيرة ، نيرزد بچيز ….. از اين در ، سخن چند رانيم نيز ﴿ ابوالقاسم ) فردوسى ( ﴾

If you can detect none, When you read a work of history , always listen out for the buzzing. either you are tone deaf or your historian is a dull dog. ( Hallett Carr Edward) هنگامى کة شما کارنامةى تاريخى را مرور ميکنيد ، بة همهمةى بيرونى ان گوش فرا دهيد. اگر از ان چيزى در نمياوريد ، يا شما ناتوان ، کج و متعصب استيد يا اينست کة مورخ شما سگ کند ذهن است . ميگويد مورخ انگليس. ) ادوارد هاليت کار( … ويکة تاريخ را ساينس ميخواند نة آرت ، صنعت يا هنر. کار ، در يکى از ليکچرهايى خويش بة بحث ميگيرد کة -Carl Marx نيرو بخشيد طرحى را تا فهميد گزشتة ، حاضر و ايندة را کة انعکاس دادة است درست و نقش دو لا يا دو کرکتر مورخ را هر دو تا تحليل کند گزشتة را ، و امادة بسازد اوازى را براى عمل کردى در حال حاضر تا بالترتيب ايجاد نمود يک ايندةى بهتر را براى بشريت . ) ۴۶(

  مرام اين است اگر ما عفغانها نسبى اگهى از تاريخ گزشتةى هاوايى ميداشتيم ، يا بقدرت رساندن امير عبدالرحمان خان توسط مردم شمال کة وى بعد دور و بر کشور را سرخار نمود هرگز ، هرگز پيمان ارامش دور و بر را با شارکها دستينة نمى کرديم کة بخاطر عشق اشغال عراق ، عفغانستان کاخهايى بلند منزل شهر افسانوى نيويارک ، نماى قدرت سياسى و اقتصادى جهان سرماية دارى در گِل بنشستند. لذا ، ترس از ان دارم کة مبادا دَرَفش پُر از درختان بامبوى شما اعجميهايى عفغان ، ملسمانان کج ، اريب ، روبات ، فراوردةى دستگاة اکروباتيک مذبى از قران ، کتاب عرب ، اما نة اعجم ، با فرياد رساى قارى خوش اواز کة تو و من را دشنام و استهانت ميکند و تو ادم هيچ شعور را مست و جندى ميسازد روانةى موزيم نمايد و سرود محنت کشان را جا نشين سرود يک ملتى تو خود محور ، کف بى پنجة بکند . هة هة ، ها ها ، هة ؟؟ ؟؟؟؟؟

عالمى برباد رفت از سعى بى پا و سرى …. خامَها در مشق لغزش گُم شد از بى مسطرى . ) بيدل (

Advertisements