خلیل وداد اگست ۲۰۱۷ شهر لاهه هالند

یادداشت مترجم برای فصل سوم:

خوانندگان عزیز. دراین بخش کتاب به مسایلی تاکنون ناشناخته پیرامون آخرین روزهای استقلال نیمقاره هند و پیدایش دو دولت هند وپاکستان، سیاست فتنه جویانه و تفرقه برانداز هند برتانوی، نقش منفی و همسو با انگلیس مسلم لیگ و اشتباهات جدی حزب کانگرس ملی هند (بویژه در امر فراموشی مساله پشتونستان) و نفوذ گروههای متعصب و بنیادگرای هندو و مسلمان نیمقاره روشنی افگنده شده است. در این بخش نویسنده کتاب دکتر پانیچکین عواقب سنگین و فاجعه بار تقسیم اجباری هندوستان را برمبنای مذهب به هند و پاکستان نشان داده است. در اینجا دیده میشود که تنها مسلم لیگ مقصر تجزیه هند نبوده و گروهها و افراد متعصبی در درون کانگرس نیز به این مساله پافشاری نموده و حتی بالای نهرو و گاندی تقسیم هند را قبولاندند. یگانه شخصیتی که تا آخر مخالف تقسیم هند بود، مولانا عبدالکلام آزاد بود که تقسیم هند را همیشه فاجعه بار و غیر قابل پذیرش میدانست. چنانچه شمار بیجاشدگان تقسیم هند بیشتر از دوازده ملیون و شمار کشته شدگان این تجزیه بیش از  هفتصد هزارتن  (فقط در پنجاب بیش از نیم ملیون نفر) بود. و این تنها آغاز فاجعه بود، چون پس از تجزیه هند و استقلال دوکشور پاکستان و هند و تعیین مرزهای بین المللی شان (بتاریخ ۱۷ اگست سال )۱۹۴۷ مطابق «خط ریدکلیف» انگلیسی، رویاروییهای خونینی میان دوکشور آغاز شد که تاکنون ادامه داشته و جان هندیها و پاکستانیهای  بیشماری را که بمراتب از قربانیان تسلط استعماری انگلیس بیشتر است، گرفته و میگیرد. نمونهء این میراث شوم انگلیس دراینروزها جنگهای جماعتی- مذهبی در میانمار (برما) کشتار، سرکوب و فرار دهها هزار نفر مسلمان روهینیگیا در آنکشور و پناه شان به بنگله دیش است که کشورهای غربی و بویژه ممالک اسلامی بزدلانه دربرابرآن خموش اند.[1]

قابل یادآوریست که کانگرس ملی هند به پشتونهای صوبه سرحد همچون ابزار فشار بالای مسلم لیگ دیده و هیچگاهی استقلال مناطق افغانها را که بعدها بنام پشتونستان مشهور شد، بگونه جدی طرح نکرده و از آن حمایت نکرده بود. درحالیکه در نام پاکستان حرف اول «پ» از پنجاب گرفته شده و دومش یعنی الف از افغان گرفته شده و برای پشتونها (افغانهای ساکن هندوستان) که به نحوی خودرا در این طرح و نام شریک میدانستند، نام پاکستان جالب بود. همان بود که در گیرودار استقلال هند، منطقه صوبه سرحد بکلی فراموش شده و خان عبدالغفار خان و نهضت تحت فرمانش «خدایی خدمتگاران» و یا سرخ جامگان با واقعیت تلخ ایجاد دولت پاکستان (شامل صوبه سرحد) مواجه شده و آنرا اجبارا پذیرفتند، در حالیکه فرصتهای بیشماری را مانند جنگهای پارتیزانی (نمونه آن پیکارهای بینظیر و سهمگین فقیر «ایپی» در دیره اسماعیل خان بود) بدلیل همسویی با کانگرس ملی هند (در راستای استقلال «پشتونستان») از دست داده بودند، در حالیکه همه امکانات مبارزه مسلحانه را درپهلوی شیوههای سیاسی در دست داشته و عموما مسلح بودند. همچنان دولتهای افغانستان از امان الله خان تا نادرشاه و ظاهر شاه (حکومات محمد هاشم خان و شاه محمود خان) همواره تا استقلال هند نه تنها که هیچ حمایت مادی و حتی معنویی را هم از استقلال صوبه سرحد و مناطق افغانها ابراز نمیکردند، بلکه با اداره استعماری هند برتانوی همسو بوده از حرکات استقلال خواهانه در مناطق مرزی جلوگیری هم مینمودند.

خلیل وداد اگست ۲۰۱۷ شهر لاهه هالند

*****

بخش سوم

 

برنامهء ماونتبیتن

حصول استقلال هند

اوضاع هند و سیاست حکومت موقت

مسلم لیگ با پذیرش شرکت در حکومت موقت از پیشبرد سیاست خودش خودداری نکرد. این حزب به تحریم مجلس قانونگذاری ادامه داده و اعلام کرد که سیاست اقدامات مستقیم اش را برای تشکیل  پاکستان تا زمان ایجاد آن پیگیری میکند. حکومت انگلیس که علاقمند حفظ موقف و نفوذش در هند بود، در عمل صاف و ساده رویکردهای مسلم لیگ را که با اعلامیه ۱۶ می ۱۹۴۶ حکومت موقت مخالفتش را اعلام نموده بود، تشویق میکرد. وزیران مربوط به مسلم لیگ در حکومت موقت فقط باعث جلوگیری کار آن میشدند. ازسوی دیگر رویاروییهای مذهبی ادامه یافته و سرکوبها زندگی مردم را از ایشان میگرفتند. همچنان اعتصابها در موسسات صنعتی و ناآرامیهایی کشاورزان دوام داشتند. اوضاع هند داشت بیشتر متشنج و خطرناک میشد.

در ماه سپتامبر ۱۹۴۶ ج. ل. نهرو اعلامیه یی پیرامون سیاست خارجی هند نشر کرد. در این اعلامیه از تلاش صلح ایالات متحده امریکا، مبارزه با تبعیض نژادی، نظام استعماری و ادامه مبارزه ملی- آزادیبخش خلقها تذکر رفته بود.

در ماه اکتوبر نشست کانگرس در میروت که زیر ریاست اچاری کریپالانی (که پیشتر در کنفرانسهای ولایتی برگزیده شده بود) دایر شده و فیصله کمیته کاری کانگرس در باره تشکیل حکومت موقت را تصویب کرد. به این فیصله فقط کانگرسیهای سوسیالیست و فاروارد بلوک مخالفت کردند. اجلاس اعلام کرد که کانگرس ملی هند برای جمهوریت مستقل و آزاد مبارزه نموده و از لیگ درخواست کرد از اعلامیهء حکومت بریتانیا با نقش فعال وزیرانش در حکومت موقت هند پشتیبانی کند. این نشست همچنان از نایب السلطنه هند درخواست کرد تا وی از تماسهای مستقیم با شهزادهها (راجه ها) خودداری ورزد. به این شهزادهها نیز در صورت پیوستن به جمهوریت ضمانت خودمختاری کامل و در آنجاهاییکه مردم خواهان حکومت شاهی بودند، حفظ رژیم سلطنتی وعده داده میشد.

بزرگترین دستآورد کانگرس ملی هند و حکومت موقت گشایش مجلس قانونگذاری بود که در آن بیشترین کرسیها را فدرالیستها بدست آوردند. «مجلس قانونگذاری پشتیبانی کامل خویش را از سیاست بین المللی حکومت موقت زیر رهبری نهرو اعلام نمود. همچنان در بیانیه های رییس اسامبله س. سینگ نیز همین پندار بازتاب یافت». ۱

نهرو تجربهء اتحادشوروی را همچون نمونهء موثر برای کار بین المللی فدراسیون یادآوری کرد. «قانون اساسی دموکراتیک هند امکان آنرا میدهد تا در سطح برابر حتی با بریتانیا قرار بگیریم».۲ اداره ایالات متحده امریکا با تبادله سفیران با هند توافق کرد. «مطبوعات هند با سرور از تایید عضو کانگرس آصف علی ازجانب شاه امپراتور بحیث سفیر فوق العاده در واشنگتن استقبال کردند».۳ همچنان نهرو قادر شد تا روابط دیپلماتیک با اتحادشوروی را برقرار سازد. «در ماه دسامبر او از دانشمندان شوروی دعوت کرد تا از هند بازدید کنند. فرهنگستان (اکادمی) علوم اتحادشوروی با سرور از این دعوت استقبال کرد».۴

همزمان کار در راستای فعالیت نمایندگی دایمی هند در ملل متحد ادامه یافت. «نهرو آمادگی هیاتی را برای اسامبله عمومی ملل متحد میگرفت. باموافقت گاندی به پست نمایندگی دایمی هند در سازمان ملل خواهر نهرو ویجایا لاکشمی پاندیت برگزیده شد. در خطوط اساسی پیرامون مشی سیاسی هند در اجلاس ملل متحد به و.ل. پاندیت از تمایل کشور به مناسبات با روسیه و ایالات متحده یادآوری شده ولی دوری از قمر بودن انگلیس تذکر رفته بود».۵

در ماه نوامبر ۱۹۴۶ نخست وزیر بریتانیا ک. ایتلی ج .ل. نهرو،‌ بالدیو سینگ، جناح و لیاقت علی خان را برای مذاکرات پیرامون نکات گنگی در اعلامیهء ۱۶ می سال ۱۹۴۶ به لندن خواست. «حکومت شیوهء ویژهء رای گیری را در شعبات مجلس قانونگذاری هنگام ترتیب قانون اساسی میخواست. بجای رای گیری در کوریه ها و حتمی بود اکثریت رایها در هر کوریه، حکومت برخلاف قیصله پیشین اش پیشنهاد میکرد تا در شعبات مجلس فیصله ها با اکثریت نسبی تصویب شوند، به اینگونه الحاق ولایت مرزی شمالغرب (صوبه سرحد) به پاکستان ممکن میشد، چون در شعبهء مربوطه مجلس مقننه مسلم لیگ بیشترین کرسیها را داشت».۶

حکومت بریتانیا اعلام کرد که اگر اکثریت نمایندگان کدام شهزداه نشین و یا ولایتی در کار مجلس قانونگذاری اشتراک نکنند، پس قانون اساسی تصویب شده به این راجه نشینها و یا ولایات نافذ نمیباشد که این طرح درواقع تشویق جدایی طلبی مسلم لیگ و شهزاده (راجه) نشینها بود. در کار اجلاس ماه دسامبر مجلس قانونگذاری فقط نمایندگان کانگرس ملی هند، هندی مهاسبها و برخی نمایندگان مستقل شرکت فعالانه داشتند. اعضای مسلم لیگ، مهاراجه ها و نمایندگان سیکها از شرکت در کار آن خودداری کردند. جواهر لعل نهرو در بیانیه اش در مجلس موسسان اعلام کرد که جمهوری تمام هند را دربر خواهد گرفت. او وعده خودمختاری را به آن بخشهای کشور که خواستار ادارهء خویش باشند، داد. وی همچنان اعلام کرد که درجستجوی راههای همکاری با حکومت بریتانیا حتی در زمان کنونی که جو عدم اعتماد در روابط دو کشور حاکم است، میباشد.

برای دریافت مواضع مشترک کمیته کاری کانگرس مذاکراتی را با مهاراجه ها (شهزادهها) آغاز کرد. فیصله شد که ٪۵۰ نمایندگان شهزاده نشینها در مجلس موسسان هند از سوی ارگانهای قانونگذاری و ٪۵۰ دیگر از سوی خود مهاراجه ها گزیده شوند. همزمان در مطبوعات کانگرسی مقاله هایی پیرامون تقسیم بنگال و پنجاب به نشر رسیدند. بنابر موضع مسلم لیگ مساله دوباره پیچیده شد. «به علت موضع تغییرناپذیرمسلم لیگ، زمانیکه شهزادهها (مهاراجه ها) با اتکا به آن از تطبیق فیصله های مجلس موسسان سرپیچی میکردند، هنگامیکه ویروس اختلافات مذهبی- جماعتی تمام هند شمالی را درمینوردید، و وقتیکه حکومت موقت ناتوان بود، نمیشد به پیشبرد گفتگوها امیدوار بود».۷

بتاریخ ۲۰ فبروری ۱۹۴۷ ک. ایتلی هنگام ایراد بیانیه در مجلس نمایندگان پیرامون هند اعلام کرد که وضعیت وخیم کنونی نمیتواند دوام داشته باشد، و حکومت بگونه جدی مصمم است تا حاکمیت را به دستهای مسوول هندی تا پیش از جون سال ۱۹۴۷ انتقال دهد. همچنان در اعلامیه آمده بود که اگر قانون اساسی هند تا این زمان ترتیب نشود، در آنصورت حکومت میاندیشد تا حاکمیت را به کی انتقال دهد: یا به حکومتی در هند که نماینده همه باشد، یا به حکومات ولایتی و یا هم بگونهء دیگری عمل کند. با درنظرداشت اینکه مسلم لیگ نمیخواست در کار مجلس موسسان شرکت کند و همچنان نمایندگان بنگال، پنجاب و سند در آن نبودند، واضح بود که حکومت نمیتوانست از همه (طرفها) نمایندگی کند. در اعلامیه ۲۰ فبروری حکومت لیبوریست بریتانیا از خارج شدن از هند برتانوی تذکر رفته بود ولی هیچ یادآوریی از تغییر مناسبات با شهزاده نشینها نشده بود.

در محافل حاکم بریتانیایی تسریع تلاشها برای حل زودتر مساله هند محسوس بود. در مطبوعات انگلیسی انتقادات از سیاست نایب السلطنه آغاز شد. «اورا مقصر همه شکستهای سیاست بریتانیا میدانند».۸ بجای وی شخص نوی لازم بود. ک. ایتلی پیشنهادی را مبنی بر گرفتن مسوولیت نایب السلطنه هند به لارد ماونتبیتن ارایه کرد. «در پایان ماه دسامبر ماونتبیتن به انتصاب نو در این مقام بلند موافقت اش را اعلام کرد».۹

اپوزیسیون حکومت لیبوریست بریتانیا در چهره محافظه کاران اعلامیه ک. ایتلی را مورد انتقاد قرار داد. مگر سه وزیر عضو «هیات» شامل الکساندر، کریپس و پیتیک لارنس با اعلام اینکه اگر خارج نشویم، انفجار انقلابی رخ داده و اینکه میشود هند را با ارتش بریتانیا اشغال کرد، مگر این به معنی دفع گذرای فاجعه بوده و نه جلوگیری از آن- از پیشنهاد نخست وزیر پشتیبانی شان را ابراز داشتند. در همانروز یعنی ۲۰ فبروری ۱۹۴۶ اعلام شد که لارد اویویل از پست نایب السلطنه هند سبکدوش شده و بجایش لارد ماونتبیتن انتصاب گردیده است. ک. ایتلی اعلام کرد که: « مصالحه با احزاب سیاسی هند با انتصاب نایب السلطنه نو هند لارد ماونتبیتن مستحکمتر میشود».۱۰

واکنش محافل اجتماعی هند به این تغییر مثبت بود. «این اعلامیه را مطبوعات هندی با سرور پیشواز گرفتند».۱۱ ج.ل. نهرو و اطرافیانش به ماونتبیتن نظر مثبت داشتند. روابط شخصی نهرو و ماونتبیتن بد نبودند.

اوضاع در هند بسوی تشنج پیش میرفت. در ماه مارچ ۱۹۴۷ برخوردهای غیرمترقبه یی در پنجاب رخ دادند. در مجلس قانونگذاری آنجا هیچ حزبی اکثریت کرسیها را بدست نیآورده و حکومت اییتلافی در راس رهبری حزب یونیونیستها که نمایندگان حزب هندو مهاسبها و حزب سیکهای اکالای دال را نیز دربر داشت، تشکیل گردید. شالوده اتحاد آنها برخورد منفی نسبت به پندار ایجاد پاکستان بود. بیشترینه باشندگان پنجاب یعنی سیکها مخالف تقسیم پنجاب و شمولیت آنجا به تشکیل پاکستان بودند. مسلم لیگ نیز برضد تقسیم پنجاب ولی هوادار شمولیت آن به پاکستان بود.

سیکها بصورت کل ٪۲ نفوس هند را تشکیل میدادند. رهبری این جماعت تلاش داشت تا دولت مستقلی را در پنجاب بنام خالستان ایجاد کند. «دورنمای تقسیم هند باعث سراسیمه گی سیکها میشود. شامل شدن پنجاب که اکثریت باشندگان آنرا مسلمانان میسازند، در ترکیب پاکستان برای آنها بکلی غیر قابل پذیرش است. ایده ایجاد دولت مستقل و واحد پنجاب (آزاد پنجاب) که از سوی یونیونیستها استفاده میشد، نیز مورد حمایت شان نبود، چونکه در موجودیت اکثریت مسلمان و بودن در مجاورت دولتهای خالص اسلامی و یا دولتی همچون پنجاب البته که  باعث ظن آنها (سیکها) و رهبری شان نسبت به پلان رهبری یونیونیستها میشد، زیرا به تلاشی در جهت غصب رهبری مسلمانها در رهبری پنجاب میماند، آنها فقط به «آزاد پنجاب» که در آن اکثریت مسلمانها نباشند (چون آنها خواستار «خالستان» اند)، چیزیکه مسلمانهای پنجاب نمیخواهند، موافق اند».۱۲ جماعت مذهبی سیکها که با هندوان قرابت بسیاری دارند، البته که نمیخواستند در دولتی اسلامی زندگی کنند. «مگر برنامه ایجاد خالستان… غیر واقعی مینمود چون در پنجاب در هیچ ناحیه یی سیکها اکثریت باشندگان را تشکیل نمیدادند.۱۳

در ماه مارچ ۱۹۴۷ مسلم لیگ در لاهور، راولپندی، ملتان، آتوک و جیلان تظاهراتی را راه اندازی کرد. حکومت ولایتی یونیونیستها زیر رهبری خضر حیات خان تلاش کرد تا تظاهرات را برهم زند. مگر دسیه گران و سرکوبگران زمینه سرکوب هندوان و سیکها را توسط مسلمانان مساعد ساختند. چنانچه روستاهای بیشماری ازبین برده شدند. دسته های تبهکار حتی با اسلحه خودکار مجهز بودند، در حالیکه مردم هند اجازه حمل اسلحه گرم را نداشتند. برای رهبران کانگرس آشکارتر میشد که جلوگیری تقسیم هند محال خواهد بود. بتدریج پندار مبنی بر اینکه تقسیم هند راه نجات از برخوردهای میان هندوان و مسلمانان است، قوت میگرفت. « کمیته کاری کانگرس، نظر به نتایج نشست ۲۲ دسامبر ۱۹۴۶ از طرح ساختار فدرالی هند دوری جسته و با برنامه گروپ سازی کشور موافقت نمود».۱۴

ماونتبیتن، دیپلماسی و سیاست اش

باوجود اعلامیهء نخست وزیر حکومت لیبوریست ک. ایتلی مبنی بر انتقال حاکمیت به جنبشهای ملی هند، حکومت بریتانیا برنامه مشخص انتقال را نداشت. این برنامه باید هنوز ترتیب میشد که این وظیفه به عهده نایب السلطنه نو لارد ماونتبیتن گذاشته شد که نه تنها با اوضاع هند بلکه با وضعیت تمام منطقه آسیا و اوقیانوسیه آشنا بود.

ماونتبیتن به تاریخ ۲۲ مارچ ۱۹۴۷ به دهلی آمد، تا مطابق برنامه به روز ۳۰ جون ۱۹۴۸ حکومت را انتقال دهد. نایب السلطنه جدید سیاستمدار با نرمشی بود. او که اشراف زاده بوده و رتبهء ادمیرال قوای بحری را داشت، در زمان جنگ فرماندهی نیروهای متفقین در جنوبشرق آسیا (یووا) را به عهده داشت. ماونتبیتن با رهبران احزاب سیاسی هند ملاقات نمود. «مهمان ویژه» ماونتبیتن جواهر لعل نهرو بود. مهماندار(ماونتبیتن، مترجم) و بویژه کدبانویش ازوی با توجه و گرمی بیسابقه استقبال کردند».۱۵

«برنامه هیات کابینه» شالودهء عادی شدن روابط هند و بریتانیا را میساخت. مگر در پشت پردهء رویدادها «برنامه ماونتبیتن» که بر اصل «هندوستان، پاکستان و شهزاده (مهاراجه) نشینها استوار بود، قوت میگرفت.۱۶ برای حمایت از منافع بریتانیا ایجاد «شورای مرکزی» که مسوولیت دفاع کل هند و «امور خارجی» را عهده دار بود، درنظر گرفته شده بود. «برنامه ماونتبیتن» در اول تقسیم هند را درنظر گرفته بود، که در واقع «برنامه بالکانی» بود. مطابق این طرح قرار بود که حکومت به ولایات داده شده و آنها مختار باشند تا بهر گروپی که میخواهند شامل شوند. در رابطه به ولایت مرزی شمالغرب (صوبه سرحد) فشار بالای کانگرسیهای استان در راس عبدالغفار خان زیادتر میشد.

این «برنامه بالکانی» باعث واکنش شدید کانگرس ملی هند شد. کانگرس نمیتوانست با جدایی بهوپال، حیدرآباد، تراوانکور پیرامون آینده بلوچستان مطابق منافع سردارهای مرزنشین موافقت کند. اگر حکومت انگلیس «برنامه بالکانی» هند را تایید میکرد، درآنصورت هند به موجودیتش بحیث دولت متحد پایان میبخشید. درآنحالت جنگهای داخلی ناگذیر میباشند، چون با زوال حکومت مرکزی، ارتش و پولیس همراه میبود. راجه نشینها میتوانستند بحیث سلطنتهای مستقل رعیت و متحد بریتانیا باشند. مگر حکومت لیبوریست انگلستان از منطق کار گرفته و «برنامه بالکانی» هند را تایید نکرد.

بتاریخ ۱۸ می ۱۹۴۷ ماونتبیتن با پیشنهاداتش به لندن پرواز کرده وبتاریخ ۳ جون تصمیم حکومت انگلیس «پیرامون انتقال حاکمیت در هند» نشر شد. «نکات عمده این این سند نو انگلیسی عبارت بودند از:

۱) هند به دوبخش: هندی – دولت هندوستان و اسلامی بنام پاکستان تقسیم میشود.

۲) تا تعیین نهایی مرزهای دولتهای نو بمیان آمده، تشخیص حدود ولایات پنجاب و بنگال صورت گرفته، رای پرسی صوبه سرحد و منطقه سیک نشین آسام و همچنان رایگیری به مجالس قانونگذاری ولایت سند درباره پیوستن این واحدهای اداری به یکی از دولتهای جدید، صورت میگیرد.

۳) مساله تقسیم بنگال و پنجاب چنین صورت میگیرد: مجالس قانونگذاری هر ولایت به دو گروپ تقسیم میشود:

الف) گروپ نمایندگان شهرستانهایی که بیشترینه نمایندگان شان هندوان اند.

ب) گروپ نمایندگان شهرستانهایی که بیشترینه نمایندگان شان مسلمانان اند.

هر کدام گروپ نمایندگان نامبرده به مساله تقسیم رای مثبت یا منفی اش را میدهد. حتی اگر یک گروپ هم برای تقسیم کشور رای دهد، باوجود مخالفت گروپ دیگر امر تقسیم عملی میشود.

۱) پس از عملی نمودن اینهمه امور مقدماتی مجلس موسسان به دوقسمت آتی تقسیم میشود: مجلس موسسان هندوستان و مجلس موسسان پاکستان. دولتهایی که به این شیوه بوجود میآیند حیثیت دومینیون را دارا میباشند. مجلسهای موسسان این صلاحیت را میداشته باشند تا تصمیم ماندن بحیث دومینیون را در ترکیب امپراتوری هند بگیرند یا اینکه از آن خارج شوند.

۲) شهزاده نشینها حق میداشته باشند تا خود امر پیوستن به یکی از دومینیونها را مشخص کنند. اگر کدام شهزاده (مهاراجه) نشینی نخواست تا به یکی از دومینیونها شامل شود، در آنصورت حق دومینیون مستقل را ازدست میدهد.».۱۷

ماونتبیتن حکومت بریتانیا را معتقد ساخت تا برنامه انتقال قدرت در هند را از جون ۱۹۴۸ به اگست سال ۱۹۴۷ تغییر دهد، تا بمی را که آنها برای مردم هند آماده کرده بودند، در دستان خودشان منفجر نشود.

برای بحث روی پلان ماونتبیتن کمیته سراسری لیگ ساخته شد. حتی پیش از ایجاد کمیته درمیان رهبران کانگرس اختلاف نظرهایی پیرامون این برنامه بوجود آمد. عبدالکلام آزاد جدا مخالف تقسیم میهنش بود. برعکس سردار پاتیل خواستار پذیرش برنامه بوده و به تلاشش برای معتقد ساختن ج.ل. نهرو برای لزوم تایید این پلان آغاز کرد. نهرو در آغاز دراینباره دودل بود، مگر پسانتر به پلان ماونتبیتن موافقت کرد. پس از این توافق، نهرو تمام شب گریست، مگر دیگر دیر شده و چیزی از دستش برنمی آمد.

آخرین نقطه امید عبدالکلام آزاد مهاتما کرم چند گاندی بود. ولی او هم دید که اگر این برنامه پذیرفته نشود، درآنصورت افراطییها (اکسترمیستها) جنگ داخلی برادرکشی را راه انداخته و هند بکلی مضمحل شده و بریتانیا ازاین حالت بهره برداری نموده و نشان خواهد داد که هند هنوز برای استقلال آماده نیست.«واقعیت گرایی سیاسی از ما میطلبد تا پلان ماونتبیتن پذیرفته شود- چنین بود فیصله گاندی».۱۸ در نشست کمیته کاری کانگرس گاندی اعلام کرد که «اگر کمیته اجراییه تصمیم به پذیرش برنامه ماونتبیتن نگیرد، درآنصورت بگذار کانگرسیها رهبران دیگری را برایشان برگزینند». ۱۹

کمیته اجراییه در نهایت با ۱۵۷ رای موافق، ۲۹ رای مخالف و ۳۲ رای مستنکف با این پلان موافقت کرد. البته که ماونتبیتن کانگرسیها را اغفال کرد. مگر به پندارما بدبختی آنها در این بود که اوضاع عینی آنزمان مخالف هواداران وجود هند واحد بودند.

شورای مسلم لیگ پلان ماومنتبیتن را به بحث گرفت. رهبر مسلم لیگ در بنگال بنام هاشم به آن مخالفتش را ابراز کرد. او پلان ماونتبیتن را امپریالیستی نامیده و خواستار وحدت نیروهای مترقی مسلمان و هندو شد. مگر زیر فشار جناح و لیاقت علی خان پلان ماونتبیتن پذیرفته شد. درنهایت فقط ۱۰ تن رای مخالف دادند. مگر مسلم لیگ خواستار تجزیه و تقسیم بنگال و پنجاب بوده و هوادار الحاق آنها به پاکستان بود. رهبران مسلم لیگ خواستار ایجاد یک دهلیز (کریدور) وصل کننده پاکستان غربی و شرقی بودند، مگر بزودی ازآن خودداری نمودند.

آخرین مرحلهء مبارزه

استرداد استقلال هند

بیدرنگ پس از تصویب «برنامه ماونتبیتن» ازسوی کانگرس ملی هند و لیگ اسلامی سراسری هند تقسیم پنجاب و بنگال آغاز شد. ملیونها آواره اجبارا به ترک متقابل و ناگذیر محلهای اقامت قدیمی شان شدند. شمار این بیجاشدگان ۱۲ ملیون نفر بود. گرچه تجزیه بنگال به آرامی سپری شد، مگر در پنجاب رویدادهای خونینی رخ داد که باعث مرگ حدود نیم ملیون نفر شد. دشواری مساله درآن بود که بیشترینه بخش باشندگان آنجا را سیکها- که جماعت مذهبی- قومی جز متشکله باشندگان هندوباور ولی همزمان جدا و متفاوت از آنها بودند، میساختند. سیکها مستقل و جنگجو بودند. شبیه آنچه مردم قازاق روسیه اند.[2] این گروه اجتماعی هر فشار و زورگویی را با پاسخ همانند جواب میداد.

در انتخابات سال ۱۹۴۶مجلس قانونگذاری پنجاب مسلم لیگ، هوادار تجزیه جماعتی- مذهبی هند پیروز شد. حزب سیکهی آکالی دال نیز در این پروسه حضور داشت. حزب سوم یونیونیستها بودند. «حزب کانگرس و اکالی دال تصمیم گرفتند که از یونیونیستها تحت رهبری خضر حیات خان حمایت نمایند. در نتیجه حالت عجیبی بمیان آمد، درست زمانیکه اکثریت مسلمانها برای ایجاد پاکستان رای دادند، در راس اداره پنجاب نخستین بار حکومتی قرار گرفت که بیشترینه اعضای آن غیر مسلمان بودند. اینچنین حکومت نمیتوانست اوضاع ولایتی را که هرروز در بیثباتی غرق شده میرفت کنترول کند، چنانچه در ماه مارچ ۱۹۴۷ خضر حیات خان از مقامش کناره گیری کرد».۲۰

در اینحالت رهبران سیکها تصمیم به جمعآوری سلاح گرفته و به رویاروییها آمادگی میگرفتند. مهتمرین آنها بنام تارا سینگ اعلام کرد: «اگر پاکستان با زور سرنیزه انگلیسها بالای سیکها تحمیل شود، ما آنرا پاره پاره میکنیم، چناکه گورو گوبیند امپراتوری مغلها را نابود کرد. طوریکه پسانها یکی از ماموران انگلیسی در پنجاب بنام ر. مون نوشت «قاطعیت سیکها در امر حفظ وحدت شان عامل اصلی تغییر باشندگان بود».۲۱

البته که این نظر یک کارمند انگلیسی بود. درحالیکه پندار باشندگان سیک چیزی دیگر بود و آن اینکه اگر مداخله ارتش تحت فرمان حکومت بریتانیا نمیبود، خونریزی در حد بسیار پایین رخ میداد. البته که اداره انگلیس میخواست ظاهرا نشان دهد که «گویا پس از رفتن ما چه وحشتی رخ خواهد داد و وضعیت در زمان ما چقدر خوب بود». و اینکه اینهمه میراث تسلط استعماری بریتانیا است را زمامداران انگلیس نمیخواستند ببینند.

برعلاوه سرکوب هندوها در استانهای مسلماننشین و سرکوب مسلمانان در ولایات هندونشین ادامه یافت. به نظر شاهدان عینی، لاهور به شهر مردگان تبدیل شد. صدها هزار مجبور به ترک خانه شان در شهرهای اتحادهند و پاکستان شدند. دراین جابجاییها و فرارها تا ۷۰۰ هزار نفر کشته شدند. این بود نتیجهء خودخواهیهای متعصبان. «هنگام اجرای «برنامه ماونتبیتن» حکومت موقت بهر چیز ممکن برای حفظ نواحی مهم مرزی در ساختار هند دست مییازید».۲۲ چنانچه بخش اصلی کشمیر و آسام در تشکیل هند ماندند. نظام حیدرآباد میخواست به پاکستان بپیوندند، مگر ارتش هند مانع تحقق این مرام شد.

رویاروییهای مذهبی که به جنگهای مسلح انجامیدند، هردو دولت را تضعیف نموده و شالوده روابط دشمنانه را میان آنان گذاشت. و حکومت لیبوریست بریتانیا فقط سرگرم حفظ مواضع اقتصادی و سیاسی اش، همراه با پایگاههای نظامی و عقد قرارداد دفاعی مشترک بود. لیبوریستها با حیرت شاهد آن واقعیت بودند که ماونتبیتن فقط گورنر- جنرال اتحاد هند شد و نه ازهردو دومینیون چون گورنر جنرال پاکستان محمد علی جناح شده بود.

مگر سرکوبهای همه گانی و رویاروییهای مذهبی حتی پس از ایجاد دومینیونها ادامه داشتند.  بتاریخ ۱۴ اگست سال ۱۹۴۷ استقلال پاکستان و بتاریخ ۱۵ اگست استقلال اتحاد هند اعلام شد. «بتاریخ ۱۷ اگست سال ۱۹۴۷ مرزهای دوکشور هند و پاکستان مطابق «خط ریدکلیف» انگلیسی مشخص شدند. از همان زمان رویارویی خونینی آغاز شد که جان هندیهای بیشماری را که بمراتب از قربانیان تسلط استعماری انگلیس بیشتر است، گرفت».۲۳ یکی از کارهای نادر سیاست انگلیس آن بود که «ماونتبیتن به هند خدمات بزرگی کرد و آن اینکه شبح استقلال راجه (شهزاده) نشینها را از صحنه نابود کرد.۲۴

*****

Advertisements