رييس جمهوري امريکا اعلام کرد که استراتيژي دولت آن کشور در قبال افغانستان تدوين شده و به اجرا گذاشته مي شود.اين در حاليست که روسيه ، ايران ، پاکستان، چين وترکيه در منطقه ما،دارند جبهه تازه اي را در برابر امريکا باز مي کنند.
شايعات ارسال کمک هاي لوژيستيکي و نظامي روسيه به طالبان نگراني هاي جدي اي را به وجود آورده است که نکند ،افغانستان بارديگر مبدل به ميدان جنگ ميان روسيه وامريکا وشرکاي آنها گردد.
پاکستان از چند سال به اين سو تلاش ورزيد تا روابط يخ بسته روسيه- اسلام آباد بازشود وباب نوي از تعاملات منطقوي را رقم بزند، اين اقدام پاکستان پس از چند سال نتيجه داد و سبب شد تا هيأت طالبان بامقامات روسي ديدار کرده و در جنگ عليه دشمن مشترک روسيه وطالبان همکاري نمايند.
از جانب ديگرحضور فعال داعش در افغانستان به ويژه پس از شکست اين گروه در سوريه وعراق روس ها وچينايي ها را نگران نموده وفکر مي کنند امريکا آنها را توسط يک گروه تروريستي وخون ريز زيرنام داعش ( دولت اسلامي عراق وشام) مي خواهد مضمحل سازد.
درچنين وضعي، اعزام عساکر تازه نفس امريکايي به افغانستان، روس ها وهمکاران منطقه يي اش را تشويق مي کند تا برنامه هاي جنگي ضد امريکايي خويش را تشديد بخشيده ،گروه ها و افراد زيادي را که از دولت موجود وسياست هاي چندين ساله امريکا ها در افغانستان ناراضي اند، بسيج نمايند.
رييس جمهور غني کمتر به اين موضوع بها داده وفقط به اين دل خوش کرده و کاکاي هشتاد ساله اش را جهت نظارت از سياست روسيه به عنوان سفير افغانستان، به ماسکو فرستاده است، عين کاري که حامد کرزي نموده بود .
تغيير سياست روسيه در قبال افغانستان به اين معني نيست که آن کشور اشتباه گذشته اش راکه اعزام عساکر وسربازان روس به کشورما بود تکرار مي کند، بل روس ها اکنون مي دانند که از پوتانشيل وزمينة خوب تقويت نيروهاي ضد دولتي برخور دارند که ازآنها عليه دولت افغانستان وامريکا استفاده نمايد.
جنگ هاي مداوم و اختلاف ميان گروه هاي مختلف در افغانستان، روس ها و شرکاي منطقه‌يي اش را کمک خواهد کرد تا خوب تر نفوذ نمايند. صحبت هاي حکمتيار و اهانت او بر رهبران سياسي گذشتة افغانستان به وِيژه قهرمان ملي احمد شاه مسعود مي توانند جنگ ديگر داخلي را سبب شود که درآن صورت روسيه مي تواند برنامه هاي ضد امريکايي اش را به اجرا بگذارد.
ايتلاف نجات که همه اعضاي آن از دولت و رييس جمهور غني نه تنها دلخوش ندارند، بل مدعي اند که حکومت داکترغني در صدد حذف آنهاست ، رويداد هاي ايشچي و مهمند را هم پاپوشي مي دانند که رييس جمهور براي آنها دوخته است ، لذا آنها باهم متحد شدند تا از خود و مردم خويش دفاع مشترک نمايند.
دولت افغانستان بايد بداند که اتحاد مردم افغانستان ضامن بقاي کشور است وآنهايي که در صدد اختلاف افگني ، خود بزرگ بيني و برتري جويي اند زمينه را براي دشمنان کشور مساعد مي سازند تا بارديگر نظام و نهاد هاي دولتي را که تازه از ده سال بيشتر عمر ندارند، خراب وويران نمايند.
روس ها در باتلاق افغانستان گير کند و آن قدر آسيب ببيند که انتقام جنگ افغانستان در دوران جنگ سرد از آنها گرفته شود . لذا همکاري جديد ميان اسلام آباد و ماسکو تبعات ناگواري بر کشور ما خواهد داشت، که بايد دولتمردان ما ازکنار آن به آساني نگذرند.
دشمنان منطقه يي امريکا فقط شکست و افتضاح امريکا را مي خواهند، اما اين که آينده افغانستان چه مي شود و فروپاشي نظام ممکن فاجعه بشري ديگري را درکشور سبب شود، به آن فکر نمي کنند.
درست همان طوري که سياست هاي امريکا پس از حضور نظامي اش در افغانستان در بسياري عرصه ها مثمر نبوده بل سبب ضايع شدن منابع وامکانات گرديد . مردم پس از هفده سال و هنوزهم گرفتار فساد اداري ، نفرت قومي وسياست برتري جويي قومي بوده واز حکومت داري خوب ، اجراي عدالت و حاکميت قانون خبري نيست .
امريکايي ها با سرمايه گذاري روي يک نفر يا يک قوم و عدم توجه به دو رويي هاي اسلام آباد، جنگ را طولاني تر وخسته کننده تر ساخته است ، حالا دراين رخوت و خستگي ،ايالات متحده جنگ افغانستان را مي خواهد با بلک واتر و چند کمپني ديگر قرار داد کند و اين مضحکه سبب خواهد شد تا فدراتيف روسيه و متحدان اش امريکا ، را در افغانستان زمين گير سازند.
در چنين شرايطي که ايدئولوژي ها جايش را به تقابلات قومي داده است، هر نوع فروپاشي سبب از دست دادن کيان کشور خواهد بود.اتحاد نخبه گان سياسي و پايان دادن به منازعات قومي وايدئولوژيک ممکن نيست الا اين که عدالت تأمين شده وسوء استفاده از قوم و عقيده ممنوع گردد . از جانب ديگرجلو تحريکات قومي از داخل ارگ گرفته شود . آنهايي که رييس جمهور غني را خواسته وناخواسته به جنگ هاي تباه کن قومي مي کشانند در حقيقت مي خواهند داکتر غني بدنام تاريخ شده و نظم موجود کشور فروبپاشد.
رقابت هاي سياسي داخل نظام و برنامه هاي حذف ديگران نه تنها براي ثبات کشور مساعدت نمي کند، بل کشور را بيشتر از پيش تضعيف مي کند. آنهايي که به دلايل اتنيکي وقومي از طالبان حمايت مي کنند و يا با آنها همدردي دارند ،نمي دانند که در صورت پيروزي طالب ها، اول سرآنها بريده خواهد شد.
ضعف دولت افغانستان خواست حلقه ضد امريکايي منطقه است. اکنون دولت بايد وارد يک ديپلوماسي فعال وتازه منطقه يي شده نگذارد که اسلام آباد برخي از کشور هاي همسايه راعليه افغانستان منسجم سازد .
روس ها بايد بدانند که افغانستان براي آنها تهديدي نيست و همچنان ساير همسايه ها بايد، با لاي افغانستان اعتماد کنند ومطمين شوند که حضور سربازان امريکايي در کشور هيچ مشکلي را براي آنها به وجود نخواهد آورد، اما اين ديپلوماسي فعال توسط پيري هشتاد ساله ( سفير افغانستان در ماسکو)ممکن نيست.
همچنان حکومت وحدت ملي نبايد بگذارد که حامد کرزي به عنوان لابي طالب ها در منطقه فعاليت گسترده نمايد.حامد کرزي بسيار علاقه دارد که بنام زعيم ملي عرض اندام نموده و امريکايي ها را مجازات کند، لذا در ايتلاف جديد ضد امريکايي منطقه نقش بزرگي را مي خواهد بازي نمايد.
همچنان حکمتيار که اکنون مراحل کهولت جسمي وعقلي خويش را سپري مي کند، علاقه‌مند است که باز با ترفندها و توهين هاي ديگران نام خويش را در سرويس هاي خبري رسانه ها برجسته سازد؛ زيرا درغيرآن او خواهد مرد. اين سياست مدار ناکام که د رتمام عمر مزه پيروزي آن چناني نه چشيده و آرمان داشتن حکومت هتلري زيرنام دولت ناب اسلامي را به گور مي برد چارة جز ايجاد نفاق ندارد، لذا او را بايد دولت غني که مسؤوليت آوردن اش را دارد مهار سازد.
اگر رييس جمهور غني مي خواهد ،حلقه ضد امريکايي منطقه وارد جنگ در زمين افغانستان نشوند بهتر است چهره هاي قوم گرا وبدنام را از ارگ بيرون کند و وضع را طوري مديريت کند که مردم نسبت حکومت اعتماد لازم داشته باشد . وعده هاي دوران انتخاباتي اش را تحقق ببخشد وآنچه را نمي تواند انجام بدهد از مردم معذرت بخواهد و همچنان کمک کند که کميسيون انتخابات ، انتخابات سالم مجلس را برگزار نموده و قوه مقننه قانوني در کشور فعاليت را آغاز نمايد.
برنامه هاي اقتصادي خويش را به اجرا بگذارد تا وضع اقتصادي مردم تغيير مثبت نمايد و همچنان سياست تک روي و خود محوري را مبدل به سياست شورايي و مشورتي نموده زمينه سهم گيري همه اقشار را در اداره کشور مساعد سازد.
از برنامه هاي تحقق نيافته امان الله بگذرد. برنامه هاي مدرن وبه درد بخور تازه را اجرا نمايد و همچنان براي تدوير لويه جرگه کارجدي صورت گيرد تا نظام تمرکز گرا مبدل به نظام صدارتي گردد. درغيرآن خطر سقوط، امريکا و افغانستان را تهديد مي کند. صدیق اله توحیدی

Advertisements