نسل کشی میرزاولنگ

! شرمی بر پیشانی خلیلی

آنگاه که از شیرخوارگرفته تا پیرمرد 95 ساله به دست وحشی های طالب و داعش سلاخی می شدند رهبر قوم هزاره در برابر نسل کشی ها در پی به صلح کشاندن قاتلان مردم خود است، حال خیانت را معنا کنید

به گزارش سایت همایون بنقل از شبکه اطلاع رسانی افغانستان، رویداد تکان دهنده میرزاولنگ نه جنایتی دیگر از سوی تروریستان بلکه در امتداد تنفر مذهبی و قومی، نسل کشی بود که توسط وحشی گرانی صورت گرفت که مدت مدیدی در انتظار فرصت برای قتل عام مردمی بودند که سال ها در برابر افراط گری مقاومت می کردند که به لطف ارگ نشینان خودفروخته فراهم شد.

با نگاهی به تاریخ پرآشوب و تجربه جنایت های بیشمار طی چهاردهه ی افغانستان اما سلاخی و کشتار بی رحمانه غیرنظامیان میرزاولنگ بهت انگیز است آنهم در سرزمینی که پا به دوران جدید گذاشته و به دنبال مشارکت تمامی اقوام بود اما چرا به مانند دروان حاکمیت طالبان خشونت چنین گسترش یافته است؟

مردم هزاره ای که دودهه قبل در ولایت بامیان به دست طالبان قتل عام شدند اکنون نیز با وجود رهبرانی در ساختار حکومت در خط مقدم قربانی شدن به دست افراط گرایان هستند، ضعفی که متوجه رهبران می باشد.

کریم خلیلی با سابقه طولانی در سیاست نه ناآگاه به مسایل جاری می باشد و نه آنچنان بی ذکاوت که پی نبرد در پستی که از سوی رییس جمهور قرار گرفته بیش از صلاحیت برای دهان بستن وی می باشد.

زمانیکه وی به عنوان رهبری برای مردم هزاره در بی تفاوتی تکیه بر مقامی تشریفاتی زده است مردم میرزاولنگ به طرز فجیعی به قتل رسیده و همچنان در اسارت هستند و حکومت هیچ اقدامی نه برای دفاع از آنان و نه بازپس گیری این منطقه صورت داد.

جایگاه و اعتبار اجتماعی خلیلی برگرفته از مردمی می باشد که با وجود تمامی ضعف و بی کفایتی ها همچنان حامی وی هستند اما چگونه مقامی چون وی که حتی کمترین اختیار در خصوص برنامه صلح حکومت وحدت ملی ندارد در برابر امتیاز و پول، عزت مردم را می فروشد؟

این در حالی است که دیگر از سطح جامعه گرفته تا حکومت و گروه های تروریستی می دانند که شورای عالی صلح هیج کارایی نداشته و ندارد و تنها تشریفاتی برای تبلیغات دروغین حکومت است در مراسم و نشست ها.

از سوی دیگر، خلیلی خود سابقه طولانی در نبرد با طالبان دارد و می داند این گروه افراط گر پایبند به هیچ دین، مذهب و قومیتی نمی باشد و تنها برای نابودی و ویرانی و بازگرداندن امارت خود به سر می برند و حال می خواهد با دشمنانی که وحشیانه از کودک شیرخوار گرفته تا پیرمردی 95 ساله را قتل عام کردند، صلح کند؟
کدام صلح و با چه کسانی؟

طالبان طی یک و نیم دهه گذشته نه تنها قدمی کوچک در راستای کاهش خشونت ها برنداشته بلکه خشن تر از هر زمانی به قتل عام غیرنظامیان در هرگوشه ای از افغانستان دست می زنند و حال می ماند قدرتی در دست رهبران پشتون که تروریست تر از هر تروریست داعش و طالب هستند.

خلیلی از ابتدای آنکه از سوی اشرف غنی به ریاست شورای عالی صلح منصوب شد باید این مقام را رد می کرد نه اینکه پس از انتحاری بزرگ کابل وارد نمایش مضحک حکومت برای برگزاری کنفرانس صلح در میانه اعتراض های گسترده مردمی شود.

خیانتی که اکنون خلیلی بر مردم خود روا داشته همان سیاستی است که دهه ها سبب به ثبات نرسیدن افغانستان شد زیرا همواره زمانی که یک رهبر از میان یک قوم باید با اقتدار در پی منافع ملی و مطالبه حقوق مردم باشد به راحتی در برابر امتیاز و پول به زانو در می آید.

تاریخ همچنان که روایت گر جنایت های فجیع در سرزمین آشوب زده افغانستان است از رهبرانی نیز می گوید که با پشت کردن به مردم و بی اعتنایی در برابر کشتار ها به مانند تروریستان در هر جنایت و ویرانی دست داشته اند و حال هرچه می خواهد با چنگ و دندان به مقامی تکیه کند که به ترور برهان الدین ربانی انجامید.

خلیلی باید از ریاست شورای صلح استعفا دهد و جز این، از اعتبار اجتماعی در میان مردم خود به زیر آمده و به مانند بیشمار مقام های خیانت پیشه در پستوی خانه به سر برد و این سرنوشت چندان دور نیست

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

مقاومتی که در میرزاولنگ فروریخت

آزادی اسرا همچو فجایع میرزاولنگ از برنامه های طالبان بود زیرا رعب و وحشتی که به نمایش گذاشته شد هر دیوار مقاومت مردمی را فروریخت تا تروریستان با همراهی ارگ شمال را درهم شکنند

به گزارش سایت همایون بنقل ازشبکه اطلاع رسانی افغانستانخشونتی که در تاریخ نه چندان دور برای افغانستان قابل تصور نبود اکنون جز جدای ناپذیر زندگی هر روزه مردمی است که در تقلای زنده ماندن هستند و این سرنوشت نه تنها برای مناطق دور افتاده و یا تحت کنترل گروه های تروریستی بلکه حتی در امنیتی ترین نقطه پایتخت نیز به انتظار قربانی است.

فجایع جنگی که در قندوز رخ داد در تیوره تکرار شد اما آنچه حتی برای افغانستان جنگ زده مبهوت کننده بود جسدهای سلاخی شده و تکه پاره کودکان، زنان و مردانی است که در میرزاولنگ ولایت سرپل در همبستگی نیروهای طالب و داعش با خشونتی غیرقابل وصف کشته و بیشمار خانواده دیگر به اسارت گرفته شدند.

فرماندهان این گروه های تروریستی از محلی های بوده که مدت ها در تنفر مذهبی و قومی به دنبال فرصت انتقام از مردمی را می کشیدند که با کمترین سلاح ها با افراط گری مبارزه می کردند که حکومت وحدت ملی به سادگی هرچه تمام، زمینه آن را در خالی کردن منطقه از نیروی امنیتی فراهم کرد.

واکنش های گسترده داخلی و خارجی در برابر نسل کشی میرزاولنگ سبب شد که پس از وقوع جنایت های بیشمار، 235 غیرنظامی اسیر از سوی طالبان رها شوند تا فشار افکار عمومی کاهش یابد.

والی سرپل با انتقاد شدید از بی تفاوتی حکومت نسب به آنچه در این ولایت رخ می دهد در کنار گزارش های از این رویداد که در بی تفاوتی نهاد امنتیی به وقوع پیوست خبر از هماهنگی های درون حکومتی با تروریستان دارد که به تکرار و در مناطق مختلف اتفاق افتاد با منافعی هم برای ارگ هم تروریستان.

هم کاسه شدن گروه های تروریستی چون طالب و داعش با ارگ نشینانی که جز پشتونیزم شدن افغانستان، هدف دیگری ندارند منافع مشترکی را شکل می دهد که باید مناطق مقاومت چون شمال در هم شکسته و اقوام دیگر به خاک و خون کشیده شود.

طالبانی که در دوران حاکمیت خود بی محابا به نبرد با هر نشانه ای از تکنولوژی می رفت با پی بردن به نفوذ رسانه ها هم از قدرت تبلیغاتی سود می برد و هم در پی کاهش تنفر افکار عمومی از خود است و برهمین اساس به رد کشتار بی رحمانه غیرنظامیان در حمله های خود می پردازد.

آنچه در میرزاولنگ رخ داد همان وحشت آفرینی بود که تروریستان در پی ریشه دواندن در میان مردمی است که در برابر افراط گری این گروه مقاومت می کنند تا در حمله های دیگر به راحتی با مناطقی خالی از سکنه مواجه شده و به غارت بپردازند اما زمانی که فشارها بر حامیان و از جمله تنفر افکار عمومی به اوج خود می رسد، دست به اقداماتی چون رهایی اسرا می زنند.

در همین راستا، رییس جمهور در برابر چنین رویداد خونباری که تنها به دلیل بی کفایتی مدیریت جنگی می باشد، گفت که “دشمنان دین و وطن” در میرزاولنگ نشان دادند که هیچ مرزی را نمی شناسند در حالی که به مانند گذشته از گروه طالبان نام نبرد.

رهبران پشتونی به مانند اشرف غنی هیچ گاه در پی کشوری برای تمامی قومیت ها نبوده و همچنان با چنگ زدن به ریسمان پوسیده قوم برتر، از بانیان مرگ و کشتار مردم هستند تا درس عبرتی برای مقام ها و مردمی باشد که در پی مقاومت در برابر حکومت و به عبارتی همراهان ارگ هستند.

از جانب دیگر، اتحاد سه حزب بزرگ افغانستان از میان سه قومیت که صف مخالفان حکومت را تشکیل دادند و بی محابا حکومت را تهدید به سقوط می کند حتی با سفر استانکزی به ترکیه برای مجاب کردن جنرال دوستم در هم نشکست که با سیاست تلافی جویانه ارگ پاسخ داده شد: ناامنی گسترده در شمال و سقوط مناطق یکی پس از دیگری.

حکومت نه با کمبود نیروی نظامی مواجه است و نه محروم از تسلیحات نظامی اما کشتارهای بی رحمانه مردم از کابل گرفته تا دورترین مناطق، دلیل دیگری دارد و آن، وجود دولتمردانی است که تروریست تر از هر تروریست داعش و طالب عمل می کنند.

منفعت و بقای حکومت وحدت ملی ریشه در ناامن نگاه داشتن افغانستان دارد تا با ذخیره های قومی طالبانی خود دست به نابودی هر نشانه ای از مقاومت بزنند و اگر اکنون اشرف غنی با بی تفاوتی در برابر جنایت های طالبان حتی نامی از این گروه نمی برد، نشان می دهد تا چه میزان وابسته به تروریستان است.

وحشی گران طالب و داعش در قندوز، تیوره، هرات، ننگرهار و اکنون میرزاولنگ به اهداف خود دست یافتند و با تبلیغات گسترده ای که از وحشت آفرینی به دست آوردند، رهسپار دیگر مناطق شدند تا زیر سایه امنیت حکومتی های خود فروخته، قتل عام کنند، به نبرد مذهبی بروند و خشنونت بیافرینند و حال کدام منطقه، میرزاولنگ دیگر خواهد شد؟

 

++++++++++++++++++++++++++++++

در حکومتداری غنی، ده ها میرزاولنگ خواهیم داشت

اگر حکومتداری به شیوه کنونی ادامه پیدا کند، مردم افغانستان شاهد ده‌ها فاجعه همانند میرزااولنگ خواهند بود.

بشیراحمد ته‌ینچ، سخنگوی حزب جنبش ملی در صفحه رسمی فیسبوک خود نوشته است که اگر حكومتداری به شيوه داكتر محمد اشرف غنی ادامه پيدا كند، بدبختانه که در آينده نيز شاهد ده‌ها فاجعه همسان ميزرا اولنگ خواهيم بود”.

ته‌ینچ نوشته است که انحصار، فساد، بی‌اعتمادی، عدم وفاداری و نبود پاسخگويي به مردم از ويژگی‌های نظام كنونی است و مقام‌های امنيتی ناتوان، نيروهای دفاعی خسته، بی انگيزه و بی امكانات زمينه ساز چنين فاجعه‌ها خواهد بود.

سخنگوی حزب جنبش ملی گفته است که روزنه اميد در اتحاد و انسجام ملی است تا مسير مطمين برای امروز و آينده باشد

+++++++++++++++++++++++++++

میرزا اولنگ؛ نسل کشی را متوقف کنید

ملک ستیز؛ پژوهشگر و فعال حقوق بشر افغانستانی در واکنش به کشتار شیعیان در میرزا اولنگ سر پل به دست تروریست های طالبان، از اشرف غنی خواسته است تا از سازمان های بین المللی بخواهد که با انجام تحقیقات مستقل و ویژه در باره نسل کشی سر پل، برای محو آن در افغانستان اقدام کنند.

او نوشته است: «آقای رییس جمهور

لطفا از شورای امنیت و شورای حقوق بشر درخواست کنید تا گزارشگر ویژه جهانی در امور ژنوسایدیا نسل‌کشی آقای

AdamaDieng 

را هرچه زودتر به افغانستان گسیل دارند و با راه‌اندازی تحقیق حرفه‌ای و جهانی، دادخواهی بین‌المللی را برای زدودنِ این پدیده زشت در افغانستان سازمان‌دهی نماید.

حوادث اخیر در هرات و سرپل نمونه‌های بارز این توفان خشمگین است.»
آقای ستیز در ادامه، با تأکید بر مسؤولیت دولت در این زمینه، تصریح کرده است: «دولت‌هایی‌که در صورت وقوع ژنوساید دست به اقدامات جدی نمی‌زنند، خود پاسخگوی زشت‌ترین تخطی حقوق بشر در جهان هستند.»
آنچه از سوی این پژوهشگر و فعال حقوق بشر مطرح شده، شاید یکی از معدود پیشنهادهای عملی و معقولی باشد که این روزها از سوی ناظران، در واکنش به فاجعه هولناک میرزا اولنگ، مطرح شده است.

اکنون زمان آن فرارسیده که دولت افغانستان به مسؤولیت های مستقیم خود به عنوان یک دولت متعهد به حقوق بشر و قواعد جهانشمول حقوقی برای صیانت از جان و آزادی اقوام، مذاهب و توده های انسانی عمل کند.

قانون اساسی هم به صراحت دولت را مکلف به این امر می کند. پس هیچ توجیهی برای گردنکشی از این درخواست وجود ندارد.

کمک کننده های بین المللی هم که یکی از بهانه های همیشگی آنها برای کمک به دولت افغانستان، رعایت دقیق تعهدات حقوق بشری آن است، باید مسؤولانه وارد عمل شوند و نشان دهند که در این درخواست خود صادق اند.

واقعیت این است که آنچه در میرزا اولنگ رخ داده، همه شاخص های موجود در تعریف ژنوساید و پاک سازی قومی و مذهبی را دارد. تروریست های طالبان، آگاهانه و مستقیم، زنان، کودکان و غیر نظامیان بی گناهی را بی رحمانه آماج قرار داده اند که هیچ جرمی جز شیعه بودن نداشته اند.پس باید در برابر این جنایت هول انگیز و آشکار، هزینه های سنگینی بپردازند.

راه های زیادی برای تحمیل هزینه بر تروریست های طالبان و دادخواهی برای قربانیان مظلوم این فاجعه وجود دارد.

نخستین قدم این است که اشرف غنی؛ رییس جمهور، تعهد صادقانه خود به اصول روشن قانون اساسی در مورد حقوق بشر را در عمل نشان دهد و فارغ از اینکه در سر پل، چه قوم و مذهبی، آماج ژنوساید و تصفیه قومی و مذهبی تروریست ها قرار گرفته اند و یا در آنسوی این جنایت، کدام قومیت و مذهب قرار دارد، برای راه اندازی تحقیقی مستقل و همه جانبه از سوی گزارشگران ویژه سازمان های بین المللی، درخواست رسمی بدهد.

گام دوم، یافته های گزارشگران ویژه سازمان ملل در حوزه حقوق بشر است.

با توجه به مدارکی که وجود دارد، رسمیت یافتن این فاجعه به عنوان ژنوساید، کاملا در دسترس و اجتناب ناپذیر خواهد بود.

گام سوم را شورای امنیت سازمان ملل باید بردارد. تروریست های طالبان، مسؤول مستقیم این فاجعه هستند. آنها باید بر پایه نتایج تحقیقات گزارشگران مستقل بین المللی، هزینه هایی متناسب با جنایتی که مرتکب شده اند را بپردازند. کمترین هزینه این امر، توقف سریع روند «صلح» با طالبان است.

صلح با یک گروه تروریستی که مسؤول مستقیم جنایت های جنگی و کشتار زنان و کودکان با انگیزه های قومی و مذهبی است که مصداق بارز ژنوساید محسوب می شود، هیچ معنا و توجیهی ندارد؛ مگر آنکه دولت نیز در کشتار میرزا اولنگ با عوامل این جنایت، با سکوت و بی تفاوتی خود، همذات پنداری کند.

پیامد دوم اقدام شورای امنیت، می بایست طرح یک مجازات سنگین بین المللی برای عوامل نسل کشی میرزا اولنگ باشد. هیچیک از قدرت های دایمی عضو شورای امنیت سازمان ملل، نباید مانع از این اقدام شوند. طالبان مستوجب سخت ترین تمهیدات تنبیهی در ابعاد بین المللی هستند و این امر می تواند دامن رژیم های حامی طالبان از جمله پاکستان و قطر و… را نیز در بر بگیرد.

وضع تحریم های شدید و سختگیرانه مالی و تسلیحاتی، ممنوعیت سفر رهبران و فرستاده های سیاسی طالبان به سراسر کشورهای عضو سازمان ملل، بستن دفتر دیپلماتیک این گروه در دوحه و حمایت واقعی از پیگرد رهبران و فرماندهان ارشد این گروه با فشار بر پاکستان و ائتلاف خارجی به رهبری امریکا می تواند از دیگر اقدامات شورای امنیت باشد.

به این ترتیب، ژنوساید سازمان یافته ای که از سوی تکفیری های تروریست بر علیه شیعیان افغانستان، راه افتاده، با تبعات و هزینه های سختی برای تروریست ها و رژيم های حامی آنها همراه خواهد شد و این یکی از ابزارهای کارآمد و مؤثر برای توقف این روند خونبار و خطرناک است.

 

Advertisements