صديق الله توحيدي

آقاي سيد حسين مرتضوي معاون سخنگوي رياست جمهوري در صفحة فيسبوک خويش از قول رييس جمهور غني نوشته است: «انتقام مردم بي گناه ميرزا اولنگ در ولايت سرپل را مي گيرد.»
اما آيا واقعاً انتقام زنان و کودکان بي‌گناه روستاي ميرزا اولنگ را خواهد گرفت؟ انتقام گيري رييس جمهور چگونه خواهد بود؟
اگر رييس جمهوردر اين قول صادق است، خوب خواهد بود تا قبل از انتقام، مقدمات انتقام گيري حکومت را فراهم سازد. هرکسي که به گونه‌يي با طالب ها سر دوستي دارند ويا فکر مي کند با آن ها تعلقاتي دارد، از ارگ بيرون کند؟
اگر جناب شان واقعاً برضد طالب وتروريست اند، آن هايي که تبليغ مي کنند که اگر انتحاري ويا انفجاري است همه از ما هست، آن را از وظايف شان برکنار کند واز سفارت خانه ها برچيند؟
اگر واقعاً رييس جمهور غم آن سربريدة جوان هزاره را دارد، لطف کند آن هايي که در صفحه خويش مي نگاشتند که اگر به قدرت برسند اولين کار شان نام گذاري ميدان هوايي به نام ملاعمر خواهد بود، از کنارخويش براند؟
اگر واقعاً آقاي غني حس قوم گرايي ندارد و يک تکنوکرات تحصيل يافته است، سياست زمين سوختة طالب ها در دهة هفتاد خورشيدي را تقبيح کند و مبارزات قهرمان ملي کشور را يک جنگ ميهني در برابر پاکستان و مزدوران اش (طالب ها ) اعلام کند.
اگر رييس جمهور واقعاً يک شهروند دلسوز است، شعار مرگ بر تري جويي قومي را سردهد و از خود بزرگ بيني شماري از جاسوسان و نادان ها، نفرت خويش را اعلام دارد و از کنار دور و برش اين افراد استفاده‌جو را کنار بزند.
اگر رييس جمهورمي خواهد در کنار ملت باشد از ملت کمک بخواهد، نه از يک قوم خاص و يا يک رهبر خاص و آن هم رهبري که دولت و حکومت را شاريده مي خواند.
اگر ريس جمهور مي خواهد واقعاً در تاريخ از او به نيکي ياد شود، اعلام کند که اوحامد کرزي را که صدها وهزار ها طالب را از زندان آزاد کرد، به دادگاه مي کشد، نه اين‌که او را زعيم ملي بداند.
اگر رييس جمهور درد اين کشور را دارد، خوب است که فرزندانش را در کنار فرزندان ملت جا دهد تا درد پدر ومادري که فرزندان شان موردتهديد است، آن را درک کند.
اگر رفتار رييس جمهور پوپوليستي نيست همين هايي که در گوشش سرود تبارگرايي مي خوانند واز عظمت جاهلان سخن مي زنند آن ها را مجازات کند و همانطوري که فرزند هزاره را در باميان به دوش کشيد روحاً و فکراً نيز بپذيرد که هزاره، تاجيک و ايماق همه مالک اين سرزمين اند وهيچ کس مهاجر نيست و آن هايي که مردم بومي اين سرزمين را مهاجر مي‌دانند آنها را مجازات نمايد.
اگر واقعاً رييس جمهور اعتلاي کشوررا مي خواهد، تدارکات ملي از نظر شان مهم مي‌باشد بايد بداند که همبستگي مردم کشو رمهم تر از هر چيز ديگر است.
اگررييس جمهور مي خواهد که طالب ها در شمال شکست بخورند پس نبايد محورهاي ضد طالبي را در آن مناطق در هم بکوبد . کوبيدن اين محورها معني اش تسليم کردن شمال به طالب است. اين مسأله را بايد وضاحت دهد.
اگر رييس جمهور واقعاً خواستار ادامه روند دموکراسي است از مردم بدون تبعيض از همه اقوام براي سرکوب دشمن مشترک کمک ومساعدت طلب کند و انتخابات مجلس نماينده‌گان و رياست جمهوري را بي طرفانه برگزار کند.
اگر رييس جمهور واقعاً مبارز جدي بر طالب ها را آغاز مي کند بايد شوراي صلح را منحل و اعلام کند که در برابر طالب وداعش اهمال نمي‌شود و صلحي درکار نيست.
اگر رييس جهمورمي خواهد طالب ها شکست بخورند، اول بايد قوم گرايي و جناح بندي هاي داخل نظام را اصلاح نموده، سپس آن هايي که بنام قوم از تروريزم حمايت مي کنند، آن ها را سرکوب نمايد.
مانند اين اگرها، صدها وهزار ها اگر ديگر وجود دارد که فکر نمي‌شود آن اگرها از بين برود و دولت اين همه سوالات را پاسخ روشن دهد .
يگانه پاسخ اصلي که مردم خواستار آن مي باشند، اين است که دولت برضد هر نوع دشمن پروري مستقيم وغير مستقيم قيام کند. انگيزة تازه اي براي مردم به خاطر رزميدن ايجاد کند.
افغانستان وارد يک مرحله حساس تاريخي شده است . در پشت پرده تعاملات کشور، منطقه وجهان که چه مي گذرد، بحث جداست؛ اما آنچه همه را نگران نموده، ضعف نظام ، برتري جويي قومي ، اشتباه در اولويت ها ، گروه گرايي و دشمن پروريست که هيچکدام کمتر از تدارکات ملي از حساسيت و مبرميت برخوردار نيستند.
اما دولت، به ويژه ارگ رياست جمهوري در فضاي ديگر سير مي کند. فکر مي کنند علت‌العلل همه دردها، قرارداد هاست وچه بسا هزارويک حديث ديگر دراين زمينه دهن به دهن مي گردد، در حالي که دردهاي اين کشور آن قدر وسيع وگسترده است که اندر شمار نيايد، ولي از همه مهم تر تأمين و شکست دادن گروه هاي تروريستي است.
بدون امنيت، دختر جوان ميرزا اولنگ و پسر جوان هلمندي مصون نمي باشد. بدون امنيت مردم نان هم کار ندارند چون زنده‌گان به غذا ضرورت دارند نه مرده‌گان .
بدون امنيت هيچ برنامة توسعه‌يي اجرا نمي‌شود. بدون امنيت، حاکميت قانون زير سوال مي رود. بدون امنيت عدالت تأمين نمي‌شود، بدون امنيت سطح رفاه اقتصادي سقوط مي کند. بدون امنيت مردم خود را در کنار دولت حس نمي کنند. بدون امنيت تحصيلات و بلند بردن سطح تعليمي بي فايده است . بدون امنيت سقوط نظام امر حتمي است. بدون امنيت تجارت آسيب جدي مي بيند. بدون امنيت مردم از دموکراسي و مردم سالاري بيزار مي شوند.
خوب است دولتمردان چشم ها وگوش هاي شان را باز کنند وبه قواي خارجي هم زياد تکيه نکنند که چپرکت ديگران نا نصف شب است و هيچ اطميناني نيست که قوت هاي خارجي کشور را درگير مصايب گذاشته، خود به کشورهاي شان برگردند.
افغانستان چند بار آسيب فروپاشي هاي دراماتيک را ديده است. مردم نمي خواهند آن خاطرات تلخ تکرار شود، خوب است همه جناح هاي سياسي گرد هم آيند وبر ضد تروريست همه وارد عمل شوند، نه اين‌که تنها يک نفر قوماندان اعلي باشد در حالي که لشکر در متواري شدن باشد.
سرقوماندان اعلي بايد انتقام زنان ودختران ، پيرمردان وجوان وکودکان ميرزا اولنگ را بگيرد در غير آن بخش عظيمي از مردم کشور از او اطاعت نخواهند کرد.

Advertisements