چهره اصلی طالبان و حامیان بومی و خارجی آن ها را ببینید – عکس

نفرین بر طالبان و حامیان خون آشام خارجی و طالبی شان
کسانی که دم ار مصالحه و معامله با طالبان می زنند، جزء جنایت پیشگان ضد بشری بوده و این جنایات درج برگ های تاریخ بشریت می شوند.
. ارگ و سپیدار اجیران در لابراتوار کشتار مردم کشور ما اند
! مردم متحد شوید
.حامیان خارجی طالب و داعش برای غارت و تاراج کشور هجوم آورده اند
منتظر نباشید تا اجانب و اشغالگران با لشکر نیابتی خود به نام طالب و داعش ازین بیشتر خون فرزندان و پدران و خواهران تان را بریزند

هزاره ها اسلحه بخرید و لشکر بسازید

آگاهان امور، نخبگان جامعه، شخصیت های دلسوز، علمای بیدار دل، روشنفکران متعهد، اساتید دانشگاه، جنرالان و افسران نظامی، تجارملی و اقشار مختلف مردم هزاره، در یک بسیج عمومی و فراخوان همگانی از تمام مناطق هزارستان تجمع کرده و تصامیم مشترک ذیل را اتخاذ نمایند،

1_

تاجران ملی از داخل و خارج کشور مبالغ پول قابل توجه برای خریداری اسلحه پرداخت نمایند.

2_

هزاره های که در خارج از کشور هستند نیز کمکهای اقتصادی و مالی شان را برای خریداری اسلحه بپر دازند.

3_

این مبالغ جمع آوری شده زیر نظر شخصیتهای مورد اعتماد به خریداری اسلحه ومصارف سنگرداران حریم دفاعی از هزارستان اختصاص داده شود.

4_

در هر ولایت و ولسوالیها صندوق جمع آوری پول گذاشته شده و مبالغ زیر نظر هیئت امنا وشخصیتهای قابل اعتماد در جای امن ذخیره شود.

5_

هر خانه بطور اجبار یک میل اسلحه طبق توانش خریداری نماید اگر ا حیاناً افرادی پول خرید را نداشت از پول جمع آوری شده در صندوق« بانک» استفاده شود.

6_

در هر ولایت و ولسوالی مراکز جلب و جذب افراد و جوانان سلحشور و دشمن شکن دایر شود.

7_

قومندانان و سرداران مجاهد تجارب نظامی شانرا با جوانان رشید و جان برکف طالب کش آموزش دهند.

8_کار شناسان و جنرالان نظامی تمام ساحات هزارستان را تحت پوشش زون شرق، غرب، شمال وجنوب قرارداده، فرقه ها، لواها وکندک هارا در مناطق استراتژیک و

حساس مستقر سازند.

9_

علما و مبلغین همان طوریکه در ایام محرم و عاشورا برای ابقای دین و قیام امام حسین ع تبلیغ می کنند، برای دفاع از حریم نوامیس وموجودیت مردم هزارستان و تشویق جوانان تبلیغ کنند و امر دفاع یک وظیفه شرعی، ملی و قانونی است.

10_

مراجع تقلید و آیات عظام، آیت‌الله محقق کابلی، آیت‌الله فیاض، آیت‌الله موحدی نجفی، آیت‌الله امینی بامیانی، آیت‌الله واعظ زاده بهسودی، آیت‌الله ناصری، آیت‌الله رییس و اساتید حوزات علمیه در داخل و خارج دراین امور که پای مرگ وزندگی درمیان است و موجودیت جمعی وهمگانی در خطر است، سهم عمده بگیرند.

اگر چنین نشود خدای ناخواسته سناریویی کشتارجمعی و نسل کشی عبدالرحمن جلاد تکرار خواهد شد.

وما علینا الا البلاغ.
ناصر مظفرى

 

++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

روایت تکان دهنده از جنایت طالبان در میرزا اولنک؛


+++++++++++++

نامم نجیبه است 11 سال دارم. طالبان پدر ومادرم را در میرزا اولنگ كشتند. من حالا از برادر سه ساله زخمي ام در بيمارستان پرستاري مي كنم. همان روز وقتي همه فرار می كردند، من هم همراه با مادر وپدر و برادر كوچكم تصميم فرار را داشتيم. وقتي از خانه بيرون شديم هنوز كمي از خانه فاصله گرفته بوديم كه ناگهان يك گلوله به بردارم شليك شد و سپس به دنبال آن گلوله ديگر به مادرم اصابت كرد. هر دو به زمين افتادند. زمان كه مادر و برادرم زخمی شدند پدرم به من گفت تو باش من ميرم تا موتر بياورم و مادر و برادرت را به شفاخانه انتقال دهيم، اما لحظه نگذشت که من نگران پدرم شدم رفتم بيرون، مي خواستم از كنار درختي كه نزديك خانه ما بود رد شوم كه ناگهان چشمم به پدرم افتاد. پدرم پر از خون زير درخت افتاده بود نزديكش رفتم ديدم پدرم شهيد شده است. براي چند دقيقه روي جسد پدرم گريه كردم. دوباره پس پيش مادرم آمدم دستم را روي سرش گذاشتم مادرم هم ديگر زنده نبود. من ماندم و تنها با برادر سه ساله ام که او هم از قسمت کمر زخمي شده بود، بعد چند لحظه مردم آمدند من و برادرم را به شفاخانه انتقال دادند. حالا من اينجا در بيمارستان با سرنوشت نامعلوم كنار برادر زخمي ام كه او هنوز از مرك پدر ومادرم چيزي نمي داند نفس مي كشم. هنوز از سر نوشت دو برادر ديگرم نيز خبری نیست. اينجا در بيمارستان وقتي دلم غصه ميكند از خودم مي پرسم مگر ما با طالبان چي كرديم كه ما را با اين سرنوشت روبرو ساخت.؟

صالحه سادات

+++++++++++++++++++++

اگر هزاره نجنبد، عصر امیرعبدالرحمن تکرار می شود
اگر یک صدهزار معترضی درکابل به مارش دادخواهی به راه انداختند، برای داعش و طالب نیز می توانند گورهای دسته جمعی حفر کند.
سیاسیون و پیشروان روشنفکری و مذهبی هزاره دیگر تردیدی نباید داشته باشند که در مرحله تشدید جنگ «نیابتی»، یک بار دیگر به عنوان یک هدف مناسبتی آشکار انتخاب شده اند. اگر بیش ازین روی «مبارزات مدنی» حساب بازکنند، همان حاصلی را به دست می آورند که در چهارراهی دهمزنگ و الحال درمیرزا اولنگ به دست آوردند. اگر درخت کنش های مدنی در جاده های برلین و پاریس به بار می نشیند، چرا و با چه منطقی همان نتیجه را در دهمزنگ و چهار راهی زنبق انتظار می کشید؟ بین افغانستان و تمدن چند صد سالۀ غرب در زمینه های مشترک اجتماعی- تاریخی، حق شهروندی، قانون مداری، فرهنگ سازی و اقتصاد حمایتی از فرد، به غیراز هیاهوی مفت رسانه ای چه مشترکاتی وجود دارد؟
علی رغم آن که هزاره در شانزده سال اخیر در بسترهای شهری و حتی در مجتمعات «غارنشینی» نسخه های بی همتایی از همزیستی سیاسی و شهروندی را ثبت تاریخ معاصر افغانستان کرده، با آن هم هدف نسل کشی برنامه ریزی شدۀ سیاسی قرار می گیرد.
وقتی یک جماعتی از مردم با وصف میراث داری زجر آور چندین دوره زخم و جرح و جفا ، نمونه های رشک انگیزی از مدرنیزم، ترقی خواهی، همزیستی عادلانه و همیاری بی دریغ با دیگر طوایف ساکن درقلمرو آشوب زده را به نمایش می گذارند، چرا در کار دفاع واجب از هستی و کیان بشری خویش شکار تردد می شود؟
وقتی هزاره امروزی از دوزخ رنج ها پایش به یک کشور غربی باز می شود و بعد از بازیابی خویش، طرح و دیزاین یک انجن فوق پیشرفته بالاتر از جنگنده اف شانزده را به کشور میزبان آماده می کند، این جامعه چرا مگر در گرفتن تفنگ و سنگر آرایی در دفاع از حال وآینده خویش محتاج یک معجزه آسمانی یا صدقه ارگ کابل باشد؟
هزاره محور یک مقاومت جدید چند جانبه است. تکرارمی کنم؛ چند جانبه. دیگرطوایف ساکن درافغانستان قدرت خود را در تمامی حوزه ها یکسان ظاهر نساخته اند. زن و مرد هزاره ظرفیت آن را دارد که بستر زیستی خویش را به یک «کوبانی» کوه آسای افغانستان مبدل کند.
دست خالی اند؟ نه، هزاران هزاره در نیروهای امنیتی گوشت دم توپ اند و اصلن معلوم هم نیست برای چه و برای کی می جنگند. اردوگاه ضد طالبان که هزاره بخشی از آن حساب می شود، تا دندان مسلح است وبرحمایت نیرومند منطقه ای نیز تکیه دارد. اگر طالب وداعش از سلاح کوت های اردوی ملی وپلیس پیوسته از هوا و زمین اکمال می شوند، هزاره هم می تواند محور به «کوبانی» تبدیل شود. اگر یک صدهزار معترضی درکابل به مارش دادخواهی به راه انداختند، برای داعش و طالب نیز می توانند گورهای دسته جمعی حفر کند.گزارش نامه افغانستان
++++++++++++++++++++++++++++++++++++

طالبان ۴۷ دختر جوان را در سرپل «برده جنسی گرفتند

شماری از باشندگان میرزااولنگ ولسوالی صیاد ولایت سرپل می‌گویند که افراد وابسته به گروه طالبان، دست‌کم ۴۷ دختر جوان این منطقه را به عنوان برده جنسی با خود برده‌اند.

محمد جعفری، رهبر حزب رفاه ملی افغانستان و باشنده منطقه‌ی میرزا اولنگ ولسوالی صیاد سرپل در صحبت با خبرگزاری افق این رویداد را تأیید کرد و گفت، امکان سؤ استفاده از این دختران وجود دارد.

اما ذبیح‌الله امانی، سخنگوی والی سرپل از این رویداد اظهار بی‌اطلاعی کرد و به خبرگزاری افق گفت: «ما هیچ‌گونه ارتباط با اسیران نداریم، طالبان و داعش ۱۵۰ خانواده را با خود برده‌اند و طبعا در میان آنان دختران جوان و کودکان نیز شامل اند».

طالبان شنبه هفته جاری، پس از تصرف منطقه‌ی میرازا اولنگ دستکم ۵۰ فرد ملکی به شمول کودکان، زنان و محاسن سفیدان را به گلوله بستند.

این رویداد طی روزهای گذشته واکنش‌های تندی مقامات بلندپایه حکومت، نهادهای حقوق بشری و کاربران شبکه‌های اجتماعی را در قبال داشت.

مقامات محلی سرپل می‌گویند که تاکنون نیروهای کمکی به این ولایت نرسیده‌اند و نیروهای فعلی برای بیرون راندن طالبان کافی نیست.

روز گذشته عبدالرشید دوستم، معاون اول ریاست جمهوی و محمد محقق معاون ریاست اجرائیه، نهادهای امنیتی را متهم به کم‌کاری و عدم توجه نسبت به رویداد میرزا اولنگ کرده‌بودند

 

++++++++++++++++++++++++++++++++++

گزارش تصویری: «میرزاولنگ» پس از تصرف طالبان

چند روز پیش دو گروه طالبان و داعش پس از حمله به روستای «میرزاولنگ» در ولایت سرپل، ده ها نفر از مردم عادی را به رگبار بستند.
150 خانوادۀ اسیر میرزااولنگ نیز تا دیروز در اسارت بودند و روز گذشته از چنگ طالبان و داعش رها شدند.
در زیر، تصاویری از این روستا پس از تصرف طالبان را مشاهده می کنید

به این دو مورد مهم در فاجعه میرزا اولنگ توجه کنید

یادآوری مهم در مورد فاجعه میرزا اولنگ:

یک: هیچ عکسی تا هنوز از کشته‌ها، زخمی‌ها و بربادی مردم منتشر نشده و عکس‌های منسوب به میرزا اولنگ از بقیه حوادث اند. حرفوی برخورد نموده، اگر می‌خواهید دادخواهی یا اطلاع‌رسانی کنید به متن اکتفا نمایید.

دو: دو نوع گروگانگیری وجود دارد. یکی گیرمانده‌ها در میرزا اولنگ که بخشی از آن‌ها براساس توافق قرار است به مرکز سرپل منتقل شوند. دیگری یک گروه ۸۰نفره است که بیشتر از ۳۰تن آنان دختران جوان و زنان میان‌سال استند که توسط گروپ غضنفر روز شنبه از میرزا اولنگ به مناطق نامعلوم انتقال داده شده اند. طبق آخرین اطلاعات این افراد به یکی از مناطق ولسوالی درزاب جوزجان منتقل شده اند.

سه: ربوده شدن دختران و زنان یک مساله حیثیتی و ناموسی است. مقامات محلی و مردم به دلیل حساسیتی که این موضوع خلق می‌کند از تایید آن انکار می‌کنند، اما من با ثبوت این مساله را نوشتم تا ابعاد این جنایت پوشیده نماند.

چهار: جنایت نباید به نام داعش ختم شود. داعش یک روپوش است و برای توجیه بی‌کفایتی حکومت ایجاد شده است. قمندان غضنفر که عامل بیشترین کشتار و ربودن دختران و زنان است عضو گروه طالبان است. عامل این جنایت طالبان استند و به شریکان جنایت برای توجیه غفلت و ستم شان کمک نکنید.

پنج: ۸۰ تن ربوده‌ شده که ۳۰ تن شان زنان اند را با گروگان‌ها در مرکز میرزا اولنگ اشتباه نگیرید.

مختار وفایی

++++++++++++++++++++++++++++++++

هفت پیشنهاد فوري در ارتباط با فاجعه ميرزاولنگ

یک. داعش دُم روباه است، داعش بهانه است. مگر قبل از داعش ما در این سرزمین مهدور الدم نبودیم و قتل عام نمی شدیم؟
حکومت عراق که بخش وسیعی از خاکش در اشغال داعش بود, هم با آن جنگيد و هم امنیت ده ملیون زایر کربلای معلّی را در سراسر خاک عراق تأمین می کرد. دولت پاکستان هم که منشأ و مأوای تروریزم است هر وقت خواسته امنیت عزاداران را بگیرد گرفته است. دولت وحشت ملی هم اگر بخواهد امنیت را تأمین کند بسیار ساده است. پس این درخواست از ارگ را در برابر چشمان مردم دنیا مطرح کنیم یا تأمین می کند یا دستش رو و رویش سیاه می شود.

دو. مردم کویته با اردو زدن و تحصّن در کنار اجساد شهدای خود، سران حکومت پاکستان را از اسلام آباد به کویته کشاند و ما در جنبش تبسم با عجله‌ای که کردیم ارگ نشینان را تا پیش ارگ نتوانستیم بیاوریم. مردم لبنان یک سال تمام در میدان شهدای بیروت اردو زدند تا نتیجه گرفتند. کافی بود جنبش فقط سه روز به تحصن خود ادامه می‌داد. هنوز حامیان جنبش در داخل و خارج پوسترها و پلاکارت‌های خود را ننوشته بودند که برخلاف انتظار خبر پراکنده شدن تظاهر کنندگان پخش شد. اینک باید از آن درس گرفت.

سه: شهدا را به صورت جمعی و در یک مکان خاص دفن می کنیم اما قبل از دفن شهدا به عنوان اولین و نه تنها اقدام عملی، در كنار آنها که سند مظلومیت ماست، تحصّن می کنیم تا ارگ بیداد و سازمان ملل تضمینی برای تأمین امنیت شهروندان بدهند.

چهار. از مردم هزاره و هموطنان متمدن عدالت خواه خود بخواهیم در سراسر جهان به خیابان ها بیایند و مظلومیت ما و ستم پیشگی ارگ بیداد را به سمع و نظر جهانیان برسانند و تکرار فجایع باعث عادی شدن آن برای ما نشود.

پنج. کوتاه آمدن در این مسأله بسیار کوته اندیشانه است. هرچه ما عقب نشینی کنیم دشمن پیش تر می آید و تا حذف کامل ما از این سرزمین ادامه خواهد داد. از جنبش تبسم تا به امروز دشمن گام به گام پیشتر آمده است. تبسم و یارانش را در منطقه خود سر بریدند. دهمزنگ از خانه ما زیاد دور نبود. کارته سخي …..و امروز به خانه ما رسيده است.

شش. برخی از خودی های بیخود پیشنهاد می کنند که برای زنده ماندن باید از جرم شیعه بودن خود توبه کنیم. و به خاطر همین جرم، انگشت اتهام را به سمت خود ما نشانه می روند. از این ها باید پرسید، آیا شما از دشمنان امضا یا تضمینی گرفته اید که در صورت توبه از این جرم، مؤلفه های دیگر هویت ما جرم نباشد؟ چرا به همان دلیل که دیگران حق دارند با حفظ هویت خود زندگی کنند، ما حق حیات نداریم.

هفت. برای تأمین امنیت خود در آینده باید مسلح شویم. امید داشتن به ارگ برای این که امنیت فراهم کند کار بیهوده است. ارگ چنان که ظاهر قدیر قسم یاد کرد، در اشغال آدمکشان است. ارگ و برادران ناراضى هردو به مرگ ما راضى و در هدف حذف غیر خود از این سرزمین اشتراک دارند و ممکن است در روش کمی فرق کنند.

قلم بدستان ما باید از موضع قدرت و امید، راهکار ارایه کنند نه اینکه حدیث یأس و ناامیدی بخوانند.
اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است. اشک کباب باعث طغیان اتمر (ببخشید، آتش) است.

رسول حمیدی

 

+++++++++++++++++++++++++++

میرزاولنگ، لکه ننگی بر پیشانی طالبان و دولتمردان

بر اساس دقیق ترین اخبار، جنگ میرزاولنگ که از نيمه شب ١٢ اسد ١٣٩٦ آغاز و تا ساعت ٢ شب ١٤ اسد ١٣٩٦ دوام كرد مردم بارها از منطقه شان قاطعانه دفاع كردند و دشمن را با وارد كردن تلفات عقب راندند.

اما به دليل تهاجم وسيع دشمن از سه جهت و نبود كمك هوايى و زمينى مؤثر از ناحيه دولت، شكست خوردند و در نيمه شب ١٤ اسد ١٣٩٦ افراد بسيج مردمي ميرزاولنگ كه مؤظف به دفاع از منطقه بودند از سنگرهاى شان عقب نشينى و مردم آن منطقه نيز راه مهاجرت را در پيش گرفتند.

در جريان جنگ و عقب نشينى ياد شده، پنج نفر بسيج مردمى شهيد و تعدادى هم زخمى شدند و طالبان و افراد داعش بر منطقه مسلط شدند و فاجعه اصلی با روشن شدن هوا درصبحگاه ١٤ اسد به وقوع پیوست و طی آن« مهاجمينى كه از سه جهت بر منطقه حمله كرده بودند راه عبور مهاجرين مردمى را در تنگى ميرزاولنگ بند ساخته و از انتقال مهاجرين به منطقه امن جلوگيرى كردند.

با تسلط يافتن طالبان و داعش بر منطقه ميرزاولنگ به رهبرى ملا عطاء الله والى و ملا نادر قوماندان طالبان و غضنفر قوماندان داعش و باقى ماندن تعدادی از خانواده هاى بي دفاع، جنايات هولناك زير به وقوع پيوست:

۱-

مهاجمين از ميان مردم ملكى آن منطقه تعداد ٢٥ نفر را در يك منطقه بنام باغ سيد اسماعيل و ٩ نفر از بزرگان و موى سفيدان آن منطقه را در محلات ديگر تير باران كرده به شهادت رسانده اند كه تعداد مجموع شهدا با يك نفر سرباز اردوى ملى به ٤٠ نفر مي رسد.

۲-

برخى مساجد، حسينيه ها و نمادهاى دينى مردم را به آتش كشيدند.

۳-

قوماندانهاى مسلط بر منطقه بر مردم فشار مضاعف وارد مي كنند تا اموال و دارايى مردم را به بهانه سلاح و مهمات مورد دستبرد قرار دهند.

بعضاً در مقایسه میان طالبان و داعش، این گروه یعنی طالبان بر داعشیان ترجیح داده می شوند و گویی به دلیل اینکه طالبان همه افغان هستند و عناصر داعش از دیگر کشورها، محض افغان بودن طالبان دلیل بر بهتر بودن آنان دانسته می شود که به نظر می رسد این گونه استدلال از سخیف ترین نوع آوردن دلیل برای ادعایی می تواند به شمار آید.

طالبان از بدو شروع به فعالیت های نظامی- سیاسی شان در افغانستان؛ چه در دوره امارت و حکومت شان بر مردم و چه در زمان کنونی که به عنوان دوره گردان اسلحه بر دوش و آواره برای خود شان اسم و رسمی بهم زده اند، همواره روی یک چیز تمرکز داشته اند و آن دست یازی به قدرت و حکومت به هر قیمت و بهایی بوده است.

در منطق طالبانی چنانچه تا کنون از سوی حامیان و سران این گروه به نمایش گذاشته شده است، مردم و کشور و مصالح علیای آنها هیچگاهی برای این گروه ارزش و بهایی نداشته و محل اعتناء نبوده است؛

چنانچه این گروه به راحتی با جان و مال مردم بازی می کنند و جان و مال و ناموس مسلمانانِ افغانستان برای آنها هیچ گونه ارزش و احترامی ندارد و دلیل این ادعا نیز حمله ها و عملیاتهای انتحاری و انفجاری این جماعت جائر علیه جان و مال صدها مسلمانِ مظلوم و بی دفاع افغان است که در اوج بی تفاوتی طالبان، هر شبانه روز، از بین می رود و تلف می شوند.

چنانچه می دانیم در آئین انسان ساز اسلام، جان و مال و ناموس و آبروی هر مسلمانی، ارزش و احترام دارد که کسی حق ندارد نسبت به این موارد چهارگانه، انسان مسلمانی را مورد تعرض و آزار و اذیت قرار دهد؛ تا چه رسد به کشتن مسلمانها و غارت کردن اموال و دارایی های آنان و شکستن حریم احترام نوامیس و بردن و ریحتن آبروی آنان.

طالبان و برادران آنها داعش اما به راحتی آب خوردن از همه ی این حدود و ثغور چهارگانه تجاوز کرده و حریم همه ی آنها را عامدانه و از سر بغاوت و غدارمنشی می شکنند و از این بایت خمی هم به ابرو نمیاورند.

چنانچه می دانیم حادثه میرزاولنگ جنایت تازه طالبان نبوده و این جماعت نادانِ سرشار از عصبیت های قرون حجری در کارنامه جنایت و قساوت شان علیه انسانهای بی گناه از این نمونه ها بسیار دارند و قطعاً در آینده نیز خواهند داشت؛ اما سخن در این است جایگاه دولتمردان حکومت وحدت ملی را در اهمال و بی تفاوتی شان نسبت به فاجعه میرزاولنگ و امثال آن چگونه باید هضم و توجیه و تفسیر کرد؛ جایگاهی که بواقع می تواند و می توانست بهتر و برتر از اینی باشد که دولتمردان ما در حادثه میرزاولنگ از خود به نمایش گذاشتند و برای یک بار دیگر مردم افغانستان را از خود و طرزالعملهای غیر مسئولانه خویش، مایوس و ناامید ساختند.

مردم ما از طالبانی که از کشور و ملت خود بریده و ابزار دست دشمنان افغان و افغانستان شده اند، توقع و انتظاری ندارند و در واقع هیچ نوع سبعیت و جنایت علیه مسلمانان را از آنان دور از ذهن نمی دانند؛ اما همین مردم زمانی که می بینند دولت و حکومتی که با آراء آنان جان گرفته و برپا شده است، در دفاع از جان و مال و ناموس و آبروی آنان اینگونه ناجوانمردانه و بزدلانه به دشمن پشت می کنند و باعث می شوند تا اهالی بی گناه و شجاع ولسوالی میرزاولنگ توسط جانیان طالب، قتل عام شوند، برای چندمین بار اعتماد خویش را نسبت به حکومت و سران پرمدعا و لاف زن آن از دست می دهند و به مرور زمان و آهسته آهسته به این دولت و گردانندگان آن پشت می کنند

+++++++++++++++++++++++++++++++.

طالبان و داعش در سرپل قتل عام کردند

دوشنبه ۱۶ اسد ۱۳۹۶ – ظفرشاه رویی

مقام‌های محلی ولایت سرپل اعلام کرده‌اند که افراد گروه‌های طالبان و داعش با تصرف منطقه «میرزاولنگ» در ولسوالی صیاد این ولایت، دست به کشتار جمعی باشنده‌گان محل زده‌اند.
میرزاولنگ از مناطق مهم و استراتژیک ولایت سرپل به شمار می‌رود که شنبه شب گذشته از کنترول نیروهای امنیتی خارج شد. مقام‌های محلی می‌افزایند که با سقوط این منطقه به دست طالبان و داعش، خطر سقوط مرکز ولایت سرپل نیز بیشتر شده است.
حاجی غلام‌ مهدوی، فرمانده خیزش‌های مردمی ولایت سرپل، می‌گوید که منطقه میرزاولنگ در نتیجه بی‌توجهی حکومت مرکزی به دست طالبان و داعش سقوط کرده است. آقای مهدوی می‌‌افزاید که این منطقه از سه سال به این سو تحت تهدیدهای جدی قرار داشت و مقام‌های محلی بارها از دولت مرکزی خواسته بودند تا برای رفع تهدیدها نیروی اضافی و امکانات بفرستد، اما به این درخواست‌ها جواب مثبت داده نشد.
فرمانده خیزش‌های مردمی در ولایت سرپل در گفت‌وگو با روزنامه ۸صبح افزود که جنگ‌جویان طالبان و داعش با تصرف منطقه میرزاولنگ دست به کشتار جمعی زده‌‌اند. حاجی غلام مهدوی گفت: «در این منطقه حدود چهارصد تا پنج‌صد خانواده حضور داشتند که نزدیک به دوصد خانواده را ما از محل کشیدیم، پس از این که روز شد، طالبان و داعشی‌ها جلو بیرون‌شدن خانواده‌ها از منطقه را گرفتند و در همان ساعت، یک تعداد را تیرباران کردند که در میان این افراد، یک زن و شوهر، یک پیر مرد و تعدادی زن و کودک هم بودند. در همین ساعتی که من صحبت می‌کنم، تعداد شهدای مردمی شامل زن، پسر، پیر زن و پیر مرد به بیش از ۵۰ نفر رسیده است و این‌ها تیرباران شده‌اند. این‌ها از جمله خانواده‌هایی هستند که در منطقه مانده‌اند.» وی تأکید کرد: «مردم را در هرجایی که گیر کرده‌‌اند، تیرباران کرده‌اند.»
حاجی غلام مهدوی افزود که ارتباط میان دیگر باشنده‌گان ولایت سرپل با باشنده‌گان منطقه میرزاولنگ کاملاً قطع شده و طالبان و داعش شبکه‌های مخابراتی در این منطقه را از کار انداخته‌اند.
هم‌چنین محمدحسین شریفی بلخابی نماینده ولایت سرپل در مجلس نماینده‌گان نیز، کشتار غیرنظامیان توسط طالبان و داعش در منطقه میرزاولنگ، از ساحات مربوط به ولسوالی صیاد ولایت سرپل را تأیید کرده می‌گوید که بر اساس گزارش‌ها تا کنون نزدیک به پنجاه تن از باشنده‌گان این محل توسط طالب و اعضای داعش جان‌های خود را از دست داده‌اند. آقای بلخابی گفت که تمامی قربانیان غیرنظامیان به شمول زنان و کودکان اند که مصروف کارهای دهقانی و مال‌داری بوده‌اند. شریفی بلخابی افزود که این غیرنظامیان پس از ورود مهاجمان طالب و داعش به منطقه میرزاولنگ قربانی شده و تا کنون حمله‌کننده‌گان بر مردم، حاضر نشده‌‌اند تا اجساد قربانیان را بدهند.
محمدحسین شریفی بلخابی ابراز داشت که طالبان و داعش یک سال قبل تصمیم داشتند تا منطقه میرزاولنگ، که از ساحات استراتژیک ولایت سرپل به شمار می‌رود را تحت کنترول خود در‌آورند. به گفته‌‌ی او، بارها این منطقه هدف حمله قرار گرفته و در نهایت دو شب قبل با حمله‌ی گسترده توانستند این منطقه را تحت کنترول خود در بیاورند. آقای بلخابی گفت که سقوط منطقه میرزاولنگ تهدیدها علیه مرکز ولایت سرپل را نیز بیشتر ساخته است. این نماینده‌ی ولایت سرپل در مجلس نماینده‌گان گفت: «منطقه میرزاولنگ چون یک جای مهم و استراتژیک است، در آن‌جا داعش و طالب دست به‌دست هم داده تا این منطقه که یک سد محکم و یک جای بسیار مهم از لحاظ نظامی است، تسخیر بکنند تا این که زمینه را برای آمدن به مرکز ولسوالی صیاد و خود ولایت سرپل مساعد سازند.»
میرزاولنگ در داخل دره واقع شده است که از سه طرف توسط کوه‌ احاطه شده و تنها یک مسیر برای ارتباط با بیرون از منطقه دارد. نیروهای امنیتی در اخیر این دره یک خط دفاعی ایجاد کرده‌اند تا از ورود مهاجمان طالب و داعش بر مرکز ولسوالی صیاد جلوگیری کنند.
هم‌چنین محمدظاهر وحدت والی سرپل نیز، می‌گوید که جنگ‌جویان طالب و داعش در منطقه میرزاولنگ دست به کشتار غیرنظامیان زده‌اند. آقای وحدت شمار تلفات غیرنظامیان در این منطقه را بین سی تا چهل نفر اعلام کرد. او می‌گوید که در میان این قربانیان کودکان، زنان و محاسن‌سفیدان نیز شامل‌اند.
محمدظاهر وحدت که روز گذشته در یک کنفرانس خبری در باره وضعیت منطقه میرزاولنگ گزارش می‌داد، از وضعیت موجود در آن منطقه به عنوان یک «فاجعه» یاد کرد و گفت: «تروریستان خون‌آشام با اشغال این روستا دست به کشتار بی‌رحمانه غیرنظامیان و بی‌گناهان زده‌اند. طبق گزارش‌های اولی، شورشیان بین ۳۰ تا ۴۰ تن از مردمان بی‌گناه را به شکل بی‌رحمانه که در بین‌شان کودکان، زنان و محاسن سفیدان هم شامل می‌باشند، تیرباران کرده و هم‌چنان مساجد و منابر را به آتش کشیدند.»
والی سرپل مقام‌های دولت مرکزی را مورد انتقاد قرار داد و گفت به درخواست‌های شان مبنی‌بر اعزام کمک هوایی پاسخ مثبت نداده‌اند. محمدظاهر وحدت می‌گوید: «ما تلاش نهایی را کردیم تا از به وجود‌آمدن فاجعه جلوگیری کنیم، نیروهای مستقر در شهر را در دو گروه به ساحه اعزام کردیم و در عین حال تقاضای کمک هوایی و زمینی را از سکتورهای مرکزی کردیم، اما تا آخرین لحظات این کمک‌ها صورت نگرفت و به دلیل نرسیدن کمک و تجمع بیش از حد دشمن از سایر ولایات روستای میرزاولنگ سقوط کرد.»
والی سرپل گفت که بیشتر باشنده‌گان منطقه میرزاولنگ بی‌جا شده و به مرکز ولسوالی صیاد و شهر سرپل تجمع کرده‌اند. به گفته او، هر چند مطابق به امکانات، به بی‌جاشده‌گان منطقه میرزاولنگ کمک صورت گرفته، اما عمق فاجعه بیشتر از آن است که اداره محلی بتواند به آن رسیده‌گی کند.
محمدظاهر وحدت از حکومت مرکزی خواست تا برای به دست‌گرفتن کنترول منطقه میرزاولنگ اقدام فوری کند، در غیر آن، سقوط کامل ولسوالی صیاد و شهر سرپل نیز دور از انتظار نخواهد بود8 صبح

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

هنگامیکه جنرال دوستم مصروف پاکسازی صفحات شمال کشور از وجودحیواناتی بنام طالبان بود

.
حامیان این گروه وحشی و تروریستی مانند کرزی,غنی ,اتمر,یون, امرخیل و غیره ,
صدها پیام و اخطاریه ای به جنرال فرستادند که عملیات ها را توقف داده و حتی وی را متهم به نسل کشی نموده بودند.
اما حالا که ,نسل کشان و آدمکشان اصلی و حرفوی در آن مناطق مصروف سلاخی , ریختاندن خون های انسان های بیگناه و چور و چپاول ظهور نموده اند . آنان خاموش ,و نظاره گر رنج و عذاب انسان ها هستند.
این خاموشی ها برای چیست ؟
طوریکه ثابت گردیده, طالبان داعش حزب اسلامی و دگر گروه های تروریستی بازوان و همکاران اصلی حاکمان ارگ و شوونیستان تمامیتخواه در کشوربوده, همه از یک تبار و دارای اهداف مشترکی اند که عبارت است از تحکیم و گسترش سلطه قبیله در سرتاسر کشور بوده, و به همین جهت است که آنان همدیگر پذیر و تکمیل کننده یکدیگر اند.
اهداف شوونیستان تمامیتخواه ,قومگرایان و گروه های تروریستی در صفحات شمال کدام اند ؟
یکی از اهداف عمده آنان , کوچ دادن اجباری اقوام غیر پشتون از محلات بومی شان در صفحات شمال, مناطق مرکزی و حوزه غرب کشور بوده, تا بعوض آنان کوچیان و قبایلی های وزیرستان شمالی و جنوبی را در آن محلات جابجا سازند .
مطابق رهنمود های مانیفست پختونیزم و طبق نظریه یکی تیوریسن های پختونیستها بنام روستار تره کی که در یکی از برنامه های بی بی سی گفته بود :
تک سازی قومی کشور بدون نسل کشی و از تیغ کشیدن اقوام غیر پشتون ناممکن بوده و باید پختون ها به این عمل ولو که خشن و غیر انسانی نیز میباشد دست زنند, تا یک کشور پختونی مطلقه در جهان داشته باشیم .
وی میگوید: شاید در اینده از طرف جهانیان بخاطر نسل کشی های اقوام غیر پشتون محکوم شویم اما ازین محکومیت نباید ترسید,زیرا بسیاری کشور ها این راه را پیموده واز ترکها ,جرمن ها,امریکایی ها ,انگلیس ها وغیره نام برد.
بلی ,به خاطر تطبیق همین نظریات و برنامه های مانیفست است که آنان طالبان را دوباره بازسازی نموده تجهیز ,تمویل تسلیح کردند و برادر خوانند.
طالبان نیز این حمایت و پشتیبانی سران مافیایی, قاچاقبر ,خاین و وطنفروش خویش را درک نموده و وظایف سپرده شده را با کمال میل و به وجه احسن انجام میدهند .
به همان خاطر است که آنان در 400 بستر ,در قول اردوی 209 شاهین ,در چهارراهی زنبق در فاریاب, غور, هرات, سرپل و غیره جاها بیباکانه و بیرحمانه عمل کرده و دست به قتل های عام ونسل کشی ها زده و میزنند.
گرچه در صفحات شمال تا حال همه کار ها مطابق برنامه های شورای امنیت و مواد مانیفست پختونیزم جلو میرود,و از مردم قربانی میگیرند.
اما بعید نیست که این قربانی دادن ها ,باعث تسریع پروسه اتحاد و انسجام اقوام تحت ستم در کشور گردیده و آنانرا مجبور سازند تا به زودترین فرصت گروه های مسلحانه دفاع خودی برای محلات خویش تشکیل داده و متحدانه در مقابل تروریستان ایستادگی کنند.
خیزش های مسلحانه مردمی ضد طالبان نمونه های خوب دیگری اند که جلو ورود گروه های تروریستی طالبان را در بسیار از مناطق گرفته اند .
تشکیل گروپ های مخفی مسلحانه ضدطالبانی پاسخ خوبی میتواند که در مقابل یکه تازی های تروریستان باشد.
به اینترتیب هموطنان ما میتوانند که با اقدامات هوشیارانه و پیشگیرانه جلو استبداد و تروریسم را گرفته و پلان های شوم و خصمانه حلقات فاشیستی شوونیستی و تروریستی را در کشور خنثی سازند .با حرمت

خلیل دلارام
عکس ها, نشاندهنده کوچ های اجباری باشندگان روستای میرزا اولنگ میباشد که از ترس طالبان وحشی مناطق شانرا رها کرده اند

.

Advertisements