ازلحن ومحتوا ی این مقاله چنین میتوان استنباط کرد که دستگاه خبری هشت صبح ونویسنده های آن اجیران سیا اند که سیاست اشغال واستعماری امریکا را برحق وانمود کرده به فریب اذهان عامه افغانستان می پردازند
بایدگفت که اکنون طفل ماهم میداند که امریکا بخاطرتاراج منابع طبعی ما وتهدید همسایه های ما درافغانستان حضور نظامی دارد نه به خاطر مقابله با تروریزم .
خیلی مضحک وخنده آور است اگر تصور گردد که درغیاب نیروهای امریکائی افغانستان را گرگ میخورد
باید همه مردم افغانستان بدانند که سیاست اشغال امریکاچون شمشیر دولبه ای است که به گلوی مردم ما گذاشته شده است وامریکا با یک دم آن خود وبا لب دیگرش توسط طالب به قتل عام مردم ما میپردازد تا به حضورنظامی اش ادامه بدهد، اگراینطورنمی بود امریکا اولن به ایجاد طالب وداعش نمیپرداخت وآنها را ازراه زمین وهوا کمک نمیکرد وثانین افغانستان را موقع میداد تا یک دولت مردمی وقوای مسلح قوی میداشت.
همه اینها خلاف سرشت وخصلت اسعتماروامپریالیزم است که توقع ازآن باطل میباشد
ازاینرو مردم افغانستان نا گزیراند تا دست به اسلحه ببرند واشغالگران رابه سرنوشت داکتر برایدن ها برسانند. وخاک مقدس خودراازلوث کثیف این شیطانها پاک نمایند
همچنان باید یادآوری نمود که نویسنده مقاله آنقدر بیسواد است که کروچکوف را کریچنکوف نوشته است
چقدربد است که هم جاسوس باشی وهم بیسواد.  سعید

اصل خبر

 

سفر محرمانه رییس سیا و شکننده‌گی سیاسی کابل

داکتر عبدالله عبدالله، رییس اجرایی کشور، از سفر رییس سیا به کابل خبر داد. به گفته رییس اجرایی، رییس سی‏آی‏ای به کابل آمده بود و با بلندپایه‌گان حکومت وحدت ملی به شمول رییس‌جمهور و رییس اجرایی ملاقات کرده بود. سفر مقام بلندپایه استخباراتی ایالات متحده به کابل در آستانه تدوین استراتژی جدید کاخ سفید در قبال افغانستان صورت می‌گیرد. قرار بود که کاخ سفید در ماه گذشته میلادی‌ استراتژی جدیدش در قبال افغانستان را نهایی کند، اما به دلیل اختلاف نظر بلندپایه‌گان اداره رییس‌جمهور ترمپ، تا حال سند برنامه استراتژیک امریکا برای افغانستان منتشر نشده است. به نظر می‌رسد که رییس سی‏آی‏ای به منظور رای‌زنی با مقام‌های افغانستان به کابل آمده باشد.
سفر محرمانه رییس سیا به کابل، یادآور سفرهای مخفی کریچنکوف، رییس کا‏جی‏بی به این شهر است. کریچنکوف در سال آخر حیات اتحاد شوروی، رییس سازمان بدنام کا‏جی‏بی بود. او روابط ویژه و نیک با داکتر نجیب داشت. کریچنکوف پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، پیوسته با داکتر نجیب در تماس بود، به کابل سفر می‌کرد و به او مشوره می‌داد. نجیب هم در مواقع بحران همیشه به کریچنکوف مراجعه می‌کرد. گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد که نجیب در ۱۵ حوت ۱۳۶۷ که یک ماه از خروج نیروهای شوروی از افغانستان نگذشته بود، به کریچنکوف زنگ زد و از او خواست که برای عقب‌زدن تهاجم تنظیم‌های مخالف بر شهر جلال‌آباد، هواپیماهای جنگی روسی را هماهنگ کند تا محل تجمع جنگجویان تنظیمی ‌را بمباردمان کنند. کریچنکوف این درخواست نجیب را نپذیرفت و گفت هنوز یک ماه از خروج شوروی نگذشته است و اگر این کشور مواضع مخالفان نجیب را بمباردمان کند، مسکو با مشکلات جدی دیپلوماتیک و سیاسی روبه‌رو می‌شود.
نجیب در روزکودتای شهنواز تنی هم از کریچنکوف درخواست کمک کرده بود. داکتر نجیب به کریچنکوف گفته بود که برای خنثاسازی کودتای شهنواز تنی خواستار بمباردمان قصردارالامان توسط طیاره‌های جنگی روسی است. این خواست نجیب هم توسط کریچنکوف رییس وقت کا‏جی‏بی رد شده بود. همین کریچنکوف بعداً علیه گرباچوف کودتا کرد و داکتر نجیب را هم ودار ساخت تا از این کودتا حمایت کند. نجیب از کودتا حمایت کرد، اما کمونیست‌های تندرو شکست خوردند، یلتسن در مسکو به قدرت رسید و گلیم اتحاد شوروی جمع شد. با مرگ اتحاد شوروی، حکومت داکتر نجیب هم از بین رفت.
اگر ایالات متحده هم در سال ۲۰۱۴ کل قوایش را از افغانستان بیرون می‌کرد و هیچ نیرویی در اینجا باقی نمی‌گذاشت، دموکراسی جوان افغانستان هم مثل حکومت داکتر نجیب به تاریخ می‌پیوست. داکتر نجیب هم می‌خواست که نیروهای شوروی در سال ۱۹۸۹ به صورت کامل از افغانستان خارج نشوند و شمار محدودی از آنان در حیرتان و فرودگاه نظامی ‌کابل باقی بمانند، اما این طور نشد. حضور محدود ایالات متحده و ناتو سبب شده است که نظام جمهوری اسلامی ‌افغانستان دوام بیاورد. اگر این حضور محدود نمی‌بود، تاریخ به صورت وحشتناکی تکرار می‌شد. حکومت نجیب حمایت مردمی ‌چندانی نداشت اما نظام جمهوری اسلامی ‌افغانستان مورد تایید بخش زیادی از مردم افغانستان است. با آن که مردم، بلندپایه‌گان حکومت وحدت ملی را نمی‌پسندند، اما طرفدار مدرن‌سازی کشورشان هستند و می‌دانند که طالبان هیچ نفعی برای کشور ندارند.
رییس برحال سی‏آی‏ای مثل کریچنکوف روابط شخصی و دوستانه با هیچ یک از سران حکومت وحدت ملی ندارد. بر مبنای گفته‌های رییس اجرایی، او اینجا آمده بود تا در پیوند به پالیسی جدید ایالات متحده در قبال افغانستان با سران حکومت وحدت ملی مذاکره کند. ایالات متحده برمبنای موافقت‌نامه همکاری‌های دفاعی و امنیتی، از نیروهای امنیتی افغانستان حمایت استراتژیک می‌کند و به نظر می‌رسد که به حمایت از نیروهای امنیتی ادامه می‌دهد. ایالات متحده درک می‌کند که اگر به صورت کامل نیروهایش را از افغانستان خارج کند، این کشور به دست طالبان و گروه‌های مرتبط به آنان سقوط خواهد کرد. سقوط نهاد دولت در افغانستان تبعات سنگینی برای امنیت جهانی دارد.
اما برای موفقیت بیشتر نیاز است تا دولت افغانستان، از خودش کفایت نشان دهد. سران این حکومت در بسیج مردم افغانستان برای حمایت فعال و همه‌جانبه از دولت ناکام مانده‌اند. سران حکومت وحدت ملی هم‌چنان نتوانسته‌اند که انسجام درونی دولت را نگهدارند. مقام‌های دولتی علیه رییس‌جمهور یک ایتلاف تشکیل داده‌اند و شخص رییس‌جمهور هم از طریق رسانه‌ها به این مقام‌ها چلنچ می‌دهد. والی حکومت رییس جمهور را تهدید به راه‌اندازی انقلاب می‌کند، وزیر خارجه عملاً ساز مخالف می‌نوازد. در صورت خروج کامل نیروهای بین‌المللی اگر طالبانی هم وجود نمی‌داشت، حتماً مقام‌های ناراضی کودتا راه می‌انداختند. همان طوری که بعد از خروج نیروهای شوروی شهنواز تنی علیه نجیب کودتا کرد.
هر مقام خارجی که به کابل سفر می‌کند، از سران حکومت وحدت ملی می‌خواهد که «شکننده‌گی سیاسی کابل» را مدیریت کنند. بعید نیست که رییس سیا هم از سران حکومت وحدت ملی همین را خواسته باشد. مدیریت «شکننده‌گی سیاسی کابل» چیزی است که سران حکومت وحدت ملی در آن ناکام مانده‌اند. در سال‌های ۱۳۶۸-۱۳۷۰ هم روس‌ها همیشه به داکتر نجیب توصیه می‌کردند که «وحدت حزبی» را حفظ کند. حمایت جهانی وقتی خیلی موثر تمام خواهد شد که سران حکومت «شکننده‌گی سیاسی کابل» را به معنای واقعی آن مدیریت کنند8صبح.

Advertisements