سپیده دم ارگان نشراتی ح.د.خ.ا

اعلامیه ی کمیته فعالین
حزب دموکراتیک خلق افغانستان
۳۱ / ۷ / ۲۰۱۷

خیمه شب بازی ها و حرکت های ماجراجویانه و
دستوری اجیران سیاسی و لمپن های مزد بگیر،
هیچگونه رابطه و پیوند با نام و نشان و فعالیتهای
میهن پرستانه ی ح. د. خ. ا، ندارد
هم میهنان گران ارج!
رفقاء و دوستان عزیز!
طوری که آگاهی حاصل نمودید، به تاریخ (۶) اسد ۱۳۹۶خ، شماری از شهروندان در نشستی زیر نام ” چهارمین اجلاس مشورتی حضور مجدد و قانونمند حزب وطن “، در شهر کابل گرد هم آمدند و از گسترش فعالیت های خویش، پس از (۲۵) سال سکوت خبر دادند. این نشست در زمانی صورت گرفته است که کمیسیون نام نهاد و نامستقل انتخابات، در دولت فاشیستی و مافیایی ساخت آمریکا به رهبری اشرف غنی احمدزی شناخته شده ترین عنصر توطئه گر سیاسی و دسیسه ساز و قبیله گرای مکار و حیله گر، زمان برگزاری انتخابات پارلمانی افغانستان را برای سال آینده اعلام نمود که کلیه گروه های سیاسی ازجمله تیم فساد پیشه و تمامیت خواه غنی احمدزی تلاش دارند تا این روند را به نفع خود بچرخانند.
اشتراک کنندگان گردهمایی حزب وطن (!) پشتیبانی و حمایت خویش را از سیاست های تفرقه افگنانه و برتری خواهانه ی حکومت وحدت ملی(!) هدیه کردند و کمیته کار را به ریاست جبار قهرمان(!) عضو مجلس نمایندگان ( سابق قوماندان ملیشه های هلمندی و پس از فرار نا فرجام دوکتور نجیب الله، همکار و همدست حزب اسلامی گلبدین حکمتیار در گروپ اوپراتیفی وزارت داخله ) جهت آغاز مجدد فعالیت حزب وطن، برگزیدند.
جبار قوماندان مليشه ها(!) در سخنرانی خود در این محفل، حمایت حزب وطن را از سیاست های نابکار و قوم گرایانه ی حکومت وحدت ملی اعلام نمود و از هواداران حزب وطن(!) خواست تا به خاطر تأمین صلح قومی و زبانی از حکومت سرکوبگر و انحصار طلب ضد وحدت ملی پشتیبانی بعمل آورند.
بر بنیاد سخنان ذکر شده در بالا، ضرورت مبرم پیش آمد تا خدمت هم میهنان عزیز، رفقاء و دوستان گرامی گفته شود که حزب وطن که جبار قوماندان اسبق مليشه های هلمند و یا هر کس دیگری در پی از سرگیری فعالیت آن است، هیچگونه ارتباطی با ح. د. خ. ا ندارد و زد و بند های خفت آور و خیمه شب بازی های که برای تقویت دولت توطئه گر مافیایی و فاشیستی کنونی در افغانستان، صورت می گیرد، نیز هیچ پیوندی با آرمان های تابناک و انسانی اين حزب شهيدان و قهرمانان افغانستان پیدا نمی کند.
واما، حال بایست پرسید:
ـ کدام نیروی سیاسی آگاه و انقلابی و درد آشنای توده های مردم، حاضر خواهد بود که از یک دولتی که رهبری آن مشروعیت قانونی ندارد و با ساخته کاری و از راه دزدی و دستبرد به آرای مردم بر اساس لزوم دید و دست بالا کردن وزیر خارجه آمریکا، بر گرده های شهروندان نشسته، فرعون منشانه حاکمیت می راند، پشتیبانی کند؟
ـ کدام تشکیلات سیاسی میهن دوست و باورمند به اندیشه های انسان سالاری، می تواند از حکومتی که از ترکیب جنگ سالاران، مافیای تولید- فروش و قاچاق مواد مخدر، سران و نمایندگان تنظیم های بیدادگر جهادی، فساد پیشگان ( اداری، سیاسی، اقتصادی،اجتماعی )، فرماندهان محلی چپاولگر و زورگو، شماری از تکنوکرات های بازگشته از دنیای غرب ( طالبان نکتایی پوش)، شئونیست های عظمت طلب و قبیله گرا به شمول رهبران قوم پرست و تماميت خواه حزب افغان ملت… ساخته شده و به زور و پشتوانه سیاسی و مالی ایالات متحده آمریکا، انگلیس، اتحادیه اروپا، پیمان تجاوز کار ناتو، ارتجاع بین المللی (عربستان سعودی و شیوخ حوزه خلیج ـ جنرال های خون آشام پاکستان و آخونهای پيرو تفکر عصر حجر ايران) سرنوشت افغانستان و شهروندان را به گروگان گرفته و قدرت سیاسی را با جعل، تزویر و سازشکاری، به قوت سرنیزه ی اشغال گران و معامله گری با طالبان و دیگر شبکه های جنگ افروز، در اختیار دارد، حمایت بعمل آورد؟
ارائه پاسخ به هر دو پرسش این خواهد بود: به جز افراد و اشخاص خود فروخته، قلدر، قوم پرست، ارتجاعی، برتری خواه، نا آگاه، اقتدار گرا، فساد پیشه، آلوده به فساد… هیچکس دیگر.
و اما این حزب وطن که جبار قوماندان مليشه ها رئیس کمیته کار آن به منظور آغاز فعالیت دوباره ی آن برگزیده شده، کدام است؟
(( یادداشت: حزب وطن در گذشته، به تاریخ ۱۶ / ۱۰ / ۱۳۲۹خ با ساختار تشکیلاتی و با داشتن مرامنامه و اساسنامه ی مشخص، به رهبری شاد روان میر غلام محمد غبار، تأسیس گردیده بود که جریان تشکیل شدن آن در کتاب: افغانستان در مسیر تاریخ، ج ۲، صص ۲۴۴-۲۴۵ درج است که حزب نام نهاد” وطن” ساخته شده ی گورباچف ـ نجيب از نظر قانون و منطق سياسی هيچ گاه نمی تواند جای آن حزب را بگيرد و نام آن را غصب کند. ))
جواب منطقی پرسش بالا در برگه های تاريخ اين گونه ثبت و ضبط شده است:
پس از راه اندازی کودتای ۱۴ ثور ۱۳۶۵خ علیه رهبری، کادر ها و صفوف ح. د. خ. ا ( اعضای پاک نهاد، آگاه، اصولی، وفادار به آرمان های حزب، مدافع صدیق و راستین منافع میهن و مردم ) که سناریوی آن پیش از پیش توسط گرباچف و شواردنادزی – رونالد ریگن – ضیا الحق، طرح ریزی شده بود و در یک معامله خائنانه بین مسکو- واشنگتن – اسلام آباد صورت گرفت تا در گام نخست زنده نام رفیق ببرک کارمل را از صحنه ی مبارزه ی فعال سیاسی کنار زنند و پس از آن به نوبت همه فرزندان صادق حزب را یکه یکه دور سازند؛
ح. د. خ. ا سر از نو دستخوش نابه سامانی ها گردید.
گردانندگان مضحکه ی ۱۴ ثور ۱۳۶۵خ، رهبری و شماری از کادر های تازه به دوران رسیده از رده های نخست از پیآمد این کودتا؛ ح. د. خ. ا را به مثابه متاع بخششی از سوی گرباچف دانستند و با سرنوشت آن به سان میراث رسیده ی پدری نگریستند و هر آنچه دل شان خواست با آن انجام دادند. کار برد زور و چوب و چماق، استفاده از شیوه های نظامی گری، عملکرد های غیر دموکراتیک، سلب حقوق و آزادی های فردی در ضدیت با اساسنامه حزب از زمره ی اقدام های نخستین آنان بود و به دنبال آن در برابر شماری از مخالفان کودتای درون حزبی، از تهدید، تعقیب، پیگرد، توقیف، بازداشت، حبس، زندان و تبعید، اخراج از وظیفه ی رسمی و اعزام به جبهه های جنگ بی برگشت، کار گرفتند.
رهبران کودتایی تازه به دوران رسیده بر بنیاد دوکتورین زهرآگین و خود فروشانه ی گرباچف و شرکاء، اصول زرین اراده اکثریت و خرد جمعی را به حاشیه راندند و در عوض خواست ها و تمایل های فردی و گروهی خود را بر حزب تحمیل نمودند و با چرخش (۱۸۰) درجه ای به سمت راست، از هدف ها و آرمان های برنامه ای ح. د. خ. ا، عقبگرد سیاسی و استراتژیک را پیشه کردند تا این که حزب را دستوری و قصدی از مضمون، درونمایه، محتوا ، جوهر و ماهیت سیاسی – رزمی و انقلابی آن خالی ساختند.
سرانجام در نشست مضحکی تحت عنوان کنگره ی نام نهاد دوم ح. د. خ. ا که پس از ناکامی و شکست کودتای نظامی شهنواز تنی – گلبدین حکمتیار، به تاریخ (۶-۷) سرطان ۱۳۶۹ خ در شهر کابل (درغياب اکثريت رهبران انتخابی کنگره ی اول از جمله بدون حضور و شرکت ببرک کارمل که درقيد حيات بود) تدویر یافت؛ با نام ح. د. خ. ا و اندیشه های مبارزه طبقاتی و امر دفاع از منافع زحمتکشان، وداع گفته شد و به رسم دزدی و دستبرد به حزب و افتخار تاریخی دیگران، بر آن نام ” حزب وطن ” مربوط به مرحوم غبار را، با تفکر انحرافی و دست راستی، گذاشتند که از همان لحظه های نخست، اعضای اصولی و تسلیم ناپذیر و مخالف کودتای ۱۴ ثور ۱۳۶۵خ در ضدیت با آن قرار گرفتند و به مبارزه انقلابی خود زیر نام ح. د. خ. ا بدون پیوستن به حزب دستوری جدید، ادامه دادند، که تا به امروز پرچم آن را دردست داشته و با افتخار به پیش می روند.
باید تذکر داد که در کار این کنگره ی نام نهاد ( به سان دومین کنفرانس سراسری ح. د. خ. ا) در پروسه ی انتخاب نمایندگان و در روند اشتراک اعضای حزب در کنگره، کوچک ترین معیار های دموکراتیک زندگی حزبی و اصول اساسنامه، در نظر گرفته نشده بود. برخی افراد رد شده، منفور، مشکوک، بدنام، چک چکی و آلوده به فساد را با ساخته کاری و به زور و روش های استخباراتی به نام نماینده به این نشست آوردند؛ در عوض شمار زیادی از نمایندگان انتخابی سازمان های اولیه حزبی مرکز، شهرستان ها و استان ها از حق اشتراک خود محروم گردیدند و چیز بد تر از آن بازداشت و مجازات نیز شدند.
همگان به یاد دارند که پس از سپری شدن اندک زمانی از هفتم ثور ۱۳۵۷ خ، بنابر اعمال و حرکت های زورگویانه و ضد انسانی یک باند تبهکار به رهبری حفیظ الله امین و اشتراک و سهم گیری فعال شرکاء درهمه ی جنایت ها و ناروایی های آن علیه مردم و میهن؛ شیرازه ی زندگی هزار ها انسان هدفمند و بی گناه، از جمله اعضای ح. د. خ. ا از هم فروپاشید. در نتیجه ی روش های افراطی و چپ روانه، اقدام های تحریک آمیز و اتخاذ سیاست های قلابی در همه ی عرصه ها و تسلط خودکامگی در جامعه و حیات سیاسی مردم، پایه های اجتماعی ح. د. خ. ا و نظام حاکم تزلزل پذیرفتند. با گذشت هر روز بنابر شدت گرفتن اقدام های وحشیانه، سرکوبگرانه و خشونت آمیز باند جنایت پیشه ی امین و شرکاء و به اثر تحریک ها و مداخله ی بیگانگان، اوضاع و وضعیت سیاسی – اقتصادی – نظامی – امنیتی – اجتماعی، در مجموع در سراسر افغانستان به وخامت گرایید و سرانجام پایه های نظام و حاکمیت سیاسی خودکامه و استبدادی و سرکوبگر را سست و لرزان ساخت تا این که به طرز مرگباری سقوط نمود.
آنچه پس از کودتای ۱۴ ثور ۱۳۶۵خ در ح. د. خ. ا و در جامعه و حاکمیت سیاسی رخ داد، در بسیاری موارد با رخداد ها و عملکرد هایی که در مرحله ی اول حفیظ الله امین و شرکاء به آن دست یازیدند، همسان بود.
رهبری پر عقده، حسود، از خود راضی، سرکش و تمام اختیار در حزب و دولت، پس از کودتای ۱۴ ثور ۱۳۶۵خ با وجود خوش خدمتی ها، تسلیم طلبی ها، معامله گری ها و سر کوفتن ها به آستان ارتجاع و امپریالیسم، نتوانست اعضای صادق و شرافتمند حزب را از راه شان منحرف سازد و همچنان توجه برادران آزرده خاطر (!) خود را جلب کند و در فرجام با وارد کردن ضربه های مهلک و کشنده بر پیکر حزب و زدن لطمه ی بزرگی به پرستیژ آن در سطح ملی و بین المللی، با در پیش گیری فرار و خیانت، ستون فقرات حزب و حاکمیت سیاسی را در هم شکست.
باید گفته شود که از نگر آگاهان سیاسی و به باور اکثریت اعضای ح. د. خ. ا، پیش کشیدن سیاست مصالحه ملی ” بی حد و مرز ” پس از کودتای ۱۴ ثور ۱۳۶۵خ ( با نا دیده گرفتن و زیر پا گذاشتن جوهر تصامیم پلنوم شانزدهم کمیته مرکزی ح. د. خ. ا، از نظر انداختن تزس های دهگانه و اعلامیه معروف شورای انقلابی جمهوری دموکراتیک افغانستان ) به شکل انحرافی و سازماندهی هیاهیوی تبلیغاتی پر دامنه و گمراه کننده پیرامون آن با سرمایه گذاری هزینه ی هنگفت مالی در این راه به شمول سیر و سفر های پر خرج به کشور های غربی و عربی، فقط یک ترفند – دغل بازی و عوام فریبی بود که رهبری حزبی – دولتی به هدف تحکیم پایه های قدرت شخصی و گروهی و قومی و سمتی و حفظ خویش در مقام ها، به آن چسبیده بود و بس.
پس از سقوط نظام طالبان و حاکم شدن فضای جدید در افغانستان، تعدادی از اعضای سابق ح. د. خ. ا از رده های بالایی و کادر های سرشناس که از حزب بریده بودند، در مطابقت به ماده (۳۵) قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، حزب های جدیدی را تأسیس و در هوا و فضای میهن اشغال شده، در دفاتر رژیم موجود وابسته به آمریکا و اتحادیه اروپا و پیمان ناتو، ثبت و راجستر کردند که حزب وطن نام نهاد گورباچف ـ نجيب، نیز می خواهد از این امتیاز بی بهره نماند؛ لیکن باید بدانند که تشکیل یک حزب سیاسی با بلند کردن عکس های انسان های که اکنون در میان ما نمی باشند، امکان پذیر نیست. اما حکومت وحدت ملی(!) در رأس اشرف غنی احمدزی با برنامه های طراز فاشیستی برتری خواهی قومی و زبانی می تواند در وضعیت اسفبار سیاسی – اقتصادی – اجتماعی – نظامی – امنیتی کنونی در افغانستان، توأم با شدت گرفتن در گیری ها و جنگ های خانمان سوز با طالبان – شبکه حقانی – القاعده – داعش، ویرانی و سوزاندن شهر ها و روستا ها، نابود سازی تاسیسات خدمات همگانی، مراکز آموزش و پرورش، دزدی، غارت و چپاول دارایی های شخصی و دولتی، فساد اداری- سیاسی – اقتصادی – اجتماعی، پایمال سازی حقوق و آزادی های اساسی مردم و حقوق بشری، بی حرمتی به کرامت انسانی شهروندان ، ريختاندن خون جوانان آزاديخواه در شهرکابل و مدافعين صديق مردم در استانها؛ از انسان هایی از رده جبار قوماندان سابق مليشه های هلمند،همکار و همدست سابقه و حال گلبدین حکمتیار، که در قتل و کشتار هفتاد هزار شهروندان و ويرانی شهر کابل در کنار حکمتيار وساير جنايت کاران مسؤول می باشد، استفاده ابزاری نماید.
رفقاء، دوستان و هم ميهنان گرامی!
کميتۀ فعالين حزب دموکراتيک خلق افغانستان، همان گونه که طی سال های سپری شده ( از سال ۲۰۰۴ بدينسو)، با بدست گرفتن پرچم ح. د. خ. ا و انتشار طرح خطوط اساسی اهداف مرامی و برنامه و اساسنامه حزب در سايت ” سپيده دم”، باتمام توانايی دربرابر سيلی از تبليغات خصمانه و ناروايی های مخالفان سياسی داخلی ( چپ و راست ) و خارجی صف آرايی کرد و با نشر مضامين علمی و تحليل های سياسی ـ اقتصادی و اجتماعی، از برنامه ها ، هدف ها ، آرزوها و عملکرد های اين حزب چه به دوران اپوزيسيونی تعلق می گرفت و چه زمان حاکميت را احتوا می نمود ـ دفاع قاطع بعمل آورد؛ نارسايی ها، اشتباه ها، کجروشی ها ، خيانت ها، معامله گری ها، سازشکاری ها، اصول شکنی ها، سبکسری ها، استفاده جويی ها ، زد وبندهای آشکار و پنهان… را که افراد مشخص ويا گروهبندی های درون حزبی به آن دست يازيده بودند ـ بسيار روشن برملا ساخت و به حملات و تاخت و تازهای مطبوعاتی دشمنان و رقبای سياسی پاسخ محکم و مناسب ارائه داشت، که همه اظهرمن الشمس است؛
در حال حاضر نيز اين فرزندان راستین ح. د. خ. ا در پيوند محکم با همه سنگر نشينان اين حزب گلگون کفنان و رادمردان ميهن مان، در روشنی خطوط پیکار میهن پرستانه به پیروی از سنن پسندیده و پر افتخار مبارزات دادخواهانه و آزادی طلبانه ی ضد استبدادی و ضد استعماری مردم دلیر و ستمدیده ی افغانستان، بر بنیاد آرمان مبارزه ی انقلابی در راه آزادی، ترقی، صلح، دموکراسی، عدالت، برابری، پیشرفت اقتصادی و اجتماعی و اعمار جامعه ی سزاوار زندگی شايسته و آبرومند کلیه شهروندان افغانستان… با تمام توانایی در مقابل دشمنان رنگارنگ خود می رزمند و با اطمینان باید خاطر نشان ساخت که همه ی توطئه ها و دسایس سازمان یافته ارتجاع و امپریالیسم علیه حزب ما محکوم به شکست است.
راه مبارزه ی ما دشوار گذر و خیلی دور ودراز است، حوصله مندی و شکیبایی، بیداری، استواری، پایداری، شجاعت و دلیری انقلابی می خواهد که تنها انسان های آگاه، پاک دست و پاک رأی، متعهد، با ایمان، از خود گذر، صادق ، مهربان و مدافع منافع مردم و میهن، تا پایان کار در کنار حزب خود، قادر به ادامه این راه خواهند بود.
ـ زنده باد مردم آزاده و سرفراز افغانستان!
ـ زنده باد حزب دموکراتيک خلق افغانستان !
ـ مرگ بر ارتجاع و امپریالیسم و کاسه ليسان داخلی آنها !

کمیته فعالین
ح. د. خ. ا

Advertisements