در این روز ها حرف های از محافل سیاسی در اینجا و آنجا به گوش می رسد که اشرف غنی و حنیف اتمر هردو با مقرر کردن چهره های سیاسی و فرهنگی گروه های مختلف سیاسی در حکومت، سر و صدایی مبنی بر فراخوانی جنرال دوستم و آغاز گفتگو با عطا محمدنور و حاجی محمد محقق با پادرمیانی انورالحق احدی، معامله پشت پرده باسران جنبش روشنایی، احزاب و نیرو های سیاسی و نیز متقاعد کردن حامیان بین المللی مبنی بر بی ثباتی کشور از دوسره بودن حکومت تصمیم گرفته اند، پست ریاست اجرایی را بر دارند.

گذشته از صدق و کذب این حرف ها ارگ، شورای امنیت ملی و رفتار شخص داکتر عبدالله مقدمات اسقاط طبعی ریاست اجرایی را فراهم کرده است. این مقدمات به صورت مختصر عبارتند از:
۱-

معرفی نشدن اپوزیسیون درون حکومتی از سوی رییس اجرایی، که در ذات خود یک نیروی کلان حمایتی و دفعی درون ساختاری داکتر عبدالله برای اقدامات اجرایی وی در حکومت بود.

۲-

آشکار شدن ناتوانی عبدالله برای مردم افغانستان و حامیان بیرونی نظام در پیوند به تطبیق خط به خط مواد توافقنامه حکومت وحدت ملی. این کار در نفس خود به حمایت وسیع او از سویی هوادارانش منتج می شد و مزید بر آن اعتبار بین المللی او را به عنوان برنده اصلی انتخابات بلند می برد.

۳-

بی توجهی او درعدم اتخاذ یک برنامه کلان عملی با ساز و کارهای مشخص در نسبتی به تعدیل قانون اساسی و…که منجر به بی باوری و ناکارایی وی نزد احزاب، نیروهای سیاسی، تکنوکرات های غیر وابسته به احزاب و جریان های سیاسی و همه ی کسانی انجامید که به مشارکت در سیاست علاقمند بودند و در انتظار تعبیر رویای غیر متمرکز سازی نظام نشسته بودند.

۴-

سکوت مرگ بار او در برابر اقدام گستاخانه غنی مبنی بر کنار بردن احمد ضیا مسعود نماینده حکومت ایتلافی وطندار و برادر قهرمان ملی که این آقا با استفاده از محبوبیت او به اینجا رسیده است، بیش از هر زمان دیگر خشم نخبه ها و توده ها را بر انگیخت که تبعات آن بر کسی پوشیده نیست‌.

۵-

سکوت طرفدارانه وی نسبت به قضیه جنرال دوستم که متحد روزهای دشوار واز سنگر داران ضد… است، که خشم حامیان انتخاباتی ترک تبار عبدالله را درپی داشت. هرچند که آنها از نظر سیاسی مخالف دوستم هستند.

۶-

مقرر نمودن آدم های بیکاره به حیث مشاور، سپردن پنج پست به یک نفر… و عدم توجه به کدر های جوان و نیمه جوانی که از بیکاری رنج می برند.

۷-

رفتار زشت سکرتر های متملق و مردم نشناس و بی ادبش با مردم که از خود و بیگانه را فرق نمی کنند، مردم را از داکتر آزرده خاطر ساخته است.

۸-

گماشتن افراد ضعیف و بلی گوی در نهاد های امنیتی که به تأمین امنیت یک جنازه قادر نیستند و پشت کردن به چهره های شایسته و معروفی که صداقت، شجاعت و پشت کار شان شهره شهر است.

۹-

بی پاسخ ماندن رییس جمهور در رابطه به بر کناری خواهر زاده اش« مستور »

۱۰-

اجازه نیافتن موترهای حامل او به داخل ارگ از سویی نگهبانان رییس جمهور در روز جنازه سفیر… که شرم آور است.

۱۱-

بی توجهی، چکر، مصروف شدن در کارهای بی ارزش، نداشتن دیدگاه روشن در قبال مسایل داخلی و خارجی و در نهایت کلی گویی و پیروی طابق النعل بالنعل از سیاست های غلط رییس جمهور و… به هر دلیلی داکتر عبدالله را از نظرها انداخته است.

به باور من داکتر صاحب عبدالله، حمایت بسترهای طبعی خود را در داخل کشور از دست داده است. اعتبار بین المللی عبدالله کمرنگ شده است. رییس جمهور و تیمش چهره دوم او را دیده اند دیگر از چهره سوم او هم نمی ترسند.
بعید نمی دانم که به اسقاط ریاست اجرایی اقدام نکنند.

رییس جمهور با رییس اجرایی همان بازی را انجام داده است که گرگ با آهو های سرخ و سفید و سیاه آن را انجام داده بود.
داکتر صاحب عبدالله اگر زود از راه نرسد، صدای مردم را نشنود و در برابر بی عدالتی های موجود موضع خود را برای مردم افغانستان با قاطعیت ابلاغ نکند باز همه شاهد خواهیم بود!

محمد مدقق

Advertisements