با گذشت هر روز كه جنبش هاي اجتماعي جان مي گيرد و در برابر كارنامه هاي انحصار گري و تك روي اشرف غني قد علم مي كنند، به همان ميزان ارگ كمربندهاي قومي و مافيايي خود را چند درجه بيشتر محكمترمي بندد.

اين تقابل در نهايت يك طرف را مي شكناند. طرفِ كه مي شكند و در نتيجه فرو مي ريزد، حلقه توتاليتر و خودكامه اي ارگ است.

اگر أشرف غني و مشاوران نزديكش خرد و نيت شكستنِ بن بست را مي داشتند، به جاي لجاجت و ستيزه جويي با مردم، در برابر خواست توده ها انعطاف نشان مي دادند و زمينه را براي تحقق عدالت مساعد مي ساختند. نتيجتا استنباط مي گردد كه ارگ به مصاف مردم رفته و اين بازي ميان (حق و باطل) تا فروپاشي طرف باطل دوام ميارود

.

تاريخ نشان مي دهد كه ديكتاتورها در نتيجه به دست هاي توده ها محاكمه شده اند و ديكتاتورها تاوان تك روي و انحصارگري را پرداخته اند. حفيظ الله امين، قذافي، و ده ها حاكم كه به مصاف مردم رفته بودند و تنها دست آوردشان انحصار و اختناق بود، در نتيجه به دست هاي مردم محاكمه شدند

.

رستاخيز تغيير، جنبش روشنايي، جنبش گذار و ديگر جريان هاي كه براي تحقق عدالت اجتماعي به ميدان آمده اند، تا هنوز با گُلوله و تانك و انتحاري مواجه شده اند؛ اما اين جنبش ها از تانك و كانتينر و كمربندِ استبداد و خودكامگي يك روز گذار خواهند كرد و زمينه اي حاكم شدنِ مردم را بر سرنوشت مردم – رقم خواهند زد

 

.

در هيچ جاي جهان زير پوست دموكراسي و آزادي بيان، ُلمُپن هاي دكتاتور و تماميت خواه دوام نياورده اند. حكومت فاسد و نا مشروع غني و عبدالله به جاي اينكه از تانك ها و سربازان در برابر طالب و داعش، استفاده بهينه مي كردند، اين ظرفيت هاي نظامي را در در سه سال گذشته بيشتر در برابر مردمِ كه برابري و عدالت مي خواهند، بسيج نمودند

.

قومي سازي ارگ و انحصار تمام امور در حلقه رياست جمهوري، زمينه خيزش اجتماعي و رستاخيز مردمي را مساعد مي سازد و اين سياست تكروي، فرصت گذار مردم را از مستبدان فاسد و بي كفايت ها رقم خواهد خورد.

هارون معترف

Advertisements