شورای عالی امارت طالبان

چرا حکومت از شورای صلح گرفته تا قربانی کردن یک ملت در پی وصله کردن طالبان به افغانستان می باشد در حالی این گروه طی سال ها جنگ از قوم پشتون گرفته تا هر نشانه از انسانیت را به خاک و خون کشانده است

به گزارش سایت همایون بنقل از شبکه اطلاع رسانی افغانستان ، طالبان در مناطق مختلف علیه حکومت در حال جنگ است و هر گوشه و کنار کشور یا درگیر با حمله آنان می باشد و یا در تهدید سقوط و جدای از اینکه افغانستان را از هر پیشرفت و سازندگی باز می دارد مردم بی دفاع هر روزه قربانی می شوند.

اما چرا با وجود اینکه هم مردم کشته می شوند و هم نیروهای امنیتی، شورای عالی صلح همواه با ادبیات نرم و از سر دلجویی خواهان توجه طالبان بوده و به این گروه تروریستی هویتی کاذب دهد؟

در حالی که طالبان از ابتدای پیدایش در پی بنیان نهادن امارت و برقراری ایدیولوژی سراسر افراط گری خود در افغانستان بوده و هیچ باوری به ملی گرایی ندارد کریم خلیلی، رییس جدید شورای عالی صلح به تازگی گفته است که این شورا براساس رویکرد تازه، “خواست طالبان” را مطالبه می کند و با احترام به دیدگاه های آنان، “نظرات سالم و ملی این گروه” را می پذیرد.

رییس شورای عالی صلح همچنین تسلیم شدن طالبان را جز رویکرد تازه ندانسته و هیچ توضیحی در خصوص نظریان سالم نیز بیان نکرد که نشان دهنده سردرگمی این شورا نسبت به برنامه صلح افغانستان می باشد که تنها در حد کلام به دنبال بیان دیدگاه های که در تضاد شدید با رخدادهای کشور است.

پس از گذشت هفت سال از تشکیل این شورا که به دلیل ناتوانی در برنامه صلح و مشکلات مالی با انتقادهای شدیدی مواجه بوده اکنون با گزینش رییس جدید هم نشان داد که مشکل نه در رهبری و نه در اصل صلح می باشد بلکه از اساس این شورا برای تحریف افکار عمومی و سرپوشی برای اقدامات طالب دوستی های حکومتی بوده است.

طالبانی با تکیه بر حامیان مالی و معنوی منطقه و جهان، افغانستان را به کشوری آشوب زده بدل کرد و با از میان بردن تمامی راه های صلح برای براندازی نظام، چگونه نظرات سالم و یا ملی گرایی دارند که رییس شورا از آن دم می زند؟

شورای عالی صلح با زیرپانهادن خون هزاران هزار تن از مردم بی دفاع گرفته تا سربازانی که در جبهه های جنگ کشته شده اند و جنایات چندساله دوران حاکمیت طالبان براساس چه منطقی خواهان این گروه تروریستی می باشد و آشکارا امتیازهای فراوان را حتی قبل از کوچکترین واکنشی از سوی آنان حراج کرده و یک ملت را پیشکش می کند.

کرزی و اشرف غنی برمبنای اهداف رهبران قوم پشتون همواره در پی ادغام طالبان در بدنه قدرت بوده تا به عنوان ذخیره های قومیتی در راستای پشتونیزم کردن افغانستان استفاده شوند در حالی که آنان نه تنها اعتقادی به باورهای قومیتی ندارند بلکه زیر سلطه حامیان خود تنها وسیله نابودی هستند.

ادبیات صلح جویانه از راس حکومت تا شورای عالی صلح برای طالبان در حالی ابراز می شود که این گروه در تضاد با منافع ملی می باشند و حتی مردم قوم پشتون را قربانی آرمان های افراط گری خود می کنند اما این حکومت خواب رفته و توهم زده اشرف غنی به مانند دوران کرزی از تمامی ظرفیت های خود برای جلب توجه آنان استفاده می کنند.

از سوی دیگر، شورای عالی صلح که زیر نظر حکومت فعالیت می کند از هداف و برنامه های می گوید که تمامی هزینه های مالی و جانی کشور در راه مبارزه با تروریستان را از میان می برد، اگر هفت سال قبل این شورا در حالی شکست خورده و ناتوان بود که کشور با چنین حجم از جنگ، دخالت های خارجی، گروه های تروریستی و از هم گسستگی اجماع سیاسی داخلی مواجه نبود، اکنون چگونه می خواهد به صلح دست یابد؟

تجربه هفت سال گذشته و دو سال و نیم حکومت وحدت ملی نشان داد که شوراهای چون صلح تنها نمایش مضحک قدرت برای فریب افکار عمومی می باشد و از عمق بی درایتی های دولتمردانی می گوید که با دسیسه هر نشانه ای از اتحاد و ثبات افغانستان را نابود کرده و در پی ادغام گروهی است که هدفی جز افراط گری و کشتار ندارد.

حال اشرف غنی که هر مقام با صلاحیت را از قدرت دور کرد اما خواهان اتحاد با جنایتگار و تروریستی می باشد، افغانستان را کدام سو می برد؟

 

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

مسعود: یا تغییر می آبد یا به فروپاشی کامل می رسد

اشرف غنی احمدزی: احساس نارضایتی بطور فزایندۀ شکل قومی بخود گرفته است.
احمدولی مسعود: نخیر، احساس قومی بطور فزایندۀ شکل نارضایتی بخود گرفته است.

دقیقاً به همین منظور سالها است تأکید داشته ام، تغییر، تغییر، تغییر، و اولین تغییر، تغییر در ساختارها است تا این کشتی شکستۀ افغانستان را که در موج طوفان ها و تاریکی ها و در یک بی موازنگی تمام قرار داده اید، اول به موازنۀ خود برسد.

این تغییر نه با ضیافت های داخل ارگ می شود و نه با فرافگنی و وارانه جلوه دادن حقیقت، نه با تطمیع رهبران امکان پذیر است و نه با فیر کردن برروی جوانان، نه با کوچه بدل کردن ها درست می شود و نه با خوش ساختن خارجی ها، نه با تعویض مهره‌ها تغییر میابد و نه با بدل کردن چهره‌ها.

فقط با تغییر ساختارهای نظام است تا قدرت به تعادل برسد، همۀ اقوام در تصمیم گیری خانۀ مشترک خود بنام افغانستان شریک شوند، قدرت توسط قدرت مهار گردد و استبداد و ذهنیت استبداد پروری و تولید مستبد برای همیش خاتمه یابد.

احمد ولی مسعود

 

Advertisements