افزایش فشارها برای خانه نشین سازی حنیف «اتمر»


شکست  معصوم «استانکزی» و حنیف «اتمر» درکشتن جنرال دوستم و «پانسی کاری» دسته جمعی رهبران جمیعت و شورای نظار احتمال جنگ داخلی و جنگ علیه امریکا را قوت بخشیده است.
گزارش هایی وجود دارد که در گرماگرم تلاش های اضطراری رهبران ضد ارگ- طالب- گلبدین در کابل و انقره، برای رسیدن به یک توافق سیاسی، مقامات امریکایی نیز فشار بر دکترغنی را افزایش داده اند که طی یک «نرمش قهرمانانه» حنیف «اتمر» را در پاسخ به درخواست اصلی نیمه دوم حکومت وحدت ملی، خانه نشین بسازد.
گزارش مشعر است که اضطراب در تیم ارگ باعث یک رشته مباحثات داغ و رایزنی های تاکتیکی و چاره جویانه شده است.
گفته شده که فضای مذاکره بین جوزف دانفورد رئیس ستاد اردوی امریکا و دکترغنی مکدر و ناگوار بوده و مقامات امریکایی نسبت به تحرکات گسترده ای مخالفان طالب- داعش نگران شده اند.
مقامات سفارت امریکا به مخالفان دکترغنی- اتمر- گلبدین پیام داده اند که آنان نیز از تنش ها و یک خود سری های تیم حاکم بر ارگ رضایت ندارند و خواستار حفظ دست آورد های دموکراتیک و کثرت گرایی سیاسی اند. شکست  حنیف «اتمر» درکشتن جنرال دوستم و «پانسی کاری» دسته جمعی رهبران جمیعت و شورای نظار احتمال جنگ داخلی و جنگ علیه امریکا را قوت بخشیده است. گزارش نامه افغانستان
++++++++++++++++++++++++++++
مطالب مرتبط

سه رهبری که برای بقا متحد می شوند

رهبران احزاب وحدت، جمعیت و جنبش چاره ای جز اتحاد با یکدیگر ندارند، زیرا اکنون که ارگ سرخوش از متحدی چون حکمتیار در یک قوم خلاصه می شود، مخالفان در دورترین نقطه از قدرت قرار دارند

به گزارش  سایت همایون بنقل ازشبکه اطلاع رسانی افغانستان ، رویدادهای امنیتی بخصوص در کابل سبب ایجاد موجی از اعتراض های گسترده در کشور شد و فشارها بر ارگ به دلیل ضعف های امنیتی و انحصارطلبی ها افزایش یافت اما فرصتی ایجاد کرد برای برخواستن دگرباره رهبران به دور مانده از قدرت.

حمایت گلبدین حکمتیار از نظام و به طبع آن اشرف غنی باردیگر نشان داد که استراتژی ارگ برای کشاندن جنگسالار بدنام افغانستان به قدرت خوش یمن بوده است در حالی که زنگ خطر را اینبار شدیدتر به گوش مقام های مخالف رساند.

جناح مخالف حکومت به دلیل چند دستگی و براساس همان اختلاف های همیشگی به مانند قومیتی و حزبی در کنار یکه تازی ها در موضع ضعیف در برابر حکومت قرار دارد و در مقابل تمامی رهبران قوم پشتون از اتحاد برخوردار و سیاسمتدارنه عمل می کنند.

اگرچه عطا محمد نور در بازی ارگ به عبدالله پشت کرد و تاحدودی از محبوبیت آن در میان حزب جمعیت کاسته شد اما با رویکرد انتقادی از حکومت سعی در حفظ وجهه سیاسی و اجتماعی خود است در حالی که جنرال دوستم در تبعید به سر می برد و دیگر مقام ها همچون محقق مقامی صرف نمایشی دارد.

سفر محمد محقق به بلخ و ترکیه و دیدار با والی بلخ و معاون اول ریاست جمهوری برای ایجاد اعتلافی است که بتواند در برابر انحصارطلبی های ریاست جمهوری و فردی چون گلبدین حکمتیار حرفی برای گفتن داشته باشد.

حکمیتار همچنان که با عنوان متحد ارگ خونمایی می کند و اهدافی چون انحصار پارلمان و پس از آن راس حکومت دارد خطری بزرگ برای مقام های دیگر قومیت ها و بخصوص رهبران جهادی که از دیرباز برای وی دشمن خطاب می شد.

جنرال دوستم و عطا محمد نور با سابقه درگیری های شدید با حکمتیار به خوبی با آنچه ایدیولوژی و عملکرد وی است آشنایی دیرینه دارند و برای بقا و حفظ موقعیت مجبور به همسو شدن با یکدیگر هستند تا حداقل قدرت به راحتی در اختیار رهبران پشتون قرار نگیرد.

در همین راستا، اوضاع بحرانی افغانستان نه تنها جنگ گسترده را شامل می شود بلکه فضای سیاسی را در برگرفته و چند دستگی های حکومت چنان ضربه ای به کشور واردکرده که طی 15 سال گذشته بی سابقه بود و همه معطوف به ارگی می شود که در دستان اشرف غنی همواره تنش زا و سرچشمه اختلاف هاست.

هرچند تغییر نظام به صلاح هیچ یک از طرف های درگیر نمی باشد و تنها سودمند برای طالبان و دیگر گروه های تروریستی و حامیان آنان می باشد اما باید گفت که افغانستان با چنین رویکردی از حکومت روز به روز به سوی سقوط پیش می رود، اشرف غنی هیچ گاه یک رهبر برای یک ملت نبوده بلکه توانایی سیاسمتداری در کشوری با پتانسیل های درگیری داخلی را ندارد و به عبارتی بدترین انتخاب برای راس قدرت بوده است.

با چنین رویدادهای که هم کل کشور را در جنگ فرو برده و هم نظام را تهدید می کند باید وزنه سنگین سیاسی در برابر تک قومیتی شدن حکومت ایجاد شود و این امر محقق نمی شود جز با ایجاد اتحاد در میان رهبران دیگر قومیت ها.

اختلاف ها میان رهبران قومیت ها و احزاب در چهل سال گذشته در اوج بوده و دلیل بزرگ بر اوضاع همواره در جنگ افغانستان که سبب قوت گرفتن طرف های تروریسم و قَلدری پاکستان شده است اما خطر تک قومی شدن حکومت به میزان یک جنگ داخلی برای کشور زیان بار می باشد.

ایجاد ایتلاف میان رهبران به دور مانده از قدرت اگرچه دیرهنگام صورت گرفت اما می تواند با دوراندیشی و کنارگذاشتن اختلاف ها تبدیل به جناح قوی در برابر ارگ شود تا دیگر تنها نقش پرکردن صندوق های نامزدان را ایفا نکنند و سپس تبدیل به مهره سوخته شوند.

مردم همواره از هر قومی قربانی بی سیاستی و معامله گری های رهبران خود شده اند اما در دورانی که افغانستان تهی از رهبر بااقتدار و مدافع منافع ملی است، چاره ای جز اعتماد دگر باره به رهبران خود ندارند.

Advertisements