اوضاع سیاسی در قید، «بن بست» است. بن بست موجود، فرآورده عملیه سیاسی غیر طبیعی ( تشکیل حکومت دو سره) است. بن بست زمانی دریک قدمی انفجار قرار گرفت که یک «سر» (ارگ) تصمیم گرفت سر دومی را قطع کند. تیم ارگ پیش بینی درست کرده بود. با همین وضعیت، انتخابات بعدی هم به بن بست برمی خورد. به این ترتیب، تصمیم گرفتند انصراف از تفکر انحصار، حریف را به عنوان مانع اصلی را بردارند. این تصور غلط، میراث سیاسی دوره استبداد است؛ چنان که درین روزها شاهدیم، پلان حذف سخت آسیب پذیر بود و ارگ اکنون با خطر هجوم از تمامی استقامت ها روبه رو است.
راهکاراصلی، تن دادن به توازن  وعدالت سیاسی واقتصادی است.
اتمر- غنی- حکمتیار این واقعیت را دربغل جیب تجاهل فرو کرده و پنداشته اند که بریدن سر یک موجود، ضامن زنده ماندن «سر» اول است. یکی از آفات سیاست عقب گرایی حذف و چنواری این است که طرف مقابل را نمی توان به زور از صحنه گم کرد. در گذشته چنین سیاستی جواب می داد و بدنه محذوف، ظاهرا از صحنه حذف شده بود مگر درطی چند قرن، در خاطره ها و روان اجتماعی به حیات خود ادامه داد. دیدیم که بی توازنی اجتماعی و سیاسی سرانجام همه ساختار ها را درهم شکست.گزارشنامه افغانستان

Advertisements