ارگ – حکمتیار، دور اول بازی را بردند… بازی تمام نشده

ارگ منتظر است دسته جات شورای نظار وارد صحنه شوند و آنگاه تحت نام «بغاوت گران»، «لنده غر»، «شورشیان» و «منافقان» با عملیات تصفیه ای همه جانبه به طور کامل منهدم شوند تا آخرین مدعی قدرت از بین برود.
امشب درمحضر حکمتیار و محفل طالب- داعش- اتمر در ارگ جشن برپاست. تیم ارگ، از طریق تشدد وبازی با خون جوانان، دنبال هدف اصلی است: سرکوب هرگونه احتمال حرکت نظامی جمیعت اسلامی و شورای نظار.
پروژه انتقال قدرت به طالبان و مدیریت داعش از طریق حکومت افغانستان، از سوی همین نیروی بازمانده از دوران جنگ با طالبان با خطر رو به رو است.
با اقداماتی هول انگیز سعی دارند مدعیان شراکت قدرت را به جنگ خیابانی بکشاند.
«رستاخیز تغییر» درمحاسبه آن ها به عنوان قربانی، بهانه یا طعمه در نظر گرفته شده است. بازی کثیف سیاسی این چنین مدیریت می شود. این ضرب وشتم مرگبار برای آن است که دسته جات شورای نظار وارد صحنه شوند و آنگاه از نام قانون اساسی تحت نام «بغاوت گران»، «لنده غر»، «شورشیان» و «منافقان» ( آن طوری که غنی امروز آشکارا برزبان آورد) با عملیات تصفیه ای همه جانبه به طور کامل منهدم شوند و هرگونه ادعای شراکت و حکومت داری ختم شود.  سپس عبدالله و معاش گیران الحاقی با یک فرمان اهانت بار، با این محمل که «ریاست اجرائیه» یک دستگاه من درآوردی و غیرقانونی است؛ به آشغال دانی فرستاده شده و شورواشتیاق در فستیوال سرکوب به اوج خود برسد.
 خانواده مارشال فهیم و چند تن دیگر به شمول تاج محمد و دیگران مکرراً به اتمر و حکمتیار بیعت کرده اند. جناح فهیم هنوز برائتلاف خود با طالبان که حتی از زمان «مقاومت» منعقد بود، پای بند است. ارگ و حکمتیار گمان برده اند که حذف چند سردسته دزد و دلال پول پرست ومزاحم ، داعیه یک بستر مردمی را نابود کرده و چشم انداز یک نسل آگاه و شورآفرین را مکدر خواهد کرد. آن ها یک تشکیلاتی بی خاصیت از چند دستیار «مدنی» و «ملی!» نیز قبلن آماده کرده اند.
اشتباه ارگ درهمین جاست. گرفتن فتوای سرکوب از چند فردی که هیچ نقشی در تحولات ندارند ( به نام جامعه مدنی)، سفارت امریکا، سفارت عربستان و تشویق و تمجید افراطیون قومی مبتلا به تلبیس و حس و انتقام، پیروزی به بار نمی آورد. این ها یک گروه را نان افطاری و استحقاق «سحری» گروه دیگری را گلوله حواله می کنند. تاریخ افغانستان مملو ازین درامه هاست. اما  ارگ وحکمتیار تا حال موفق نشده اند که حریفان اصلی را طبق زمانی که خود شان انتظار دارند، به آوردگاه بکشانند. اشباح گویا هنوز در موضع قابو اند. شاید خطر کمین ازین پس، غافلگیرانه باشد. فراموش نکنیم ما با یک جنگ پیچیده شبکه های استخباراتی سروکار داریم. سازنده گان و مدیران طالب و داعش در سطح افغانستان و منطقه، به همان میزان دشمنانی قسم خورده دارند. جشن توتالیتاریزم از نوع استالین و قذافی خیلی دیرپا بود، مگر درین خرابکده، عمر همه چیز سخت کوتاه است. گزارش نامه افغانستان
+++++++++++++++++++++++++++++++

مقاومت! / راه بر امیرجنگ ببندید…

ا
ین خیمه برای خونتای نوظهور ارگ، منبع آفات وتهدید استراتیژیک است. کانون مدیریت قیام و سرپنجه اصلی همان نیرویی اهریمنی است که اگر جان گیرد، سخت بازدارنده است و اگردم نقد از سر راه برداشته نشود،  دستان خویش را بر ستون های میراثی «مقاومت» حلقه می زند.
دومین دورکشتار درکابل، مثل نوبت اول، غیرعادی و آشکارا کوردینه شده از سوی خونتای ارگ است.
چرا غیرعادی؟
شاهد بودیم که نود ونه درصد از ناظران نقاب پوش و بی نقاب که با خونتای طالبانی غنی- اتمر علایقی درخویش احساس می کنند، از فاز اول کشتار به طور گسترده و با ارائه براهین و ادله، استقبال کردند. علت دوم این است که پروژه طالب- داعش- حکمتیار حمایت جهانی و منطقه ای درعقب خود  دارد.
مورد سوم، پلان بی صاحب سازی «شمال» و دادن مدیریت جنگ به سوی آسیای میانه و عقبه های منطقه ای روسیه به خونتای «یک قوم»، طرح امریکا، عربستان و پاکستان است و امیر جنگ نیز فعلن درکابل معطل است. این وضع، مانند دوره هاشم خان جلاد که زمانی با ادولف هیتلر تن به معانقه داده بود محور تمامیت خواهی جدیدی را شکل داده که با اغتنام از جو موجود، امیدوار اند «گذشته» معدوم را به «امروز» بکشانند. ازطریق یک جنگ داخلی استخوان شکن، یک دوره تاریخی حذف و«چنواری» را پی ریخته وبا فراموش کردن تمام تجربیات تلخ تاریخی، بار دیگر برای شگوفایی مجدد رویای ترشیده حکومت تک مدیریتی، بستری فراهم کنند.
 با چند معترض غیرمسلح،  زبان تفنگ را آموزش می دهند؛ کرداری که در حق یک انتحاری خون پرست انجام نمی دهند؛ مهندسی اوضاع قابل درک است؛ از روی تصادف نیست.  برای دو اردوگاه با هم دشمن، یک گزینه وجود دارد: پیروزی. تعامل به شیوه دلالان ته مانده از دوره جنگ سرد، دیگر پاسخگوی نیاز های اجتماعی نیست؛ معرکه سازی استخبارات خارجی نیز حول این بستر آتش شتاب گرفته است.
این برنامه با یک خیمه تحصن چه ربطی دارد وآیا به ریختن این همه خون و تولید نفرت می ارزد؟
این خیمه برای خونتای نوظهور ارگ، منبع آفات وتهدید استراتیژیک است. کانون مدیریت قیام و سرپنجه اصلی همان نیرویی اهریمنی است که اگر جان گیرد، سخت بازدارنده است و اگردم نقد از سر راه برداشته نشود،  دستان خویش را بر ستون های میراثی «مقاومت» حلقه می زند؛ اراده یک نسل فاسد نشده را درغلتک یک دگرگونی فراگیر می اندازد. همان «مسجد غازیان» گذرشوربازار است که مردم کابل یک صد وهفتاد وهشت سال پیش از امروز، درآن جا سربه هم آمدند و قیام تاریخی علیه زور انگلیس و خود فروشان داخلی را دریادنامه تاریخ بنوشتند.
این «رستاخیز» که در ازاء نقد جان گلوله به جان می پذیرد تا درفش پایداری برزمین نیفتد، با سرنوشت جانکاهی رو به رو خواهد بود اما خطی که تعیین شده، همان هندسه گمشده اقتدار و عدالت است که آهسته، پیوسته جلو می رود و به کابوس دهشتناکی برای خونتای سرکوب تبدیل شدنی است. خیمه برداشته شد؛ اما هول آن مکان انفجار دیده ساعت به ساعت تنومند و حجمی می شود. مرکز سوق و اداره درحال انسجام است. مقاومت، از قبل تعریف شده است وفقط جنون خونتای ارگ می باییست درین مقطع، ماشین مقاومت و قیام علیه سرکوب نا موجه را به غرش در آورد. کابوس آهسته آهسته پیش می آید. گزارش نامه افغانستان
Advertisements