سناریوی از قبل طراحی شده تحت نام همکاری طالبان با نیروهای امنیتی کم کم به استماع عامه می رسد. همزمان، ادبیات تهدید یک جانبه دولت علیه معترضان سیاسی درشت تر می شود. 

حاصل جمع گزارش ها از کارکرد های شتاب زده محفل حنیف اتمر- ستانکزی، اظهارات علنی دکترغنی، ایجاد جو عصبانی از سوی حکمتیار، ارسال پیام تهدید از سوی امنیت ملی به سران جنبش اعتراضی «تغییر» و یک رشته عملیات سری و مشکوک تیم مستقر در ارگ،  این نتیجه را به دست می دهد که این جمع کوچک، سرنوشت خود را با منافع و عزت هیچ قومی متصل نکرده و دریک قماراز پیش باخته، به سوی یک تالاب بزرگ آتش جلو می رود. اوضاع عمومی اشعار می دارد که علی الظاهر قضیه بالاتر از مسایل بومی و درون خانه است.

حال ساز دیگری می زنند.
تهدید ها علیه جنبش خیابانی «رستاخیز تغییر» با ادبیاتی تحریک آمیز تر از سرگرفته شده است؛ با این گمانه ها که جنبش «تغییر» پیشقراول اردوگاه ضد طالب- داعش و دشمنان حکمتیار به شمار می رود.

بخش دیگر سناریو از جای دیگری درحال آغاز شدن است: از زمانی که پرونده «توره بوره» در بازی امریکا- پاکستان دو باره روی میز آورده شده، برخی منابع ارشد دولتی از «همکاری طالبان با نیروهای امنیتی» سخن رانده و با آهنگی بالنسبه نرم و خوشبینی پلان شده، سپاسمند به نظر می رسند. صفحه نخست این پروژه، سفید سازی دفتر قطور کارنامه های سیاه تروریزم طالب است که به تازه گی جنگ خود را به نفع طرح جدید (وظاهراً ضد داعش) عیار کرده است.

ترتیبات سرکوب سیاسی ونظامی جبهه ضد طالبان ازین قرار است که تیم ارگ با حمله بر جریان های خیابانی و اردوگاه آشتی ناپذیر شورای نظار وجمیعت، جمع «شورای حراست»، جنگ داخلی گسترده ای را رقم بزند و درعین حال از جامعه جهانی درخواست کمک کند؛ سپس حکمتیار به دفاع از «نظام» برخاسته و به یکی از مراکز فرماندهی دفاع ملی تبدیل شود و بدین سان، طالبان تحت شعار مبارزه برای بقای افغانستان به جبهه ارگ- گلبدین ملحق شوند و رؤیای تاریخ زده حکومت یک دست ( پشتونی نه، بل بخشی از پروژه داعش منطقه ای)  این چنین آسان مجدداً شکل بگیرد.
سناریوی این خیال پردازی کاملن آماده اجرا است. گزارش نامه افغانستان
Advertisements