«رستاخيز تغيير» يك دكان يا كدام كارگاه كوچك نيست كه كسي خيال نفوذ و شكستِ آن را در سر داشته باشد. (معامله و عقب نشيني) واژه هاي اند كه توسط دشمنان و بد بينانِ اين حركت نشخوار مي شود. رستاخيز تغيير نهالي بود كه به سرعت به درختِ بزرگ تبديل و جهاني شد و توده ها از آن حمايت كردند. ترس دشمنانِ #رستاخيز اين نيست كه چرا ما بر بركناري مأمورين حكومت فاسد تاكيد مي كنيم، بلكه ترس آنها اين است كه، رستاخيز تغيير مبادا به يك جريان بزرگ و تعيين كننده ي قدرت در كشور تبديل شود. مبلغينِ مزدبگير و ياوه سراي ضد رستاخيز نمي توانند در برابر #رستاخير_تغييرِ به اين بزرگي و مردمي فايق آيند. ما به تعدادي از شهروندان كه درين ماه رمضان از بندش جاده ها شاكي بودند، احترام گذاشتيم و تعداد خيمه هارا با خيمه مركزي مدغم ساختيم و اين احترام را به عقب نشيني تعبير نكنيد. خواسته ها و مطالبات ما سرجايش است و دادخواهي مان با قوت و با اراده از طريق خيمه ي مركزي ادامه دارد و يك قدم هم عقب نخواهيم رفت. فيسبوك چلونك هاي مستعار و جيره خوار روي شان سياه.
تا پيروزي…

هارون معترف

+++++++++++++++++++++++++++

معترضان: ما خیمه‌ها را برچیدیم، حکومت دیوارها را بردارد

معترضان می‌گویند که به خاطر گرمی و ماه مبارک رمضان و با در نظر داشت مشکلات مردم برخی از خیمه‌های تحصن را برداشته‌اند، اما حکومت نیز باید کانتینرها و دیوارهای سنگی را که در جاده‌ها و معابر عامه گذاشته است، بردارد و به راه‌بندی‌ها خاتمه دهد. معترضان رستاخیز تغییر می‌گویند که حکومت با گذاشتن دیوارهای سنگی بخش عظیمی از سرک‌ها را بند کرده و باعث تنگی جاده‌ها و ایجاد ازدحام ترافیکی شده است. آنان می‌گویند حکومت باید موانعی را که به واسطه‌ی گذاشتن کانتینرها و دیوارهای سمنتی در سرک‌ها و جاده‌ها ایجاد کرده، بردارد.
برنا صالحی یکی از معترضان می‌گوید که قبل از آن که خیمه‌های تحصن ایجاد شود، حکومت در جاده‌ها و معابر عامه، به بهانه‌ی امنیت کانتینر و دیوار سمنتی یا چک‌ها را گذاشته است، با گرمای ماه مبارک رمضان هم بهانه‌تراشی می‌کند تا جلو حرکت اعتراضی آنان را بگیرد.
صالحی می‌گوید تنها به خاطر ماه مبارک رمضان و به خاطر احترام به مردم خیمه‌ها را موقتاً برچیده‌اند، زیرا حکومت به بهانه‌ی امنیت خیمه‌ها، راه‌های منتهی به خیمه‌ها را بسته است، او گفت: «حکومت راه‌بندانی را که به راه انداخته بردارد، یک‌جانبه راه‌های مردم را بند نکند.»
برنا صالحی در ادامه می‌گوید که حکومت برای مناظره‌ی رودررو با معترضان خود را آماده کند. او تاکید می‌کند که برچیدن خیمه‌ها صرفاً به خاطر مردم صورت گرفته است. خیمه‌های فرعی معترضان در گوشه‌های شهر کابل برچیده شده است، به جز خیمه‌ی مرکزی که در مقابل شفاخانه‌ی ایمرجنسی قرار دارد.
معترضان می‌گویند که اعتراض‌شان را در خیمه‌ی مرکزی ادامه خواهند داد و خیمه‌های اعتراضی در ولایت‌ها هم‌چنان پابرجا خواهند ماند، تا زمانی که حکومت به گفت‌وگوی رو در رو با معترضان حاضر شود.
معترضان می‌گویند: «حکومت باید به خانواده‌ی ۷ تن کشته‌شده‌ی روز تظاهرات که پولیس به آنان فیر کرده بود، غرامت بپردازد، رییس گارد ویژه ریاست جمهوری نیز باید محاکمه شود.»
معترضان می‌گویند:‌ «رییس جمهور و رییس اجرایی باید استعفا بدهند، آنان معاون دارند، کشور به سوی بی‌نظامی نخواهد رفت.»
تحصن معترضان در خیمه‌ها در ساحات مختلف شهر کابل اعتراض‌هایی را در پی داشت. مردم می‌گفتند که موجودیت خیمه‌ها بر جاده‌ها، باعث بندش بسیاری از مسیرها به روی ترافیک شده و راه‌بندی‌های طویل‌المدتی را ایجاد کرده بود.
واکنش شهروندان به برچیدن خیمه‌های تحصن
شهروندان از برچیدن خیمه‌های تحصن رستاخیز تغییر استقبال کردند. شهروندان کابل در صفحات اجتماعی این رضایت‌مندی‌شان را از اقدام معترضان تبارز دادند، اما می‌گویند که در پی برچیده‌شدن خیمه‌های تحصن، حکومت نیز باید موانع کانکریتی و کانتینری را از مسیر تردد عامه بردارد.
ن. صالحی یک تن از کاربران فیس‌بوک از هرات، در صفحه خود نوشته است: «از این اقدام تحصن‌کننده‌گان در کابل حمایت می‌کنم. خیمه‌های دادخواهی برچیده خواهد شد که دولت تمام موانعی که توسط زورمندان و مسوولان در سطح شهر کابل ایجاد شده را، جمع کند.»
برخی دیگر هم از معترضان تشکری کرده‌اند. محبوبه ظفری از شهروندان کابل می‌گوید که دیروز راه‌بندان به نسبت روزهای پیش کمتر شده بود و او توانسته است زودتر به محل کارش برسد. محبوبه گفت: «خیلی خوشحالم که معترضان برخی از خیمه‌های‌شان را برداشتند.»
او افزوده است روزهای قبل تا دو ساعت هم در راه‌بندان می‌مانده است، اما حالا که خیمه‌ها برداشته شده است، وضع ترافیک به مراتب بهتر شده است.
اما برخی دیگر می‌گویند که راه‌بندان به وجود آمده ناشی از خیمه‌های تحصن، صرفا بهانه‌ی حکومت است.
آنان می‌گویند که راه‌بندی‌ها در جاده‌های کابل بسیار است و اغلب به واسطه‌ی حکومت به میان آمده است. ع.‌هاشمی از دیگر کاربران صفحات اجتماعی در برگه‌ی خود نوشته است:‌ «راه‌بندی‌ها در طول ۱۶ سال در هر قسمت از شهر کابل وجود دارد و حرف نو نیست.»
س. ارزگانی نیز به رسم اعتراض نوشته است: «خیمه‌های تحصن برچیده شدند، ببینیم راه‌بندی‌های کابل برچیده خواهد شد؟؟!»

هشت صبح

+++++++++++++++++++++++++++++

جمعیت یا یک پلنگ پوقانه ای

سمیع حامد

شایعه پخش میکنند که جمعیت پشت رستاخیز تغییر است. کدام جمعیت؟ ظاهرن سال ها است که ما ” جمعیتی” زیاد میبینیم اما ” جمعیت” نه. “جمعیت” زمانی یاد سران پراکنده و شکم گنده آن می آید که بتواند فروخته شود…بتواند آنها را دوباره به چوکی برساند.
جوانان را به ” چوک” میکشانند تا خود به ” چوکی” برسند و بعد با کارت های دیگر ( قوم ، علایق بیرونی و…) بازی کنند و بیرق جمعیت را دوباره در پسخانه های خود بمانند.
جمعیت اگر میبود بحران کنونی در نظام پدید نمی آمد. مگر همین ها خود در دو تیم نبودند. مگر حزبی که مدعی داشتن قدرت حزبی و مردمی است توانست رهبر خود را حفظ کند؟
غنی احمد ضیا مسعود را با لگد از ارگ کشید و آب از آب تکان نخورد. دلیل اش ” قوت غنی” نیست ” ضعف جمعیتی ها” است…ضعف جمعیتی های بدون جمعیت!
اگر عبدالله را نمایندهء جمعیت میدانستند چرا ضعیفش کردند؟ اگر میگویند ما ضعیف نکردیم چگونه یک نفر (عبدالله) توانست اینقدر بازی کند یا حتا بازیچه شود؟ اگر جمعیت واقعن ” حزب” بود استراتیژی داشت؟ اصلن کاری کرد؟ فقط قوماندان های جمعیتی بودند که خواسته های خود را مکرر مطرح میکردند…خواسته های شخصی…همین خواسته ها آنها را تشلهء میدان سیاست ساخت.
من بدین باور استم که تا طالب هست…تا حزب اسلامی است…جمعیت و وحدت و جنبش نیاز جدی به بازسازی و تعریف مجدد دارند. برندهء میدان امروز برندهء میدان جنگ نیست؛ برندهء میدان سیاست است. مگر اینها یک بار فکر کرده اند که چرا همیشه برندهء جنگ اینها بوده اند اما وقتی نظام ساخته شده است مخالفان آنها ” حاکم اصلی” بوده اند؟ دلیل سادهء آن این است که اینها از بس ” زورباور” اند هماره قوماندانان آنها ” رهبر سیاسی” هم میشوند! چند بار دیده اید که در طرف مقابل آنها این اتفاق بیفتد؟
نبود قوت سیاسی سبب میشود پیروزی های نظامی آنها به ناکامی سیاسی شان بیانجامد.
جمعیت اگر نتواند ” نو” شود…” حزب” شود و قوماندان هایش به سیاسی هایش تمکین نکند یک پلنگ پوقانه یی خواهد بود. پلنگ پوقانه یی چه باشد که بتواند موج های مردمی را شکل دهد و هدایت کند

+++++++++++++++++++++++++++++++++++

من هم گریه کردم



يك چشم ديد، ولي بسيار دردناك!
در جريان حوادث اخيرکشور، كودكي دست فروش مورد اصابت مرمي قرار گرفت، خواستم براي درمان به شفاخانه انتقال اش بدهم در مسير راه بوتك هايش به زمين افتاد، او با اينكه از شدت درد به خود مي پيچيد و خون از بدن اش جاري بود، برايم گفت” كاكا بوت هايم را بردار كه ديگر بوت ندارم” دقيق با شنيدن اين جمله درد جانكاه سراپايم را فرا گرفت.
آه! كه چي دردآور بود آن صحنه
حارث جبران

+++++++++++++++++++++++++++++++

راه بندان

دکتر سمیع حامد:
مردم حق دارند از راهبندان شکوه کنند. آن‌ها می‌بینند یک حق‌شان گرفته شده است و «انتقاد» می‌کنند. جنبش‌های مردمی گاه برای به‌دست آوردن آن شمار از حق‌های مردم مبارزه می‌کنند که مردم نمی‌دانند این حق‌ها از آن‌ها گرفته شده است. شاید اصلن نمی‌دانند چنان حق‌هایی هم دارند. برای همین برای‌شان مهم نیست و فقط آنچه را می‌بینند که «روال عادی» زندگی‌شان را برهم زده است. آیا آن‌ها می‌دانند که همین لحظه که آن‌ها در گرمای راه‌بندان عذاب می‌کشند، سربازانی در داغ‌ترین دشت‌ها کشته می‌شوند و حکومت قاتلان آن‌ها را«برادر» خطاب می‌کند؟
مردم حق دارند از راه‌بندان شکایت کنند. هر روز دانستند حق‌های دیگری هم دارند که از آن‌ها گرفته شده است، راه‌بندان را شاید تحمل کنند تا آن حق‌ها را بگیرند…حق‌هایی که نبود آن‌ها شاید سبب اصلی پدید آمدن راه‌بندان است.

++++++++++++++++++++++++++++++

به بهانۀ رستاخیز تغییر

کاوه حبران

همه‌کس و همه چیز، در آن قربانی خواهد بود! 

نهایت این ماجرا جز یأس چیزی روی دست نمی‌گذارد. رنج عمیقی که حاصل سقوط انسانیت، در جغرافیایی به نام وطن است. ما همین‌جا ایستاده‌ایم؛ روی حباب‌های لرزانی که مثلاً باید به آینده‌ نگاه ‌کنیم. به آینده‌یی سخت کدر و نامعلوم.ابتدای این قصه صرفاً یک خواست است. یک مطالبۀ معمولی که طرح و نتیجه‌اش در هر جامعه‌یی، صورتی ساده دارد، چون یک قرارداد معمولی است.

حتا ابتدایی‌ترین جوامع تاریخ، از ارایۀ پاسخ به آن طفره نرفته. یا امتناع کرده و یا هم لبیک گفته اما در پی انکار و پیچیده‌کردن آن هرگز نبوده است.همین‌که جلو مرگ‌های نامنتظر را بگیرید؛ هر چند از فرط گرسنه‌گی و بیکاری و بی‌سوادی و فساد و تبعیض و بی‌ارزشی زوال و نابودی همه به طور قطع پیش روست. صرف همین‌که برادران به‌ناگاه با واسکت انتحاری‌شان ما را به مرگ دسته‌جمعی فرا نخوانند. اگر چنین کاری را نمی‌‌توانید، لطفاً کنار بروید تا یکی دیگر بتواند این‌ کار را انجام بدهد. همین.همین خواست، خواست رستاخیز تغییر است اما طرح آن در درون شبکه‌یی از مناسبات پیچیده و ناسالم سیاسی-اجتماعی، زبانی الکن پیدا می‌کند. چهره‌اش مغشوش می‌شود و جای سؤال اصلی را صدها فرع و حاشیۀ چاق‌کرده فرا می‌گیرد.

کافی‌ست پیدا شود که چه کسی این مطالبه را عنوان می‌کند. تاجیک، اوزبیک، هزاره و… دیگر فضای آن کاملاً میسر است که بسته به هویت قومی آن فرد یا افراد، هر مطالبه‌یی، قومی ترجمه شود. مطالبات جنبش تبسم و روشنایی سرآغاز کلیدخوردن چنین وضعی بود و اکنون ما عین مواجهه را در عملکرد حکومت با رستاخیز تغییر شاهدیم.

این نکته که پاسخ‌دهی به مطالبات برحق شهروندان یک ضرورت حقوقی است، نوعی شنعت سیاسی پیدا کرده است. عمل‌‌کردن حکومت مطابق خواست شهروندان، نوعی ضعف و جبونی سیاسی تلقی می‌شود که رقبای حزبی و قومی را دهان‌گشادتر می‌کند. بنابراین، نظام‌داران تا سرحد فاجعه و لبۀ پرتگاه می‌توانند پیش‌روی کنند. می‌توانند معترضان را به گلوله ببندند، می‌توانند جاده‌ها را کانتینرگذاری کنند، می‌توانند اعلامیه‌های ترس‌آور و وحشتناک پخش کنند، می‌توانند نظامی‌گری را ترویج دهند. چنین اعمالی از الزامات حکومت‌داری در جامعۀ کنونی‌ست.وضع جامعه بدتر است. اقوام به شدت به هم‌دیگر بدگمان اند. اخلاق انسانی و انسان‌باوری شدیداً در سطح اجتماع افت کرده است. جای فرد سیاسی، فلانی تاجیک، پشتون، هزاره، اوزبیک و… نشسته که بسته به هویت قومی‌اش، کنش سیاسی‌اش نیز سامان می‌یابد. خطای سیاسی فرد، خطای قومی تلقی می‌شود. هیچ کسی استقلال و زنده‌گی سیاسی فارغ از قوم ندارد و نیز حقی که اگر مطالبه‌کننده باشد، به منفعت قومی در آن خواست، نیندیشد و اگر مرجع مطالبه، به زیان قوم.

بنابراین، مرجع دادخواهی نیز دیگر معنای حقوقی‌اش را از دست داده است. حکومت دیگر مرجع دادخواهی نیست. حکومت؛ اشرف‌غنی، حنیف اتمر، گل‌نبی احمدزی و در اخلاقی‌نماترین حالتش داکتر عبدالله‌ست، که همه پشتون اند. پس خواست رستاخیز تغییر، یک خواست ضدپشتون سالاریست. این‌همانی حکومت هم‌چون سیستم و متصدی آن هم‌چون فرد از معیارهای پذیرفته‌شدۀ نظام سیاسی این‌جاست و صد البته خاص قوم پشتون‌ هم نیست. این فهم به شدت همه‌گیر و همه‌گانی‌ست.رستاخیز تغییر نیز از تبیین به واسطۀ چنین فهمی، فارغ نمانده است. ریشۀ این‌همه اتهام‌زنی‌ها و دسیسه‌ها و توطیه‌ها علیه یک حرکت سادۀ دادخواهانه و مردمی را باید در چنین فهمی جست‌وجو کرد.

نشانه‌های معینی از آن در دست است. سکوت معنادار جامعۀ نخبه‌گان پشتون، امتناع از ساده‌ترین همدلی انسانی با قربانیان رویدادهای اخیر، پرهیز از همنوایی با معترضان لااقل با خواست‌های رستاخیز تغییر؛ و در سطح دیگر؛ مخالفت‌های گستردۀ نظام‌مند در مناطق پشتون‌نشین حاکی فراگیری چنین فهمی لااقل در جامعۀ پشتون اند. در مثالی رویدادمحور، همان واکنش‌هایی در مخالفت با رستاخیز تغییر در خوست، خیمه‌های ضد رستاخیز در ارزان‌قیمت و هودخیل، نشست ضدمعترضان کندز و….احزاب سیاسی نیز برایندهای منطقی این وضعیت اند. نهادهای کانالیزه‌شدۀ قومی و سیاسی که متناسب به رویدادهای روز، سهم‌شان را در بدنۀ حکومت نقشه می‌کنند و با تمام توان سعی می‌دارند تا آن را به چنگ درآورند.

برای آنان اولویتی جز چنبرزدن بر مناصب دولتی و ورود به شبکه‌یی به نام حکومت وجود ندارد و هیچ تعهدی و اخلاقی جلودارشان نیست. بی‌جهت نیست که در آستانۀ غمگین‌ترین حوادثی هم‌چون حادثۀ خونین چهارشنبه مثل سمارق در کنار معترضان سبز می‌شوند و می‌کوشند به شیوۀ خود، مطالبات مردم را مصادره ‌کنند. جمعیت، کنگره، افغانستان نوین و… هیچ چیزی جز این نیستند و ساده‌لوحانه خواهد بود اگر فرض دیگری برای آن قایل گردیم.

سیاست‌گری احزاب نیز هم‌چون حکومت قومی است اما به اعتبار منفعت و موقعیت می‌تواند ضدقومی باشد. به همین دلیل اگر گاهی انوارالحق احدی اعلام می‌کند که در کنار رستاخیز تغییر ایستاده است و از مطالبات آن‌ها حمایت خواهد کرد، هرگز فارغ از منفعتی نیست که اکنون در موقعیتی متفاوت قرار گرفته.آن‌چه را جامعۀ مدنی می‌خوانند وجه دیگری از وضعیت ا‌ست. جامعه‌یی به شدت غایب که مشتی از کاسب‌کاران و دکانداران جلاب در آن، به جای فروش متاع واقعی و فیزیکی، یاوه و حرف مفت عرضه می‌کنند. ان‌جی‌او داران تنک‌‌‌مایه، حراف، شهرت‌طلب که سری در سفارت‌خانۀ فلان و بهمان کشور دارند و دمی در دستگاه فلان وزیر و وکیل.همین‌هایند که بخشی از دستگاه تبلیغاتی و توطیه‌پراکن حکومت و نظام‌داران را فعال نگه‌داشته اند. تریبون‌های گوناگونی با نام‌های قلمبه‌سلمبه‌یی را بر می‌افرازند و با دسیسه و خدعه حرف حکومت و قدرت را بازگو می‌کنند. از واقعیت‌های قومی با انکار و امتناع عقب می‌کشند اما به صورت انفرادی تا خرخره‌ در ارزش‌های قومی فرو رفته اند. توانایی تشخیص مطالبات عمومی را ندارند، جهت‌دهی مردم و منافع آن‌ها مد نظرشان نیست اما جلو دوربین رسانه‌رفتن را بلدند و نیز سخن‌زدن در موضعی که عافیت همه چیز را تضمین کند. این‌ها جلو هر حرکتی که ظرفیت فراگیرشدن را دارد، می‌ایستند و با نام مدنیت مانع هر فعالیت راستین سیاسی اند.

این‌ها صرفاً سلامت دو چیز را دنبال می‌کنند. منفعت مالی و شهرتِ به ظاهر نیک‌شان که اولی یا به واسطۀ پروژه‌های ان‌جی‌اویی و یا در ساده‌ترین وضع، با حفظ منصب شغلی‌شان به دست آمده و دومی با سخن‌پراکنی در حیطۀ بحث‌های بزرگ جهان‌شمول که کوچک‌ترین موضوعش فمنیسم است.اکنون تنها چیزی که باقی مانده همان یأس و نومیدی است. یأسی که ناشی از گسست اجتماعی سیاسی وحشت‌باری است که اکنون را ساخته و بی‌تردید آیندۀ غم‌باری را برای همه‌گان متصور می‌سازد. آینده‌یی که همه‌کس و همه چیز در آن قربانی خواهد بود و پیروز میدانی نخواهد داشت

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++.

عامل اصلی مشکلات ترافیکی در شهر کابل کی ها اند؟

عامل مشکلات حکومت است نه معترضان

اگر خیمه های تحصن هیچ تاثیری بر ترافیک شهر نداشته باشد، مگر صدها جوانی که با شکم گرسنه زیر آفتاب می نشینند دیوانه اند؟
اما وقتی با حکومتی طرفیم که هیچ صدایی را نمی شنود، چه باید کرد؟
وقتی با ریس جمهوری طرف هستیم که یک هفته تحصن پایتخت نمی تواند پای اورا به یکی از این خیمه ها بکشاند و یا حاضر به برآورده کردن خواسته های برحق معترضان شود و بدون توجه به این همه بحران و نارضایتی می رود شانگهای، پس چه باید کرد؟
همین حالا 60 درصد جاده های کابل از سوی حکومت و یا هم “رجال برجسته!؟” در کابل مسدود است، آیا بستن این جاده ها سبب ایجاد مشکل برای مردم نشده است؟
اما وقتی حکومت نه به رای مردم اهمیت می دهد نه به اعتراض مردم، نه گامی در راه اصلاح برمیدارد و نه تغییر مثبتی را می پذیرد، برای مردم راهی نمی ماند.
عامل ایجاد مشکلات و راه بندی های کنونی حکومت است که معترضان، باید از حکومت بخواهیم که خواسته معترضان را بپذیرد و پس از آن نیز هیچ “چارواک” و “رجل برجسته ای” حق بستن معابر عمومی را نداشته باشد، اتفاقا علت اینکه حملات تروریستی از مردم عادی قربانی می گیرد همین است که رجال برجسته با استفاده از امکانات حکومتی و بستن معابر عمومی خود را مصون کرده اند، هدف آنهاست تلفات را مردم می دهند.
اینها اگر ” رجل” اند و “برجسته” حق ندارند در یک جنگ نابرابر مردم را در میدان رها کنند و خود مثل پشت حصارهای سیمانی پنهان شوند و نام خود را هم “رجال برجسته” (مردان برتر ) بگذارند.
خود این تعبیر “رجال برجسته” هم دروغ است، هم تبعیض آمیز است و هم توهین آمیز.
داوود ناجی
—-

حرفی با راحت طلبان بی احساس شهر

عادلانه نیست که از عشرتکده‌ها​ی کولر دار خود کسانی را ملامت کنیم که روزه به دهن، و با تحمل فشارهای گونه گون ناشی از گرمای هوا و غرش تانک‌های ستم، شب و روز خود را زیر خیمه های تحصن سپری میکنند.
مهم نیست اینها از کدام گروه هستند؟ مهم اینست که آنها از نسل من و تو و نسل عدالت خواهی اند!

از آنهای که دهل در بغل دارند و می نمایند که غم و درد مردم را به سینه دارند، یک پرسش ساده دارم.
مسیر هوتخیل (سرک نو)- چهاراهی عبدالحق را کی بسته؟
در مسیر جادۀ میدان هوایی و وزیر اکبرخان، خیمه‌ی وجود دارد؟
در مسیر کارته نو و پل محمود خان کانتینرهای جابجا شده کار تحصن کننده گان است؟
در مسیر کوته‌ی سنگی- ده افغانان آیا کدام خیمه‌ی وجود دارد؟
این همه غوغا برای چه؟ ساعتها در انتهای سرک کارته نو(چار راهی عبدالحق، پل محمود و جاده میوند) هوتخیل منتظر میمانی، و اما از همانجا، صدا می‌زنی که آها! همه راه ها را خیمه ها بند کرده است!!!.
اگر ماه مبارک رمضان سبب کاهش خبط درونی ات نمی شود، پس مطمئین باش که انسانیت ات زیر سوال است!

ولیزاده

++++++++++++++++++++++++

شعر یکی از شعرا برای رستاخیز تغییر 

به همین ساده‌گی زمین نخوری، مرد دل‌زنده‌ای جوان در راه 
 وسط اشک و خاک و خون باقی‌ست، دست‌کم چند امتحان در راه
صبح، اخبار، ساعت اول؛ بچه‌ها دانه‌دانه می‌پرسند
 که چرا با گلوله می‌بندند، چند سرباز ناجوان در راه
هر یکی بیرقی تکان دادند، هریکی زنده‌زنده جان دادند 
 تازه‌مردان رو به‌آزادی، خیلِ در خون شناوران در راه
عده‌یی گرم بازی‌اند و هنوز عمق این قصه را نمی‌فهمند 
 که چه کرده‌ست تیر با سینه، که چه دیده‌ست جوجه‌گان در راه
ظلم بالا و ضعف پایینی، زخم را دانه‌دانه می‌چینی 
 باز هم بین قصه می‌بینی که دو سه مشکل کلان در راه
منتها با شکوه و پا برجا، هم‌چنان پهن‌‌کرده خویش و بلند 
 بیرقت که نماد بیداری‌ست، مانده و می‌خورد تکان در راه
با لباس تکیده‌ی بی‌تن، با سر دور رفته از گردن 
 چار سویت گلوله و دشمن و تو یک‌روز ناگهان در راه
به زمین می‌خوری و می‌خوابی، به زمین می‌خوری و می‌میری
 با تو ای آدم اساطیری، مانده پایان داستان در راه
ادهم کاوه

================

طبق سناریو، حکمتیار به شورای نظار وجمیعت فرمان «ایست» داد

 مدنیت را از لوله تفنگ و سازماندهی ترور تعریف می کنید، با همان ادبیات، بر جوان دادخواه وتحصیل یافته برچسب «شغال» می زنید؛ مگر توقع هم دارید که لقمه از گلوی تان به آرامی فروبرود؟ خیال دارید خوش خواب و سحر خیز باشید؟
 خواب می بینید! 

ائتلاف عملیاتی با شاخه نظامی طالبان از سوی غنی- اتمر در تلاش برای کانکریت ریزی مجدد بر تهداب سنت سیاسی کانکریتی منسوخ، خبر از جنگ های بغایت مهیب و هولناک در آینده می دهد.

دردور امروزی برای جاودانه سازی سنت پادشاهی، ظاهراً تنها مانع، جمیعت اسلامی پنداشته شده و در دفترنقشه و دیوان شان، پویایی تاریخ، گسترش زنده گی وآگاهی، فرهنگ هم پذیری وعادلانه، ظهور نسل هوشمند و مجهز با آموزه های تلخ جنگ و مقاومت و دیالکتیک مردم و قدرت و… بیخی غیرحاضران دایمی اند.

جمیعت اسلامی، نسخه معادل وهموند خود شان است؛ وهم پرونده دایمی معاملات مشترک وبزنس های میان گروهی اردوگاه انحصار شمرده می شود؛ با این تفاوت که حالا موازنه به هم خورده است. این که پیچ بازی ازجای دیگری تغییر کرده، الزاماً به مفهوم امحای شناسنامه ماجرا نیست.

حالا ظرف 48 ساعت اخیر، غنی- اتمر بنا به حساب و کتاب خود شان، سه قطعه (توس، غلام و ماتکه) را به میدان انداخت: حکمتیار، درنقش «توس»، پیوند ملی درهیأت «غلام» و حزب حق وعدالت درنقش «ماتکه» و لعبت مجلس. به این معنا که «ماتکه» اتمر غیراز نقد نام وظرافت تن، چیزی دیگری ندارد. فرض برین است که حکمتیار،حزب حق وعدالت و پیوند ملی سید منصور «نادری» را که به راستی درهر پادشاه گردشی، درهرعملیات سبوتاژی و درهرجنجال در بغلان، «پیوند» دارد؛ به جان مغضوب علیهم اصلی (جمیعت)بیاندازند.

تا این جای کار، سروته مسأله خوب به هم آمده؛ اما دانند و دانیم که جمیعت اسلامی اوصافی دارد سخت محاسبه برانداز، کارکشته شده درتعامل، مجهز با نرم افزار استخوان شکن وجمیع مواصفاتی که اگر هیچ کس دیگری کنه حریف خود را نفهمیده باشد، دست کم گلبدین و منصورنادری ازین شرنگ چند رنگ نامرادی که جمیعت درچند برهه عاید حال شان کرده، پوره «مدلل» اند.
این به معنی امتیاز دهی به «تنظیم» نیست؛ گوشه چشمی به ژرفای فاجعه ای است که ثبات نیم بند، گام به گام به سوی آن هُل داده می شود تا فرمان عزمقام طالبان به کابل محقق گردد.

طریقی که ارگ درپیش گرفته، ره به ترکستان نیست؛ درقعر جهنم سیاسی وتاریخی است. ما نمی گوییم با فلان تنظیم دو باره صیغه کنید؛ حرف ما این است که شما توان مصادره عدالت اجتماعی وسیاسی را ندارید. مدنیت  را از لوله تفنگ و سازماندهی ترورطالبی به نسل نو و رقبای کهنه تان، یکسان تعریف می کنید، با همان ادبیات، بر جوانان دادخواه وتحصیل یافته برچسب «شغال» می زنید؛ مگر توقع هم دارید که لقمه از گلوی تان به آرامی فروبرود؟ خیال دارید نفس به راحت تا وبالا کنید؛ خیال دارید خوش خواب و سحرخیز باشید؟ خواب می بینید! گزارشنامه افغانستان
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
مطالب مرتبط

ترس و واهمه ی غرب از گسترش دامنه ی خیمه های عدالتخواهی

 

زیبگینو برژینسکی*، لهستانی ی تبار امریکایی، و یکی از مغز های متفکر و استراتیژیست الیگارشی مالی جهان که هفته ی گزشته قلبش ایستاد، در نوشته های خود تاکید برآن داشت تا نظر مردم را احترام بگذاریم.

اکنون با گسترش دامنه ی اعتراض ها و برپایی خیمه های عدالتخواهی مردمی، غرب نگران آن است تا این اعتراضات به یک موج پر تلاطم و غیر قابل کنترول تمامی کشور  را درنوردیده از کنترول خارج شود.

 برای جلوگیری از رشد و دامنه ی این اعتراضات و خیمه هایی عدالتخواهی، اولتر از همه وضعیت را  باید در کنترول داشته باشند.  بر مبنای همین نگرانی ها سفارت امریکا در کابل با پخش بیانیه ای خواستار بررسی حادثه خونبار روز جمعه شده است.

 

هوگو لورنس، شارژدافیر خاص سفارت امریکا

 به گزارش تلویزیون یک، سفارت امریکا در کابل با پخش بیانه‌ای تظاهرات روز جمعه (۱۲ جوزا) کابل را برخاسته از درد و اندوه مردم افغانستان عنوان کرد و خواستار بررسی چگونگی به خشونت انجامیدن آن شد.

هوگو لورنس، شارژدافیر خاص سفارت امریکا در کابل با ابراز تاسف از اینکه تظاهرات در محل انفجار به خشونت انجامید، گفته است که باید معلوم شود که چگونه یک “عمل دیموکراتیک به خشونت مبدل شد”.

آقای لورنس همچنین گفته است که مردم امریکا اکنون و نیز در آینده در کنار افغانستان خواهند ماند.

او گفته است که توقع دارد حکومت وحدت ملی انتخابات پارلمانی را هرچه زودتر و انتخابات ریاست جمهوری را در سال آینده برگزار کند.

شارژدافیر خاص سفارت امریکا افزوده است: “ما با هم یک افغانستان روشن، مصوون و دیموکراتیک را خواهیم ساخت.”

در پی انفجار خونین در کابل که منجر به کشته شدن ۱۵۰ تن و زخمی شدن حدود ۵۰۰ تن شد، صدها تن از باشندگان کابل دست به اعتراض زدند که این تظاهرات به خشونت انجامید و باعث کشته شدن پنج معترض و زخمی شدن ۱۰ تن دیگرشان شد.

معترضان همچنین در نقطه‌های مختلف شهر کابل خیمه پرپا کرده‌اند و از روزی به روز به شمار این خیمه‌ها افزوده می‌شود.

وزارت امور داخله‌ی کشور از معترضان خواسته است که با درک شرایط موجود خیمه‌هایشان را بردارند؛ در غیر آن به خاطر حمایت از حقوق شهروندان با آنان برخورد قانونی خواهد کرد.

—-

*

زیبگینو برژینسکی (Zbigniew Brzezinski) در سال ۱۹۲۸ در شهر ورشو کشور لهستان دیده به جهان گشود.

وی ژئواستراتژیست، سیاست‌مدار لهستانی – آمریکایی و مشاور امنیت ملی در دولت جیمی کارتر بوده است.

پدرش یک ناسیونالیست لهستانی بود و در جوانی با سلطه روسیه بر لهستان مبارزه مسلحانه می‌کرد. بعدها او وارد دیپلماسی لهستان شد. او در سال ۱۹۳۹ که هیتلر و استالین لهستان را میان آلمان و شوروی تقسیم کردند، سفیر لهستان در کانادا بود.

برژینسکی در ۱۹۴۵ وارد دانشگاه مک‌گیل کانادا در مونترال شد و در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس تحصیل کرد. سپس به آمریکا رفت و در ۱۹۵۳ از دانشگاه  هاروارد در رشته علوم سیاسی دکترا گرفت.

در سال ۱۹۵۸ شهروند آمریکا شد، ولی تابعیت لهستانی خود را حفظ کرد. با وجود آنکه خانواده او سالها در کانادا سکونت داشتند، او هرگز تبعه کانادا نشد.

او در سیاست آمریکا در حزب دمکرات به فعالیت پرداخت و در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۶۰ آمریکا حامی جان اف کندی بود.

پیشنهادات برژینسکی به جان اف کندی در بحران موشکی کوبا باعث شد که فعالانه‌تر در عرصه سیاسی آمریکا وارد شود و در مسائل شوروی و اروپای شرقی به اظهار نظر بپردازد.

برژینسکی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۶۴ آمریکا حامی جانسون بود و در آن دولت بر اساس خصومت قبلی‌اش با شوروی، در جریان جنگ ویتنام به لیندن جانسون رئیس جمهور وقت آمریکا پیشنهادهای گوناگونی داد.

او در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶ آمریکا حامی جیمی کارتر بود. کارتر، از آنجا که آشنایی کاملی به مسائل خارجی و بین‌المللی نداشت، برژینسکی را به مشاور ارشد امنیت ملی در کاخ سفید گماشت. از مهم‌ترین فعالیت‌های او در این دوران به دور ساختن مصر از شوروی با ترتیب دادن قرارداد کمپ دیوید و صلح مصر و اسرائیل می‌توان نام برد.

در دوران او مناسبات آمریکا با چین به حالت عادی درآمد و کارتر به چین رفت. سپس به خاطر دشمنی که با شوروی داشت، با کمک عربستان سعودی و پاکستان مجاهدان مسلمان را در افغانستان بر ضد شوروی مجهز کرد که نتیجه آن طالبان و القاعده… شد

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++.

 

هفتمین خمیه در پل ارتل

هنگام برپایی این خمیه نیرو های امنیتی با اعتراض کنندگان درست چهارشنبه شب، ساعت ۸:۴۵ شب درگیر شد. بر ای متفرق کردن معترضین از گاز اشک آور و شلیک های پی استفاده کردند؛ که خوش بختانه با مقاومت جوانان مبارز، خیمه برافراشته شد.

همزمان با بر افراشتن خیمه ی هفتم مراد علی مراد در خبرنامه ی از معترضین خواست تا خیمه های شان را بر دارند. در غیر نیرو های امنیتی به زور خیمه ها را خواهند برداشت.

واکنش شورای رهبری داد خواهی رستاخیز در پیوند با خبرنامه دولت:

به حلقات توطیه‌گر در حکومت وحدت ملی…!

ما در وضعیت حساس قرار داریم.

پاسخ ما به حلقات توطیه‌گر و مشخص این است که مردم را مجبور نسازید که از خیمه ها به جاده ها سرازیر شوند.
توسل به خشونت در هیچ شرایط نتیجه نداده است. ما بار بار آزمون توسل به خشونت را پس داده ایم. تظاهرات مدنی شهروندان حق قانونی شهروندان است.

با صراحت اعلام میداریم که توسل سران فاسد حکومت وحدت ملی به ابزار های خشونت به منظور سرکوب شهروندان معترض، پرونده مسوولیت برای تصمیم گیرندگان غیر مسوول را سنگین تر از پیش می‌سازد.
ما با تمام استقامت و پایداری در خیمه حضور داریم. اکیدا اعلام می داریم، مسولیت و پیامد اقدام های محاسبه نشده متوجه تصمیم‌گیرندگان در دورن نهادهای امنیتی است

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

یک از تقاضا های قانونی معترضین در جریان تظاهرات عدالتخواهانه مردمی در کابل, برکناری و مجازات حنیف اتمر ریس شورای امنیت ملی بودکه این ارگان را به کانون دسیسه و توطئه بر ضد منافع ملی تبدیل نموده است.
اما اشرف غنی به بهانه اینکه ,حنیف اتمر صلاحیت
های اجراییوی نداشته,از پذیرفتن این تقاضای معترضین خوداری نمود.
سوال اینجاست که اگر حنیف اتمر صلاحیت های وظیفوی ندارد,پس چرا این همه موافقتنامه های مهم دولتی را به امضا رسانیده است ؟

1

امضا موافقتنامه استراتیژیکی امنیتی با ایالات متحده امریکا.

2

توافقنامه‌ای ابتدایی صلح با حرب اسلامی حکمتیار

3

امضا قراردادهای محرم نظامی با هند ,چین و روسیه جهت خریداری تجهیزات و تسلیحات نظامی.
4

به اساس گفته های رحمت الله نبیل,ریس پیشین امنیت ملی
حنیف اتمر ماهیت و صلاحیت های وظیفوی و اجرایی وزارتخانه های سکتور امنیتی را مختل نموده, و رهبری این وزارتخانه‌ها را به چهره های سمبولیک مبدل ساخته است.
5

معاون اول ریاست جمهوری افغانستان جناب محترم ستر جنرال عبدارشید دوستم نیز طی مصاحبه با خبرنگاران گفته اند که
بدون اجازه حنیف اتمر , ریس جمهور ,هیچ کاری راانجام نمیدهد ,و اگر اتمر به اشرف غنی بگوید که شیر سیاه است, وی قبول میکند که شیر سیاه است.
اما اشرف غنی که تمام عمر خودرا در خارج سپری نموده و از باریکی های زندگی در کشور ما اگاهی ندارد باید بداند :
اعتماد بی اندازه بالای اشخاص چاپلوس,دست بوس,مکار و جاسوسان, عواقب خطر ناک و کشنده داشته و به قیمت جان وی تمام خواهد شد.
بطور مثال


نور محمد تره کی از اثر اعتماد فوق العاده زیاد بالای شاگرد وفادارش حفیظ الله امین ,
به امر شاگرد وفادار , توسط بالشت خفه شده و ازبین رفت.  خلیل دلارام
++++++++++++++++++++++++++++++++

فراز ششمین خیمه ی اعتراض کنندگان در شهر کابل

فعالین ” رستاخیز و تغییر ”  با تعهد و پیمان استوار و پولادین به فراز و برپایی ششمین خیمه برای حصول خواست های دادخوانه ملیونی مردم ستمزده ی کشور در شهر کابل اقدام نمودند.

  

 به گزارش طلوع نیوز، “اعتراض کننده‌گان ضد حکومت که اعتراض شان را رستاخیز تغییر نام گذاری کرده اند، در شش بخشی از شهر چادرها پربا کرده اند و در این بخش ها رفت و آمد به روی مردم بسته شده است، از سوی دیگر تمامی جاده هایی که به ارگ ریاست جمهوری می انجامند از سوی حکومت بسته شده اند.

مرتضی جلالی، عضو دادخواهان، گفت: «چادرهای که برای دادخواهی برپا می شوند،رسم همین است که در جاده های مهم برگزار برپا شوند تا فشارها بر حکومت بیشتر گردد و خواسته های دادخواهان از سوی حکومت بی درنگ پذیرفته شود

نیروهای ضد شورش،آتش نشانی و بیش از ده موتر رنجیر برای تامین امنیت در چهار راهی شهید جا به جا می شوند و این کار سبب بندش جریان ترافیک و انتظار چندین ساعته راننده گان در اطراف این چهار راهی می شود.

عزیز، راننده، گفت: «راه ها همه بسته استند و کسانی نیز در موترها بوده اند که مریض داشته اند اما به علت بسته بودن راه ها نتوانسته اند که بیماران شان را به موقع به شفاخانه ها برسانند و شش روز است هرطرف که می رویم جاده به روی موترهای ما بسته استند

فروشنده‌گان در پل محمود خان می گویند که از شش روز بدینسو جاده پل محمود تا فروشگاه از سوی حکومت بسته شده است و کسانی که در این مسیر کار می کردند همه بیکار استند.

سید امیر و بابه جان که در این جاده دکان دارند می گویند که بسته بودن این راه سبب شده است که آنان این روزها به تاوان فروشنده گی کنند.

سید امیر، فروشنده، گفت: «وقتی جاده پل محمود خان بسته باشد کار و بار نیست. همه دوکان ها بسته استند چون که جاده بسته می باشد و کسی هم به طرف دکان های ما دورنمی خورند

بابه جان، فروشنده، گفت: «تکس می پردازیم،مالیه می پردازیم وقتی این جاد ها بسته باشند تکس و مالیه را به تاوان می پردازیم

محمد عالم که آموزگار است می گوید که بسته بودن شماری از جاده های عمومی به روی رفت و آمد موترها سبب شده است که وی ساعت ها پیاده برود.

محمد عالم، آموزگار، گفت: «روزهای پیش که جاده باز بود با موترمی رفتم اما دراین چند روز که جاده بسته است ناگزیر استم که پای پیاده بروم چون که  وظیفه مقدس است و به موقع باید به آنجا برسم»

اعتراض کننده‌گان پس از رویداد روز جمعه به جاده ها ریختند و خواستار برکناری مقام های ارشد حکومتی شده اند.”.

 

مطلب مرتبط:

 

دعوای چوپانی

یکی از فعالین ” رستاخیز و تغییر” در مورد برپایی خیمه ها و مشکلات ترافیکی چنین اظهار نظر نمود:  جاده های کابل در طول دوازده سال در ازدحام بود. گاه فلان وکیل و گاه فلان- گاه فلان وزیر و گاه آدم معتبر ! جاده ها را برای خود بند می انداختند. به عبور و‌ مرور مردم آسیب می رساندند، و برای این واقعه کسی خشمگین نشد و حرفی نزد. فقط به همه سادگی می گفتند که ” رابندان است”!
اما اینکه برای چند روز خیمهء عدالت خواهی بخاطر همین مردم در گوشهء شهر برای آزادی و عدالت خواهی بر پا شده است؛ بعضی ها هیاهو بر پا کرده اند که : عبور و‌ مرور برای ما سخت شده!
اصلا فکر‌ نمی کنید که همین گوسفند بودن مردم سبب شده که غنی و تیمش گاه دعوای چوپانی کنند و‌ گاه برای رفع گرسنگی و برای حفظ جاه شان گرگ شوند و مردم را بدرند ؟

Advertisements