هیچ نوع معامله‌یی به‌خاطر جمع‌آوری خیمه‌های اضافی صورت نگرفته است. من مثل کف دستم گردانندگان خیمه مرکزی را می‌شناسم، اکثر آن‌ها دوستان نزدیک من هستند. احساسی را که در برابر مردم دارند، آنان را وادار کرده است که با سر خودشان بازی کنند. هرنوع برخورد خیره‌سرانه و بستن بهتان برای آنان، بخشیدنی نیست. شما در برابر کسانی که حیثیت، آبرو، امنیت و بقای شما را می‌خواهند، هیچ‌گاه دید منفی و بی‌اساس نباید داشته باشید. رستاخیز تغییر چیزی برای معامله کردن ندارد، رستاخیز تغییر فشاری‌ست برای اصلاح نظام سیاسی. برچیدن‌ خیمه‌ها ناشی از رفع مشکلات شهری و فشارهایی بوده است که ما بر آنان وارد کردیم. شخصاً چندین بار نوشتم و از دوستانم خواهش کردم خیمه‌های اضافی را بردارند. از نگاه من، خیمه مرکزی که در مهم‌ترین نقطه شهر است به مثابه فشار سیاسی عمل می‌کند، اما متباقی خیمه‌ها در پهلوی آن‌که پراکندگی به‌بار می‌آوردند، فشاری اجتماعی بود بر گردانندگان خیمه‌ی مرکزی. در شرایطی که هر حادثه‌یی صدها قربانی می‌گیرد، کسانی که خون شان را در کف گرفتند و به خاطر شما در جاده‌های مرگ شب و روز را در این رمضان و هوای گرم سپری کردند، برچسب این و آن نزنید. اکثر برچسب‌زنان و تهمت‌گران در متن اعتراضات نیستند، آنان براساس اطلاعات غلط و دست چندم گردانندگان جوان را که نیروی خوبی برای رهبری سیاسی آینده مردم ما هستند متهم به این و آن می‌کنند. هیچ وجدان سالم، آنانی را که در برابر انتحار و انفجار سینه سپر ساخته‌اند، نمی‌تواند متهم به معامله بکند. در شهری که هر لحظه و در هرکجایی ممکن است اتفاقی بیفتد، به کسانی‌که چنین ریسک سیاسی-استخباراتی را می‌پذیرند شک داشتن، شک کردن به انسانیت است
نجیب بارور
 
مطلب مرتبط:

حالا که خیمه‌های #رستاخیزتغییر کم شدند، مردم نشان دهند که در برابر راه‌بندان حکومت نیز صدا بلند می‌کنند. یکجا با مبارزان رستاخیز تغییر!
در برابر خانه‌ی هر مقامی که نصف جاده را بند انداخته است، برویم و صدا بلند کنیم. اگر دیدیم برای ردشدن مقامی جاده را بند کرده‌اند، همه موترداران باهم «هارن» کنیم و اگر پیاده‌ایم مقامات را «هو» کنیم.
داروی رستاخیز تغییر اگر تلخ هم باشد، برای درمان دردهای مشترک ماست!

داکتر سمیع حامد

***

مژده، مژده، مژده
چادر ها فشرده شد، و کابل هم بهشت گردید (؟!)
رستاخیز تغییر به خواست (حتا مدیریت شده) مردم پاسخ گفت که بر اساس آن طی یک تصمیم خِردمندانه ی چادر های تحصن در خیابان ها فشرده شد. این امر به پختگی دموکراسی می افزاید بسیار خُِب! ولی با یک پرسش همراه است، حالا مسئوولین به خواست دادخواهان توجه خواهند کرد؟
به هر حال، چادر های که مانع در برابر گفتگو پنداشته می شد و به اصطلاح خواب کابل نشینان را حرام ساخته بود، حالا فشرده شده، و خیابان ها هم به روی ترافیک باز است. به این معنا که دیگر کسی برای شایعه “زاییدن” زن در خیابان پول نخواهد گرفت، هیچ مُرده ی دوباره نخواهد مُرد، کابل هم ملیارد ها دالر خساره نخواهد دید، برای مدتی شورای محترم علما نیز بیکار خواهد شد، فُرصت برای جابجایی مطالباتِ شورای ملی نیز از مسیر گفتگو قلع و قم شد و دامنِ مبارک و دست ناخورده “قوم” گرایی نیز بلند نخواهد شد، و در نتیجه آن امروز کابل شبیه بهشت بی عیب و نقص گردیده است (؟!)
هَله برویید، از حوران و نعمات این بهشت خدا داد مستفید شوید!

***
رستاخیز تغییر چهار خیمه را از سطح شهر جمع کرد تا از یک سو مشکلات ترافیکی رفع شود و از سوی دیگر فضای اعتماد و حسن نیت برای مذاکره فراهم گردد. حال انتظار دارم همان کاسه های داغ تر از آش که همه روزه بر این خیمه ها خرده می‌گرفتند و فرمایش های عجیب و غریب می‌داند، اکنون جراات بکنند و در مورد راه های که با سنگ های کانکریتی و کانتینر بسته شده اند نیز اعتراض کنند.
خیمه برای زنده ماندن مردم در خیابان بود اما دیوار های کانکریتی و کانتینر برای حفاظت چند رجال به گفته خود شان برجسته و چند مقام بی کفایت مفت خور گذشته شده اند.
میهن پور
 
***

اعلامیه شماره 5 رستاخیز تغییر

برچیدن شماری از خیمه‌ها از سطح شهر کابل

دوشنبه 22 جوزای 1396

به پیشگاه مردم شریف و آزاده افغانستان!

رستاخیر تغییر، یک حرکت مردمی بوده و برای بلندکردن صدای مردم افغانستان علیه استبداد و ناکاره گی حکومت ناکام وحدت ملی شکل گرفت و صدایی شد سراسری و جهانی. اکنون با احترام به خواست مردم افغانستان در ایام ماه مبارک رمضان و حرمت به تقاضای نمایندگان مردم در شورای ملی، تصمیم بر آن گرفتیم که شماری از خیمه های تحصن را از سطح شهر کابل برداریم.

اما از آن جایی که همواره حکومت وحدت ملی به وعده های خود عمل نکرده و در برابر قربانی شدن شهروندان در رویدادهای مختلف، غیرمسئولانه و با فریب برخورد کرده است، خیمه مرکزی رستاخیز تغییر واقع چهارراهی شیرپور با دو خیمه دیگر در سطح شهر و خیمه های ولایتی، کماکان با حضور گسترده شهروندان تا برآورده شدن مطالبات برحق رستاخیز تغییر، باقی خواهند ماند.

همچنان از مقامات حکومتی می‌طلبیم تا تمام جاده‌های عمومی و فرعی را که توسط زورمندان حکومتی با دیوار و کانتنر مسددود شده است، هرچه زود به روی مردم باز کنند. از شهروندان گرامی نیز می‌خواهیم که در صورت عدم توجه حکومت به بازکردن جادهای مسدودشده از سوی حکومت در سطح شهر، در همکاری با رستاخیز تغییر به بازکردن این جاده‌ها اقدام نمایند.

قابل تذکر است که خواست‌های ما و مردم افغانستان به خاطر آوردن تغییر بنیادی و اصلاحات اساسی در حکومت پا برجا بوده و دادخواهی‌ ما برای عملی شدن خواست‌های ذکر شده در اعلامیه‌های قبلی ادامه خواهند داشت.

به مردم شریف افغانستان ابلاغ می کنیم که ما برای رفع مسئولیت، مطالبات مشروع و لازمی مردم را به صورت کتبی به هیئت مذاکره کننده ی مجلس نمایندگان سپردیم تا حکومت برای عملی کردن آن اقدام نماید، اما با سپری شدن 11 روز از اعتراض مردم در کشور و جهان، سران ناکاره و مستبد حکومت وحدت ملی، اقدام قانع کننده ای را انجام نداده است.

یک بار دیگر تأکید می کنیم که باید همه‌ کسانی که دستور شلیک به معترضان را صادر کرده اند، به شمول رییس گارد ویژۀ ریاست جمهوری، هرچه زود از وظیفه برکنار و به دادگاه معرفی شوند. ضم آن حکومت باید به خانواده شهدا و زخمی های این رویداد غرامت بپردازد.

همین طور باید برای ایجاد اعتماد بین شهروندان و نهادهای امنتی، لازم است که مسئولان ناکارۀ امنیتی مشمول مشاور شورای امنیت ملی، وزیر داخله و رییس امنیت ملی از وظایف شان برکنار شوند.

و من الله توفیق

رستاخیز تغییر

کابل افغانستان

***

  ناصالح

آرش

  کمانگیر ( امرالله صالح) از آغازین روز های شکل گیری رستاخیز برای تغییر بدون خسته گی شب و روز دست و پا می زند و می کشد که از کدام گزینه برای متفرق ساختن مردم از خمیه های تحصن و برچیدن این نماد های بزرگ عدالت خواهی انسانیت کار بگیرد تا دل ارگ نشینان را به دست آورده و امتیازی چند روزه ی را صاحب شود. 
امرالله کور خوانده این نسل دیگر پروایی هیچ چیزی را ندارد که به خیابان ریخته و ندای دادخواهی را با قیمت جان خویش بلند نگه می دارند.
این نسل را مثل خود فکر کرده اند که شاید برنامه های پرسش گری و دادخواهانه شان برای امتیاز گیری باشد فکر نمی کند که این نسل هیچ چیز برای از دست دادن ندارند.با همت والا برای دید انسانی خود مایه می گذارند و سر خم نمی کنند. خودشان که هر کار یا برنامه ی را که روی دست می گیرند بدون شک در قدم اول در مورد پول های باد اورده ی خویش فکر می کنند. نه چیزی دیگر

پول ها را از کجا کرد.

امرالله بعد از مقاومت زمانی که حکومت موقت شکل گرفت در تبانی با آمریکایی ها و فاشیست های ارگ نشین سابق تمام مهمات جنگی که آمر صاحب شهید با خون دل برای روز های بد در دیپو ها جابجا کرده بود را به پول ناچیزی برای سی ای اِی فروخت و بنام پروسه ی دی دی ار تمامی مردم عام را خلع سلاح و دیپو های دوره ی مقاومت را بدن هیچ کمی تسلیم آمریکایی ها نمود که در بدل آن سمت یکی از ریاست های امنیت را برایش سپردند و به پاس وفاداری اش به آمریکایی ها دیری نگذشته بود که مسوولیت ریاست امنیت ملی را برایش سپردند.

در زمان ماموریتش در ریاست عمومی امنیت ملی از هیچ گزینه ی برای تضعیف مردم شمالی کوتاه نیامد و حتی در بعضی مواقع در هم آهنگی با تیم حاکم قدرت وقت ارگ برای ترور شخصیت های بزرگ جبهه ی برنامه ریزی می کرد.
در زمان تصدی کاری اش در ریاست عمومی  امنیت کشور با فشار های غیر قانونی برنامه ی سبز سازی کمربند کابل را از ریاست محیط زیست برای برادر خود گرفت که بدون شک برادرم ظرفیت و توانایی تطبیق پروژه را نداشت و بیشتر پول را حیف و میل کرد. که بار ها این مسله به رسانه ها درز کرد ولی امرالله صالح که رییس عمومی امنیت بود با زور نگذاشت این خبر را رسانه بیشتر تعقیب و نشر کنند.

بیشترین پول اوپراتیفی بخش استخبارات کشور را با شکل غیر قانونی در تبانی حامی های داخلی اش و به خاطر پیاده کردن برنامه های فاشیستی ارگ نشینان به مصرف رسانید که بدون شک درصدی بلند این پول ها را حیف و میل برنامه های شخصی خود کرد.
صالح خلاف تمام قوانین نافذه در اون زمان بیشترین بازداشتگاه های امنیتی را خودش در خانه های شخصی خود انتقال داده بود تا راحت تر بتواند چیزی که برایش وظیفه سپرده می شود را بدون هیچ مشکلی پیاده کند. به طور مثال افراد خطرناک طالبان را در بازداشتگاه های امنیت ملی نگه داری نمی کرد چون زمان که رییس جمهور وقت امر رهایی غیر قانونی آن ها را صادر می کرد راحت خودش از بازداشت گاه های شخصی اش به خاطر گرفتن امتیاز رها کند. این نمونه ی از جنایت های این پست فطرت است.

قضیه کهندژ نمونه ی بارز دیگری از خیانت این ادم است که برای همگان هویدا ست و نیازی به یاد آوری بیشتر ان را نمی بینم.

بعدن زمانی که در یک معامله بین ارگ از سمت ریاست عمومی امنیت ملی همزمان با حنیف اتمر کنار رفتند. بدون از دست دادن وقت پرونده ی برنامه ی کابل سبز را با زیرکی تمام از میان برداشت و روندی سیاسی بنام روند سبز را بنیان گزاری کرد تا باشد خاک به روی تمام کار های ناشایست قبلی خود بی اندازد.
صالح پول دارایی نداشت که از خانواده اش برایش باقی مانده باشد. در کم ترین وقت بعد از سمت ریاست امنیت ملی دزد های ملیونی اش برملا شد. که نمونه ی بعضی از این ها را این جا فهرست می کنیم.
۱.بیشترین سهم تانک های تیل زنجیره ی احمد یار
۲.ساختمان های زنجیره ی احمد یار سنتر
۳.چندین فابریکه ی مواد غذایی
۴.دانشگاه خصوصی افغانستان
۵.شرکت وارداتی موتر های ضد گلوله
۶۶.کمپنی امنیتی خصوصی

حالا دوباره بعد دیر زمانی دور بعدن از دستگاه حکومت دوباره با پذیرفتن پستی تشریفاتی در پی تیشه زدن در ریشه ی جوانان آگاه و چیز فهم منتقد حکومت بیکاره و مستبد برآمده که با وعده های چرب و نرم برای مستبدین ارگ نشین لابی گری دارد تا امتیاز دو باره ریاست امنیت را بگیرد. که خواب است و خیال جنون است و محال.

Advertisements