به گزارش  شبکه اطلاع رسانی افغانستان ، سرزمینی با قومیت و مذاهب مختلف که از دیرباز، تبار بر عِرق ملی ارجعیت داشت سابقه ای به قدمت تاریخ در جدل میان برتر و اقلیت به سر می برد و در این میان قوم پشتون که خود را وارث بلامانع قدرت افغانستان می داند همواره یک سر نبرد و رقابت است.

سال های جهاد اگر برای کشور یادآور شروع مصیبت است اما فرصتی برای دیگر اقوام فراهم کرد که در میدانی مشترک علیه دشمنی واحد بجنگد و وارد مناسبات سیاسی کشور شود اما در دوران پس از طالبان، رهبران قوم پشتون همچنان با تکیه بر حق خواندن راس قدرت تیشه به ریشه وحدت و ثبات افغانستان زدند هرچند در این میان نباید نقش ماثر رهبران وابسته به امتیاز و مقام را نادیده گرفت.

با بحرانی شدن اوضاع امنیتی پس از حمله کابل که اعتراض های گسترده و خیزش دوباره احزاب و چهره های زخم خورده از یکه تازی های حکومت را در پی داشت، صف کشی های سیاسی در دو سوی پایتخت شکل گرفت: ارگ و معترضان.

اشرف غنی در میان گروه انحصارطلبان و متعصبان ارگ نشین، خود نیز اعتقادی به خواست مردم و یا به عبارتی دمکراسی ندارد از همان ابتدای اعتراض های مردمی به جای کنترل اوضاع و گوش سپردن به خواست شهروندان با گلوله و تهدیدهای قانونی به سرکوب پرداخت.

جمعیت به عنوان بزرگترین حزب افغانستان اما منزوی در حکومت اشرف غنی با سیل رهبران دورمانده از قدرت، جبهه ای قوی در برابر ارگ تشکیل داده و خواست های چون برکناری مقام های بلندپایه امنیتی دارند، افرادی چون اتمر که مغز متفکر امنیتی ارگ است و نزدیکترین به رییس جمهور.

چادرهای تحصن که همراهی حزب جمعیت، حزب جنبش اسلامی و تاحدودی جنبش روشنایی را دارد با صف کشی های تازه ارگ مواجه شده است از تشکیل حزبی جدید گرفته تا حمایت های حکمتیار، نادری، مجددی، برخی نمایندگان پارلمان، شورای علما و احزاب حق و عدالت و مشارکت ملی.

اگر سخنان قوم گرایانه حکمتیار و فتوای حرام شورای علما را کنار بگذاریم، جناحی که اشرف غنی در تشکیل آن برای مقابله با معترضان شکل داده از نگاه قومی وی نشات می گیرد و حتی چرخش سیاسی به سوی اسلام آباد عمق تلاش های وی را برای گذر از بحران نشان می دهد اما تاکنون به هیچ عنوان درصدد استفاده از راه کم هزینه مصالحه و حل اختلاف های درون حکومتی نبوده است.

در این میان رییس اجرایی با وجود تمامی کنارزدن ها از سوی اشرف غنی و انتقادهای تند هم حزبی ها و جامعه سیاسی به دلیل ضعف و بی کفایتی ها در کنار حکومت قرار گرفته است و به مانند گذشته از در دوستی با مخالفان سخن می گوید.

با عمیق تر شدن اختلاف در حالی که رسیدن به خواست ها از سوی حزب جمعیت دیگر رنگ و بوی حیثیتی گرفته است و تداوم سیاست انحصارطلبی ریاست جمهوری، وقوع بحران داخلی به بزرگی دوران داکتر نجیب افزایش می یابد.

رییس جمهور با تمامی قوا از اعمال خشونت گرفته تا قانون و استفاده از علما برای حرام دانست خواست معترضان و اکنون صف کشی های سیاسی ـ قومی راهی پرخطر را برای مقابله با اعتراض ها برگزیده است.

رستاخیز تغییر با وجود موضع ضعیف تر از حکومت می تواند به مانند نام خود تغییری برای فضای سیاسی افغانستان باشد اگر رهبران آن دوراندیشی و عدالت خواهی را بر وعده و امتیاز حکومت ترجیح دهند.

آنچه حامیان حکومت چادرهای تحصن را آشوب و دلیل به بحران کشیدن کشور جلوه می دهند اما خواست مردم نه انقلاب و ایجاد هرج و مرج بلکه پیش پاافتاده ترین حق یک شهروند است: تامین امنیت مردم و از میان بردن فضا برای حضور مقام های خودفروخته که از فساد نشات می گیردشبکه اطلاع رسانی افغانستان.

Advertisements