آیا امریکا حاضر به جنگ با مردم شمال است؟

همه قضایا معطوف به «شمال» است. سرنوشت کابل از شمال رقم می خورد. خط گسل و مغاک سرنوشت امریکا و قدرت های منطقه ای درشمال واقع است. اگر بین امریکا و جمیعت اسلامی، حوادث انفجار بزرگ‌ و گذار انتحاری ناکام برفرماندهان ضد طالبان درتپه مارشال، قبلا با کوردینه شده باشد؛ مرکزتضاد عملیاتی از کابل به بلخ منتقل شده و دولت جدیدی که تهدیدی دایمی راعلیه آسیای میانه و منافع روسیه به وجود خواهد آورد؛ درتاریخ جنگ متولد می شود. عقل باور نمی کند که امریکا علاقه ای به هزینه گذاری برسر جنگ با جمیعت و مردم شمال داشته باشد. درهم کوبی نیروهای ضد طالبان درکوتاه مدت ممکن است عملی باشد اما در دراز مدت، محال است. علاوتا، این حذف و کنار زدن های داخلی هیچ فایده ای به امریکا ندارد و در باخت استراتیژیک امریکا تاثیراتی چشمگیر برجا می گذارد. ‘گزارش نامه افغا نستان
++++++++++++++++++++++++++
مطالب مرتبط

سیاف گوشه گوشه راه می رود

مخالفان حنیف اتمر از بلخ تا کابل، زیرمراقبت اند. ارگان های خاص امنیت و لباس شخصی های داخلی و شبکه های سفارتی کشورهای اروپایی و امریکا لحظه به لحظه فاکت را خردو ریز را کنار هم می گذارند تا به یک جمع بندی مشخص دست یابند که سران ضد طالبان که زمانی متحد امریکا بودند اکنون دست به چه اقدامی علیه حکومت کابل می زنند. سفرای چند کشور دردیدار با صلاح الدین ربانی ارزیابی های خویش را مرتب کرده اند. جمیعت در بدتر شرایط تاریخی خویش قرار دارد. سیاف گوشه گوشه راه می رود. گزارش نامه افغانستان
++++++++++++++++++++++++++++

ارگ سرگرم ترتیبات دفاع وتعرض شده است

گزارش های خزنده و پیوسته ای از حاشیه شمال پایتخت واصل شده است که نشان می دهد زیرپوست وضعیت کنونی جنبشی غیرعادی جریان دارد. ادامه بن بست سیاسی موجود نا ممکن است. دامنه اعتراضات خیابانی اندک اندک درمسیر «مقاومت» جدی تر افتاده است.
دولت به هیچ وجه حاضر به اصلاحات وتغییر نیست و برکناری حنیف «اتمر» به معنای شکستن مهره پشت تیم غنی- اتمر- حکمتیار تلقی می شود. همه چیز به یک نقطه غیرقابل بازگشت نزدیک شده است. حکمتیار بیخی راست می گوید که «من به هیچ کسی اجازه نمی‌دهم که این نظام را براندازد.»
گزارش تازه این است که دولت  یک سازمان ملیشیایی بزرگی را به نام نفرات حکمتیار مسلح کرده است و قرارگاه های اضطراری درحاشیه شرق و جنوب کابل درحال ایجاد است. حکمتیار از همین حالا مسیرهای احتمالی عقب نشینی به سوی جنوب را تعیین کرده است. ناکامی کشتارجمعی سران ضد طالبان در مراسم جنازه، باعث تشدید تنش شده است. دولت از جنبش «رستاخیزتغییر» هراسی ندارد و به آن به چشم یک پیشقراول ظاهرا مشروع نگاه می کند که موجی نامشروع وتهدید کننده ای را درعقب خود می کشد.  گزارش نامه افغانستان
++++++++++++++++++++++++++++++++++++

پاسخ اصلی در عقب این پرسش پنهان است

نجیب دانش سخنگوی وزارت داخله می‌گوید: “خوشبختانه موضوعی که در گذشته و حال روی آن تمرکز شده، تربیت پلیس ضد شورش است. به‌همین منظور در تشکیلات وزارت داخله، ریاست عمومی نظم و امن عامه داریم.”
پاسخ به وضعیت بحرانی کنونی این نیست. پاسخ اصلی در عقب این پرسش پنهان است که این پلیس غیراز فرمان اتاق قومانده طالب دولتی و متحد داعش، فرمان چه کسانی را اجرا می کند؟ صدای معترض این است: “ما را هم تروریست می‌کشد، هم پلیس” تجربه دیگر خیزش ها نشان می دهد که چنین پلیسی سرانجام به زانو درمی آید یا منشعب شده و بخشی از آن لوله تفنگ را به سوی فرماندهان خویش می چرخاند. دلیلش این است که مردم با اراده ای استوار برخواسته های مشروع شان پای بفشارند؛ چنین چیزی اتفاق می افتد.
پلیسی که به قومانده گل نبی دست به کشتارزود هنگام زد، یک واحد خاص است که برای رسیدن به هدفی خاص در شرایط خاص، به مثلث خاص مستقر در ارگ خدمت می کند و به دادخواهی وخدمت به مردم هیچ ربطی ندارد. پلیس اجیراست که درنقش دسته مرگ عمل می کند. گزارش نامه افغانستان
Advertisements