باید از اشرف غنی و گل نبی احمدزی پرسید که اگر تجمع روزهای جمعه و شنبه در حمایت از گلبدین حکمتیار بود باز هم مردم به خاک و خون کشیده می شدند؟

به گزارش سایت همایون بنقل از شبکه اطلاع رسانی افغانستان ، سه روز خون و کشتاردسته جمعی در کابل اگرچه ضعف نهادهای امنیتی را نشان می دهد اما این سوال به وجود می آید که چگونه همواره تجمع های اعتراضی به عملکرد حکومت مورد حمله و انتحاری قرار می گیرد؟ به مانند جنبش روشنایی، تظاهرات روز جمعه و مراسم خاکسپاری شنبه!

اگرچه کشور در وضعیت بحران ناامنی به سر می برد اما به تکرار شاهد تجمع های بس بزرگتر از تظاهرات مردمی را شاهد بوده ایم به مانند مراسم استقبال و سخنرانی های ولایتی گلبدین حکمتیار که نیروهای امنیتی به خوبی از پس برقراری امنیت آن برآمد.

آنچه روز جمعه و شنبه به وقوع پیوست و جان بیشمار شهروند بی گناه را گرفت در اطلاع کامل نیروهای امنیتی برگزار شد، شلیک به سوی معترضان نه از سوی تروریستان بلکه همان نظامیانی صورت گرفت که خود دلیل به خشونت کشاندن اعتراضات مردمی بوده و حمله انتحاری در میان تشیع کنندگان نیز زمانی رخ داد که باید پس از رویدادهای خونین توسط نیروهای امنیتی در آرامش برگزار می شد

.

شکاف قومیتی که به دست اشرف غنی در حکومت پایه گذاری شد، دلیل آشوبی است که اکنون کشور را در برگرفته، مردم به شدت ناراضی از عمق بی کفایتی های امنیتی حکومت و بی اعتنایی های رهبران وحدت ملی از آنچه بر سر آنان می آید نه تنها خواسته ای ناحق نیست بلکه مطالبه است که باید مردم از سران قدرت داشته باشند.

کنترل بحرانی که پایتخت را فراگرفته است نه مسوولیت مردم بلکه وظیفه نیروهای امنیتی و بخصوص رییس جمهور است زیرا طی سه سال گذشته با وخیم تر شدن بی ثباتی ها مردم بارها و بارها از حکومت درخواست بازنگری در رده های امنیتی را داشته اند که پاسخی جز بی اعتنایی و نتیجه ای جز جنگ و کشتار ندیدند.

اگر همین مردمی که در روز جمعه به خیابان های کابل آمدند به جای دادخواهی حق در پی حمایت از حکمتیار بوده اند آیا مورد شلیک نظامیان حکومت قرار می گرفتند؟

اشرف غنی هرچه کرد در جهت ایجاد نفاق و شکاف قومیتی در میان مردم بوده است و زمینه را برای جنگ داخلی به مانند دهه 70 فراهم کرد، دهه ای که رهبران تنظیمی به جای ساختن کشوری متحد و پایان دادن به رنج مردم در پی قدرت به سوی یکدیگر شلیک کردند و چه به روز افغانستان آمد؟ تاریخ روایت های بسیار از کشتار و بی عدالتی دارد و میلیون ها شاهد عینی که درد و خون را با تمام وجود زندگی کردند.

از سوی دیگر تمامی چهره های سیاسی که در تشیع جنازه پسر نایب رییس مجلس سنا شرکت کرده و شاهد چندین انتحاری در میان مردم بودند از جمله مقام های غیرخودی حلقه ارگ و به عبارتی مخالف اشرف غنی هستند که نه تنها شامل حفاظت نیروهای امنیت حکومت قرار نگرفتند بلکه در صورت کشته شدن می توانست کشور را به آشوب دیگر فرو برد.

تنها سه روز گذشته نشان داد که اشرف غنی نه تنها در حکومت داری ضعیف است بلکه در کنترل بحران خود بحران آفرین می باشد، سخن گفتن با مردم داغدار و مصیبت دیده از پشت دیوارهای ارگ نه دردی را دوا می کند و نه مرهم است و شلیک به سوی آنان عمق بی کفایتی شخصی را نشان می دهد که نام رهبر یک ملت را یدک می کشد.

فرمانده گارنیزیون کابل که تمام تلاش خود را خرج سرکوب مردم در روز جمعه کرد به معترضان هشداد داد که خیمه های خود را بردارند و از تجمع به دلیل امکان انتحار و انفجار پرهیز کنند.

حال با وجود چنین هشداری که به واقعیت نیز بدل شد، این فرمانده نمی توانست امنیت یک تجمع تشیع جنازه را برقرار کند آنهم در حالی که چهره های سیاسی مهم حکومتی در آن حضور داشتند؟

و باید از اشرف غنی و گل نبی احمد زی پرسید که اگر تجمع روزهای جمعه و شنبه در حمایت از گلبدین حکمتیار بود باز هم مردم به خاک و خون کشیده می شدند؟

Advertisements