برگردان و تحشیه خلیل وداد

 

یو. ن. پانیچکین

س. پویا

Ю.Н. Паничкин

                                                  С. Пойя

 

سیاست بریتانیای کبیر در هند و مرحلهء آغازین مناسبات

پاکستان و افغانستان (سپتامبر ۱۹۴۵- پایان ۱۹۵۰)

ПОЛИТИКА ВЕЛИКОБРИТАНИИ В ИНДИИ И НАЧАЛЬНЫЙ ЭТАП ОТНОШЕНИЙ МЕЖДУ ПАКИСТАНОМ И АФГАНИСТАНОМ

(СЕНТЯБРЬ 1945 – КОНЕЦ 1950 ГГ.)


برگردان و تحشیه خلیل وداد


مونوگراف                             سال ۲۰۱۷ ترسایی

موسسه آموزشی خصوصی تحصیلات عالی

«انستیتوت منطقوی تشبث و اداره»


ЧАСТНОЕ ОБРАЗОВАТЕЛЬНОЕ УЧРЕЖДЕНИЕ ВЫСШЕГО ОБРАЗОВАНИЯ

«РЕГИОНАЛЬНЫЙ ИНСТИТУТ БИЗНЕСА И УПРАВЛЕНИЯ»

Ю.Н. Паничкин

С. Пойя

شناسه:

УДК 327

ББК 66.4

         П 162,

         П47

تقریظها از: نامزدان علوم تاریخ ال. د. ماشیانووا و خلیل وداد

سیاست بریتانیا در هند و مرحله آغازین روابط پاکستان و افغانستان (سپتامبر ۱۹۴۵- پایان ۱۹۵۰) مونوگراف مشترک یو. ن. پانیچکین و س. پویا ست که در سال ۲۰۱۷ در شهر ریازان روسیه در ۲۰۶ برگ بزبان روسی آماده و نشر شده است.

در این رساله سیاست بریتانیا  پس از مرحله پایانی مبارزه هند برای استقلال و تاثیر تقسیم آنکشور در ممالک منطقه بررسی شده است. در اثر کنونی ناگزیری تلاشهای محافل حاکمه انگلستان برشالودهء «برای ماندگاری باید بیرون شد» و اثرگذاری تقسیم هند به مناسبات میان پاکستان و افغانستان در مرحلهء آغازین آن بازتاب یافته اند.

ISBN © Паничкин Ю.Н., Пойя С©

فهرست مندرجات

 

پیشگفتار…………………………………………………………………………….ص……

بخش یکم. اوضاع هند و سیاست بریتانیا پس از پایان جنگ دوم جهانی (سپتامبر ۱۹۴۵- جنوری ۱۹۴۶) ……………………………………………………………………..ص……

بخش دوم.  دگرگونی مشی حکومت لیبوریست (حزب کارگر) بریتانیا پیرامون مساله هند: از ماموریت پیتیک لارنس تا پیدایش حکومت هند. فبروری – سپتامبر۱۹۴۶………ص….

بخش سوم. برنامه ماونتبیتن.

استرداد استقلال هند……………………………………………………………..ص……..

بخش چهارم. تاریخ سرزمینهای پشتونها در دوره پیش از استعمارو

جهاد در کشمیر………………………………………………………………….. ص……

بخش پنجم. اوضاع منطقه در دوران پسا استعماری هند.

پیدایش رویاروییهای افغانستان – پاکستان…………………………………….. ص……

سخن پایانی (نتیجه گیری).……………………………………………………. ص……

یاددهانی. ……………………………………………………………………….. ص……

کتابنامه.…………………………………………………………………………. ص……               …………………………………………………………….. ص……CONTENTS

…………………………………………………………………ص……SUMMARY

پیشگفتار

هند در درازنای دو سده مستعمره بریتانیا بود. در آغاز این کشور توسط کمپنی هند شرقی و پس از شکست قیام بزرگ هند (خیزش سپاهیان) ۱۸۵۷- ۱۸۵۹ مستقیما از سوی سلطنت بریتانیا اداره میشد. این درحالی بودکه همچنین مستعمره انگلیس یعنی ایالات متحده امریکا پیشتر به استقلالش دست یازیده و به دولت توانمندی تبدیل شده بود. کشورهای دیگر چون کانادا، آسترالیا، زیلند جدید، اتحادیه افریقای جنوبی (که اکنون بکلی مستقل بوده و بنام جمهوری افریقای جنوبی یاد میشود) همه جایگاه دومینیون- یعنی در آغاز مستعمره خودگردان و پسانها عضویت اتحادیه کامنویلت را کسب کرده بودند. مگر زمامداران انگلیس خلاف وعدهء شان مبنی بر اعطای حیثیت دومینیون پس از پایان جنگ اول جهانی به سیاست کهن (کلاسیک) استعماری در برابر هند ادامه دادند. این فریب جامعه هند و همچنان وعدهء حل مسایل موجود فقط پس از ختم جنگ جهانی دوم باعث هوشیاری احزاب و سازمانهای سیاسی آنکشور و جنبش آزدیخواهی هند در کل شد. همچنان درخواست دادن بیدرنگ استقلال باگذشت زمان نیرومند شدولی این تقاضا در برنامه زمامداران حاکم بریتانیا در دوره «کابینهء جنگی» شامل نبود.

انتخابات پارلمان بریتانیا باید پس از پیروزی بر آلمان راه اندازی میشدند. در ماه جون ۱۹۴۵ در نتیجه این انتخابات توریهای بریتانیا (حزب محافظه کار) شکست خوردند. حزب کارگر بقدرت رسیده و جای و. چرچیل را ک. ایتیل بحیث نخست وزیر گرفت. لیبورسیتها وعده دادند که مساله اعطای استقلال هند را بیدرنگ پس از پایان جنگ حل کنند، مگر حکومت نو بریتانیا نیز برای عملی نمودن این وعده اش عجله نداشت، تاکه خطر انفجار اجتماعی ناشی از تاخیر دادن استقلال برایشان آشکارا شد، کاریکه حکومت انگلیس نمیخواست.

تلاش هند برای استقلال پدیدهء قانونمند بود. پروسه انکشاف جامعه بسوی صنعتی شدن باعث تضعیف سیستم امپریالیستی و استعماری شد. حتی در هند پیش از استعمار نیز صنعت بطور شتابنده گسترش یافته ودر اقتصاد آنکشور نه انگلیسها بلکه متشبثان ملی، هندی دست بالا داشتند. تقریبا تمام سیستم اداره اقتصاد و حتی ادارات ساحوی استعماری در دست هندیهای تحصیلکرده اروپا قرار داشت. در اینکشور احزاب بانفوذ سیاسی مانند کانگرس ملی هند (ک.م. ه.) و لیگ سراسری مسلمانان هند فعالیت داشتند. برعلاوه اینها در کشور احزاب دیگر سیاسی مانند حزب کمونیست هند (ح.ک.ه.) نیز فعال بودند. اوضاع خواستار فقط یک تحول و آنهم گرفتن سکان اداره کشور بدست نیروهای ملی و اعلام استقلال هند بود. گرچه بهرگونه یی محافل حاکمه امپراتوری بریتانیا میخواستند، اجرای این امر را موکول نمایند، در نهایت ناگذیر بودند اوضاع بمیان آمده را که بازتاب عینی روند رشد تاریخی بود، درنظرگیرند. البته کسب استقلال کاری ساده نبوده و با  رویاروییهای خونین مذهبی و پارچه پارچه شدن کشور همراه بود. هویدا ست که محافل حاکمه بریتانیا در گام نخست خواستار حفظ تسلط خویش بر هند بوده و سرنوشت و مردم اینکشور کمترین ارزش را برای آنان نداشتند. بهرحال حکومت لیبوریست (حزب کارگر) بریتانیا ناگذیر شد استقلال هند را برسمیت بشناسد، و از آنجاییکه نتوانستند نفوذشان را در هند نگهدارند، از خواست لیگ سراسری مسلمانان هند مبنی بر تقسیم کشور به دو مملکت (در آغاز همانند دومینیون) هند و پاکستان پشتیبانی کردند.

در اثر کنونی مولفان به بررسی و تحلیل سیاست بریتانیا در هند از سپتامبر ۱۹۴۵ تا اگست ۱۹۴۷ یعنی در شرایط رشد جنبش آزادیبخش ملی در کشور و دستیابی به استقلال آن پرداخته و منشا، ماهیت و نتایج آنرا بررسی نموده اند. در این رساله روی تلاشهای «بالکانیزه»[1] شدن هند، عملی شدن «برنامه ماونتبیتین» توجه ویژه صورت گرفته است. همچنان حل معضلات ولایت مرزی شمالغرب هند برتانوی (صوبه سرحد که امروز بنام استان خیبر پشتونخوا یا ولایت پشتوننشین خیبر پاکستان یاد میشود) درجریان مبارزه میان کانگرس ملی هند و لیگ سراسری مسلمانان هند و مساله پیوستن بعضی جزایر و مناطق نیمقاره به اتحاد دومینیون هند به پژوهش گرفته شده است.

هنگام تهیه اثر کنونی مولفان منابع گوناگون تاریخی و آثار پژوهشگران خارجی و داخلی را استفاده نموده اند. در این راستا یادداشتهای رهبران جنبش آزادیبخش ملی هند ارزشمند اند که از جمله میتوان از خاطرات عبدالکلام آزاد رییس پیشین کانگرس ملی هند بنام «هند به آزادی دست مییازد»۱ نام برد. در این یادوارهها او به مبارزه مردم هند در راستای استقلال از سال ۱۹۳۵ تا کسب آن پرتو افگنده است. عبدالکلام آزاد به نقش م. ک. گاندی، نهرو و دیگر رهبران کانگرس نظر مثبت داشته ولی از رول سردار پاتیل و بویژه هواداری اش از«برنامه ماونتبیتین» و همچنان عدم تلاشش برای پیشگیری از قتل م. ک. گاندی انتقاد مینماید. عبدالکلام آزاد که طرفدار اتحاد کشور بود، تجزیه آنرا سخت نکوهش مینماید. او همینگونه نسبت به رهبر اپوزیسیون یعنی م.ع. جناح نیز پندار مثبت نداشته و اورا به تجزیه کشور بر شالودهء اصول دینی محکوم میکند. یادوارههای عبدالکلام آزاد منبع بارزش تاریخ استقلال هند میباشند.

منبع دیگر خاطرات م. ک. گاندی «زندگی من»۲ است. این یادداشتها از نگاه آموزش زندگینامه گاندی و پندارهایش و بویژه «ساتیاگرها» («مقاومت حقیقی») یعنی مشی عدم همکاری و ناهمیاری مدنی وتاریخ مبارزه کانگرس ملی هند برای استقلال با ارزش اند. همچنان بخشهای ششم و هفتم کتابش که از مقالات روزنامه «خاریجا» ترتیب شده اند، به دورهء مورد مطالعه مرتبط اند. در این اثر گاندی ویژه گیهای واژه «استقلال، بشیوه غیر خشن در پیوند با برداشتش از بم اتمی» را توضیح داده است. بویژه مقاله اش بنام «چگونه نفرت را زیر فرمان آورد»، که با الهام از قیام ملوانان بحریهء شاهی هند نوشته شده است، با ارزش میباشد.

کتاب ج. ل. نهرو «کشف هند»۳ نیز منبع جالبی است. گرچه به دوره مورد پژوهش ما مستقیما تماس ندارد. این اثر بدورهء مورد پژوهش ما رابطهء مستقیم نداشته، مگر زمانه های گوناگون تاریخ هند تا جنگ دوم جهانی البته نه بگونه کرونولوژیک را بررسی نموده است. باید گفت که پندارهای ج. ل. نهرو در بارهء تقسیم هند برمبنای مذهبی را که در بخش پایانی کتابش آمده، رویدادهای تاریخی بعدی تاریخ هند و پاکستان بکلی تایید کردند.

منابع دیگر سوانح و زندگینامه های قلمی ناموران کانگرس ملی هند میباشند. ازجمله کتاب س. گوپال «جواهر لعل نهرو. زندگینامه»۴ خیلی دلچسپ است. در این اثرش مولف بگونه مفصل سیاست حکومت لیبوریستی «حزب کارگر) ک. ایتلی را در دورهء مورد مطالعه به تصویر کشیده، ژرفنگرانه بموضوع «بالکانیزاسیون» کشور پرداخته و فعالیتهای نایب السلطنه هند لارد اویویل و جانشینش در این مقام لارد ماونتبیتین، مقاومت ج. ل. نهرو و رهبران دیگر کانگرس ملی هند و پذیرش «برنامه ماونتبیتین» از سوی آنان و معضلات ولایت مرزی شمالغرب (صوبه سرحد)  را بررسی کرده است. مولف اثر حاضر کتاب «سوانح قلمی»۵ ج. ل. نهرو را نیز استفاده نموده است. در این کتاب شخصیت برجستهء کانگرس ملی هند و نخستین صدراعظم هند مستقل پیرامون زندگی و مبارزه اش، سیاستهای محافل حاکمه بریتانیا در دوران مبارزه مردم هند برای استقلال، فعالیتهای کانگرس ملی هند و لیگ سراسرس مسلمانان هند نوشته است.

مولف اثر حاضر از نشرات پیرامون سیاستمداران انگلیس و حکومت بریتانیا و برخورد شان با حل معضل هند بهره گرفته است. همچنان کتاب و.گ. توخانوفسکی «وینستون چرچیل»۶ که در آن موضع این شخصیت نامور سیاسی و دولتی بریتانیا (که برایش حفظ امپراتوری انگلیس مساله سراسر زندگی اش بود)، بازتاب یافته، اثر خیلی جالبی است. برعلاوه کتابهای دیگر همین مولف بنام «انتونی ایدن»۷ و «سیاست خارجی بریتانیا در دوران جنگ دوم جهانی»۸ نیز مورد استفاده قرار گرفته اند. در کتاب ل. و. پوزدیوی «منسبات انگلیس- امریکا در سالهای جنگ دوم جهانی ۱۹۴۱-۱۹۴۵»۹ نفوذ سرمایه امریکا و همکاری آن با سرمایداری هند و تضعیف سرمایداران انگلیس در  آنجا، بازتاب یافته است.

در میان منابع استفاده شده کتاب ن. او. ایروفییوف «زوال امپراتوری انگلیس»۱۰ نیز جالب است که از جملهء معضلات گونه گون به مساله هند نیز پرداخته است. مگر همانند بیشترینه کتب دیگر مولف در اثر نامبرده به این معضل نظری کوتاه افگنده شده است. همچنان آثار آ. ای. کرمان «جغرافیا، تاریخ و فرهنگ انگلستان۱۱، ب. راسل «پراکتیک و تیوری بلشویزم،۱۲ و همینگونه نوشتهء آ. د. چیکوایدزه «کابینه انگلیس در آستانهء جنگ دوم جهانی»۱۳ نیز مورد استفاده قرار گرفته اند.

البته این آثار بصورت عموم مربوط خود بریتانیا اند، ولی باوجود آن در آنها به هند نیز  پرداخته شده است. در آثار پیشتر یادشدهء نگارندگان هندی و روسی (و همچنان شوروی) در عرصهء هند شناسی این مساله بگونه مفصل بازتاب یافته است.

در اثر حاضر مواد مربوط به صدمین سالگرد تولد نخستین صدراعظم هند مستقل جواهر لعل  نهرو مورد بهره قرار گرفته اند. کتاب آ. گوریوف «مهاتما گاندی» (چاپ دوم) ۱۴ با احساس و جذبه نوشته شده است. دورهء زمانی ۱۹۴۵- ۱۹۴۷ در این کتاب بطور مفصل بررسی شده و مبارزه گاندی و خلق هند در راستای استقلال و برضد پارچه پارچه شدن کشور بگونه واضح انعکاس یافته اند. عین مطلب را در بارهء کتاب آ. گوریوف و و. زیمیانین «نهرو»۱۵ از سلسله «زندگی مردان بزرگ» نیز میتوان نوشت. در این اثر پیرامون زندگی و کارنامه های ج. ل. نهرو روشنی انداخته شده و بگونهء مفصل دورهء دستیابی به استقلال هند ارزیابی گردیده است. کتاب آ. ولودین و پ. م. شاستیکو «بگذار امید فریب ندهد. زندگی و مبارزه ج. ل. نهرو»۱۶ اثر دلچسپی است. در این نوشته مبارزه و زندگی ج. ل. نهرو بازتاب یافته اند. این کتاب ارزیابی واضح شخصیتهای کانگرس ملی هند و مسلم لیگ و بگونه ویژه از م.ع. جناح را دارد. برعلاوه مولف کتاب حاضر اثر رو. ا. اولیانوفسکی بنام «تصویر سیاسی مبارزان راه  استقلال»۱۷ را نیز استفاده نموده است. در این کتاب شخصیتهایی چون م. ک. گاندی و ج.ل. نهرو مورد ارزیابی قرار گرفته اند. البته بیشترینه نتیجه گیریهای این اثر با ارزش اند، مگر با برخی نتیجه گیریها (مانند، هواداری و دید مثبت نهرو به آرمانهای سوسیالیستی، البته پندارهای وی غیر از سوسیالیزم مارکسیستی- لنینیستی بودند.) نمیتوان موافق بود. همینگونه در اثر حاضر کتاب و. ک. پدوبنی «ایدیولوژی و سیاست کانگرس ملی هند ۱۹۱۷-۱۹۴۷»۱۸ مورد بهره قرار گرفته است. در این کتاب سیاست خارجی و فعالیت درونی کانگرس ملی هند انعکاس یافته و برخی اسناد سیاسی این حزب از جمله بخشهایی از اعلامیه پیش از انتخابات سال ۱۹۴۵ کانگرس ملی هند آورده شده اند. همچنان واژه نامه اصطلاحات ویژه مذهبی- فلسفی و سیاسی آندوره نیز وجود دارد. اثر ف. ن. یورلوف و ای. اس. یورلوفا «تاریخ هند در سده بیست»۱۹، نشر سال ۲۰۰۸ مسکو و کتاب ف. ن. یورلوف بنام «از طلوع تا غروب. نسل نهرو. کتاب یکم. موتی لعل و جواهر لعل نهرو»۲۰ نیزخیلی جالب اند. لازم است همچنان یادآوری شود که یکی از آثار نخستین پیرامون هند زمان جنگ دوم جهانی و دورهء پس از آن از آ. م. دیاکوف بنام «هند زمان جنگ دوم جهانی ۱۹۳۹-۱۹۴۹»۲۱ . چاپ مسکو سال ۱۹۵۲ است.

منابع مربوط به پاکستان بیشتر بیانیه های م. ع. جناح «قاید اعظم» اند:

“Quaid-Azam M.A. Jinna.  Speeches as Gоverner – General of Pakistan. 1947-48.» Karachi. S.a.۲۲

همچنان اثر و. یا.  بیلوکرینتسکی و و. ان موسکولینکو «تاریخ پاکستان در قرن بیستم. چاپ مسکو سال ۲۰۰۴»۲۳  نیز با ارزش است. در این کتاب تاریخ چگونگی ایجاد و رشد بعدی پاکستان و روابطش با همسایگان پیش از همه با هند و افغانستان بازتاب یافته اند. همچنان اثر دیگر و.یا. بیلوکرینتسکی، و. ن. ماسکولینکو و ت. ل. شاومیان بنام «روابط پاکستان- افغانستان. آسیای جنوبی در جهان سیاسی کنونی. پندارهایی از مسکو. پژوهشهای روسی پیرامون تاریخ جهانی فرهنگ. جلد۶:

The Edwin Mellen Press Levinston. Lanpeter 2001.۲۴

 نیز ارزشمند است. کتاب دیگر نوشتهء و.یا. بیلوکرینتسکی و و. ن. ماسکولینکو «پاکستان»۲۵. مسکو سال ۱۹۸۱ میباشد. جنبش ضد استعماری هند در کتاب ل. ر. گوردون – پولونسکایا بنام مناسبات ارضی ولایت مرزی شمالغرب (صوبه سرحد)۲۶ (۱۹۱۴-۱۹۴۷) مسکو. ۱۹۵۳ بررسی شده است. همینگونه از آثار یو. و. گانکوفسکی، مردم پاکستان (مراحل اصلی رشد تاریخ اتنیکی) چاپ مسکو ۱۹۶۴ و مساله ملی و جنبشهای ملی پاکستان۲۷ نیز استفاده بعمل امده است. برعلاوه آثار یو. ن. پانیچکین ایجاد پاکستان و معضل پشتونستان. چاپ سال ۲۰۰۵ مسکو و مناسبات افغانستان- پاکستان. استقرار و رشد آنها از ۱۹۴۷ تا ۲۰۱۳ ۲۸. چاپ شهر ریازان سال ۲۰۱۴ نیز استفاده شده اند. همینگونه از کتاب و. ک. کارگون تاریخ افغانستان در سده بیستم. چاپ مسکو سال ۲۰۰۴ ۲۹ نیز استفاده گسترده شده است. از یک اثر مشترک یو. و. گانکوفسکی و ل. ر. گوردون- پولونسکایا بنام تاریخ پاکستان. چاپ مسکو ۱۹۶۱ ۳۰ نیز بهره گرفته شده است. تاریخ جنبش پشتونها در پاکستان در کتاب ت. د. جباروف بنام ولایت مرزی شمالغرب پاکستان. یادداشتهای اجتماعی- اقتصادی. نشر مسکو سال ۱۹۷۷ ۳۱ بررسی شده است. همچنان اثر یو. پوناماریوف تاریخ مسلم لیگ  پاکستان. چاپ سال ۱۹۷۷ ۳۲ مسکو نیز در تهیه کتاب حاضر استفاده شده است. همینگونه مجموعه اسناد تغییر قدرت[2] جلد ۹، ۱۰ و ۱۱ ۳۳ نیز مورد استفاده وسیع قرار گرفته اند. آثار نگارندگان خارجی مانند:

 Gupta A.K. The North West Frontier Province. Legislature  and Freedom Struggle. 1932- 47. New Delhi.۳۴; Jansson E. India, Pakistan or Pakhtunistan. Uppsala 1981۳۵; J.W. Spain. The Pathan Borderland۳۶

و همچنان از اسناد نشر شده در روزنامه ها و مجلات دورهء مورد پژوهش ما استفاده شده است.

 

*****

 

بخش یکم

اوضاع هند و سیاست بریتانیا پس از پایان جنگ دوم جهانی (سپتامبر ۱۹۴۵- جنوری ۱۹۴۶)

آغاز اوجگیری مبارزه آزادیبخش ملی

 

در ماه اکتوبر ۱۹۴۵ جنگ دوم جهانی پایان یافت. هند که جزء مرکبهء امپراتوری بریتانیا بود، سهم مهمی را در شکست اتحاد کشورهای هیتلری بازی کرد. سربازان هندی در ترکیب نیروهای مسلح بریتانیا در جبهات گونه گون رزمیده و هند خود یکی از پایگاههای لوژستیکی (تامیناتی) اتحاد ضد هیتلری بشمار میرفت. در این کشور کارخانه ها مشغول تهیهء تخنیک جنگی بودند. هند به واحدهای بریتانیایی، ایالات متحده و اتحادشوروی خواروبار تهیه میکرد. در این دوره صنایع هند بسرعت رشد نموده و متشبثان هندی در کشور موقف بالا داشتند، در حالیکه وضعیت زندگی مردم همچنان ناگوار بود. در پایان جنگ حالت افتصادی مردم اینکشور بدتر از گذشته شد. عواقب بهره کشی ذخایر و داشته های خوراکی، مالی و بشری هند محسوس بود. «گرانی کالاها به اوجش رسید. وضع خوراک و آذوقه بویژه در جنوب هند فوق العاده سنگین بود».۱ جنبش استقلال طلبی در کشور بسرعت گسترش مییافت. در ماه سپتامبر ناآرامیهایی در بنارس، و در آخر همان ماه در بمبی آشکار شدند. در آنجاها برخوردهایی میان هندوها و مسلمانان شعله ور ساخته شدند. چنانچه پیشتر گفته شد، احزاب برجستهء ملی کانگرس ملی هند (ک.م.ه.) و لیگ سراسری مسلمانان هند بودند. پرسش بمیان میآید که موقف آن دوحزب در مورد استقلال کشور چگونه بود؟ کانگرس ملی خود را حزب سراسری هندی و نمایندهء همهء اقوام و ادیان میپنداشت. اعضای رهبری آن هم از هندوان وهم  از مسلمانان تشکیل شده بودند. کانگرس ملی هند میپنداشت که مبارزه در هند میان مردم هندوستان و استعمار بریتانیا جریان دارد. هند مستقل به پندار کانگرس باید دولت فدرالی باشد که در رهبری آن حکومتی که بگونه دموکراتیک انتخاب شده باشد، قرار داشته باشد. به پندار کانگرس این دولت باید دارای سیستم چند حزبی باشد. همهء مسایل مربوط به تقسیم هند برشالودهء مذهبی باید پس از حصول استقلال حل و فصل شوند.

با تفاوت از کانگرس ملی هند لیگ سراسری مسلمانان هند خودرا فقط سازمان باشندگان مسلمان هند پنداشته و از قول رهبرانش اعلام میکرد که فقط مسلم لیگ حق دارد نمایندهء این بخش نفوس باشد. رییس مسلم لیگ م. ع. جناح «….خواستار برسمیت شناختن حق انحصاری لیگ بحیث نماینده همه مسلمانان هند و تایید پندار ایجاد پاکستان بود.»۲ رهبری لیگ، مسلمانان- عضو کانگرس ملی را خاینان باصطلاح ملت (امت) اسلام میپنداشت. به پندار رهبری مسلم لیگ مبارزه هند نه میان خلق هند و استعمارگران بریتانیایی بلکه میان ناسیونالیستهای هندوی کانگرس ملی هندوستان و لیگ سراسری مسلمانان هند بوده  ومرام این مبارزه ایجاد شالودههای دولت پاکستان بر اساس ولایات عمدتا مسلمان نشین میباشد. این سیاست البته به تقسیم کشور بر شالوده دینی میانجامید.

موقف رهبری بریتانیا که در راس حکومت لیبوریستها قرار داشت برشالودهء پیشنهادات ماموریت هیات س. کریپس که در ماههای مارچ- اپریل ۱۹۴۲ صورت گرفته بود، مشخص شده بود. چنانکه پیشتر یادآوری شد، لیبوریستها وعدهء حل ریشه بنیادی معضل هند را داده بودند، مگر در نخستین ماههای پایان جنگ دوم جهانی آنها در این راستا عجله نمیکردند. «در لندن برای اجرای وعدههای خویش به میهنپرستان هندی تعجیل نداشتند.»۳

هند به انتخابات مجلسهای مرکزی و ولایتی آماده شده، و فضای سیاسی متشنجتر شده میرفت. با گذشت هرروز اعتصابها و ناآرامیها بیشتر خصلت ضد استعماری بخود میگرفتند. اوضاع کشور در ماه نوامبر به خطری برای تسلط بریتانیا تبدیل شدند. در این راستا دوعامل نقش داشتند.

عامل یکم استفادهء واحدهای ارتش هندی برضد مردمان جنوبشرق آسیا بود. پس از شکست جاپان در هند و چین و اندونیزیا دو حکومت بوجود آمدند، که خواستار استرداد و تحکیم استقلال کشورهای شان بودند. «امپیریالیستهای هالندی و فرانسوی با نیروهایشان نمیتوانستند در برابر این حکومتها برزمند. ماشینهای دولتی آنان بکلی بیسروسامان شده و شرق دور از قطعات اردوی آنها تقریبا خالی شده بود. بنابراین رهبری مبارزه علیه جنبش آزدایبخش ملی در هندوچین را حکومت انگلیس بدست گرفت. به این منظور واحدهای نظامی هندی که بخش عمده ارتش انگلیس را تشکیل میدادند، علیه اندونیزیاییها و هندوچینی ها بکار گرفته شدند.»۴ از سویی در هند مبارزه برضد استفادهء سربازان هندی برای منافع بیگانگان آغاز شد. چنانچه در کلکته و بمبٔی کارگران بندر از بارنمودن محموله های جنگی برای واحدهای سرکوبگر خودداری کردند. برعلاوه میتنگهای بیشماری با درخواست خروج قطعات هندی از اندونیزیا و هندوچین تدویر یافتند. عین موقف قاطع را مسلم لیگ نیز داشت، چون اندونیزیا کشور اسلامی است.

رویداد دیگری که تحرکی به جنبش آزادیبخش ملی هند داد، محاکمهء «ارتش ملی هند (ا.م.ه.) وابسته به رهبر پیشین کانگرس ملی هند سوبهاس چندرا بوس بود. واقعیت این رویداد چنین بود: بسیاریها در کانگرس میپنداشتند که راه قربانی دادن و عدم خشونت بیهوده، طولانی و دشوار بوده و طریق درهم شکستن تسلط استعمار فقط از راه مسلحانه ممکن است. در میان این گروه س. چ. بوس نیز شامل بود. وی میپنداشت که دشمنان انگلستان هریک  آلمان و جاپان میتوانند متحدین ما در مبارزه برای استقلال هند شوند. «در نیمه سال ۱۹۴۲ لیگ استقلال هند و ارتش ملی هند  (ا. م.ه.) بنیان هشته شدند.۵ ا. م.ه. در برما بطرفداری از جاپان برضد انگلیسها میرزمید. در اگست ۱۹۴۵ س. چ. بوس از سایگون به منچوریا پرواز نموده و در راه در تایبی (جزیره تایوان) توقف کرد. در لحظه پرواز هواپیما دچار سانحه شده و س. چ. بوس بشدت زخمی شده و در بیمارستان نظامی درگذشت. همزمان ارتش ملی هند بدون جنگ خود را در برما تسلیم انگلیسها کرد. مگر پس از جنگ سربازان و افسران ا. م.ه. بحیث اسیران جنگی شناخته نشدند.

زمامداران استعماری با مرامهای سیاسی که داشتند، تصمیم گرفتند، سه تن افسران این ارتش را به اتهام جنگ برضد شاه – امپراتور بدادگاه بکشانند. در جایگاه متهمان اینها قرار گرفتند: جنرال شاه نواز خان (مسلمان)، سرهنگ (دگروال) دهیلون (سیک) و جگرن ساهگال (هندو). این محاکمه از ۵ نوامبر تا ۳۱ دسامبر ۱۹۴۵ در کلکته جریان داشت. کار مدافعه آنها را بهترین وکلای مدافع هند مانند بهولابهایی دیسان و جواهر لعل نهرو بعهده گرفته بودند. مگر این محاکمه بجای ارتقای حیثیت حکومت استعماری انگلیس باعث بدنامی اش شد. «محاکمه نمایشی حکومت استعماری بریتانیا، که برای هراساندن مردم هند دایر شده بود، بگونه اشکارا برضد خود سازماندهندگان آن چرخ خورد. هرچه روز فیصله نهایی نزدیکتر میشد، بهمان اندازه جنبش حمایت از متهمان گسترده تر میشد.»۶

مسلم لیگ در آغاز میکوشید، در حاشیه باشد، مگر پسانها نیز برضد دادگاه قرار گرفت. زمامداران انگلیس بوضاحت درک نمیکردند که در نظر مردم هند س. چ. بوس و ارتش اش خاینان نه، بلکه مبارزان ضد استعماری بودند. حیثیت محاکمه شده گان بسرعت افزایش یافت. «حتی سربازان در اردوی هند به آنها علاقمندی و همدردی نشان میدادند.»۷ برعلاوه در کلکته تظاهرات آغاز شده و به برخورد با واحدهای نظامی و پولیس انجامید. ناارامیها به بمبٔی و دهلی کشانده شدند. چنانچه برادر سوبهاس چندرا بوس، سارات چندرا بوس و رهبر کانگرس ملی در هند آصف علی از مردم خواستند تا به تظاهرات پایان دهند. این ناآرامیها در ارتش نیز اثر گذار بود.

دادگاه هر سه تن را به جرم نهایت سنگین- جنگ برضد شاه بریتانیا محکوم کرد. متهمان با اخراج از ارتش و کارشاقه مادام العمر محکوم شدند. مگر در روز بعدی توسط رییس ستاد ارتش بریتانیا جنرال او چینلیک کار شاقه لغو شده و فقط اخراج از اردو بقوت خویش باقی ماند. حکومت بریتانیا مجبور بود به عقب نشینی تن دهد، چون اوضاع وخیمتر شده و رویدادها بسرعت بوقوع میپیوستند.

Advertisements