نوابی

” اهدا بة هنرمند توانا ، اريانا سعيد


دختر دلير و پيش اهنگ ، نور ديدةى اهل هنر و زيبايى ” اريانا سعيد ” را سپاس زياد.
شنيدم کة نة علما ، بلکة نيمچة ملاهايى دو جهانهٴ ) خطر ايمان ( ، عنيد و پُر از عيب و عار ، وشمار ديگر هر کدام سوتةى حافظ کة چشم ندارند زيبايى را بنگرند ، زبان کة مزة را بچشند ، و گوش تا برکشند اوازرا شما را در بارةى ذوقتان ، بخش هنرهاى زيبا ، يک خدمت اجتماعى کة انجمنها و مجالس را پُر هيا هو و مست ميسازد بة نا سزا گرفتة اند کة نمايش شما بى حرمتى وشرم کلان بة حواى اسطورةى است کةوى از قبرغةى چپ ادم زايدة شدة است ؟
ما ، در ميهن خويش اصطلاحى داشت يم بنام شرم پرانک ، طوريکة بچةها در کوچة پسر بچةى شرمندوکرا برنگى سرزنش ميکردند تا وى از شرميدن توبة کند چرا کة شرم دشمن انکشاف ذهنى و جسمى شماميباشد ، ملاها و ديگر سورنيچيها کة بة اين باريکى پى بردة نميتوانند کة خود گدايگر استند و گدايى کةشرم بزرگ است ، شرم ديگر کة اللةپرستان در حجرهٴ نمازخانة از سوى شب با طالبان هم بستر ميشوند ،پشت درهايى مردم بنام نوبت ملاجهرميزنند و ديگر و ديگر . هايى ملاى يک کتابةى دو جهانة ! کلانترين شرم انست کة تو در مقابل زن ، مرد ، کودکان ، اللة و پيامبرت با يک دست سر ايزار بندت را قايم ميگيرى و با دست ديگر بودنةى خود را گهى بة چپ و گهى بة راست تاب و پيچ ميدهى ؟ بة يقين اگر باورمندى کة است انجا اللةيى ، تو هرگز چنين عمل اکروباتيک را بة نمايش نميگزاشتى .
مردم نادان و بى معرفت کة در بخش هنر زيبايى دختر دلير اريانا سعيد بة اساس چة کة من نميدانم لاطائل چپولة ميگويند و ويرا داغزدة و بى حيا مينامند جز ، خر عيسى چيزى ديگر نيستند ، کسانيکة نة از Evolution اگهى دارند و نة از Revolutions .. نران و ماچةها از قشر طالبانيزم اند ، انهايکة نرخران را تنبان ميپوشاندند تا نرةهايى انها بازارى نشوند چرا کة ان شرم است .
ااز ديد فلاسفر -David Hume ظرفيت طبيعى مزة اساس نهايت توانايى است کة باعث ميشود قضاوتهايى اخلاق و زيبا شناسى را . وى علاوة ميکند کة “حس درونى ” براى ز يبايى است و حس مزة براى خوراک و نوشيدنى ، ما عفغانها کة فرهنگ عربى داريم نة تنها از شراب و شش ليک ميترسيم ، بلکة از رقص و موسيقى همچنان ؟
اگر دختر ، خواهر ، عمو زادة و برادر زادةى من ، بنا بة شرم ، روان نيرومند تياترى را ندارند و ديگران دارند و استعداد خويش را بپايةى ذوق يا رفع نيامندى بازارى ميکنند من احمق اين حق را ندارم کة مانع انکشاف ذهنى ، جسمى يا ازادى کسى بشوم يا ويرا بة نا سزا بگيرم ، شرميدن کة پيام نهايت ويرانگراست.
راهبةها در هنگام غسل کردن همة دور و بر خويش را در ارتباط با شرم با پردةها ميپوشانند تا کة خدا بجاهايى حساس ايشان نظر نکند … چة خيال باطل و تصور غلط يعنى کة هست انجا کسى ، کة نة صرف جهان را افريدة است ، بلکة بهشت را هم فروختة است ؟
چنانکة بزرگوار حضرت بيدل ، شاعر عاليمقام در فرد شعر پايان ميفرمايند کة مرا از شرم عرق ميزند
اگر بگويم کة در ظهور و پيدايش جهان ، خدايى دست دارد :

بيدل ز بسکة مُنفَعِل عرض هستى ايم ….
سر ميکُند عرق ز گريبان ما بلند


انسان عاقل ، بايد تلاش بکند تا استعداد و ظرفيتهايى ارزندهٴ خويش را با استفادة از فرصت و ارزش وقت و اوضاع محيط بکار بياندازد تا کة زندة بماند ، استعدادها چة مادى باشند و چة معنوى در بخش خدمات اجتماعى و خدمت بخود کة ، شرم نميتواند جلو نمايشات تربيوى هنرمندان مزخرفشکن را کة  من انها تمثيلات را شرم پرانک مينامم بگيرند.
لذا ، هنرنمايى ارجمند، اريانا سعيد ، و ديگر هنرمندان عزيز کشور کة در گشايش و انکشاف ذهنيت نسل نوين در شرايط جهالت و بنياد گرايى مذهبى ، بخصوص وهابيزم مدد کلان ميرسانند از هر نگاة قابل ستايش استند و من اين پيروزى هنرى را کة ان هنگامةى ملا شکن را در بيرون و درون کشور توليد نمودة است بشما شادباد ميگويم .

وقت ضرورت چو نماند گريز ….
دست بگيرد سر شمشيرى تيز
جامعة شناس سعدى بزرگ “

ايا شما ميدانيد ؟ کة خانمى داراى سة پستان باشد فکر کنيد کة نة … اما اينجا در امريکا يک خانم جوان در عين زمان نهايت زيبا بروى تلوويژن ظاهر شد کة صاحب سة پستان هم وزن بود ، خانم بد ون با درنظر گرفتن شرم کة ان يک پيام ويرانگر است ثروت خود را بة نمايش گزاشت کة شايد مليونها دالر از ان درک بدست اوردة است کة ميشود با چنان دارايى بزرگ زندةگى مرفعةى داشتة باشد ، پس اين انکشاف تازة سة پستان داشتن و نمايش سةپستان اگر شرم است بايد خدا را در حضور ملاها بة محاکمة کشاند چرا کة خداوند دانا و عادل در صنعت خويش خطا کردة است ، پس بدانکة خداوند خودش هنرمند است کة مردم را هم بة خندة در مياورد و هم بگرية . و انَة هو و اَضحَکَ و اَبکى ) نجم ۴٣ (.
لذا کسان چة مرد و چة زن کة داراى استعدادهايى هنرى هستند بدون فوت وقت متاع خود را در بازارعرضة نمايند چرا کة فردا نا وقت خواهد بود؟
ملا بايد بداند کة با اللة بختى و تفال زدن مساحت خود را پيدا کردة نميتواند ، بلکة قاعدة ضرب ارتفاع تقسيم دو ، کة ان بعلم هندسة بستگى دارد اما نة بة دين چرا کة دين علم نيست .
شرم …..؟
شرم چيست و چگونة شما را ازار ميرساند … نگارش داکتر Harris 4, 21, 2008 -Sam شرم يک پيام نهايت ويرانگر است . گفتة ميشود کة شما ناقص هستيد شما کسانيکة کمبودى داريد.
شما کسب ميکنيد انرا از ميديا ، نشرات و مخابرات. از يک خانوادةى نا منظم ، برخى وقت از راة سازمانها بشمول يک مذهب . در زمينةى روحانى شرم ميسازد افراد را حس کنند کة خداوند قادر نبودة است کة اوشان را بسندة بار بياورد .
پيام سر افگندگى يا شرم بما ميگويد کة ما بة ديگر چ يز نياز داريم ، انسان ، فراوردةيى ، خدمت کردن ،توانمندى نا درستى ، يا اعتيادى کة ما را تکميل کند.

شرم چسان شما را اذيت ميکند ؟
١..تو از خويش انکار ميکنى ، کة بة تو دادة شدة است درجن شگفتاور بخشش ها و موهبتها کة ميسازند ترا تو کى هستى .تو داراى توانايى هستى کة با دستهايى خويش چيزى بسازى شايد صاحب مهارتى باشى در گشايش خلقت نادرى .
شايد شخص صاحب استعداد هستى تا کار کنى با افراد و گروپها تا انها را بسوى اهدافى قادر بسازى .
شايد شخص بسيار دانايى باشى و مردم بة استثنا بودنت ضرورت داشتة باشند و دانش سودمندى کة بتوانپ انها تکاليفى را بر کنار کرد. هر انچة کة هستى ، ضرور تو بايد بدانى کة خاص هستى و انکة بسي ار زيباست .
پيام شرم و سر افگندةگى موجب خواهد شد يا ازکف بدهى چيزى خوبى را کة ان در تن توست . اين خوبى در وجود تو براى انجام کاريست و مفيديتى کة ديگران را مساعدت نمائى .

٢.. شما اغاز ميکنيد تا افزون نمايد چيزها را بخود کة ” زيبا معلوم شويد “. شما خلق ميکنيد يک شخص دروغين خارجى را بالترتيب کة خود زندة بمانيد. شما ميسازيد چيزى را کة ان نيستيد. اين خلق ميکند
يک احساس خالى را در شما.
اگر شما گوش فرا دهيد بة نشرات و خبرها فکر ميکنيد کة شما مکمل نيستيد مگر اينکة شما معلوم شويد مانند يک سوپر ماديل يا اگر محصولى را استعمال نکنى . بشما گفتة شدة است کة اشياى مادى دوستان را بدور شما جمع ميکند، بخت ، و شهرت ، اين فورم ولا بکار بردة ميشوند تا موترها را بفروشيد ، مواد  آرايش ، خوراک ، نسخةى داروباب ،کالاها يعنى لباس ، سامان سپورت ، و ديگرها. شما شايد بيانديشيد گنهکاريد چيزى کة هستيد. بشما وعدةهايى دروغين دادة شدة است . و در پايان ، شما نا خورسنديد با خلايى در درون شما.
٣ .. شما ميتوانيد خوشنود نگهداريد مردم را و قادر بة ادارة کردن افراد خود خواة بشويد . شرم جلو  ميگيرد شما را و توانايى شما را کة دوست داشتنى باشيد لذا شما جهد ميکنيد بة سختى در تلاش حتا ” بيمارى را ” افراد نا سالم را تا ترا دوست داشتة باشند.
شرم جلو ميدهد شما را فکر کنيد تا کة با اشخاص نباشيد شما قادر نيستيد مورد پزيرش باشيد و دوست  داشتنى ، يعنى سعى نمايد با مردم باشيد تا کة شرمتان تبخير شود.
۴.. ما خودها را اجازة ميدهيم تا ديگران را بشرمانيم . يک انسان کة در شرم زندگى ميکند از هر کيها  استند بالتدريج ديگران را ميشرمانند. هر گاهيکة شما در دروغ خريدة شديد شما ديگر مکمل نيستيد  لذا شما همچنان انتقال ميدهيد همان پيام را بة ديگران . يک شخص بالغ کة بة شما دروغهايى شرماور ميدهد انرا بة اطفال خود انتقال ميدهيد، براى مثال داستان ادم و حوا ، يک دروغ شاخدار کة ملاها  سدها سال است انرا بگوش من و من بگوش اولادهايم بة تکرارا تلقين ميکنم ؟

اگر شما يک شخص مادى پرست هستيد اطفال خود را بة عين شيوة پرورش ميدهيد. اگر شما طرز تفکر تثبيت خواست را از ديگران داريد اطفال ش ما مصئون نخواهند بود يا انها بتوانند مردم را خوشنود  نگهدارند . انها ارزشها يا عادات شما را رونويس ميکنند.
دوکتور سيم هاريس ، افراد را کمک ميکند تا دريابد ان علل شرم را در انها . سپس ان استفادة ميکند پيکى از مختلف درمان را تا بة زودى خنثى بسازد علل و معلولها را . زمانيکة ان اجرا شد ، وى مدد ميرساند افراد را تا منابع نيرومندى را بدست اورند کة وسيعا زندگى خويشتن را تقويت نمايند.
در طبابت يک طريقت را – Colonoscopy Procedure مينامند ، دوکتوران در معاينات فزيکى پنجةى  ميانةى خويش را بة درون هرکس حتا ملا و داملا فرو ميبرند کة برخى بنا بة شرم از ان خود دارى ميکنند
و انکة جز مهم پروسيجر ميباشد کة بايد انجام گيرد ، بعد شخص م صاب بة بيمارى بة کلينيک انتقال  ميابد انجا داکتر درمان -colonoscope تيوب چهار فت دراز را پس از بى هوش سازى از طريق کون يا مقعد بة درون رودةى کلان فرو ميبرد انجاست کة شرم انسان ديگر تبخير ميشود و حساسيت و تيزابى
شدن کة در برابر چنان عملية فروکش ميکند.
بيادم است کة مادرم بة ديدن عمةام در دهکدهٴ ارزنگان کة انجا از جاى ما پنج يا شش کيلومتر فاصلة داشت روان بود منکة اضافةتر از چهار سال عمر نداشتم ويرا در راة همرايى ميکردم کة در يک قسمت  دفعتا صداى خواندن بلند شد ، مادرم کة دلاق ابى بد رنگ و چادرى بد رنگ ابى ، سوغات هرات را بة تن داشت از نهايت شرم دفعتا بة زمين نشست کازان زخم خنجر استبداد مذهبى نة تنها از جگرم خ ون ميرود ، بلکة تا حال ميگيريم .

شرم و سر افگندةگى از ويکى پيديا
شرم اشکال گوناگون دارد ، متاثر از ، هيجان ، دَرک مستقيم ، حالت ، يا قيد و شرطى . ريشةى لفظ شرم  فکر ميشود کة استخراج شدة است از يک لغط باستانى To cover يعنى پوشاندن ؛ مثل ، کة يک کس  خود را ميپوشاند کة ان طبعا نمايندةگى از شرم ميکند ) حجاب و نقاب و جامةهايى کشال (. ﴿١﴾
ادامة
دانشمند سدةى نزدة چارليس داروين ، در اثر خود ” تعبير هيجانات در انسان و حيوانات ميگويد ”
The Expression of the Emotions in Man and Animals — کة متاثر شدن از شرم کبود و سرخ شد ن ،
تشنج مغزى ، ديدةها را پايان انداختن ، حالت سُست و پُست slack را بخود اختيار کردن ، سر را پايان  گرفتن ،ميباشد و خاطر نشان کردة است مشاهداتى را از بابت شرم در تمام مردم روى زمين . ﴿٢ ﴾
داروين همچنان ياد داشت ميدهد از حس گرمى و حرارت کة عرق ميزند انسان را ) يکجا با پنديدن شراين  کة بزرگ ميشوند در روى و جلد( کة بة ظهور ميرسند از شرم نهايت زياد.
” حس از شرم و بضد سر افگندةگى ” عبارت است از بيدارى يا اگهى از شرم عينا حالت يا شرط. درک چنان  شرم شايد رُخ بدهد در نتيجةى تاثير از شرم يا ، مزيدا عمومى ، در هر شرايط دست و پاچگى .
، dishonor, disgrace , inadequacy , humilation, or chagrin. {3} ———————

در پايان ، ” شرم داشتن ” تا ادامة داد حس جلو گير را کة مزاحمت ميکند ديگران را ) مانند حيا، توهين ، و حرمت ( در حالت کة ” شرم نداريد ” ان رفتاريست بدون جلوگيرى ) با وقار و نهايت غرور زياد (.  يعنى اگر شرم را بحاشية ميرانيد ديگر جلو شما را کس گرفتة نميتواند ، بلکة ان بة وقار وغرور شما هنوز
ميافزايد.
تبصرة
هنرمندان پيشقراول کشور در درون و بيرون ! شما همة ميدانيد کة ملاهايى سدة بيست و يک از مکاتب  رونالد ريگن ، در همة جهان بخصوص ديوبندى در پاکستان کة کاريکولوم ان مدرسةها در دانشگاة نبراسکا اوهاما ، با خرچ پنجا و يک مليون دالر امادة شد ، مواد درسى ان نمايندگى از دور جهالت اسلام ميکرد
کة ضديت با فرهنگ و دانش دا شت و دشمنى با اتحاد جماهير شوروى. اوراق ان پُر از صورت تانکها ، طيارات جنگى ، خُمپارةها ، مسلسلها، و ديگر سلاحهايى مخرب ، دسايس پ رنگا رنگ ، مارشال ارت کة انسان را چگونة بقتل رساند ، بمب سازى ، پخش بمبهايى بازيچة از بقاياى جنگ ويتنام و ديگر پرو پاگندهايى دروغين ، شاگردان عفغان را بة موازات اينها کتابهايى بد اخلاق و گمراة کنندة کة از همةى انها بوى خون ميرفت … ادمکش ، بد دهن و ارذال پرورش دادند.
دستگاهايى تبليغاتى امريکا بودند کة يکجا با عرب سعودى ، فرزندان فقير بخصوص از کلاس پشتون را لسان تازى ، زبان جنگ ، نفرت ، دروغ ، ترس و دشنام اموختند و بعد امامت مساجد را در کشورهايى  غربى و ديگر بة ايشان تفويض نمودند تا کة امامهايى جنت فروش ، از جوانان مسلمان نا اگاة بطرفدارى  منافع امريکا و عرب سعودى لشکر امادة بدارند و بعد اينها جهاديهايى دو اتشة را روانةى شرق ميانة ،  اسياى ميانة و چچن نمايند و بضد سران کشورهايى مسلمان ، بخصوص انهايکة بة امريکا و عرب سعودى سر خم نمى کنند بجنگند کة اين پلان شامل هفت کشورها در خاور ميانة ميشد. ؟ لذا هنرمندان عزيز ما نبايد از اخطار اين ملاها ، پشةهايى گرد کنجارة بنا بة رسالت کة در راة بيدارى و بصيرت سياسى نسلهايى ايندةى کشور دارند ترس را بخود راة بدهند چة اگر اينها اوباشان پشتبانى  چون سعودى ، امريکا ، انگليس و يهود را در قبال دارند. باورمند بايد بود دموکراسى در مقابل تيوکراسى غالب شدنى است چ را کة شما خامة بدست داريد اما نة شمشير و ميتوانيد از طريق نمايشات ، و درامة
هايى تمثيلى با مفهوم متکى با منطق اينها ملاها مردم دو جهانة را بة هزيمت مواجة سازيد.

شما بايد بدانيد کة کاريکولوم مکاتب عفغانستان را امريکايها و سعوديها ساختة اند تا کة انها در ميهن ما دايمى پايگاهى داشتة باشند و من از همة والدين مهربان خواهش ميکنم تا فرزندان خود را در منزل مخفيانة کاريکولوم مدنى دور امانى را بة انها بياموزند نة کاريکولوم عربى کة جز قتل و ترور مزيد بر ان  در ان چيزى ديگر نيست و بة کودکان خويش بياموزند کة چرا عبداللة ابن الجرا ، کاتب محمد از نزد
محمد بة حبشة گريخت و مسيحى شد . ايا ميدانيد نخستين مسلمان کة با جسد خانم مردة تجاوز کرد چة کس بود ؟
از قول خانم بسيار دانشمندکة از عرب سعودى بکشور کانادا فرارکرد و خود را حالا -Sandra Solomon
مينامد در مصاحبهٴ با -Kevin J. Johnson گفت : در سعودى مردم بة اين باورند کة محمد چهارسال  بعد از درگزشت پدر بة دنيا امدة است .
من در دانشگاة يک کشور عربى هم صنفى و هم اتاقى از عرب سعودى داشتم ، و از محمد کة بة وى بسيار  ستايش ميکردم ، روزى او ناگهان بسر من بر افروختة شد و گفت يا اخى محمد مجنون ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در پايان من از همة عفغانهايى کة نمايشات تبليغاتى دارند خواهش ميکنم ، بة اشخاص بنا بة مذهبى  بودنشان کة حس تشخيص در انها مردة است موقع ندهند تا برنامةهايى پُر مصرف ، و ارز شمند ايشان  از طريق چپولة گويى و لاطائلات ملوث بشوند و احتمالا کة با چنين شيوة ميشود نة تنها جلو تبليغات
زهر الود انها راگرفت بلکة ضربةى روانى ان انها را بسيار پريشان خواهد ساخت ؟
من کة از محترمة خانم سجية و ديگران کة چنين شيوة را دنبال ميکنند زياد قدر دانى ميکنم .

Advertisements