مــرد هــا ره قــول اس

گــلـبیدین راکــتیار هم به قــولــش وفــا کــرده اســمش را کــریســتوف راکــتیار گــذاشــته مســیحی شــد
در زندگی گاه گاهی آدم سخت برسر دوراهی قرار میگیرد که مجبور میگردد راه دهل یا راه سرنی را انتخاب کند اما خیلی سخت تر و دشوار تر از آن حالتیست که آدم مجبور گردد یک پاه را به راه دهل و پای دیگر را به راه را سرنی بگذارد که نتیجه آن احساس درد شدید و طاقت فرسای چره گی خواهد بود.
زمانیکه جناب راکتیار به صدای بلند شعار ضد امریکایی داده و می گفت :
” اگــر در مــوجــودیت امــریکــا مــن به کــابل بیــایم از امــت رســول الله نبــاشــم ! “
آنگاه او نمیدانست که دست تقدیر و سرنوشت تصمیم چه بازی های را با وی داشت و روزی او را مجبور خواهد کرد که گلیم امارت اسلامی اش را در زیر پرچم امریکا در افغانستان پهن کند.
بلی راکتیار سخت برسر دوراهی قرار گرفته بود از یکسو وی که سالها سنگ اسلام به سینه کوبیده بود حالا نمی توانست خلاف حکم صریح قرآن که می فرماید :
یا ایها الذین آمنو اوفو بالعقود ( ای کسانیکه ایمان آورده اید وفا کنید به عهد و پیمان تان ! ) عمل کند.
اما از جانب دیگر او در کشورش شاهد حق تلفی ها و ظلم و بیدادگری های روز افزون در حق قوم مظلوم و ستمدیده پشتون بود که برای نجات شان از آن حالت رقتبار به پیشوایی و امارت جناب ایشان  شدیدا نیازمند بودند.
پس در نتیجه راه دیگری برایشان باقی نمی ماند بجز اینکه برای نجات قوم پشتون امت محمد را ترک گوید که ایشان نیز با کمال شجاعت و متانت دست به این کار زده و بعد از غسل تمعید در اولین اقدام به توصیه و رهنمایی بی بی گل احمدزی اسمش را از گلبیدین راکتیار به کریستوف راکتیار تغیر داد ، شمشیر اسلام به غلاف کرد و صلیب مسیحی به گردن آویخت.
بعدا جناب کریستوف راکتیار بالای کینه و کدورت های ماضیه علیه امپریالیزم امریکا یک بیل خاک فراموشی نداخت و دست محبت و دوستی بسوی انکل سام دراز کرد ، به پیروان و هوادارانش دستور داد که منبعد در مبارزه شان هرگز دست به خشونت نزده و حتی خشونت دیگران را با زبان نرم و با مهر و محبت جواب دهند و اگر کسی سیلی بصورت شان حواله کرد بجای پس سیلی زدن طرف دیگر صورت شان را بسوی ضارب پیش کنند.
جناب کریستوف راکتیار خیلی کوشیدند که لقب مشهور و منفور راکتیار را به گلابیار تبدیل نمایند و برای اجرای این کار بار بار دخترانش را به سفارت امریکا فرستاد اما چون نام قدیمش در همه اسناد و مدارک بین الملل ثبت گردیده بود متاسفانه دیگرامکان تغییرش موجود نبود.
پس مجبور که جناب ایشان با لباس نو و هویت و شخصیت جدید ولی با همان نام منفور گذشته بقیه عمر را سپری نمایند بلی این است مفهوم عدالت و انصاف درین جهان بی انصاف.
با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــــرمت
حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی
Advertisements