سفر “ترامپ” رئیس جمهور امریکا به عربستان سعودی، پیش از آن که یک سفر سیاسی- نظامی باشد، یک سفر تجاری بود: تجارت اسلحه و نفت. یعنی دو غول بزرگ سرمایه داری امریکا که ترامپ با تسلط کامل در پی جلب رضایت هر دو، مستحکم کردن موقعیت خود و پخش نان خردها و سرریزهای این تجارت در امریکا برای جلب رضایت مردم آن کشور است. این سفر دو پیامد برای ایران دارد:

1- درک ماهیت این سفر و استراتژی اقتصادی ترامپ و نیفتادن در دام جنجال سازی های رسانه ای و شاخ و شانه کشیدن های منطقه ای که خوشبختانه با انتخاب روحانی این خطر تا حدودی دفع شده و عقلانیت و سیاست سکاندار شده است.

2- درک و عمل به آن جمله کلیدی که روحانی هم در آخرین سخنرانی های انتخاباتی و هم در مصاحبه و پیام پس از پیروزی گفت. یعنی هرکس برود دنبال کار و وظیفه خودش. از جمله سپاه که روحانی گفت دستشان را می بوسد اما باید بروند دنبال کار خودشان. این یک جمله کلیدی است زیرا مملکت نیازمند قدرت نظامی برای دفاع از کشور است و قوای نظامی آلوده به کاسبی تحریم، فعالیت های تجاری، قاچاق کالا تا حد قاچاق مواد مخدر، دسته بندی های سیاسی علیه دولت، نقشه برای رئیس جمهور کردن این و آن و به جان مردم انداختن سازمان اطلاعاتی خود و پر کردن زندانها از زندانیان سیاسی و دهها آلودگی دیگر نمی تواند آن باشد که باید باشد. صحبت از خرده کاری هایی مانند حضور درعراق و سوریه نیست، مسئله بسیار فراتر از این حرفهاست. بعنوان نمونه ایران ضعیف ترین نیروی هوائی را دارد، آلودگی سپاه به کارهای امنیتی و سیاسی به پایگاه آن در میان مردم بسیار ضربه زده است. کوتاه سخن، توصیه روحانی را نباید علیه قوای مسلح و بویژه سپاه تلقی کرد، بلکه در چارچوب استراتژی دفاع از کشور باید دید.

ترامپ نیز همزمان با استراتژی اقتصادی به سود کنسرن های اسلحه سازی و نفتی که در ادامه میخوانید، به ماجراجوئی نظامی در منطقه تا حد به جان هم افتادن کشورهای منطقه می اندیشد. یعنی نا امن کردن منطقه و جهان و امن ساختن امریکا برای جلب سرمایه ها. بنابراین هرچه سریع تر می باید باب مذاکره وتفاهم را در منطقه گشود و آتش بیاران را منزوی کرد. مقابله با اسرائیل و امریکا یعنی این و نه موشک با شعار نابودی اسرائیل هوا کردن! کار دولت به سپاه مربوط نیست، زیرا وظیفه سپاه بعنوان بزرگترین و قوی ترین نیروی نظامی کشور دفاع از کشور است و مردم آن بسیج و نیروهائی که در میان آنها خیلی اوباش سازماندهی شده اند نیستند و اشتباه استراتژیک است روی این نیرو حساب باز کردن. چرا که چنین نیروئی در بزنگاه ها به آن دلیل که انگیزه حضورش انگیزه ای ملی و استوار نیست نه تنها شانه از مسئولیت خالی می کند بلکه خلاف آن هم می تواند عمل کند.

 به نقل از مطبوعات معروف جهان، گوشه هائی از این سفر تجاری را برای شما ترجمه و منتشر می کنیم:

فایننشال تایمز:

آرامکو و شل به مشارکت شان پایان میدهند

شرکت نفتی آرامکوی عربستان با رویال داچ شل بر سر واگذاری مالکیت بزرگترین پالایشگاه نفت ایالات متحده – پالایشگاه “پورت آرتور” تگزاس به ظرفیت تولیدی ششصد هزار بشکه در روز- به شرکت دولتی آرامکو توافق کرده اند. شل اعلام کرد که 2.2 میلیارد دلار از عربستان برای واگذاری سهام شرکت مشترک “موتیوا انترپرایز” – مالک این پالایشگاه – به آرامکو دریافت میکند. به این ترتیب شل و آرامکو به مشارکت 19 ساله ی خود پایان میدهند که شامل دو پالایشگاه کوچکتر در لوییزیا هم میشود. این را میتوان در راستای تلاش عربستان برای حفظ بازار نفت خام دانست. برای شل، این اقدامی است مطابق برنامه ی فروش 30 میلیارد دلار از داراییهای این شرکت تا پایان سال آینده برای کاهش میزان بدهی هایش.

خالد الفالح، وزیر انرژی عربستان و رئیس هیات مدیره آرامکو، میگوید: “تقسیم دارایی های موتیوا بین آرامکو و شل، اختیار بیشتری به آرامکو میدهد تا زیرساخت قوی ای که طی بیش از سه دهه فعالیت در بخش صنعت نفت ایالات متحده ایجاد کرده است را توسعه دهد.”

ایالات متحده بزرگترین مصرف کننده ی نفت است و به باور تحلیلگران این اقدام با توجه به اینکه بخشی از سهام آرامکو بعنوان بزرگترین تولید کننده نفت در جهان در 2018 به عرضه ی عمومی در میآید، سبب جلب سرمایه گذاران خواهد گردید.

(این تفسیر فایننشال تایمز را، تفسیر راشا تودی (روسیه امروز) نفی کرده و به گونه ای دیگر مطرح می کند:

فرمان ترامپ برای گسترش حفاریهای نفتی در آبهای قطب شمال و اقیانوس آرام جزو وعده های انتخاباتی او برای تقویت تولید انرژی در آمریکا بود. تخمین زده میشود که ذخایر کشف نشده در منطقه یی به وسعت 6880 میلیارد متر مربع از فلات قاره بیرونی، بالغ بر90 میلیون بشکه نفت و 9.26 تریلیون مترمکعب گاز طبیعی باشد. پیشتراوباما طی فرمانی حفاری و استخراج نفت و گاز را در حدود 94 درصد از این منطقه ممنوع کرده بود. این حکم اوباما یکماه پیش از تحلیف ترامپ و برای حفاظت از محیط زیست امضاشد.

فعالان و گروههای مدافع محیط زیست پیش از آنکه جزییات فرمان ترامپ نهایی شود در صدد مقابله با آن بوده اند. بگفته یکی از این فعالان استخراج نفت و گاز در این مناطق، آمریکا را “برای دهه ها درگیر آلودگی های زیست-محیطی و عواقب دهشتناکی مانند فاجعه ی نشت نفت به دریای مکزیک از سکوی Deepwater Horizon، و وابستگی اقتصادی بیشتر به سوختهای فسیلی میکند. دانشمندان معتقدند برای جلوگیری از بدتر شدن شرایط اقلیمی و تغییرات آب و هوایی ذخایر نفت و گاز باید دستنخورده بمانند.” بومیان آلاسکا و دیگر گروههای حفاظت از محیط زیست هم در صددند تا برای مقابله با فرمان اجرایی ترامپ کار را به دادگاه بکشانند.

(به این ترتیب، بحث نه بر سر باز شدن دست شرکت آرامکو (عربستان) در تولید و بازار نفت در امریکا، بلکه بر سر تولید نفت آلاسکا و ظهور رقیبی غول آسا برای آرامکوست. یعنی از یک طرف شل، پول از آرامکو می گیرد، از طرف دیگر ترامپ قرارداد تسلیحاتی 170 میلیارد دلاری با عربستان می بندد و پول نفتی عربستان را تبدیل به سلاح امریکائی می کند. یعنی رضایت دو کنسرن بزرگ نفتی و اسلحه سازی امریکا و ایجاد کار در امریکا و رونق اقتصادی و جلب رضایت امریکائی ها. اینست آن شخصیت تجاری ترامپ که به آن اشاره شد. او پیش از آن که سیاست جنگی را دنبال کند، سیاست تجاری را دنبال می کند. حتی اگر کار به جنگ در منطقه خلیج فارس هم بکشد، باز به سود تولید کنندگان نفت آلاسکا و اسلحه سازان و اسلحه فروشان امریکائی می شود.)

آیا ترامپ استراتژی نفت جایگزین برای امریکا را دنبال می کند تا در صورت قطع صدور نفت از خلیج فارس، امریکا درتنگنا قرار نگیرد؟

این نکته در لابلای نظر وزیر پیشین دفاع امریکا اینگونه مطرح می شود:

لئون پانتا وزیر دفاع و رئیس پیشین سازمان اطلاعت مرکزی امریکا در دوره اوباما معتقد است که فرمان اجرایی ترامپ برای گسترش حفاری در آبهای قطب شمال برای استخراج نفت و گاز ممکن است تهدید کننده امنیت ملی ایالات متحده شود. بنظر وی تغییرات آب و هوایی و آثار زیست محیطی ناشی از چنان حفاریهایی با توجه به نقش روزافزون این منطقه در ارتباط با مسائل و جابجاییهای نظامی (!) مشکل آفرین خواهد بود. پانتا میگوید: “کارشناسان نظامی و امنیتی متفق القول اند که آبهای قطب شمال برای امنیت ملی ما اهمیت حیاتی دارد. بنابراین نباید با حفاری در این منطقه استراتژیک شرایط را بدتر و در راستای تهدید منابع و امنیت جهانی گام برداشت. چنین اقدامی ترغیب دیگر کشورهای همجوار برای بهره برداریهایی اینچنین را در پی دارد.”

(اشاره وزیر دفاع پیشین امریکا از سوئی به نظامی شدن و اتمی شدن در حال گسترش سیبری در خاک روسیه است. یعنی نزدیک ترین نقطه خاک روسیه به خاک امریکا و از سوی دیگر از دست رفتن این ذخیره نفت و گاز برای شرایطی بدتر که البته ترامپ آن شرایط بدتر را ظاهرا پیش بینی کرده است. هم نفتی و هم نظامی

پیک  نت

Advertisements