علي‌تاي ميركشه
كابل پايتخت افغانستان، كابل مركز قدرت دولت، كابل بزرگترين شهر افغانستان، کابل مرکز سخنرانی‌ها و قدرت‌نمایی‌های پیوسته‌ی رییس‌جمهور غنی، کابل مرکز سخنرانی و هشدارهای رسانه‌یی تکراری مقامات دولتی و کابل مرکز سیاست، تجارت و فرهنگ است. با این‌وجود، کابل مرکز بدترین کشتارها، بیشترین اختطاف‌ها، جرایم، فساد و قانون‌شکنی و زورگویی نیز هست.
مقامات قدرت و حاکمیت در فضای حاشیه‌یی و نسبتاً مرفه حاکمیت‌شان تصویری از کابل و حاکمیت دارند که صددرصد با مشاهدات بخش وسیعی از مردم این شهر در تناقض آشکار قرار دارد. اگر برای رییس‌جمهور و سایر مقامات دولت از بالا به پایین، کابل مرکز اقتدار و حکومت و اعمال حاکمیت است، مردم اما کابل را با تاریکی، ترس، فقر، بدفرهنگی، خشونت، امتیازهای متناسب به قدرت و بدرفتاری زورمندان دولت و بیرون از دولت می‌شناسند که هر شب جانی را می‌گیرد و خانواده‌یی را به عزا فرا می‌خواند.
بر اساس يك آمار تقريبي افراد مسلح به‌نام محافظ افراد و اشخاص و افراد مسلح غيرقانوني دوبرابر كل تشكيلات پوليس كابل است. اين افراد ٢٤ ساعت فعال‌اند و بخش بزرگ آن دست به اعمال غيرقانوني می‌زنند و پیوسته برگلوی ادعای حاکمیت قانون و قدرت دولت لگد می‌گذارند. این افراد پادشاه‌های شب کابل‌اند. شب‌هایی که برخلاف تصور دولت برای مردم در پس‌کوچه‌ها و کوچه‌های عمومی ترسناک، محل دزدی، قتل، اختطاف، تجاوز، آزارهای جنسی و ده‌ها نوع جرم دیگر اند.
پادشاهان شب کابل، پایتخت کشور و مرکز قدرت و حاشیه‌ی مرکز قدرت «ارگ» را به زون‌ها تقسیم کرده‌اند و هر بخش پادشاهی دارد. پادشاهی که پروای هیچ ارزشی را ندارد و نگرانی هیچ اصول و قدرتی را. در میان تقسیمات شبانه‌ی پادشاهی در کابل، یک پادشاه حوزه‌ی جغرافیایی گسترده‌یی را در اختیار دارد و پادشاهی‌اش علنی‌تر و مقتدرتر است. او حاكم مطلق جنوب‌شرق، شرق و شمال‌شرق شهر كابل است. ظاهرا به او انساني روحاني و عالم دين مي‌گويند. هميشه تسبيح به‌دست دارد و ريش‌اش را به احترام سنت پيامبر بزرگ اسلام بلند مَي‌گذارد تا در قيامت شفاعت‌اش كند و به بهشت دلخواه‌اش برود. در سيت موترش هميشه مسواك موجود است و او همواره توسط آن به‌دليل اینکه مؤمن جلوه نمايد دندان‌هایش را بورس مَي‌زند. مدرسه‌ی بزرگ ديني در شرق كابل ساخته و تعدادي زياد از جوانان را به‌زعم خودش و اکثریت مردم به راه راست هدایت مي‌كند.
در ميان اين‌همه نمايشات ديني او يك فرد خطرناك و ناقض دايمي قانون مي‌باشد. گزارش‌هایی پیوسته از رفتار او و شکایت دایمی مردمی از عملکردش نشان می‌دهد که برای او قانون‌شکنی و زورگویی به یک مرض مزمن و اعتیادی خوشایند تبدیل شده است. اين پادشاه شب كابل نزديك به ٢٥٠ فرد مسلح و نزديك به ١٥٠ فرد ملكي به‌نام آشپز و خدمه و نوكر و مسواك‌پاك‌كن دارد. او كسي نيست جز الحاج ملاتره‌خيل كوچي- عضو ولسي جرگه‌ی شورای ملي كشور

.

بخشی از نظاميان آقاي تره‌خيل را الحاج عبدالله تره‌خيل برادرزاده‌ی وي رهبري مي‌كند. او ماموريت دارد تا به علاوه‌ی اجرای دستورات خطرناك شخص ملا، شريان اقتصادي اين پادشاه شب كابل را جاري نگهدارد. عبدالله از طرف روز و شب با نزديك به ٣٠ سرباز ملبس با يونيفورم كماندوی افغانستان و كلاه‌هاي سياه كه تنها مسير چشم‌شان باز است در شهر كابل خصوصا شرق كابل گشت‌وگذار مي‌كند. وظيفه دارد تا وسايط باربري غيرقانوني تاجران افغان را كه ازمسير ننگرهار و پكتيا وارد كابل مي‌شوند- بدون محصول گمركي وارد ماركيت نمايد. اين فرمانده پادشاه شب به‌طور قراردادي وسايط باربري را از بيرون شهر كابل تا گدام‌های تخلیه‌ی تجاران و اموال بدرقه می‌نماید. براي عبدالله تره‌خيل مهم نيست آن موتر چه بار است- مهم این است که چقدر پول مي‌دهد. نرخ بدرقه‌ی سربازان پادشاه شب متفاوت است و بستگي به نوع موتر دارد، از ٣٠٠٠ دالر شروع تا ١٠٠٠٠ دالر امريكايي. در مسير ورد اين كاروان هيچ نيرو دولتي توان مقاومت ندارد حتا به‌اصطلاح گارنيزون كابل با «همان كش‌وفش گل‌نبي خان احمدزی». براساس بررسي‌هاي غيررسمي در حالات عادي حد اوسط ٢٠٠ موتر باربري از مسير اين پادشاه وارد كابل مي‌شوند.

اكثر اين وسايط تنها با نصب موقت عكس ملاتره‌خيل يا عبدالله تره‌خيل وارد شهر مي‌شوند و اين يك رمز و خط سرخ براي همه است كه نبايد مانع عبور اين وسايط شوند. بارها اتفاق افتاده كه نيروهاي پادشاه شب كابل نيروهاي دولتي را لت‌وكوب کرده و حتا سلاح نيروهاي امنيتي را با خود برده‌اند.
این پادشاه شب در میان پادشاهان متعدد شهرِ تقسیم‌شده‌ی کابل در هنگامه‌ی شب تا طلوع خورشید، توانایی بالاتر از این دارد. ملا تره‌خیل شخصاً از رییس‌جمهور تا لوی‌سارنوال کشور را تهدید می‌کند و پیامد این تهدیدها تا هنوز دست‌کم برای هوادارانش برق رایگان و امتیاز پیوسته‌ی بی‌توجهی حکومت به قانون‌شکنی‌ها و زورگویی‌هایش بوده است.
تره‌خیل می‌داند که پادشاهی او با اجبار در شهر بی‌پرسان کابل می‌چلد و مردم نیز به لطف بخشش‌های غیرقانونی او از تمامی اقداماتش حمایت می‌کند. اما سوال این است که فردی به‌نام رییس‌جمهور و نهادی به‌نام دولت و ارزشی به‌نام قانون چرا در برابر هر آنچه این پادشاهان شب روا می‌دارند، ساکت‌اند؟

Advertisements