این تصویر نباید بسیار بحث برانگیز باشد زیرا رابطه رهبران جهادی با حلقاتی در رژیم کمونیستی بعد از پیروزی مجاهدین مشخص بود که یکی از عامل های پیروزی مجاهدین بر رژیم کمونیستی وقت کابل نیز شد.

رابطه حکمتیار و شهنواز تنی هم بر می گردد به کودتای نافرجام تنی بر علیه داکتر نجیب. چیزی که حایز اهمیت و شاید مایه نگرانی نسل نو به صحنه آمده باشد این است که علیرغم همه تبلیغات و تلاش های عده از آدرس این نسل و حلقات حامی شان، هنوز حرف اول را پس از یک و نیم دهه گذار، باید گفتمان های سنتی و اهرم های کهنه قدرت بزنند.

جوان سیاست پیشه به اصطلاح از نمایندگی نسل جدید در پیوند به معاهده صلح دولت با حکمتیار در طلوع نیوز می گفت: “حکمتیار باید خواست های نسل ما را در نظر داشته باشد ورنه…”. در حالیکه تا هنوز خودش به این نتیجه نرسیده بود که بخشی از نسل او را دنباله روان حکمتیار، سیاف، محسنی، خلیلی و غیره تشکیل می دهند.

واقعیت این است که نسل نو سیاسی که بتواند چلنج بدهد و گفتمان ایجاد کند، در افغانستان امروز وجود ندارد. نسل نوی امروز را می توان نسل گپ و فیسبوک نام گذاشت که این گپ و فیسبوک شان هم در بدل معاش و موقف ناچیز به سادگی در خدمت بازیگران از نسل دیروز افغانستان قرار می گیرد و یا هم به مقصد اشخاص و سازمان های ذیغرض بیرونی تعبیه می شود.

در یک چنین حالتی جز مرور زمان و دفع بعضی از این کهنه سیاستگران بواسطه بعضی دیگرشان، راه برون رفتی وجود ندارد و چه می دانیم که شاید با بازنگری منطقی و معقول به دیدگاه ها و برنامه های خویش، همین ها بتوانند باعث تغییرات مثبت به نفع نسل جدید کشور باشند افغان نیوز.

Advertisements